به گزارش تحریریه، روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن، در گزارشی به قلم «جمال زحالقه»، پژوهشگر فلسطینیتبار، آورده است: پس از اعلام پیشنویس توافق میان آمریکا و ایران و تمدید مذاکرات به مدت ۶۰ روز تا رسیدن به توافق نهایی، رژیم اسرائیل احساس زیان کرد. سیاستمداران، متخصصان و تحلیلگران اسرائیلی اتفاق نظر دارند که این توافق فاقد بندی است که منافع اسرائیل را به دنبال داشته باشد و در همه ابعاد برای اسرائیل ناگوار است. ناامیدی اسرائیلیها در نظرسنجیها هم خود را نشان داده است و اکثریت شهروندان اسرائیلی با آن مخالفت کردهاند. نظرسنجیهای اخیر در این زمینه، به دلیل ارتباطش با نبرد انتخاباتی آینده، بسیار مهم است؛ زیرا این موضوع نتانیاهو را در شرایط بسیار دشواری قرار خواهد داد.
قطعا اختلافاتی میان تلآویو و واشنگتن درباره توافق با ایران وجود دارد، اما این موضوع قطعی نیست که رژیم اسرائیل از بندهای توافق اطلاعی ندارد. شاید اینگونه القا شود که اسرائیل از بندهای توافق اطلاعی ندارد و در آن دخالتی ندارد، اما این بخشی از تاکتیک ترامپ در مذاکره است. عاقلانه نیست که دولت آمریکا به نیابت از رژیم اسرائیل متعهد به آتشبس در لبنان شود و رژیم اسرائیل از آن اطلاعی نداشته باشد. رژیم اسرائیل پافشاری میکند که نیروهای آن در جنوب لبنان حضور داشته باشند. نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، و «اسرائیل کاتس»، وزیر جنگ آن، بر روی این موضوع پافشاری کردهاند.
به نظر میرسد رژیم اسرائیل با آمریکا در صدد ترسیم معادلاتی درباره لبنان و ادامه اوضاع سابق هستند. در این معادله، از یک سو با توافق آتشبس موافقت میشود و از سوی دیگر اجازه دفاع از خود به رژیم اسرائیل داده میشود تا عملیات نظامی خود را ادامه دهد. اما موضوع جدید آن است که آمریکا تحرک اسرائیل را محدود خواهد کرد تا از مرز مشخصشده فراتر نرود و بر روند مذاکرات با ایران تأثیر منفی بر جای نگذارد. لبنان برای رژیم اسرائیل، در مقایسه با ایران، یک میدان نبرد جزئی و حاشیهای است. رژیم اسرائیل، ایران را در میانمدت و بلندمدت یک تهدید راهبردی برای خود به شمار میآورد. رژیم اسرائیل به شرایط کنونی به عنوان یک شرایط راهبردی نگاه میکند. آنچه اکنون در جریان است، برای سالها و حتی دههها آثار آن باقی خواهد ماند، اما آمریکا در این زمینه نقش اصلی را دارد. رفتار رژیم اسرائیل با رویدادها و تحولات در گرو تصمیم آمریکا است. درست است که این رژیم بر بسیاری از تصمیمهای آمریکا تأثیرگذار است، اما نتانیاهو با کشاندن ترامپ به جنگ و وعده پیروزی برقآسا، بخش بزرگی از قدرت تأثیرگذاری فعال خود را از دست داده است و اوضاع بر خلاف پیشبینیها و تمایلات نتانیاهو و ترامپ پیش رفت و آنها نتوانستند به پیروزی سریع دست یابند. از این رو، به نظر میرسد رژیم اسرائیل اکنون در حسرت به سر میبرد و آنچه اکنون از دست میدهد، در آینده نمیتواند آن را جبران کند. تحولات کنونی روند تاریخ را تغییر خواهد داد. اگرچه نتانیاهو گفته بود «چهره خاورمیانه را تغییر خواهیم داد»،
اما به نظر میرسد روند تاریخ بر خلاف برنامهریزیهای رژیم اسرائیل تغییر میکند و این مایه حسرت این رژیم است. اکنون بحث و جدلها درباره مقدار دستاوردها و زیانهای رژیم اسرائیل در جنگ است و تقریبا یک اجماع وجود دارد که دستاوردهای راهبردی اندک و زیانهای راهبردی بسیار زیاد است و توافق ایران و آمریکا این رژیم را دیوانه کرده است. این رژیم تلاش میکند طی ۶۰ روز آینده این مذاکرات و توافق را با شکست روبهرو سازد؛ زیرا این توافق در سایه موازنه قوای کنونی به سود این رژیم نیست. حسرت این رژیم از انباشته شدن شکستها، زیانها و تردیدها در توانایی برای جبران آن در آینده ناشی میشود. در ترازوی محاسبات شکست و پیروزی رژیم اسرائیل، به نظر میرسد پیروزیهای آن تاکتیکی و شکستهای آن راهبردی است.
