به گزارش تحریریه، «دنیس راس» عضو برجسته دیویدسون در مؤسسه واشنگتن و مقام ارشد پیشین دولتهای ریگان، بوش، کلینتون و اوباما در ایالات متحده , در یادداشتی برای این اندیشکده تاکید دارد:
دولت ترامپ به همه اهداف جنگی خود دست نخواهد یافت، اما همچنان میتواند با گذشت زمان یک پیروزی راهبردی به دست آورد.
دستیابی به توافق با ایران هرگز ساده نبوده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ همچنان ادعا میکند که توافق نزدیک است — حتی در حالی که ایالات متحده و اسرائیل با ایران درگیریهای نظامی محدودی را رد و بدل کردند — و این موضوع بار دیگر ثابت میکند که تلاشهای کنونی برای بازگشایی تنگه هرمز و تمدید آتشبس نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
تنها زمانی که خصومتها واقعاً پایان یابند، میتوان ارزیابی کاملی از نتایج داشت. در کوتاهمدت، ایران مهارت شگفتانگیزی در استفاده از اهرمهای فشار خود نشان داده است. اما در بلندمدت، ناسازگاریهای درونی و ناکامیهای ریشهدار جمهوری اسلامی ممکن است در نهایت به تغییرات تاریخی و مثبت در تهران منجر شوند.
در این مرحله، روشن است که ایران دو اهرم قدرتمند دارد که پیش از این درگیری به استفاده از آنها فکر نکرده بود: مختل کردن عبور و مرور از تنگه هرمز و حمله به تأسیسات نفتی همسایگان عرب خود در خلیج فارس.
این اهرمهای تازه به ایران دستاوردهای روشنی از جنگ دادهاند.
اما ایران همچنین خسارتهای عمیقی به تواناییهای نظامی و زیرساخت صنعتی دفاعی خود متحمل شده است؛ چه رسد به اقتصادی که در آستانه فروپاشی قرار دارد. پس از پایان جنگ، رهبران ایران ناچار خواهند بود با تناقضهای درونی جمهوری اسلامی و ناتوانی آن در تأمین نیازهای مردم ایران روبهرو شوند — بدون آنکه جنگ را بهانهای برای نپرداختن به این مسائل در اختیار داشته باشند.
کمتر کسی تصور میکرد که ایرانیها پس از آنکه آمریکا و اسرائیل مدعی شدند بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار دادهاند، بتوانند چنین اهرم فشاری را اعمال کنند. ناتوانی ترامپ در تصمیمگیری درباره اینکه هدفش تغییر رژیم است یا صرفاً تضعیف توانایی رژیم برای تهدید دیگران، به شکلگیری این واقعیت جدید کمک کرد. اگر ترامپ تنها موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، ذخایر پهپادی و تأسیسات تولیدی ایران را هدف قرار میداد و تهدید علیه رهبر نظام را به عنوان یک اهرم فشار ذخیره میکرد، توانایی ایران برای تهدید همسایگانش را تضعیف میکرد و در عین حال به رهبران ایران دلیلی میداد که تنگه را نبندند.
از سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۸، ایرانیها هیچ تلاشی برای بستن تنگه انجام ندادهاند، زیرا رهبران ایران به خوبی درک میکردند که چنین اقدامی به جنگی منجر خواهد شد که میتواند موجودیت رژیم را تهدید کند. و بقای رژیم همواره بالاترین اولویت جمهوری اسلامی بوده است. اما هنگامی که ترامپ به سراغ «قطع سر» نظام رفت، رهبران ایران دریافتند که چیزی برای از دست دادن ندارند و بستن تنگه به مهمترین اهرم راهبردی آنها تبدیل شد.
ترامپ با تأخیر تلاش کرد اهرم فشار تهران را با اعمال محاصره بر صادرات و واردات آن کاهش دهد. اما تنها با استفاده از نیروهای آمریکایی برای بازگشایی تنگه — اقدامی که او برای مدت کوتاهی در قالب پروژهای که سریعاً لغو شد و «پروژه آزادی» نام داشت تهدید به انجام آن کرده بود — میتوانست این اهرم را از ایران بگیرد و محاسبات آن را تغییر دهد.
بازگشایی تنگه زمانبر بوده و با توجه به تهدید مینهای ایرانی، قایقهای تندرو، پهپادها و موشکهای بالستیک و کروز، انجام آن بسیار دشوارتر از بیانش است. افزون بر این، احتمالاً چندین کشور خلیج فارس نگرانیهای خود را منتقل کرده بودند که چنین اقدامی موجب تلافی ایران علیه آنها خواهد شد — و متقاعد نشده بودند که آمریکا بتواند حفاظت کافی از آنها به عمل آورد. در هر صورت، ترامپ عقبنشینی کرد؛ همانطور که در چندین مقطع دیگر جنگ نیز چنین کرد، و با این کار به دیپلماسی خود آسیب بیشتری وارد ساخت.
