فروپاشی منطق راهبردی پیمان ابراهیم؛ چرا جنگ ۲۰۲۶ روند سازش را منجمد کرد؟

اندیشکده آمریکایی تصریح دارد هرگونه ساختار آتی در منطقه، نیازمند جایگزینی دکترین گذشته با توافقنامه‌ای جدید بر پایه «احترام متقابل و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷» است.

به گزارش تحریریه، تحلیل «عبدالرحیم شلبی» در ریسپانسیبل استیتکرافت، به کالبدشکافی فروپاشی زیربنای پیمان ابراهیم در پساجنگ می‌پردازد.

شلبی استدلال می‌کند که این توافق‌نامه‌ها از طریق دور زدن هسته اصلی ناآرامی در خاورمیانه—یعنی مسئله فلسطین و ابتکار صلح عربی ۲۰۰۲—تلاش کردند با یک معامله کاسب‌کارانه، عادی‌سازی روابط را به حاشیه ببرند. واشنگتن در ازای الحاق امارات، بحرین، مراکش و سودان، امتیازات نظامی و رفع تحریم‌ها را اعطا کرد؛ اما نبرد ۱۲ هفته‌ای اخیر آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و بحران هرمز ثابت کرد که بدون حل عادلانه مسئله فلسطین، هیچ منظومه امنیتی در منطقه پایدار نخواهد ماند.

نویسنده ابعاد این انجماد استراتژیک را در سه محور کالبدشکافی می‌کند:

۱. پایداری جبهه امتناع و شوک ۷ اکتبر: کشورهایی مانند عربستان سعودی با آگاهی از وزن خود در جهان اسلام، شرط عدم عادی‌سازی بدون تشکیل دولت مستقل فلسطین را حفظ کردند. قطر و عمان برای صیانت از دکترین «میانجی‌گری فعال» و کویت با اتکا به موانع قانونی خود، از پیوستن به این پیمان امتناع ورزیدند.

شلبی تأکید می‌کند که طوفان‌الاقصی و حوادث پس از آن، پاتک مستقیم گروه‌های فلسطینی به معامله‌ای بود که قصد داشت مسئله آن‌ها را از حافظه بین‌المللی محو کند؛ شوکی سهمگین که بی‌ثباتی ژئوپلیتیک هرگونه نظم جایگزین را برملا ساخت.

۲. زوال چتر امنیتی واشنگتن و ثبات وزنه ایران: جنگ ۲۰۲۶ دو توهم بنیادی پیمان ابراهیم را منهدم کرد: نخست، ناکارآمدی و عجز ساختاری چتر امنیتی آمریکا در حمایت از متحدانش در برابر حملات موشکی سپاه؛ و دوم، اثبات این واقعیت که ایران یک قدرت منطقه‌ای غیرقابل‌حذف است که نمی‌توان آن را از معادلات خلیج فارس کنار گذاشت.

با اصابت موشک‌ها به بنادر کشورهای عربی و فلج شدن ناوبری در هرمز، اصلی‌ترین توجیه امارات و بحرین برای تکیه بر واشنگتن و تل‌آویو فروریخت.

۳. گذار به دکترین «فرزندان ابراهیم» و شرط پایدار صلح: اشتباه تاریخی پیمان ابراهیم، دعوت از فرزندان اسحاق (رژیم صهیونیستی) به میز مذاکره و رها کردن فرزندان اسماعیل (فلسطین) در پشت درهای بسته بود.

شلبی نتیجه می‌گیرد که هرگونه ساختار آتی، نیازمند جایگزینی دکترین گذشته با توافقنامه‌ای جدید بر پایه «احترام متقابل و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷» است.

صلح واقعی از طریق شوهای نمایشگاهی در کاخ سفید نیست، بلکه فرآیندی مادی و برگشت‌ناپذیر است که با اعطای حق تعیین سرنوشت به فلسطینیان، ثبات واقعی را به خاورمیانه پساجنگ بازمی‌گرداند.

منبع: کانال مطالعات خلیج فارس

پایان/

۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 35502

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =