پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

پکن یک نشست سطح‌بالا در شورای امنیت سازمان ملل را با هدف بازگشت به قواعد و اصول ترتیب داد، اما درست در همین حین، دو کشور غربی با یک حرکت دوگانه، هم‌زمان فرش قرمز را برای عضویت دائم ژاپن پهن کردند و هم‌زمان درِ ورود را به روی نمایندگان روسیه و ایران بستند. برای پاسخ به این پرسش که «چه کسی در حال برهم زدن بازی است»، بیایید این ماجرا را از ابتدا مرور کنیم و ببینیم چه کسی پشت نقاب قانون‌مداری، در حال تخریب زیربنای نظم بین‌المللی است.

به گزارش تحریریه، ژانگ جین‌لی(张锦力)، خبرنگار پیشکسوت روزنامه رسمی مردم چین (People’s Daily/人民日报) و پژوهشگر برجسته تاریخ، در این تحلیل با پیوند زدن وقایع گذشته به تحولات جاری شورای امنیت، چرایی بن‌بست دیپلماتیک در مسیر اصلاحات جهانی را رمزگشایی می‌کند.

در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۲۶ (۵ خرداد ۱۴۰۵)، به ابتکار چین که در آن ماه ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده داشت، نشستی سطح‌بالا با موضوع «پایبندی به اهداف و اصول منشور ملل متحد و تقویت نظام بین‌المللی با محوریت سازمان ملل» برگزار شد. وانگ یی(王毅)، وزیر امور خارجه چین، ریاست این نشست را بر عهده داشت و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل نیز به ارائه گزارشی از وضعیت پرداخت. این نشست با حضور نمایندگان بیش از ۱۰۰ کشور، از جمله ۲۰ وزیر خارجه که برای شرکت در آن به نیویورک سفر کرده بودند، برگزار شد.

موضوع نشست به‌قدری اصولی و درست بود که جای هیچ بحثی باقی نمی‌گذاشت؛ اما درست در همین حین، در لایه‌های زیرین ماجرا، ناهماهنگی عجیبی رخ داد که کاملاً نمایان بود.

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

الکساندر آلیموف، معاون وزیر امور خارجه روسیه

واسیلی نِبِنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، اعلام کرد که ایالات متحده از صدور ویزا برای الکساندر آلیموف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، خودداری کرده است. او این اقدام را نه تنها نقض تعهدات واشنگتن در قبال سازمان ملل، بلکه دهن‌کجی آشکار به جایگاه چین به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت دانست. تصور کنید میزبان (چین) مهمانی را دعوت کرده، اما صاحب‌خانه (آمریکا) اجازه ورود او را به خانه نمی‌دهد؛ این ضربه‌ای مستقیم به اعتبار دیپلماتیک نشست بود.

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

ایران نیز با مانعی مشابه روبرو شد. طبق اعلام وزارت امور خارجه ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز به دلیل مشکلات صدور ویزا نتوانست در این نشست شورای امنیت حاضر شود. فرحان عزیز حق، معاون سخنگوی دبیرکل سازمان ملل نیز تأیید کرد که وزیر خارجه ایران در نیویورک حضور ندارد و برنامه‌های دیدارهای او با آنتونیو گوترش لغو شده است.

دو کشوری که نادیده گرفتن‌شان در معادلات شورای امنیت غیرممکن است، حالا نمایندگانشان دقیقاً پشت درهای بسته‌ی نشستی مانده‌اند که موضوعش «پایبندی به توافقات» است! طنز تلخ ماجرا دقیقاً در همین پارادوکس نهفته است.

آمریکا؛ میزبان یا نگهبان گزینشی؟

بر اساس موافقت‌نامه میان سازمان ملل و ایالات متحده درباره مقر سازمان ملل که در سال ۱۹۴۷ اجرایی شد، آمریکا به عنوان کشور میزبان موظف است روادید مقامات دولتی کشورهای عضو را به‌صورت رایگان و در سریع‌ترین زمان ممکن صادر کند. اما دولت آمریکا اغلب با بهانه‌هایی مانند تعلل، عدم صدور ویزا یا محدود کردن فعالیت‌های دیپلماتیک، عملاً مانع از کار دیپلمات‌های خارجی می‌شود. نقض آشکار تعهدات در جلسه‌ای که دستور کارش پایبندی به قوانین است، حتی تماشاگران را هم از این سطح تناقض، خجالت‌زده می‌کند.