علاوه بر این، حتی اگر ایرانیها عبور و مرور عادی از تنگه را بپذیرند، نباید تعجب کرد اگر پس از چند ماه به چالش کشیدن برخی کشتیها به بهانه نقض قوانین ایران را بهانه کنند یا «هزینههای جدید ناوبری» مطالبه نمایند. ایرانیها برای ارسال این پیام به همسایگان خود بازیهای مختلفی انجام خواهند داد که به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهند گشت — با این درک (احتمالاً درست) که ترامپ به خاطر نقضهای «جزئی» توافقات به زور متوسل نخواهد شد.
بسیاری از مسائل به این بستگی دارد که ترامپ تا چه اندازه از طریق کاهش تحریمها یا پذیرش یک صندوق بازسازی، به ایران یک شریان حیاتی اقتصادی ارائه دهد. مقامهای آمریکایی میگویند تا زمانی که ایران در موضوع هستهای — بهویژه در زمینه انتقال ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد — همکاری نکند، هیچ کاهش واقعی در تحریمها صورت نخواهد گرفت. (این احتمال وجود دارد که توافق دقیقاً به دلیل برداشتهای متفاوت طرفین درباره همین موضوع — و همچنین مسائل دیگر از جمله آتشبس شکننده در لبنان — فرو بپاشد.)
اما حتی اگر ترامپ به اهداف اعلامشده خود دست نیابد (اهدافی که در زمانهای مختلف شامل «تسلیم بیقیدوشرط» ایران، محدود کردن بازسازی برنامه موشکهای بالستیک و زیرساخت دفاعی تهران و متوقف کردن حمایت ایران از شبکه نیروهای نیابتیاش بودهاند) ممکن است در یک حوزه بیش از آنچه اکنون به دنبال آن است، موفق شود: ایجاد زمینه برای تغییر در داخل ایران.
فساد ساختاری و سوءمدیریت گسترده نظام با تلاشهای رهبری جدید برای بازسازی ارتش و صنایع دفاعی کشور تشدید خواهد شد. این امر به منابع عظیمی نیاز دارد؛ منابعی که با نیازهای اقتصاد غیرنظامی، بحران کنونی بیکاری گسترده و ناتوانی مزمن رژیم در برآورده کردن ابتداییترین الزامات حکمرانی — یعنی تأمین آب، برق و ارزی که ارزشی داشته باشد — سازگار نخواهد بود.
پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن گذشته، ایرانیان شروع به زیر سؤال بردن هزینههای سنگینی کردند که کشور متحمل شده بود و همچنین منطق حمایت از شبکه نیروهای نیابتی تهران در منطقه را مورد تردید قرار دادند. این صداها از بین نرفتهاند، حتی اگر فعلاً آنها و بخش گستردهتری از افکار عمومی ناراضی خاموش باشند. اما با افزایش اجتنابناپذیر نارضایتیها، این سکوت دوام نخواهد آورد. دستکم، یک توافق هوشمندانه باید کاهش تحریمها علیه ایران را تا حد ممکن محدود کند. کاهش تحریمها فقط برای رژیم زمان خواهد خرید.
اما حتی با دریافت کمک نیز توانایی تهران برای مدیریت مشکلات داخلی خود محدود باقی خواهد ماند و فشارهای داخلی افزایش خواهند یافت. این فشارها شاید به فروپاشی رژیم منجر نشوند، اما ممکن است چیزی را پدید آورند که (آیت الله)خامنهای به شدت از آن هراس داشت: ظهور یک «گورباچف ایرانی» — رهبری که بخواهد توسعه داخلی را در اولویت قرار دهد، به سوی مردم دست دراز کند و پایان دادن به تقابل با جهان خارج را به اصل سازماندهنده سیاست خود تبدیل سازد.
بیتردید راههای بهتری برای تشدید تناقضهای درونی جمهوری اسلامی وجود داشت. اما جنگ انتخابی ترامپ شاید در نهایت به جنگی تبدیل شود که با گذشت زمان، به تغییر واقعی در تهران منجر شد.
*متن فوق ترجمه تحلیل دنیس راس در موسسه واسنگتن برای سیاست خاورنزدیک است.
پایان/
منبع: https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/deal-could-leave-iran-fatally-weakened













نظر شما