به گزارش تحریریه، شبکه خبری «الجزیره» قطر، در گزارشی به قلم «جِفری ساکس»، کارشناس مسائل اقتصادی و استاد دانشگاه کلمبیا، و «سبیل فارس» مشاور ارشد شبکه راهحلهای توسعه پایدار وابسته به سازمان ملل در منطقه خاورمیانه و آفریقا، آورده است: پس از سپری شدن سه ماه از حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، اوضاع راهبردی به طرز دردناکی آشکار شده است. در گام نخست، رژیم اسرائیل و آمریکا برای تغییر نظام در ایران تلاش میکردند ولی آنها در روز نخست جنگ با شکست روبهرو شدند. از آن زمان، واقعیتهای اساسی تغییر نکرده است. آمریکا و رژیم اسرائیل با هیچگونه جدول زمانی و پرداخت هرگونه هزینهای نمیتوانند ایران را شکست دهند. در مقابل، ایران میتواند به کشورهای حاشیه خلیج فارس و رژیم اسرائیل در سطح بسیار بالایی خسارتهایی وارد کند که خوشایند اسرائیل و کشورهای عربی نیست.
زرادخانههای موشکی ایران، قدرت مقابله آن با کشتیها و همپیمانان و نیروهای نیابتی آن و جایگاه این کشور که بر تنگه هرمز اشراف دارد، همه سبب شدهاند که ایران در برابر هرگونه تنشآفرینی علیه خود از قدرت بازدارندگی برخوردار باشد.
زیرساختهای نفت و گاز، پالایشگاهها، بنادر، مراکز آبشیرینکن و خطوط لوله نفت کشورهای عربی در مکان خود ثابت، ضربهپذیر و در تیررس موشکها و سلاحهای ایران هستند. به سود هیچیک از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیست که دامنه جنگ علیه ایران افزایش یابد؛ زیرا افزایش تنش میتواند سبب بسته شدن تنگه هرمز، ویرانی زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و انفجار بیسابقه بحران انرژی در سراسر جهان شود. این مصیبتی بزرگ است و هیچ حکومت عاقلی بر سر مملکت خودش نخواهد آورد.
با این وجود، تنگنای کنونی بیانگر موازنه نیست. آمریکا هنوز هم صادرات نفتی ایران را با تحریم روبهرو میکند. تنگه هرمز همواره زیر تهدیدهای دائمی است و بازارهای انرژی ناآرام هستند. کشورهای آسیایی، اروپایی و آفریقایی تاوان سنگینی را در نتیجه بحران انرژی پرداخت خواهند کرد.
شبکه الجزیره نوشت: از نظر عملی، برای پیش برد امور دو مسیر بیشتر وجود ندارد. مسیر نخست، ادامه تنشآفرینی است. رژیم اسرائیل میخواهد این روند را پیش ببرد. کابینه نتانیاهو و ارتش رژیم اسرائیل با خشونت رفتار میکنند و با افراطیگری هرچه تمامتر به دنبال توسعهطلبی هستند. آنها به دنبال صلح، آرامش و دیپلماسی نیستند. این رژیم میخواهد همه فلسطین و کشورهای همسایه را به زیر کنترل و اشغال خود درآورد و یکهتاز این کشورها باشد. این رژیم پس از جنگافروزی در غزه و ویرانسازی این منطقه، به لبنان منتقل شده است و به دنبال اشغال جنوب لبنان، توسعهطلبی در این منطقه و کشتار روزانه مردم لبنان است. حملههای هوایی به بیروت، ترورهای هدفمند، ویرانسازی روستاها و آواره کردن هزاران تن نشان میدهد که این رژیم به دنبال امنیت نیست.
کابینه نتانیاهو بر روی این موضوع شرطبندی کرده است که نباید در داخل و خارج در برابر قدرت نظامی رژیم اسرائیل محدودیتی ایجاد شود. جنگ علیه ایران هم ادامه چنین رویکردی است. آمریکا هم به دلیل نفوذ سیاسی مسیحیان و یهودیان صهیونیست با محدودیتهایی روبهرو است. این افراد در صنایع دفاع و فناوری نفوذ گستردهای دارند. کنگره بهطور واقعی در برابر خواستههای صهیونیستها تسلیم است.
از این رو، رژیم اسرائیل به دنبال جنگ فراگیر است و این به سود آمریکا نیست. رای دهندگان آمریکا هم این موضوع را درک میکنند. نظرسنجیها هم بارها این موضوع را ثابت کردهاند؛ زیرا اکثریت آمریکاییها مخالف جنگ علیه ایران و رفتارهای رژیم اسرائیل در این زمینه هستند.
روند دوم در این زمینه، برقراری آرامش است. در این زمینه دو متغیر فرعی دیگر وجود دارد. متغیر نخست، حلوفصل فراگیر مسائل در یک چارچوب است؛ بهطوریکه در آن به جنگ پایان داده شود و موضوع برنامه هستهای ایران، ساختار امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و روند صلح در منطقه خلیج فارس مشخص شود. این یک نتیجه درست اما تقریباً ناممکن است؛ زیرا ترامپ به شدت ناتوان است و از شخصیت روانی باثباتی برخوردار نیست. او تابع دستورهای نتانیاهو و صهیونیستهایی است که از وی، ائتلاف وی و پیمانکارانش حمایت مالی میکنند.
توافق فراگیر نیازمند راهبرد منسجمی ازسوی آمریکا است و آمریکای کنونی دارای راهبرد منسجمی نیست. با توجه به این موضوع، گزینه بهتر و واقعی، متغیر دیگری است. در این گزینه باید بهطور واقعی به جنگ پایان داده شود و آمریکا و رژیم اسرائیل عقبنشینی کنند و بار دیگر تنگه هرمز باز شود و ایران هم خویشتندار باشد. برای رسیدن به این خواسته، نیاز به یک توافق رسمی و موافقت کنگره یا کابینه رژیم اسرائیل نیست. این موضوع نیاز به تمرکز بر مذاکره، که ترامپ نمیتواند آن را پیش ببرد، ندارد؛ بلکه این موضوع فقط نیاز به آن دارد که آمریکا به تحریمهای ایران پایان دهد و ایران هم از هرگونه اقدام تنشآفرین پرهیز کند.
این شبکه قطری نوشت: قطعاً روسیه و چین، که منافع مهمی در خلیج فارس باثبات و نفوذ گسترده ایران در آن دارند، هم به خویشتنداری دعوت خواهند کرد. منافع ایران هم در این است که از این وضعیت خارج شود و کشورهای عربی هم باید بتوانند نفسی بکشند. با این وضعیت میتوان به جنگ پایان داد.
با این وجود، صلح ایدهآل و امنیت واقعی و پایدار یک آرمان است و نمونهها و الگوهایی مانند توافق صلح «آبراهام» بیهوده و مصیبتبار است. عادیسازی روابط رژیم اسرائیل با کشورهای عربی، پس از کشتار جمعی این رژیم در غزه، اشغال فلسطین و توسعهطلبی آن در منطقه خاورمیانه، تمسخر و طنزی بیش نیست. جهان عرب باید همواره این موضوع را به آمریکا یادآوری کند که به شرط برپایی کشور فلسطین، حاضر به صلح با اسرائیل است. آمریکا هم باید حق وتوی خود را کنار بگذارد و فلسطین در سازمان ملل به رسمیت شناخته شود.
پایان/













نظر شما