چرا قیمت جهانی نفت پایین باقی ماند؟

بلومبرگ ۱۰ دلیل را در مورد چرایی باقی ماندن قیمت جهانی نفت زیر ۱۰۰ دلار بیان کرده است.

به گزارش تحریریه، تحلیل شبکه تلویزیونی بلومبرگ نشان می‌دهد که قیمت نفت عمدتاً به ۶ دلیل مرتبط با عرضه و تقاضا زیر سطح ۱۰۰ دلار باقی مانده است: کاهش واردات چین، تضعیف تقاضای جهانی، تغییر مسیر خطوط لوله صادراتی، مازاد عرضه پیش از جنگ، آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی و افزایش چشمگیر تولید در قاره آمریکا.

این عوامل همچنین توسط چهار عامل ساختاری دیگر —انعطاف‌پذیری پالایشگاه‌ها، گسترش بازار اختیار معامله (آپشن)، مداخله ترامپ و فناوری ماهواره‌ای— تقویت شده‌اند که در مجموع اثر شوک عرضه را کاهش داده‌اند.

بیش از ۱۰۰ روز پس از آغاز جنگ ایران، بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ نتوانسته است قیمت جهانی نفت خام را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برساند.

به گفته «خاویر بلاس» ستون‌نویس بلومبرگ، عملکرد قیمت نفت بسیار ضعیف‌تر از انتظارات بوده است؛ چه در بازارهای مالی و چه در بازارهای فیزیکی.

شاخص‌هایی مانند بک‌واردیشن (Backwardation)، پریمیوم‌های فیزیکی، نرخ‌های حمل‌ونقل دریایی و حاشیه سود پالایشگاه‌ها همگی کاهش یافته‌اند. پیش از آغاز درگیری، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کرد که تقریباً یک‌پنجم تقاضای جهانی را تشکیل می‌داد.

در ماه آوریل، چندین صندوق پوشش ریسک و بانک‌های وال‌استریت پیش‌بینی کرده بودند که قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رسید؛ پیش‌بینی‌ای که کاملاً با واقعیت بازار در تضاد بود.

https://assets.bwbx.io/images/users/iqjWHBFdfxIU/isGY9qjxaDeI/v1/-1x-1.webp

خاویر بلاس معتقد است که هم‌زمانی ده عامل زیر نقش اصلی را در توضیح این پدیده ایفا می‌کند. در میان آن‌ها، تأثیر چین از همه عمیق‌تر است. برخی از این عوامل ماهیتی ساختاری دارند—مانند افزایش انعطاف‌پذیری پالایشگاه‌ها و گسترش بازار آپشن—و همچنان هرگونه افزایش قیمت نفت را محدود خواهند کرد. برخی دیگر، مانند برداشت از ذخایر راهبردی و کاهش موجودی انبارهای تجاری، تنها حمایت موقتی ایجاد می‌کنند و در نهایت به پایان خواهند رسید.

با این حال، نباید ریسک‌ها را دست‌کم گرفت. توافق آتش‌بس میان آمریکا و ایران همچنان شکننده است و دو طرف اخیراً نیز به تبادل حملات ادامه داده‌اند. ذخایر راهبردی نفت آمریکا به پایین‌ترین سطح خود در ۴۰ سال گذشته رسیده‌اند و موجودی‌های تجاری ممکن است در حدود ماه اوت به سطوح بحرانی نزدیک شوند.

دلیل اول: کاهش واردات چین

داده‌های منتشرشده توسط اداره کل گمرک چین نشان می‌دهد که واردات نفت خام این کشور در ماه مه نسبت به سال قبل ۲۹ درصد کاهش یافته و به حدود ۳۳٫۱ میلیون تن متریک رسیده است که معادل تقریباً ۷٫۸ میلیون بشکه در روز است. بر اساس داده‌های شرکت اطلاعات بازار Vortexa، این رقم نسبت به میانگین سال ۲۰۲۵ تقریباً ۴۰ درصد کاهش داشته و به معنای افتی در حدود ۴ میلیون بشکه در روز است.

دلیل دوم: نابودی تقاضای جهانی

میزان پالایش نفت در پالایشگاه‌های جهان حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. از این مقدار، کاهش تقاضا—که عمدتاً در بخش پتروشیمی متمرکز است—حدود ۳ تا ۴ میلیون بشکه در روز را تشکیل می‌دهد و مابقی ناشی از برداشت از ذخایر انبارها است. این میزان بسیار قابل توجه است، به‌ویژه با توجه به اینکه افزایش قیمت نفت بسیار کمتر از حد انتظار بوده است.