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

این اولین باری نیست که آمریکا چنین کارتی را بازی می‌کند. در آوریل ۲۰۲۵، گِنگ شوانگ(耿爽)، معاون نماینده دائم چین در سازمان ملل، مستقیماً از سوءاستفاده آمریکا از موقعیتش به عنوان میزبان انتقاد کرد. او تأکید کرد که واشنگتن به بهانه‌های واهی «امنیت ملی»، بارها از صدور ویزا برای دیپلمات‌های چینی خودداری کرده و حتی دسترسی خانواده‌های آنان به مراقبت‌های پزشکی و تحصیل فرزندانشان را نیز محدود کرده است.

نمونه‌ی لاوروف در سال ۲۰۲۳ نیز که مجبور شد از طریق ویدئوکنفرانس در جلسه شرکت کند، خود شاهدی بر این ادعاست. وقتی کلید این دروازه دست کسی باشد که بر اساس میل و سلیقه‌ی شخصی‌اش عمل می‌کند، هر کسی ممکن است روزی پشت در بماند.

تحلیل من این است: وقتی این دروازه به ابزاری برای انتخاب مهمان تبدیل شود، فقط روسیه و ایران نیستند که آسیب می‌بینند. امروز راه را بر مسکو و تهران بستند؛ آیا فردا این کلید به سمت دیگری نخواهد چرخید؟

بسیاری از کشورهای در حال توسعه که در سالن حضور داشتند، با نگرانی از خود می‌پرسند که آیا این قوانین و مقررات ورودی هنوز اعتبار دارند یا خیر، و اینکه در نهایت حرف چه کسی حجت است؟

حالا بیایید صحنه را عوض کنیم و به بخش دیگر ماجرا، یعنی حمایت از عضویت دائم ژاپن، نگاهی بیندازیم.

بریتانیا خواستار گسترش شورای امنیت و حمایت از عضویت دائم هند، برزیل، آلمان و ژاپن است. در مقابل، اگرچه آمریکا از عضویت دائم ژاپن حمایت می‌کند، اما با اعطای حق وتو به ژاپن، آلمان، هند و برزیل مخالف است. بریتانیا و آمریکا، یکی در را می‌بندد (ممانعت از ورود رقبا) و دیگری لیست مورد نظرش را به جلو هل می‌دهد؛ این تقسیم کار، بسیار هماهنگ و معنادار است.

پشت این لیست، همان ائتلاف قدیمی نهفته است. «گروه چهار» (G4) متشکل از ژاپن، هند، آلمان و برزیل، سال‌هاست که خواهان افزایش تعداد اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت هستند و تأکید دارند که این تنها راه برای اصلاح واقعی شورای امنیت است.

در مقابل، گروه «اتحاد برای اجماع» (UfC) به رهبری ایتالیا، به هیچ وجه با افزودن کرسی‌های دائم موافقت نمی‌کند. دو طرف بیش از بیست سال است که در حال بحث هستند و هیچ‌کدام موفق نشده‌اند دیگری را متقاعد کنند. در نشستی که دقیقاً برای بحث در مورد «چگونگی مستحکم کردن بنای فعلی» برگزار شده، ارائه نقشه‌ای برای «تخریب دیوارها و بازسازی»، ناگزیر حامل اهداف خاصی است.

آیا باید درهای اصلاحات را باز کرد؟ بله، باید باز کرد. اما اینکه چه کسی نقشه را می‌کشد، به چه ترتیبی عملیات ساخت‌وساز انجام می‌شود و آیا مستأجران جدید حق مالکیت کامل (حق وتو) دارند یا خیر، همان گره کوری است که بیست سال است کار را متوقف کرده؛ این مسئله به سادگی چیدن چند صندلی اضافه نیست.

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن

ژاپن می‌خواهد به این جمع راه یابد، اما سنگ‌های پیشِ پای آن کاملاً مشخص است. ژاپن عمدتاً با مخالفت چین، کره جنوبی و روسیه مواجه است؛ چرا که آن‌ها معتقدند ژاپن در حال تلطیف و تطهیر سوابق تجاوزگری و استعمارگری خود است، ناسیونالیسم در داخل ژاپن یک ریسک محسوب می‌شود، و اختلافات تاریخی و حاکمیتی دلیل اصلی مخالفت چین و کره جنوبی با ورود ژاپن به جمع اعضای دائم است.

