به گزارش تحریریه، «برت مکگورک» تحلیلگر سیانان نوشته «یادداشت تفاهم» ۱۴ بندی میان ایران و آمریکا، یکی از عجیبترین توافقهای بینالمللی سالهای اخیر است.
طبق تحلیل رسانه فوق، این سند دو صفحهای که جزئیات بسیار اندکی دارد، ظاهراً امتیازات مهمی را از همان ابتدا از سوی آمریکا به ایران اعطا میکند.
این سند با انتقادهای شدید بسیاری از جمهوریخواهان روبهرو شده است. در مقابل، دموکراتها آن را فرصتی برای یادآوری توافق هستهای دوران اوباما میدانند؛ توافقی ۱۵۹ صفحهای که محدودیتهای مشخصی بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد.
در همین حال، ایران این یادداشت تفاهم را حتی بهگونهای تفسیر کرده که الزام به دسترسی بدون مانع به تنگه هرمز نیز در آن وجود ندارد؛ همان موضوعی که دولت ترامپ آن را دلیل اصلی دستیابی به توافق عنوان کرده بود.
تقریباً درباره همه مفاد توافق، دو طرف برداشتهای کاملاً متفاوتی دارند. آمریکا میگوید آزادسازی منابع مالی ایران تنها برای خرید کالاهایی مانند سویا از آمریکا خواهد بود و کاهش تحریمها نیز در ازای اقدامات مشخص ایران انجام میشود. اما ایران معتقد است هیچ محدودیتی برای نحوه هزینهکرد منابع آزادشده وجود ندارد و رفع تحریمها باید پیششرط ادامه مذاکرات باشد.
اوضاع از این هم پیچیدهتر میشود. بند نخست توافق از برقراری آتشبس در لبنان سخن میگوید، اما هیچ توضیحی درباره جزئیات آن ارائه نمیدهد. ایران این بند را به معنای خروج اسرائیل از جنوب لبنان میداند اما اسرائیل این برداشت را رد کرده است.
برای توضیح این ابهامات، ونس گفته «کلمات اهمیت ندارند»، در حالی که ایران این سند را معادل یک معاهده الزامآور تلقی میکند.
انتظار نمیرود دستاورد مهمی از گفتوگوهای ایران و آمریکا حاصل شود. اگر این یادداشت تفاهم هنگام انتشار نامنسجم به نظر میرسید، اکنون در عمل حتی آشفتهتر هم شده است.
با این حال، شاید در مهمترین معیار، یعنی خریدن زمان و حفظ گزینههای آینده، این یادداشت موفق بوده است. هنری کیسینجر زمانی گفته بود: «وقتی سیاستمداران میخواهند زمان بخرند، پیشنهاد مذاکره میدهند.»
به نظر میرسد این دقیقاً همان چیزی است که برای هر دو طرف، یعنی آمریکا و ایران، رخ داده است. بنبست طولانی در تنگه هرمز به همه آسیب میزد. ارتش آمریکا بنادر ایران را محاصره کرده و اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار داده بود و در مقابل، ایران نیز با تهدید کشتیرانی تجاری، اقتصاد جهان را گروگان گرفته بود.
این یادداشت تفاهم به هر دو طرف اجازه داد یک گام به عقب بردارند و نفسی تازه کنند. خود ترامپ نیز تلویحاً این موضوع را تأیید کرد و گفت جایگزین این توافق، رکود بزرگ جهانی بود. مقامهای ایرانی حامی توافق نیز بر مزایای اقتصادی آن برای ایران تأکید کردهاند.
اینکه زمان به سود کدام طرف تمام خواهد شد، هنوز مشخص نیست. اگر دو هفته پیش و همزمان با انتشار توافق از من میپرسیدید، آن را پیروزی آشکار ایران میدانستم؛ زیرا واشنگتن امتیازات زیادی داده بود و در مقابل، تنها باز شدن تنگه هرمز را به دست آورده بود.
اما در خاورمیانه، قضاوت بر اساس یک مقطع زمانی معمولاً تصویر کاملی ارائه نمیدهد و این داستان هنوز در حال شکلگیری است. حتی برخی تحولات اکنون به سود واشنگتن پیش میرود.
توان غنیسازی ایران از بین رفته و هنوز از سر گرفته نشده است. یادداشت تفاهم نیز ایران را ملزم میکند این وضعیت را حفظ کند.
اقتصاد ایران تحت فشار شدید قرار دارد و از سوی دیگر فشار اقتصادی بر آمریکا کاهش یافته است.
هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید این روند به کجا خواهد انجامید. پیشبینی این است که وضعیت کنونی دستکم تا زمان انتخابات پاییز امسال در اسرائیل و آمریکا ادامه خواهد یافت.
آنچه فعلاً میدانیم این است که درگیریهای گسترده فروکش کرده، فشارهای اقتصادی کاهش یافته و کانالهای دیپلماتیک، هرچند آشفته و نوپا، همچنان باز هستند.
با وجود همه این ایرادها، باید برای این یادداشت تفاهم یک امتیاز مثبت قائل شد؛ زیرا در خاورمیانه، اوضاع همیشه میتواند بسیار بدتر از این باشد.
پایان/













نظر شما