در مقایسه با مصرف‌کنندگان آمریکا و اروپای غربی در شوک‌های عرضه گذشته، به نظر می‌رسد مصرف‌کنندگان آسیایی سریع‌تر واکنش نشان داده‌اند. گسترش خودروهای برقی نیز تا حدی کشش مصرف را افزایش داده است. همچنین در برخی مناطق کمبود واقعی سوخت مشاهده شده است؛ به عنوان مثال، سوخت‌های پخت‌وپز مانند بوتان و پروپان در بخش‌های وسیعی از هند تمام شده و این موضوع باعث تغییر سریع به سمت منابع انرژی جایگزین مانند زغال‌سنگ و هیزم در سراسر آسیا شده است.

دلیل سوم: نفت همچنان از هرمز عبور می‌کند

محاصره تنگه هرمز اکنون بیش از ۱۰۰ روز ادامه داشته است، اما جریان نفت از خلیج فارس به طور کامل قطع نشده است. خطوط لوله جایگزین که از عربستان سعودی و امارات متحده عربی عبور می‌کنند همچنان حدود ۵ میلیون بشکه در روز نفت را منتقل می‌کنند.

در همین حال، نفتکش‌های امارات و کویت محموله‌های خود را در بنادر داخل خلیج فارس بارگیری می‌کنند، از تنگه عبور می‌کنند و به لنگرگاه‌هایی در آن سوی گلوگاه می‌رسند؛ سپس محموله‌ها را به کشتی‌های دیگر منتقل می‌کنند. این کشتی‌ها با چراغ‌های ناوبری خاموش در نزدیکی سواحل عمان حرکت می‌کنند. آنچه در ابتدا تنها یک جریان محدود بود، اکنون به جریانی پایدار در حدود ۲ میلیون بشکه در روز تبدیل شده است.

دلیل چهارم: مازاد عرضه موجود پیش از جنگ

جنگ واقعیتی مهم را پنهان کرده است: پیش از آغاز درگیری‌ها در ۲۷ فوریه، بازار جهانی نفت از قبل با مازاد عرضه قابل توجهی مواجه بود. در دوره افت فصلی تقاضا در اواخر زمستان و اوایل بهار، این مازاد احتمالاً بین ۳ تا ۴ میلیون بشکه در روز بوده است.

این مازاد عرضه —که ناشی از اثر پایدار انقلاب نفت شیل آمریکا و افزایش‌های قبلی تولید توسط اوپک پلاس بود— به بازار یک حاشیه امنیت حیاتی داد و زمان خرید تا شوک جنگ به طور کامل به عرضه و تقاضای واقعی منتقل شود.

دلیل پنجم: بزرگ‌ترین آزادسازی ذخایر راهبردی در تاریخ

پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰، کشورهای ثروتمند شش ماه صبر کردند تا از ذخایر راهبردی نفت خود استفاده کنند. اما این بار، آمریکا در همان دو هفته نخست جنگ، کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) را به اقدام هماهنگ ترغیب کرد.

در ۱۱ مارس، ۳۲ کشور عضو آژانس اعلام کردند که طی ماه‌های آینده ۴۰۰ میلیون بشکه نفت آزاد خواهند کرد؛ بزرگ‌ترین برداشت هماهنگ از ذخایر از زمان تأسیس این آژانس. ارسال نفت از این ذخایر از اواخر آوریل شتاب گرفت و اکنون نرخ آزادسازی به طور متوسط حدود ۲٫۵ میلیون بشکه در روز است.

با این حال، پایداری این سازوکار محل تردید است. ذخیره راهبردی نفت آمریکا، به عنوان بزرگ‌ترین مشارکت‌کننده، به پایین‌ترین سطح خود در ۴۰ سال اخیر رسیده است. سرعت کاهش موجودی انبارهای تجاری نیز نگران‌کننده بوده و ممکن است در حدود ماه اوت به سطوح بحرانی برسد.

دلیل ششم: افزایش چشمگیر انعطاف‌پذیری پالایشگاه‌ها

پالایشگاه‌های مدرن امروز در مقایسه با چند سال پیش بسیار انعطاف‌پذیرتر هستند؛ هم از نظر نوع نفت خام قابل فرآوری و هم از نظر ترکیب محصولات خروجی.

در گذشته، پالایشگاه‌ها نسبت به نوع نفت خام حساسیت زیادی داشتند. اما اکنون، به لطف واحدهای جدیدی مانند کُکرها (Cokers)، دامنه نفت‌های قابل پالایش به شکل قابل توجهی گسترش یافته است.

پالایشگاه‌ها همچنین می‌توانند تا حدی نسبت تولید فرآورده‌های مختلف را برای پاسخ به تقاضای محصولات کمیاب تنظیم کنند. برای مثال، پیش از درگیری، سوخت جت ۱۰٫۵ درصد از تولید پالایشگاه‌های آمریکا را تشکیل می‌داد؛ این سهم اکنون به نزدیک ۱۳ درصد رسیده که یک رکورد تاریخی محسوب می‌شود.

دلیل هفتم: مداخله کلامی ترامپ

به نظر می‌رسد استراتژی نفتی دولت ترامپ بیش از آنکه بر اقدامات عملی متکی باشد، بر امید استوار بوده است. با این حال، شخص ترامپ به طور چشمگیری از اظهارات خود برای تأثیرگذاری بر بازار استفاده کرده است.

