به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو (头条) متعلق به شرکت فناوری بایتدنس چین، در گزارشی تازه به بررسی تحولات اخیر در استفاده از سامانههای ناوبری ماهوارهای در ایران و تأثیر آن بر موازنه فناوری در منطقه خاورمیانه پرداخته است.
«ما در حال حاضر درگیر یک جنگ تمامعیار با ایالات متحده، اسرائیل و اروپا هستیم».
این جمله، هشدار صریحی است که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بهطور علنی خطاب به افکار عمومی جهان مطرح کرده است.
او در سخنرانی خود با صراحت اعلام کرد که ایران همزمان با فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی از سوی آمریکا، اسرائیل و ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا مواجه است و کشور وارد وضعیتی شده که آن را «بحرانی بیسابقه در حوزه امنیت ملی» توصیف کرد.
توصیف جنگ تمامعیار از سوی پزشکیان، صرفاً یک شعار یا اغراق سیاسی نیست
در ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده و اسرائیل بهصورت مشترک حملات هوایی گستردهای را علیه تأسیسات هستهای و اهداف نظامی و غیرنظامی ایران آغاز کردند. این درگیری که ۱۲ روز به طول انجامید، بیش از هزار کشته و زخمی برجای گذاشت؛ در میان قربانیان، دهها دانشمند هستهای و فرماندهان ارشد نظامی نیز دیده میشدند؛ ضربهای سنگین که مستقیماً برنامه هستهای و توان بازدارندگی موشکی ایران را تضعیف کرد.
ماهیت این نبرد، فاقد خط مقدم مشخص است؛ حملات غافلگیرانه، روزانه و پراکنده، ایران را در وضعیتی قرار داده که دفاع پیشدستانه را دشوار میکند. از آن خطرناکتر، استفاده آمریکا و اسرائیل از فناوریهای پیشرفته برای حملات دقیق است؛ مسئلهای که وابستگی ایران به سامانه GPS را به یک نقطهضعف مرگبار تبدیل کرده است.

اما فشارها تنها به میدان نظامی محدود نمیشود
ایران همزمان با انزوای سیاسی سیستماتیک و محاصره اقتصادی شدید روبهروست. ایالات متحده از طریق تحریمهای ثانویه، عملاً ارتباط ایران با بازار جهانی را قطع کرده است؛ به زبان ساده، هر کشوری که با ایران همکاری اقتصادی داشته باشد، با مجازاتهای سنگین آمریکا مواجه خواهد شد.
در کنار این، غرب با قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی، تلاش کرده ایران را در نهادهای چندجانبه به حاشیه براند. همزمان، از طریق رسانهها و سازمانهای غیردولتی، جنگ نرم و نفوذ گفتمانی را تشدید کرده و با برجستهسازی شکافهای اجتماعی، به دنبال ایجاد تفرقه داخلی و تضعیف پایههای حاکمیت است.
در عرصه دیپلماسی نیز راهی باقی نمانده است. مطالبات آمریکا—از جمله کنار گذاشتن دائمی غنیسازی اورانیوم، محدودسازی برد موشکها، انحلال نیروهای همپیمان منطقهای و پذیرش بازرسیهای نامحدود از پایگاههای نظامی—از نگاه تهران چیزی جز یک اولتیماتوم برای تسلیم بیقیدوشرط نیست؛ شرایطی که عملاً هرگونه امکان مذاکره را مسدود کرده است.
در چنین شرایطی، سفر قریبالوقوع بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به آمریکا در تاریخ ۲۹ دسامبر نیز بر شدت بحران افزوده است. به گزارش رسانههای آمریکایی، او قصد داشت از دونالد ترامپ برای اجرای دور جدیدی از حملات علیه برنامه موشکی ایران چراغ سبز بگیرد. تحت این فشار چندلایه، مشکل «گلوگاههای فناورانه» ایران بیش از هر زمان دیگری به یک تهدید حیاتی بدل شده است.

جنگ پنهان GPS؛ چگونه آمریکا و اسرائیل ایران را فلج کردند؟
در جریان درگیریهای ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده و اسرائیل استفاده از سامانه GPS را به سطحی بیسابقه رساندند و با سه شیوه عملیاتی، عملاً ایران را غافلگیر کردند.
نخست، فریب سیگنال؛ با ارسال دادههای مکانی جعلی به سامانههای موشکی ایران، مسیر پرواز موشکها دچار خطا شد و دقت اصابت بهشدت کاهش یافت.
دوم، سرکوب سیگنال؛ اختلال گسترده در امواج GPS باعث شد سامانههای پدافند هوایی ایران کارایی خود را از دست بدهند و عملاً «کور» شوند.
و در نهایت، ردیابی دقیق؛ با قفلکردن سیگنال GPS روی اهداف انسانی کلیدی، از جمله دانشمندان هستهای و مقامات عالیرتبه، عملیاتهای ترور هدفمند با دقت بالا انجام گرفت.
پیامدها در حوزه غیرنظامی حتی سنگینتر بود.
در خلیج فارس، اختلال گسترده در سامانههای موقعیتیابی باعث شد چندین نفتکش و کشتی با از دست دادن دقت ناوبری، ناچار به کاهش سرعت، تغییر مسیر یا توقف موقت شوند؛ موضوعی که وقفه در حملونقل انرژی و خسارات اقتصادی قابل توجهی را به همراه داشت.
در داخل کشور نیز، سامانههای حملونقل شهری، هوانوردی غیرنظامی و شبکههای مبتنی بر اینترنت اشیا دچار آشفتگی گسترده شدند. تلاش ایران برای ایجاد اختلال در GPS بهعنوان اقدام متقابل، خود به افزایش ترافیک شهری، تأخیر در زنجیرههای لجستیکی و اختلال در خدمات عمومی انجامید. در نتیجه، کشور در وضعیتی دشوار میان دو ضرورت متضاد گرفتار آمد: از یکسو کاهش آسیبپذیری در برابر حملات دقیق دشمن و از سوی دیگر حفظ ثبات زندگی روزمره و معیشت شهروندان.

در چنین شرایطی و در آستانه فروپاشی کارکردهای حیاتی، ایران ناچار شد به «منجی شرقی» بیندیشد: سامانه ناوبری ماهوارهای بیدو (北斗/BeiDou) چین.
این انتخاب، تصمیمی شتابزده و از سر استیصال نبود، بلکه نتیجه محاسبات دقیق فنی و راهبردی بود؛ چرا که سه مزیت کلیدی بیدو، دقیقاً نقاط ضعف ایران را هدف قرار میداد.
نخست، استقلال و کنترل کامل
بیدو بهطور کامل توسط چین توسعه یافته و اداره میشود و تحت نفوذ یا فشار سیاسی غرب قرار ندارد. این بدان معناست که سیگنال آن به دلیل اختلافات سیاسی قطع نخواهد شد؛ مزیتی که سامانههای GPS آمریکا و گالیلئوی اروپا (GNSS) از آن بیبهرهاند.
دوم، برتری در پوشش و دقت
قدرت پوشش سیگنال بیدو در منطقه خاورمیانه بالاتر است و دقت موقعیتیابی آن به سطح سانتیمتری میرسد. در آبهای خلیج فارس، توان مقاومت این سامانه در برابر جنگ الکترونیک و اختلال، ۳٫۲ برابر GPS گزارش شده است؛ قابلیتی که بهطور کامل نیازهای ناوبری دریایی و عملیات نظامی دقیق را تأمین میکند.
سوم، قابلیتهای افزوده منحصربهفرد
برخلاف GPS، سامانه بیدو از ارتباطات رمزنگاریشده و خدمات ارسال پیام کوتاه پشتیبانی میکند. نیروهای نظامی ایران میتوانند از این بستر برای انتقال دستورات بهصورت امن استفاده کنند و خطر رهگیری توسط آمریکا و اسرائیل را به حداقل برسانند. حتی در مناطق کمسیگنال مانند بیابانها و مناطق کوهستانی، امکان برقراری ارتباط اضطراری از طریق پیام کوتاه بیدو وجود دارد.
تغییر سامانه ناوبری ایران به بیدو، صرفاً به معنای تعویض چند دستگاه یا ارتقای فنی محدود نیست، بلکه یک پروژه سیستماتیک، مرحلهبندیشده و از پیش طراحیشده به شمار میرود
در ژوئیه ۲۰۲۵، احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات ایران، بهصورت رسمی برنامه مهاجرت به بیدو را اعلام کرد و مسیر اجرای آن را با شعار «ابتدا زیرساختهای حیاتی، سپس حوزههای غیرنظامی» تشریح کرد.
برای تضمین سازگاری کامل میان سامانه بیدو و تجهیزات بومی، مهندسان ایرانی با همکاری تیمهای فنی چین وارد کار مشترک شدند و تنها طی یک ماه، مراحل آزمایش و تطبیق فنی را با موفقیت به پایان رساندند. در گام نخست، بخش نظامی بهعنوان اولویت اصلی عملیاتی شد؛ موشکهای جدید و شناورهای تازهساخت بهطور کامل به ماژولهای بیدو مجهز شدند تا دقت هدفگیری آنها دیگر در برابر اختلالات آمریکا و اسرائیل آسیبپذیر نباشد.
در گام بعد، نوبت به حملونقل نفت رسید: شریان حیاتی اقتصاد ایران. ناوگان نفتکشهای فعال در خلیج فارس بهطور کامل به پایانههای بیدو مجهز شد و با بهرهگیری از نرمافزار بومی موقعیتیابی ترکیبی، امکان سوئیچ خودکار میان GPS و بیدو فراهم آمد. این اقدام باعث شد نرخ قطع ناوبری از ۳۷ درصد به تنها ۰٫۸ درصد کاهش یابد و وابستگی فنی ایران به سامانههای تحت کنترل غرب عملاً پایان یابد.
کاربردهای بیدو به حوزههای نظامی و انرژی محدود نمیشود. رسانههای داخلی و خارجی گزارش دادهاند که تهران در حال بررسی انتقال تدریجی خدمات موقعیتیابی در حوزههایی مانند حملونقل، کشاورزی و اینترنت اشیا از GPS به سامانه ناوبری ماهوارهای بیدو چین است تا وابستگی به فناوریهای تحت کنترل غرب را کاهش دهد.

یک دستگاه نشاکار برنج با کمک سامانه ناوبری ماهوارهای بیدو (BDS) در روستای ژائوهه، شهر شینهوا، استان جیانگسو در شرق چین، در تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۴ فعالیت میکند.
در بخش کشاورزی، یکی از اهداف اعلامشده، بهبود عملکرد سامانههای پایش و مدیریت مزارع است تا دیگر ناپایداری سیگنالهای GPS، اختلالی جدی در فعالیتهای کشاورزی ایجاد نکند. همچنین در بخش زیرساختهای حیاتی، طرحهایی برای افزایش پوشش و سازگاری با بیدو در حال بررسی است تا کشور بتواند سامانههای موقعیتیابی و ناوبری را مستقلتر و مقاومتر نسبت به فشارهای خارجی بسازد.
انتخاب ایران، در جوهره خود، تقابل دو الگوی کاملاً متفاوت فناوری است
ایالات متحده، سامانه GPS را به ابزاری سیاسی تبدیل کرده و هر زمان که بخواهد، از طریق اختلال سیگنال، فشار فنی و محاصره تکنولوژیک، رقبا و مخالفان خود را تحت فشار قرار میدهد. در مقابل، سامانه ناوبری بیدو چین بهعنوان یک خدمت صرفاً فنی ارائه میشود؛ بدون شرط سیاسی، بدون باجخواهی و بدون مداخله در تصمیمات داخلی کشورها. همین تفاوت بنیادین، امروز در خاورمیانه بهوضوح خود را نشان داده است.
بیدو نهتنها ایران را از وابستگی به فناوریهای غربی رها میکند، بلکه امکان هماهنگی عملیاتی با متحدانی چون سوریه و عراق را نیز فراهم میسازد و به تهران اجازه میدهد نقش مؤثرتری در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه ایفا کند؛ امری که بهطور مستقیم جایگاه و قدرت چانهزنی ایران را در خاورمیانه ارتقا میدهد.
این تغییر مسیر فناورانه، بهسرعت اثر نمونهای و الهامبخش خود را نشان داده است. گزارشها حاکی از آن است که بندر جده عربستان سعودی و بخشهایی از ناوگان صیادی امارات متحده عربی نیز بهتدریج به سمت استفاده از بیدو حرکت کردهاند. نشانهها حاکی از آن است که در خاورمیانه، یک هسته اولیه از اتحاد فناورانه «غیرغربی» در حال شکلگیری است.

موشک لانگمارچ‒۳B حامل دو ماهواره جدید بیدو، هنگام پرتاب از مرکز پرتاب شیچانگ در استان سیچوان چین – ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۴ / CMG
در نهایت، آنچه در قالب «محاصره ۳۰ کشور علیه ایران» به نمایش درآمده، صرفاً یک بحران مقطعی نیست؛ بلکه بازتابی از تقابل هژمونی و حاکمیت ملی، و نبرد میان انحصار فناوری و توسعه مستقل است. زمانی که مسعود پزشکیان از «جنگ تمامعیار» سخن گفت، پیام او روشن بود: ایران دیگر قصد ندارد هزینه سلطه و فشار غرب را بپردازد.
انتخاب بیدو، برای ایران بهمنزله دستیابی به اعتمادبهنفس راهبردی در مواجهه با بحرانهاست. با گسترش تدریجی این سامانه در زیرساختهای کشور، فشار محاصره فناورانه بهمرور تضعیف خواهد شد و همزمان، نقشه فناوری خاورمیانه نیز وارد مرحلهای تازه از بازتعریف میشود.
بهاحتمال زیاد، کشورهای بیشتری در آینده به اکوسیستم بیدو خواهند پیوست و روند چندقطبیشدن سامانههای ناوبری جهانی شتاب بیشتری خواهد گرفت.
این تحولات، یک واقعیت اساسی را بار دیگر ثابت میکند:
استقلال فناورانه، واقعیترین پشتوانه قدرت است.
کشوری که سرنوشت خود را به فناوری دیگران گره بزند، دیر یا زود با «خفگی فناورانه» مواجه میشود؛ اما آنکه خود مالک فناوریهای کلیدی باشد، یا با شرکای قابل اعتماد همکاری کند، میتواند حتی در پیچیدهترین و پرتنشترین محیطهای بینالمللی نیز با ثبات و اقتدار بایستد.
پایان/













نظر شما