تحلیلگر فلسطینی افزود: میتوان این شکستها را به طور خلاصه اینگونه بیان کرد:
نخست اینکه ایران با قدرت راهبردی از جنگ خارج شد و این کشور قدرت بیشتری را برای بهبود اوضاع اقتصادی دارد. این کشور جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای بزرگ تقویت کرد. آنچه برای رژیم اسرائیل از نظر راهبردی مایه نگرانی است، تنها سلاح هستهای نیست، بلکه پیدایش رقیب منطقهای است که طرحهای سلطهگری رژیم اسرائیل را به چالش کشیده است و برای محاصره آن تلاش میکند.
دوم اینکه تکیه بر اصل متوقف کردن و نظارت بر برنامه هستهای ایران، پس از آنکه رژیم اسرائیل، آمریکا را به اصل از بین بردن کامل برنامه هستهای و غنیسازی صفر درصدی خرسند کرده بود، برای رژیم اسرائیل ناخوشایند است.
سوم اینکه نادیده گرفتن برنامه موشکی ایران در مذاکرات نشان میدهد ایران در توسعه قدرت موشکی خود آزاد است. این در حالی است که نتانیاهو قدرت موشکی ایران را مانند سلاح هستهای یک تهدید راهبردی برای رژیم اسرائیل عنوان کرده است.
چهارم اینکه مطالبات رژیم اسرائیل درباره بر هم زدن ارتباط ایران و همپیمانان آن در منطقه نشان میدهد ایران از همپیمانان خود در منطقه حمایت و با آنان همکاری خواهد کرد.
پنجم اینکه محدودیتهایی برای رژیم اسرائیل در جنگ علیه لبنان اعمال شده است تا این جنگ بر مذاکرات جاری و آینده ایران و آمریکا تأثیر منفی بر جای نگذارد.
ششم اینکه حمایتها از رژیم اسرائیل در کنگره، دولت و افکار عمومی آمریکا کاهش قابل ملاحظهای یافته است. این موضوع سبب شده است ترامپ توافقی را بپذیرد که رژیم اسرائیل نسبت به آن خرسند نیست.
هفتم اینکه پاکستان به عنوان یک بازیگر که وزنه بالایی در منطقه خاورمیانه دارد، وارد عمل شده است و نگرانی آن است که این کشور با ایران، ترکیه و کشورهای عربی علیه رژیم اسرائیل وارد همکاری راهبردی شود. رژیم اسرائیل که پیش از این از عادیسازی روابط با پاکستان صحبت میکرد، از نقش این کشور و اعطای فضای تحرک به این کشور از سوی آمریکا خرسند نیست.
هشتم اینکه پس از هفتم اکتبر، مفهوم امنیت ملی ضربه بزرگی دیده است و قدرت بازدارندگی فرسوده شده است. در شرایط کنونی، بسیاری از تحلیلگران مسائل امنیتی رژیم اسرائیل معتقدند که اثر بازدارندگی از بین رفته است و اقدام به ویرانسازی تواناییهای دشمن دیگر کارایی ندارد.
نهم اینکه تحولات ژئوپلتیکی بزرگی، به ویژه در تنگه هرمز، به سود ایران رقم خورده است. درست است که رژیم اسرائیل ادعا کرده است تحولات تنگه هرمز مشکلی برای این رژیم نیست، اما این رژیم به خوبی میداند که اگر به ایران حمله کند، ایران میتواند تهدید به بستن تنگه هرمز کند. در این صورت، همه کشورهای جهان رژیم اسرائیل را زیر فشار قرار خواهند داد. تنگه هرمز به سلاح بازدارندگی فعال ایران تبدیل شده است.
دهم اینکه اکنون در سرزمینهای اشغالشده، شهروندان درباره نتانیاهو دو گروه شدهاند. گروهی ضعیف شدن نتانیاهو را زیانبار میدانند و گروهی دیگر آن را یک دستاورد میدانند. نتانیاهو در توهم به سر میبرد که جنگ علیه ایران سبب خواهد شد محبوبیت وی بالا رود تا بتواند موازنهها را در انتخابات رژیم اسرائیل تغییر دهد. اما اکنون اوضاع وی تأسفبار است و نظرسنجیها نشان میدهد او از اریکه قدرت خارج خواهد شد. شاید اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه نتانیاهو بار دیگر کاندید نخواهد شد، شاخصی باشد که نشان میدهد ترامپ دیگر از او حمایت نخواهد کرد؛ زیرا ترامپ پیش از این دو بار با دادن هدایای سیاسی، مانند به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به آن، و همچنین به رسمیت شناختن حاکمیت این رژیم بر جولان اشغالی، نتانیاهو را نجات داده است. اختلاف شخصی با ترامپ زیان بزرگی برای نتانیاهو است که همواره نسبت به داشتن روابط قوی با ترامپ مباهات میکرد.
تحلیلگر فلسطینیتبار در بخش پایانی گزارش خود نوشت: زبان بدن و اظهارات نتانیاهو نشان میدهد او در حسرت به سر میبرد، اما این ضرورتا به معنای آن نیست که زیانهای انباشته وی را به تعقل وادار خواهد کرد، بلکه به احتمال زیاد او شعلههای جنگ دیگری را برافروزد تا در مسیر تلاشها برای صلح سنگاندازی کند.
پایان/













نظر شما