او طی ۱۰۰ روز، نزدیک به ۴۰ بار از طریق شبکه‌های اجتماعی و مصاحبه‌های رسانه‌ای اعلام کرد که توافقی مذاکره‌شده در راه است. برای هر معامله‌گری که روی افزایش قیمت نفت شرط‌بندی کرده بود، این اظهارات ریاست‌جمهوری یک ریسک جدی محسوب می‌شد؛ به طوری که در چندین مورد، پس از انتشار پیام‌های او، قیمت نفت تا ۱۰ درصد کاهش یافت.

نکته قابل توجه این است که مداخله کلامی تنها زمانی مؤثر است که بازار نیز با آن همراه شود. وال‌استریت نه تنها حاضر بود حرف‌های ترامپ را باور کند، بلکه عملاً تصمیم گرفت آن‌ها را باور کند.

دلیل هشتم: بیمه بخرید، نه نفت

برای دهه‌ها، خرید قراردادهای آتی نفت تقریباً تنها راه پوشش ریسک‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه بود و موقعیت‌های خرید اغلب موجب ایجاد چرخه‌ای خودتقویت‌کننده در افزایش قیمت‌ها می‌شد.

بازارهای اختیار معامله (آپشن) می‌توانستند مسیر جایگزینی ارائه دهند؛ به این معنا که معامله‌گران بدون شرط‌بندی مستقیم روی افزایش قیمت نفت، صرفاً بیمه قیمتی خریداری کنند. اما این بازارها در گذشته از کمبود شدید نقدشوندگی رنج می‌بردند.

در دهه گذشته، این وضعیت به طور بنیادی تغییر کرده است. برای نمونه، حجم متوسط معاملات روزانه اختیار خرید نفت برنت در سال ۲۰۱۶ حدود ۲۵ هزار قرارداد بود، اما اکنون به ۲۰۰ هزار قرارداد رسیده و در برخی روزها حتی از ۵۵۰ هزار قرارداد نیز فراتر رفته است.

این تحول ساختاری در بازار، مکانیزم خودتقویت‌کننده افزایش قیمت نفت را به طور قابل توجهی تضعیف کرده است.

دلیل نهم: سایه جنگ در حال محو شدن است

در جریان جنگ خلیج فارس در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱، پیشرفته‌ترین ابزار اطلاعاتی بازار چیزی بیش از نصب یک دیش ماهواره برای تماشای تصاویر مبهم دید در شب شبکه CNN نبود و تشخیص واقعیت از شایعه بسیار دشوار بود.

امروزه تصاویر ماهواره‌ای تجاری با قیمت مناسب در دسترس هستند و معامله‌گران می‌توانند تقریباً به صورت لحظه‌ای تحولات میدان نبرد را مشاهده کنند. علاوه بر این، فناوری ردیابی نفتکش‌ها نیز پیشرفت چشمگیری داشته است.

در نتیجه، بازار نفت امروز بیشتر بر پایه اطلاعات واقعی عمل می‌کند تا گمانه‌زنی‌های احساسی.

دلیل دهم: قیمت‌های بالای نفت در حال تحریک افزایش تولید در سایر مناطق است

بازار بیش از حد بر کاهش تولید در خلیج فارس تمرکز کرده و افزایش‌های قابل توجه تولید در سایر نقاط جهان را نادیده گرفته است.

قاره آمریکا در حال حاضر شاهد یک رونق تولید است. پیش‌بینی می‌شود مجموع تولید این منطقه بین سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ و سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۲ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.

داده‌های اولیه نشان می‌دهد تولید برزیل نسبت به سال قبل ۲۰ درصد رشد کرده و به رکوردی جدید رسیده است.

گویان و آمریکا نیز در ماه آوریل رکوردهای تاریخی جدیدی ثبت کرده‌اند. تولید کانادا همچنان قدرتمند باقی مانده و تولید ونزوئلا نیز در حال بازیابی است.

البته این افزایش‌های تولید تنها بخشی از کاهش عرضه خاورمیانه را جبران می‌کنند، اما در بازاری که عرضه و تقاضا به دقت در تعادل هستند، هر بشکه اهمیت دارد.

پایان/

https://www.bloomberg.com/opinion/articles/۲۰۲۶-۰۶-۱۱/oil-prices-۱۰-reasons-why-oil-is-still-below-۱۰۰-a-barrel

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35247

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • علی خوشبخت IR ۰۸:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۴
      0 0
      چرا-قیمت-جهانی-طلا-پایین-باقی-ماند
    • IR ۱۶:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۴
      0 0
      مهمترینش استقرار یک دولت غربگرا و اصلاح طلب در ایرانه! قطعا اگر مثلا شخصی مثل احمدی نژاد رئیس جمهور بود، نفت 200 دلار رو رد کرده بود