کرسی دائم به معنای تعهد به نظمِ پس از جنگ جهانی دوم است، نه یک نشان افتخار که به قدرت‌های اقتصادی داده شود. ظرافت ماجرا در نشانه‌های هزینه‌های نظامی فعلی نهفته است.

ژاپن در سال‌های اخیر هزینه‌های دفاعی خود را به طور مستمر افزایش داده است و تحرکات این کشور برای «تسلیح مجدد»، دقیقاً همان نقطه حساسی است که منشور ملل متحد بیش از همه نسبت به آن هشیار است. واسیلی نِبِنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، مستقیماً اظهار داشت که آلمان و ژاپن «هرگز نمی‌توانند عضو دائم شوند»؛ این موضع‌گیری نه تنها ریشه در مسائل به جا مانده از تاریخ جنگ جهانی دوم دارد، بلکه عمیقاً با ژئوپلیتیک و امنیت استراتژیک کنونی نیز در ارتباط است.

انصافاً باید گفت شورای امنیت واقعاً نیاز به اصلاح دارد. خود آنتونیو گوترش نیز اذعان کرده که این ساختار دچار بحران شده است. وانگ یی نیز پس از جلسه به‌صراحت گفت که حکمرانی جهانی نیاز فوری به اصلاحات دارد، به‌ویژه باید نمایندگی و حق اظهار نظر جنوب جهانی تقویت شود.

اختلاف نظر بر سر اصلاح کردن یا نکردن نیست، بلکه در این است که کدام مسیر مطمئن‌تر است: آیا ابتدا چند کشور مورد نظر را وارد کنیم، یا ابتدا پایه‌های منشور را مستحکم کنیم و بعد اجازه دهیم همه کشورهای عضو به آرامی درباره آن گفتگو کنند؟ خود آفریقایی‌ها در واقع از قبل تصمیم خود را گرفته‌اند.

اتحادیه آفریقا در «اجماع ازولوینی» (Ezulwini Consensus) رسماً اعلام کرده که این قاره باید حداقل دو کرسی دائم در شورای امنیت داشته باشد و انتخاب نماینده نیز بر عهده خود اتحادیه آفریقا باشد. به زبان ساده یعنی: «جایگاه من، تصمیم من!» این‌طور نیست که شما برای ما صندلی رزرو کنید، چیدمان آن را مشخص کنید و بعد هم شاید اجازه ندهید در رأی‌گیری‌ها دستمان را بالا ببریم!

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

تازه، این لیست پیشنهادی (هند، برزیل، آلمان و ژاپن) اصلاً رأی نمی‌آورد. اصلاحات ساختاری شورای امنیت نیازمند تصویب دوسوم اعضای مجمع عمومی و موافقت قطعی هر پنج عضو دائم (P5) است؛ مانعی که عملاً عبور از آن بسیار دشوار است، چرا که هر یک از کشورهای کاندیدا، دست‌کم یک مخالف جدی دارد.

وقتی می‌دانند این طرح به جایی نمی‌رسد اما باز هم آن را در نشستی با محوریت پایبندی به مقررات مطرح می‌کنند، این دیگر نشانه‌ی صداقت برای اصلاحات نیست؛ بلکه تلاشی است برای قبضه کردن تریبون و در دست گرفتن فرمانِ بازی. وقتی موضوع بستن درها به روی نمایندگان را کنار مسئله کرسی‌های شورای امنیت می‌گذاریم، توصیف این بازی تنها یک واژه نیاز دارد: «فتنه‌انگیزی».

برای خودی‌ها، قانون آسان و منعطف است؛ اما برای کسانی که چشم دیدنشان را ندارند، قانون به ابزاری برای فشار تبدیل می‌شود. ویزا را هر وقت بخواهند صادر می‌کنند و هر وقت نخواهند، باطل؛ پس «موافقت‌نامه تعهدات بین‌المللی دولت میزبان مقر سازمان ملل متحد» (Host Country Agreement) کجا رفته؟ آیا هنوز اعتباری دارد؟

کرسی‌ها را هم که هر طور بخواهند جابه‌جا می‌کنند؛ در این میان، سهم «برابری اعضا» چقدر باقی مانده است؟ این دقیقاً همان حقیقتی است که چین با برگزاری این نشست، قصد پرده‌برداری از آن را داشت.

