به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ (薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، در تحلیلی تازه به به بررسی پیامها و اهداف احتمالی این سفر پرداخته و آن را بخشی از تحرکات جدید دیپلماتیک تهران میداند.
هنوز جوهر مذاکرات ایران و آمریکا خشک نشده، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، چمدانهای خود را برای سفری سرنوشتساز به چین بسته است. ۲۳ ژوئن، وزارت امور خارجه ایران رسماً اعلام کرد که قالیباف به دعوت رسمی پکن عازم چین خواهد بود. خبری که بهمحض انتشار، توجه رسانهها و ناظران بینالمللی را به وضعیت غرب آسیا جلب کرد.
پیش از این، قالیباف، به عنوان مذاکرهکننده ارشد ایران، به تازگی مذاکرات مهمی را با ایالات متحده در سوئیس انجام داده بود و حالا این برنامه دیپلماتیک فشرده، بدون شک حدس و گمان قبلی تحلیلگران را تأیید میکند: رابطه تهران و پکن، فراتر از تعاملات معمولی است.
اما چرا سفر رئیس مجلس ایران به چین اینچنین زیر ذرهبین قرار گرفته است؟
پاسخ ساده است. قالیباف در مختصات کنونی ژئوپلیتیک، حامل سه هویت کلیدی و بسیار حساس است؛ نقشهایی که باعث شده هر کلام و گام او در کانون توجه محافل بینالمللی باشد.
هویت نخست: رئیس مجلس ایران
از ۲۸ فوریه، زمانی که ایالات متحده حمله نظامی به ایران را آغاز کرد، در طول جنگ، تقریباً تمام چهرههای اصلی قدرت در تهران—از رئیسجمهور و رئیس مجلس گرفته تا وزیر امور خارجه و رهبر عالی ایران—به کانون توجه افکار عمومی جهانی تبدیل شدند. این افراد نهتنها در صدر اخبار رسانهها قرار گرفتند، بلکه بهطور مستمر از سوی مراکز پژوهشی و مؤسسات مطالعاتی بینالمللی نیز رصد شدند.

در میان این چهرههای کلیدی، محمدباقر قالیباف تا حد زیادی نماینده چهره رسمی و تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. در دوران صلح، شاید بیرون از ایران کمتر کسی وزن سیاسی جایگاه او را بهعنوان رئیس مجلس بهطور ملموس درک میکرد؛ اما با آغاز جنگ این وضعیت بهکلی تغییر کرد.
موضعگیریهای سختگیرانه قالیباف در قبال خارج، رابطه بسیار ویژه و مبتنی بر اعتماد او با رهبر ایران، مجتبی خامنهای، و همچنین پیوندهای عمیق و دیرینهاش با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همگی عواملی هستند که در کنار هم باعث شدهاند هر موضعگیری یا سخنرانی او با حساسیت بالا دنبال شود. از همین رو، سفر او به چین نیز توجه گستردهای را برانگیخته است؛ چراکه قالیباف در ساختار کنونی قدرت در ایران نقشی محوری و عملاً غیرقابل جایگزین ایفا میکند.
هویت دوم: رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران
اینکه ایران توانست برای گفتوگو با ایالات متحده راهی سوئیس شود، در درجه اول در چارچوب دستوری بود که رهبر ایران صادر کرده بود. پس از آن، در پی ارزیابیهای دقیق و همهجانبه در سطوح مختلف حاکمیت در تهران، در نهایت تصمیم گرفته شد که ریاست هیئت مذاکرهکننده به محمدباقر قالیباف سپرده شود.
این تصمیم در عمل به این معناست که مجموعه مسائل پیچیدهای که میان ایران و آمریکا درباره ساماندهی پیامدهای جنگ مطرح شده، همگی در چارچوب راهبردی تعیینشده از سوی رهبر و با مدیریت مستقیم قالیباف بر سر میز مذاکره پیش رفته است.
از این منظر، اینکه قالیباف بهعنوان مذاکرهکننده ارشد ایران، درست پس از پایان گفتوگوها با طرف آمریکایی در سوئیس، بلافاصله راهی پکن میشود، بیتردید حامل پیامی روشن برای بیرون از ایران است: محور اصلی گفتوگوهایی که او در این سفر با طرف چینی دنبال خواهد کرد، به احتمال زیاد مستقیماً به ایالات متحده و معادلات پساجنگ مربوط میشود.

هویت سوم: نماینده ویژه ایران در امور چین
این هویت در سفر کنونی او به چین اهمیتی دوچندان پیدا میکند، هرچند که در شرایط عادی کمتر از سوی بیرون مورد توجه قرار میگیرد. این سِمَت دقیقاً در اوج مذاکرات پرتنش میان ایران و آمریکا، با تصمیم مستقیم عالیترین نهاد قدرت در ایران ایجاد شد و انتصاب آن نیز شخصاً از سوی رهبر صورت گرفت. این تصمیم، پس از اعلام، توجه و تفسیر گستردهای را به خود جلب کرد.
برداشت غالب در افکار عمومی این بود که انتصاب قالیباف بهعنوان نماینده ویژه ایران در امور چین—آن هم خارج از روالهای معمول—نه تنها جایگاه محکم او را در مرکز قدرت ملی نشان میدهد، بلکه در عین حال گواهی روشن بر این است که رهبران ایران تا چه اندازه برای شراکت راهبردی با چین اهمیت قائلاند.
در این سفر نیز قالیباف دقیقاً با همین عنوان، یعنی «نماینده ویژه امور چین»، وارد پکن میشود؛ عنوانی که حامل پیامی آشکار برای بیرون از ایران است: تهران پس از پایان جنگ، قصد دارد همکاریها و روابط همهجانبه خود با چین را با شدتی بیسابقه گسترش دهد.
همین سیگنال راهبردی نیز توضیح میدهد چرا اعلام خبر سفر او به چین، بلافاصله فضای افکار عمومی و محافل تحلیلی بینالمللی را دچار حساسیت و توجهی کمسابقه کرد.
بر پایه این سه هویت، سفر قالیباف به چین را میتوان تلاشی برای انتقال چهار پیام و مطالبه مهم به پکن دانست.
🔷نخست: ارائه گزارش دقیق از مذاکرات ایران و آمریکا
مهمترین مأموریت قالیباف در این سفر آن است که بهصورت حضوری، جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا را برای مقامات عالی چین تشریح کند. انتقال کامل آنچه پشت درهای بسته میز مذاکره گذشته—از ریزهکاریهای گفتوگوها و روند چانهزنیها گرفته تا خطوط قرمز و مواضع نهایی ایران—نخستین هدف اصلی این سفر به شمار میرود.
🔷دوم: ابراز قدردانی صریح از چین
پس از تشریح روند مذاکرات و تبیین مواضع تهران، قالیباف قصد دارد قدردانی صریح و رسمی ایران را به مقامات چینی ابراز کند. بهخوبی روشن است که ایران در جریان جنگ خاورمیانه توانست در برابر فشار نظامی آمریکا مقاومت کند و در نهایت واشنگتن را دوباره به میز مذاکره بازگرداند. این دستاورد، بیتردید حاصل هزینهها و فداکاریهای سنگینی بود که ایران پرداخت؛ اما در سطح بینالمللی نیز اگر حمایتها و موضعگیریهای چین، روسیه و برخی دیگر از کشورها در دفاع از مواضع تهران وجود نداشت، دستیابی ایران به چنین دستاورد راهبردی در برابر آمریکا بهمراتب دشوارتر میشد.
از همین رو، با تکیه بر این نگاه که «موقع نوشیدن آب، نباید چاهکن را از یاد برد»، سفر شتابان قالیباف به چین در واقع حامل پیامی روشن از قدردانی مستقیم تهران است.

🔷سوم: پیشبرد بازسازی پساجنگ و تعمیق اجرای توافق ۲۵ ساله
بهعنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، یکی از مأموریتهای محوری قالیباف در این سفر آن است که برای بازسازی پس از توافق ایران و آمریکا، زمینهسازی عملی و حسابشدهای انجام دهد. بازسازی ایران پس از جنگ، مستلزم سرمایهگذاریهایی در ابعاد نجومی و اجرای پروژههای عظیم زیرساختی است؛ و در مقیاس جهانی، تنها کشوری که هم توان مالی و هم ظرفیت اجرایی لازم برای مشارکت در چنین طرح گستردهای را دارد، چین است.
افزون بر این، تهران و پکن پیشتر توافق جامع همکاری راهبردی ۲۵ ساله را بهطور رسمی امضا کردهاند. اکنون با بهرهگیری از فرصت کمنظیری که پس از گفتوگوهای ایران و آمریکا و حرکت اوضاع خاورمیانه بهسوی آرامش نسبی پدید آمده، ایران مشتاق است هرچه سریعتر این توافق بلندمدت را از سطح سند و بیانیه، به پروژههای اجرایی و طرحهای عینی تبدیل کند. برای ایران، این یک فرصت تاریخی نادر است و تنها چین میتواند کمکهای قابل توجهی ارائه دهد.
🔷چهارم: بهرهگیری از ظرفیت چین برای خنثیسازی فشار آمریکا و ارتقای جایگاه بینالمللی
اما نکته آخر، نگاهی عمیقتر و راهبردیتر به معادله قدرت است. در جریان این حمله وحشیانه، ایران نهتنها فشار جنگی آمریکا را تاب آورد و دچار فروپاشی نشد؛ برعکس، با اتکا به سطحی از مقاوت بالا، عملاً جایگاهی را به دست آورد که از آن بهعنوان «قطب چهارم» پس از آمریکا، چین و روسیه یاد میشود. این جنگ، وزن ژئوپلیتیک ایران را چه در خاورمیانه و چه در معادلات کلان جهانی، بهطور محسوس افزایش داد.
زمانی که تهران به این جمعبندی برسد که با اتکا به توان خود، صلاحیت و ظرفیت حضور در «میز بازی قدرتهای بزرگ» را پیدا کرده است، سطح مطالبات راهبردیاش نیز به همان نسبت ارتقا مییابد. در این چارچوب، ایران دیگر نمیخواهد صرفاً شریک تجاری چین باشد؛ بلکه امیدوار است که به سطحی بالاتر از همکاری دست یابد، یعنی یک شراکت همهجانبه با عمق راهبردی و اعتماد متقابل بالا.
بهطور خلاصه، شاید بتوان گفت همین نکته، هسته اصلی سفر قالیباف به چین است: تعمیق پیوند راهبردی با چین و اتکا به وزن و نفوذ پکن برای شکل دادن به رابطهای مستحکمتر—رابطهای که در بلندمدت بتواند به سپری در برابر فشارهای احتمالی آمریکا تبدیل شود.
پایان/
منبع:【薛小荣:25年大单要落地?伊朗刚跟美国谈完,议长就要访华,或谈战后重建】
https://m.toutiao.com/is/7UFqROA9MV8/













نظر شما