تحلیل تحولات بازار سرمایه با ارزیابی شاخصهای اقتصادی

مقایسه روند صعودی شاخصهای قیمت بازارسرمایه، ارز و سکه، نقاط اوج و سپس روند کاهشی این سه متغییر، نشان از این واقعیت دارد که تغییرات قیمتی این سه متغیر بدون وابستگی به یکدیگر با فازهای تأخیر، صورت گرفته است.

به گزارش تحریریه، اصولاً درمنطق تحولات اقتصادی بازارهای مالی و سرمایه، بیشترین تأثیر پذیری را دردوران رونق یا رکود اقتصادی دارند. غیراز عوامل اقتصادی تأثیرگذار، عوامل اجتماعی و سیاسی وتحولات فرهنگی نیز به سهم خود در در نوسانات بازار سرمایه می تواند نقش آفرین باشند. به عنوان مثال بیماری کرونا که یک عامل اجتماعی تأثیر گذار در نوسانان بازارسرمایه محسوب می شود، در کشورهایی که در گیر این بیماری شده اند، ازطریق کاهش فعالیتهای کسب وکار، تأثیرات منفی زیادی درحالت رکودی اقتصاد کشورهای درگیرداشته است.

 ویروس کرونا، ضمن بالا بردن هزینه اجتماعی این کشورها، سبب افت انگیزه های کاری کارآفرینان و کاهش امید زندگی به واسطه تغییر در طرز تفکر ،رفتار وفرهنگ مردم شده و مستقیماً بررشد منفی اقتصادی کشور ها اثر گذار بوده است. ولی چون عوامل اجتماعی با حذف یا رفع آن، اثرات آن نیز از سیمای جامعه زدوده می شود، اثرات مخرب اقتصادی آن نیز بعد ازمدتی محو می گردد. یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار، تحولات سیاسی رادیکال است. این عامل نیز مانند عوامل اجتماعی می تواند تأثیر گذار در روند رشد اقتصادی مستمر باشد. مثال بی ثباتی سیاسی، تغییرات زود هنگام دولت ها، آشوبها ی خیابانی و جنگ قدرت با محاسبات قلدر مآبانه، جابجایی قدرت از کانالهای غیر دموکراسی یا حاکیمیت قلدرمآبانه یک کشور غالب بر مناسبات سیاسی واقتصادی جهان مثل کشور آمریکا در زمان رییس جمهور فعلی آن که نظم سیاسی واقتصادی جهان را با روشها و تفکرات توهم آمیز سلطه گری، به خطر انداخته و تأثیر آن درمناسبات اقتصادی وسیاسی جهان کاملاً مشهود است. پس مشاهده می شود هرگونه تحولات مثبت یا منفی درداخل و سطح جهانی تنها در حیطه حکمرانی یک کشور متوقف نمی شود، بلکه با توجه به ارتباط اقتصادی، مالی وپولی جهانی، ترکش آن در همه کشورها که دربستر این دادو ستدد قراردارند سرایت می کند.

ولی امروز نشانه های مثبتی از تحولات اقتصادی ومالی جهان به چشم می خورد. مهار احتمالی شیوع ویروس کرونا با توجه به تولید واکسن کرونا، توقف آنارشیست سیاسی و اقتصادی دنیا با خروج ترامپ از کاخ سفید، بازبینی در مناسبات اقتصادی جهان براساس مدل جنگ تعرفه ها که پیشقراول آن افکار پوپولیسمی ترامپ در مبادلات تجاری باچین وسپس با کشورهای اتحادیه اروپا بود، نتیجه آن باعث بالا رفتن هزینه مالی واقتصادی در مناسبات تجاری دنیا گردید. اکنون به نظر می رسد همه این ناهنجاریها درمناسبات بین المللی درآینده نه چندان دور در حال برطرف شدن است. یکی از نشانه های آن، افزایش قیمت نفت است که حاکی از تغییرات مثبت درمناسبات روابط کشورهاو فعالیتهای اقتصادی جهان درجهت رشد مثبت اقتصادی است.

در شرایطی که خبرهای نوید بخش بعد از یک دوره رکود گسترده در اقتصاد جهانی به چشم می خورد، بازار سرمایه درایران نیز متکی به یک منطق وعقلانیت برخوردار خواهد بود. شواهد منطقی حکم می کند بازار سرمایه دریک روند منطقی رشد ملایم مبتنی بر تغییرات مثبت اقتصاد داخلی وجهانی قرار خواهد گرفت. لذا بازار سرمایه باید با عقلانیت خریداران وفروشندگانی روبرو باشد تا بتوانند از یک سود مستمر دور از تنش والتهابات بازار سرمایه برخوردار شوند. بنا براین نباید دست به اقدامات هیجانی بزنند که در کنش وواکنش این رفتارهای شتابزده، به ضرروزیان آنی سهامداران حقیقی بینجامد. عده ای نیز با رصد این تحولات هیجانی بازار سرمایه، تور خود را پهن کرده واز آبهای گل آلود ماهی می گیرند ودرنتیجه منافع سهامداران خرد حقیقی در معرض این چپاول قرارخواهد گرفت. اقدامات زودهنگام وهیجانی که با تحریک عوامل مخرب بازار سرمایه صورت می گیرد، باعث آن نشود، بدون تحقیق ودانستن واقعیتها، درصف فروش سهام قرار گیرند. دراین چنین شرایطی در تله آبشاری قرار گرفتن باعث کاهش بیشترسهام درحال فروش سهامداران خرد می شود. این عمل منفعلانه به مثابه مریضی می ماند که با استرس بیشتر، باعث تشدید درد و ضعیف تر شدن سلولهای دفاعی مریض می گردد. پس صبر وماندگاری در بازار سرمایه و هوشمندانه درجابجایی سهام در شرایط مداومت کاهش سهام خریداری شده، می توان از ضرر وزیانهای لحظه ای اجتناب نمود.

البته متغییرهای اقتصادی، مالی وپولی تأثیر گذار بر بازار سرمایه با علامتهای قبلی در اقتصاد داخلی و خارجی بروز می کنند. این متغییرها به صورت بنیادی وریشه ای می تواند بازار سرمایه را دچار دگرگونی کنند. در عدم تبعیت بازار سرمایه به متغییر های مذکور، مسلماً اثرات آن در زمان دیگر بروز خواهد کرد. به طور کلی دوران رونق یا رکود اقتصادی، بازار سرمایه از آن تأثیر می پذیرد، دارندگان سهام باید روند تغییرات شرکتهایی که سهام آنها به بورس ارائه شده با رصد تحولات اقتصادی داخلی و خارجی، تأثیرگذاری متغیراقتصادی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. اگر خود فرصت انجام این تحلیل را نداشته باشند یا به علت تخصصی بودن موضوع، ازعهده تحلیل آن بر نیایند، لازم است از نظر خبرگان این رشته استفاده نمایند. با این استدلال مجدداً تأکید می شود سهامداران حقیقی تازه وارد نباید باهرخبر مثبت یامنفی که از منابع موهومی مختلف می رسد فوراً عکس العمل نشان دهند ودرصف خرید یا فروش قرارگیرند.

بازدهی بازار سرمایه درمقایسه باسایر بازارها

بازارهای موازی بازارسرمایه نظیر بازار طلا و سکه، بازارارز، بازار مسکن وبازارخودرو از جمله بازارهایی است درکنار بازار سرمایه، نظردارندگان نقدینگی را به خودش جلب می کند. گرچه تغییرات درسود سپرده بانکها، خود عاملی درجذب یا دفع نقدینگی سپرده گذاران می شود، درکاهش نرخ سود می تواند قسمتی از نقدینگی جامعه را که به صورت سپرده در بانکها نگهداری می شود به سوی سایر بازارهای مورد اشاره سوق دهد، این موضوع فعلاً از حوصله این بحث خارج است. زیرا پرداختن بحث تأثیر گذاری این موضوع خود به یک تحلیل مستقل نیاز دارد.

بورس از قبل از انقلاب اسلامی فعالیت خودرا به صورت بطئی وغیرمحسوس آغاز کرد. در بعد از انقلاب اسلامی از سال 63 شورای بورس صرفاً با تشکیل جلساتی، بیشتر درخصوص نحوه چگونگی فعالیت بازار سرمایه و راه اندازی آن تشکیل می شد. ولی فعالیت بازار سرمایه عملاً از سال 68 فعالیت خود را به طور جد آغاز نمود. درحال حاضر پرداختن تاریخ بورس در ایران مد نظر نیست. فقط خواستم به قدمت فعالیت بورس در ایران گذری داشته باشیم و به نوپا بودن این بازار در مقام مقایسه با سایر بازارهای سرمایه جهان که از نظر فعالیت یک قدمت صد ساله یا بیشتر دارند نگاه گذرا داشته باشیم. باوجود سابقه فعالیت کم بازار سرمایه در اقتصاد کشور، نقش آفرینی این بازار به واسطه حضور سهامدارن حقیقی وحقوقی به بازار سرمایه قابل توجه است. طبق آمار منتشر شده بیش 50 میلیون کد سهامداری برای متقاضیان بازار سرمایه صادر شده است. این نشان از اقبال خوب جامعه اعم ازسهامداران خرد وکلان به بازار سرمایه است. از طرف دیگر تأمین سرمایه شرکتها وبنگاهای تولیدی از طریق بازار سرمایه حایز اهمیت است. طبق اظهارات رییس سازمان بورس  تا آذر ماه 99 حدود 450 هزار میلیارد تومان ازطریق بورس، تأمین سرمایه شده است.

درحالی که این رقم در طی سال 98 به میزان 260 هزار میلیارد تومان ودرسال 97 حدود 125 میلیارد تومان بوده است. به ترتیب رشد 108، 73 درصدی نسبت به سال قبل، تأمین سرمایه بنگاهای اقتصادی ازطریق بازار بورس رشد داشته است. البته وزیراموراقتصادی ودارایی نیز درمصاحبه اخیرشان با خبرگزاری ایسنا، ارقام تأمین سرمایه هفت ماهه اول سال جاری را320  هزار میلیارد تومان ودر سالهای 98 و97 به ترتیب 265 هزار میلیارد تومان و125 میلیارد تومان ذکر کرده است. استناد به هریک از آمارهای اعلام شده، پویایی بازار سرمایه را در دوره های رکودی نشان می دهد. شاخصهای رشد تأمین سرمایه ازطریق بورس ، نشان دهنده این واقعیت است که بازار سرمایه در روند تنوع، گسترش و توسعه بازارهای مالی نقش خوبی ایفا کرده است. در شرایطی که تحریم نفتی ایران می توانست نقدینگی شرکتها و بنگاهای تولیدی را دچار مشکلات مضاعف کند، از طریق بازار سرمایه توانسته اند مشکلات نقدینگی خود را تا حدودی مرتفع نمایند.

بازار سرمایه در ایران به رغم فراز ونشیب هایی که تاکنون داشته ، ولی درمقام مقایسه با سایر بازارهای موازی نظیر سکه، ارز، مسکن وخودرو باتوجه به آمار وشاخصهای اندازه گیری از بازدهی بیشتری برخوردار بوده وگذشته از خریداران خرد که به صورت هیجانی و آبشاری با مشاهده هرگونه نوسان یا با شایعه پراکنی سیگنالی، فضاهای مجازی درصف فروش قرار می گیرند و از بورس خارج می شوند، جزو بازارهای پر سود نسبت به سایر بازارها محسوب می گردد. 

براساس شواهد آماری، در طی ده سال گذشته ( 88 الی 1398 )، بازدهی سهام خریداری شده در بازار بورس 27 برابررشد کرده ودر مقایسه با سایر بازارها رتبه بالایی داشته است. به عنوان مثال: بازدهی بازار ارز 17 برابر، سکه 13 برابر، مسکن 7 برابر وبانک 4 برابر دردوره مورد نظر رشد کرده است. مشاهده می شود، رشد بازارهای موازی در مقام مقایسه با رشد شاخص کل بورس در دوره مورد اشاره 27 برابر بوده ، فاصله زیادی دارد. از ابتدای سال 99 تا پایان آذرماه نیز بازار سرمایه  180 درصد رشد داشته است. درحالی که رشد بازارهای موازی مانند سکه و دلار به ترتیب فقط 98 و60 درصد بوده است. باز مشاهده می شود با وجود ریزش شدید شاخص کل بورس از سقف دومیلیون واحد به یک میلیون و دویست هزار واحد از مردادماه 99 تا نیمه آبان ماه  سال جاری، ولی رشد متوسط شاخص کل بورس از ابتدای سال 99 تا پایان آذر ماه سال جاری نسبت به سایر بازارهای موازی از رشد بالا تری برخوردار بوده است .

حال باید دید آیا شاخص بورس با تغییرات بازارارهای موازی مانند سکه و ارزواکنش نشان داده یا تغییرات آن بدون تبعیت از این دومتغییر تأثیر گذار، راه خود را طی کرده است؟

به منظور مقایسه تغییرات شاخص بورس، با تغییرات ارز وسکه در دوره یکساله ( ازاول دی ماه 98 الی پایان آذرماه 99 ) درنظر گرفته شده و می توان ارتباط یا عدم ارتباط آنها را با یکدیگر سنجید.

شاخص کل بورس از دی ماه 98 تا مردادماه 99 به رغم نواسانات ماهانه به اوج خود یعنی به رقم بالای دو میلیون واحد رسید. ولی رشد قیمت ارز و سکه دربازار داخلی به همراه نواسانات ماهانه، پیک رشد این دومتغیربه ترتیب درنیمه اول مهرماه و در آبانماه 99 اتفاق افتاد. به این معنی گرچه شاخص کل بورس، قیمت ارز و سکه از دی ماه سال 98 تا مرداد 99به همراه نوسانات سینوسی، صعودی بوده، اما نقاط پیک رشد بازار ارز، سکه و بازار بورس یکسان نبوده به نحوی که پیک شاخص بورس در مرداد ماه 99، ارز از نیمه اول مهرماه و سکه درآبان ماه 99 اتفاق افتاده است.

سپس شاخص بورس از مرداد 99 تا آبان ماه 99 روند نزولی را طی نمود. درحالی که بازار ارز با تأخیر دوماه ونیم از نیمه دوم مهر ماه، بازار سکه پس از سه ماه یعنی از آبانماه 99 روند کاهشی را دنبال کرده است. افزایش شاخص بورس و قیمت ارز و سکه در نقطه پیک با مقایسه موقعیت آنها نسبت به دی ماه 98، به ترتیب 453، 163 و 288 درصد رشد داشته است. قابل توجه اینکه نقطه اوج پیک افزایش قیمت طلای جهانی در مهر ماه 99 اتفاق افتاد وتقارن آن با نقطه پیک قیمت سکه با فاز تأخیر یکماهه انجام گرفته است. گرچه روند افزایشی قیمت سکه داخلی وطلای جهانی از دیماه 98 تا مهرماه 99 همسو بوده، ولی قیمت جهانی طلا با نوسان بیشتری مواجه شد، به خصوص اینکه درخرداد 99با کاهش شدید روبرو گردید و سپس روند افزایشی راطی کرد. در نهایت اینکه قیمت سکه با نوسان کمتری افزایش یافت.

مقایسه روند صعودی شاخص های قیمت بازارسرمایه، ارز و سکه، نقاط اوج و سپس روند کاهشی این سه متغییر، نشان  از این واقعیت دارد که تغییرات قیمتی این سه متغیر بدون وابستگی به یکدیگر با فازهای تأخیر، صورت گرفته است. افزایش یا کاهش ارز، سکه، مسکن و نرخ سود بانکی به عنوان بازارهای موازی می تواند به عنوان یک بازار رقیب با زار بورس عمل کنند. گرچه افزایش نرخ ارز به عنوان یک شوک ارزی با تأثیرگذاری برافزایش نرخ تورم که باعث کاهش ارزش پول ملی شده و از طرف دیگر موجب افزایش ارزش داراییها شده، فقط از این زاویه می تواند باعث افزایش شاخص کل بورس شود. ولی رونق و افزایش قیمت بازارهای موازی رقیب علی القاعده می تواند متقاضیان خرید بازار سرمایه را منصرف یا سهامداران را درصف فروش قراردهد و می تواند نقدینگی مردم را به سوی این بازارها سوق دهد.

با توجه به بررسیها وتحلیلهای انجام گرفته، به این نتیجه میرسیم که 

اولاً، همسو قرار گرفتن بازارهای سرمایه با بازارهای موازی دیگر، یک امر تصادفی است. نه تنها الزامی در تبعیت این بازارها از یکدیگر وجود ندارد، بلکه در شرایط عادی رابطه این بازارها بایکدیگر را باید یک رابطه معکوس در تصمیم گیری رفتاری متقاضیان ورود به این بازارها تلقی نمود.

ثانیاً، کاملاً واضح است دراغلب موارد هیچ رابطه منطقی بین تصمیمات متقاضیان ورود وخروج از بازار سرمایه با واقعیات اقتصادی وجود ندارد. به عبارت دیگر وجود هیجان حاکم در رفتار متقاضیان بازار سرمایه  است که سبب ریزش بازار سهام بدون دلایل عقلی ومنطقی می شود.

ثالثاً، باوجود داشتن رقبا در بازارسرمایه، حتی در شرایط غیرعادی که اوضاع وتحولات اقتصادی به نفع بازار سرمایه نیست، با این وجود بازدهی بازارسرمایه با توجه به مستندات و شواهد موجود درمقام مقایسه با سایر بازارها دربازه زمانی کوتاه مدت وبلند مدت بسیار پرسود تر باسایر بازارهای موازی بوده است.  این امر باید انگیزه کافی به متقاضیان بازار سرمایه بدهد تا دریک شرایط مطمئن وارد بازار سرمایه شوند.

رابعاً، به سهامداران بازار سرمایه به ویژه به سهامداران خرد توصیه می شود به بازارسرمایه به عنوان بازاری که در بلندمدت بازدهی آن از سایر بازارها بیشتر بوده، نگاه کنند و سرمایه گذاری در آن رابه عنوان بازاری که در کوتاه و بلند مدت بازدهی بیشتری خواهد داشت، توجه داشته باشند.

خامساً، دولت و مسؤلین بورس باید قواعد عرضه و تقاضا را در هنگام عرضه سهام شرکتهای دولتی در شرایطی که ارزش سهام درروند کاهشی  قرار دارد ، در نظرداشته باشند. چون تجربه نشان داده  توجه نکردن به این امرناخواسته سبب در ریزش شاخص کل بازار بورس شده و نقش تعیین کننده ای دراین ریزش های ناگهانی دارد.

درخاتمه باید تأکید شود دولت باید از هرگونه اقدام که باعث وخامت بازارسرمایه شده و هیجانات سهامداران خردرا در تصمیم گیری شتابزده تحریک کند به شدت اجتناب نماید و در جهت حمایت از بازار سرمایه گامهای اساسی برداشته وقوانین و مقررات تسهیل کننده در انجام معاملات بازار سهام با کمک قوه مقنننه وضع کند تا موجب تسهیل، شفافیت تبادل و خرید وفروش سهام در بازار سرمایه گردد.

                                                                    

پایان/

۲۲ دی ۱۳۹۹ - ۲۲:۲۱
کد خبر: 8284

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 5 =