پشت‌پرده‌ ممانعت آمریکا از ورود نمایندگان ایران و روسیه به شورای امنیت

وانگ یی در سخنرانی خود تأکید کرد که قدرت‌های بزرگ بیش از هر کس دیگری مسئولیت دارند تا پیشگام قانون‌مداری باشند و مسیر درست را طی کنند؛ نه اینکه به استاندارد دوگانه استثناگرایی و برخوردهای گزینشی متوسل شوند. این کلمات شعار نیستند، چرا که نمونه‌ی زنده‌ «نادیده گرفته شدن»، درست پشت در همان سالنی بود که نشست در آن برگزار می‌شد.

در جریان نشست، اتفاق‌نظر نادری میان طرف‌ها شکل گرفت. همه بر این باور بودند که منشور ملل متحد نه تنها کهنه نشده، بلکه همچنان سنگ‌بنای نظم بین‌المللی است؛ جایگاه مرکزی سازمان ملل باید تقویت شود و نباید تضعیف گردد، چرا که هیچ‌کس نمی‌خواهد روابط بین‌الملل به عصر قانون جنگل بازگردد.

بیش از صد کشور دور هم نشستند تا بر پایبندی به قوانین واحد تأکید کنند، اما در همان حال، اقلیتی از کشورها در پشت درهای بسته و بر سر کرسی‌ها، ساز خودشان را می‌زدند. همین تضاد، گویای همه‌چیز است. در پس‌زمینه هم یک حقیقت تلخ غیرقابل‌انکار وجود دارد که نمی‌توان از آن چشم پوشید: بوی باروت در خاورمیانه هنوز فروکش نکرده است.

در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و اسرائیل جنگی را علیه ایران آغاز کردند که منجر به شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر عالی ایران شد؛ وضعیتی که تا ۷ آوریل و حصول توافق آتش‌بس موقت میان طرفین، ادامه داشت. این آتش‌بس بسیار شکننده است و همین مسئله، سندی زنده بر این حقیقت است که مفاد منشور ملل متحد در دوران کنونی، نه یک شعار تشریفاتی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای جلوگیری از فاجعه است.

نقش چین در این میانه کاملاً روشن است. وانگ یی در خصوص حل‌وفصل بحران منطقه تصریح کرد که حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای منطقه باید محترم شمرده شود و از جان غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی باید محافظت گردد. چین نه عجله‌ای برای تحمیل لیست‌های گزینشی دارد و نه در پی مانع‌تراشی برای ورود کسی است؛ بلکه پرسش بنیادی «آیا منشور ملل متحد هنوز اعتبار دارد؟» را پیش روی همگان گذاشته است.

در همین راستا، چین در ۲۸ مه در نیویورک نشست «گروه دوستان حاکمیت جهانی» را برگزار کرد و در پاییز امسال نیز میزبان «مجمع حاکمیت جهانی» در شیونگ‌آن خواهد بود. این اقدامات زنجیره‌وار، نه با هیاهو، بلکه با زیرساخت‌سازی و ایجاد بستری مستحکم برای گفتگو پیش می‌رود.

بازگردیم به پرسش اصلی مقاله: چین میزبان نشست است؛ دو کشور غربی از یک‌سو ژاپن را برای کرسی دائم هل می‌دهند و از سوی دیگر مانع ورود روسیه و ایران می‌شوند؛ چه کسی در حال سنگ‌اندازی است؟

پاسخ دشوار نیست. «سنگ‌انداز» هرگز آن کسی نیست که میزبان است و از قانون می‌گوید؛ بلکه آن کسی است که لقلقه زبانش «چندجانبه‌گرایی» است، اما در عمل، تیشه به ریشه آن می‌زند. این پاسخ در متن سخنرانی‌ها نیست؛ بلکه در تک‌تک تصمیماتی نهفته است که در آینده گرفته خواهد شد: آیا اجازه ورود می‌دهند؟ آیا صندلی را به صاحبان واقعی‌اش می‌بخشند؟

پایان/

منبع: 【张锦力讲历史:中国主持联合国大会,两国支持日本入常、阻挠俄伊参会,谁在添堵】
https://m.toutiao.com/is/1EunTnotKo0/

۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35149

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =