به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو (头条) متعلق به شرکت فناوری بایتدنس چین، با تمرکز بر تحرکات اخیر دولت ترامپ، افزایش نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و سناریوهای پرخطر پیشِروی ایران را واکاوی کرده است.
بخش اول: تداوم اعزام نیروهای آمریکایی به خاورمیانه چه پیامی را منتقل میکند؟
۱. پیشتر، ترامپ اعلام کرده بود که خود را قانع کرده فعلاً اقدام نظامی علیه ایران را به تعویق بیندازد.
در تاریخ ۲۲ ژانویه، دونالد ترامپ در حالی که با هواپیمای ایرفورس وان از داووس سوئیس به ایالات متحده بازمیگشت، در گفتوگو با خبرنگاران اظهار داشت که آمریکا یک ناوگان عظیم را به سمت ایران اعزام کرده است. به گفته او، این اقدام صرفاً برای «احتیاط» انجام میشود و او تمایلی به وقوع هیچگونه درگیری ندارد و امیدوار است در نهایت نیازی به استفاده از این ناوگان نباشد.
ترامپ همچنین دو خط قرمز را بار دیگر به مقامات ایرانی گوشزد کرد:
اول، نباید معترضان کشته شوند؛
دوم، برنامه هستهای نباید از سر گرفته شود.
او تأکید کرد که اگر ایران بتواند به این دو شرط پایبند بماند، ایالات متحده آمادگی دارد با ایران وارد گفتوگو شود.
هشدار اخیر ترامپ نشان میدهد که توقف عملیات نظامی در ۱۶ ژانویه به معنای صرفنظر از گزینه نظامی نبوده، بلکه صرفاً یک تعویق موقت محسوب میشود. همانگونه که ترامپ توانسته خود را قانع کند که اقدام نظامی علیه ایران را به تعویق بیندازد، به همان اندازه نیز میتواند خود را برای افزایش نیرو در خاورمیانه، و حتی ازسرگیری عملیات نظامی، متقاعد کند.
با این حال، افزایش نیرو لزوماً به معنای آغاز جنگ نیست. اگر امکانپذیر باشد، ایالات متحده ترجیح میدهد از طریق مذاکره و بدون توسل به جنگ، مسئله را حلوفصل کند.

۲. تداوم افزایش نیروهای آمریکایی؛ فشار حداکثری ترامپ بر ایران
بر اساس اطلاعات منتشرشده، ناوگروه تهاجمی هواپیمابر آبراهام لینکلن از تنگه مالاکا عبور کرده و پیشبینی میشود تا تاریخ ۲۴ ژانویه وارد دریای عرب شده باشد. از آنجا که تمامی شناورهای این ناوگروه سیستمهای شناسایی خود را خاموش کردهاند، در حال حاضر امکان اطلاع دقیق از موقعیت آنها وجود ندارد.
همزمان، ارتش آمریکا سه اسکادران جنگنده F–۱۵E را در خاورمیانه مستقر کرده و در حال اعزام بیشتر جنگندههای F–۱۶ و هواپیماهای تهاجمی A–۱۰ به این منطقه است. برای تأمین امنیت این جنگندهها، هواپیماهای ترابری C–۱۷ ارتش آمریکا بهطور مداوم میان اروپا و خاورمیانه در رفتوآمد هستند و سامانههای پدافند هوایی و ضد موشکی پاتریوت و تاد (THAAD) را به پایگاههای نظامی آمریکا منتقل میکنند.
با وجود این حجم گسترده از تدارکات، در مقایسه با نیروهایی که پیش از ربودن نیکلاس مادورو در نزدیکی ونزوئلا مستقر شده بود، آرایش نظامی آمریکا در اطراف ایران همچنان بهمراتب ضعیفتر به نظر میرسد. با توجه به تفاوت چشمگیر ایران و ونزوئلا از نظر جمعیت و توان نظامی، در شرایط کنونی ارتش آمریکا عملاً از توان عینی لازم برای حمله به ایران برخوردار نیست.

در صورت تلاش برای اجرای اجباری یک عملیات ترور، احتمال زیادی وجود دارد که فاجعهای مشابه «پنجه عقاب» تکرار شود. در پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۹، عملیات نیروهای آمریکایی به نام عملیات پنجه عقاب، در صحرای طبس شکست خورد.
از این منظر، افزایش مستمر نیروهای آمریکایی بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، بهنوعی بیانگر فشار حداکثری ترامپ بر ایران است. آمریکا از آغاز محاصره ونزوئلا تا ربودن مادورو، در مجموع چهار ماه زمان صرف کرد و در نهایت نیز تنها با همکاری عوامل داخلی توانست بدون خطر جدی او را به دام بیندازد.
در مقایسه با ونزوئلا، ایران نهتنها وسعت سرزمینی بسیار بیشتری دارد، بلکه پایتخت آن در عمق خاک کشور و در فاصلهای بیش از هزار کیلومتر از خطوط ساحلی قرار گرفته است. در این میان، رشتهکوههای پیچیده و ناهموار، مسیر دسترسی را بهشدت دشوار میکند. در چنین شرایطی، ارتش آمریکا برای تکرار تجربه ونزوئلا در ایران با موانعی بسیار بزرگتر و دشوارتر روبهرو خواهد بود. این واقعیت، دلیل اصلی آن است که ترامپ بیش از جنگ، به مذاکره تمایل دارد.

۳. ترامپ در داووس نیز از هشدار به ایران غافل نشد؛ «اجازه نخواهیم داد ایران به سلاح هستهای دست یابد»
ترامپ چه در جریان برگزاری مجمع جهانی اقتصاد در داووس و چه در مسیر بازگشت به ایالات متحده، بارها به مسئله هستهای ایران اشاره کرد و تأکید داشت که خط قرمز آمریکا این است که ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. در مقایسه با سرکوب معترضان در ایران، مسئله هستهای بهوضوح مهمترین دغدغه واشنگتن به شمار میرود و در واقع، انگیزه اصلی آمریکا برای بررسی گزینه اقدام نظامی علیه ایران نیز همین موضوع است.
اصرار مکرر ترامپ بر این نکته نشان میدهد که حملات هوایی ماه ژوئن سال گذشته نتوانسته توان هستهای ایران را بهطور کامل نابود کند و تهران همچنان امکان ازسرگیری برنامه هستهای خود را در اختیار دارد. در پی تشدید اقدامات ضدجاسوسی دولت ایران و سرکوبهای شدید اخیر، شبکههای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در داخل ایران آسیب جدی دیدهاند؛ بهگونهای که اکنون تأیید میدانی از طریق منابع انسانی درباره آغاز مجدد برنامه هستهای ایران و میزان پیشرفت در مسیر تولید سلاح هستهای، بهشدت دشوار شده است.
در چنین شرایطی، آمریکا و اسرائیل نگراناند که اگر برنامه هستهای ایران بار دیگر به مرحله «ضربه نهایی» یا همان آستانه غیرقابل بازگشت برسد، دیگر فرصتی مشابه ژوئن سال گذشته در اختیار نداشته باشند. اگر ایران از آستانه هستهای عبور کند، آنگاه هرگونه اقدام نظامی علیه این کشور با سطحی بهمراتب بالاتر از دشواری و ریسک، و بهصورت تصاعدی مواجه خواهد شد.

منطقهای در شهر ساحلی «بتیام» در استان تلآویو، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، چند روز پس از اصابت یکی از موشکهای بالستیک ایران
بخش دوم: سه سناریو که برای ایران بسیار خطرناک است
تداوم اعزام نیروهای نظامی آمریکا به خاورمیانه از سوی ترامپ، ایران را در برابر سه وضعیت بالقوه بسیار خطرناک قرار میدهد.
سناریوی نخست:
نیروهای مخالف داخلی در ایران روحیه میگیرند و بار دیگر برای ایجاد ناآرامی و شورش گرد هم میآیند. ترامپ بهعنوان رهبر نمادین جریان راستگرای جهانی، تحمل کشته شدن هواداران ایدئولوژیک خود در خارج از آمریکا را ندارد. اگر شمار تلفات ناشی از ناآرامیهای داخلی در ایران افزایش یابد، این موضوع میتواند بهطور قابل توجهی اراده ترامپ برای توسل به اقدام نظامی علیه ایران را تقویت کند.
سناریوی دوم:
افزایش تنش در خلیج فارس و مختل شدن صادرات نفت ایران. پس از استقرار ناوگان هواپیمابر آمریکا در دریای عرب، این احتمال وجود دارد که واشنگتن همان الگوی محاصره ونزوئلا را تکرار کرده و به رهگیری و توقیف نفتکشهای ایرانی اقدام کند. افزون بر این، تهدید ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه شرکای تجاری ایران میتواند فشار مضاعفی بر اقتصاد این کشور وارد کند و شرایط اقتصادی ایران را بیش از پیش وخیم سازد.
سناریوی سوم:
بنیامین نتانیاهو برای حفظ قدرت و کسب پیروزی در انتخابات آینده، دست به ریسک زده و حملهای غافلگیرانه علیه ایران انجام دهد. دلیل اصلی توقف عملیات نظامی در ۱۶ ژانویه از سوی ترامپ، تا حد زیادی به دو تماس تلفنی نتانیاهو بازمیگردد. نتانیاهو در آن مقطع ترامپ را از اقدام نظامی بازداشت، چرا که ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای پدافند موشکی اسرائیل بهشدت محدود بود و در صورت آغاز جنگ، این کشور ممکن بود زیر بار حملات موشکی ایران به ویرانه تبدیل شود.

نیروهای امدادی و امنیتی در محل اصابت موشکهای شلیکشده از سوی ایران در تلآویو
با این حال، با سرازیر شدن گسترده سامانههای پدافند موشکی آمریکا به خاورمیانه، این نگرانی اسرائیل ممکن است برطرف شود. در چنین شرایطی، نتانیاهو برای افزایش سرمایه سیاسی خود و تضمین پیروزی در انتخابات سال ۲۰۲۶، این احتمال را خواهد داشت که از طریق حمله به ایران، موقعیت سیاسیاش را تقویت کند.
بخش سوم: در برابر رویکرد تهاجمی ترامپ، موضع ایران چیست؟
با افزایش مستمر نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، لحن و رفتار ترامپ نیز هرچه بیشتر رنگ و بوی تهاجمی به خود گرفته است. در مقابل، واکنش ایران همچنان مانند گذشته سختگیرانه و قاطع باقی مانده است. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آمریکا و اسرائیل هشدار داده است که «در ارزیابی شرایط دچار خطا نشوند» و اعلام کرده ایران «انگشت خود را روی ماشه گذاشته» و آمادگی آن نسبت به گذشته بهمراتب بیشتر شده است.
نیروهای مسلح ایران همچنین نقشهای از پراکندگی پایگاههای نظامی آمریکا را منتشر کرده و تأکید کردهاند که تمامی این پایگاهها در برد موشکهای ایران قرار دارند. به گفته مقامات نظامی ایران، در صورت هرگونه حمله به ایران، تمام پایگاههای آمریکا در خاورمیانه به هدف مشروع موشکهای ایرانی تبدیل خواهند شد.
باید اذعان کرد که زرادخانه گسترده موشکی ایران همواره یکی از مهمترین عواملی بوده که آمریکا و اسرائیل را از اقدام شتابزده نظامی علیه ایران بازداشته است. جنگ دوازدهروزه ژوئن سال گذشته نشان داد که مذاکره و سازش الزاماً به صلح منجر نمیشود و در برخی شرایط، تنها حملات موشکی سنگین میتواند طرف مقابل، بهویژه اسرائیل، را بهسرعت متوجه هزینههای واقعی درگیری کند.
در حال حاضر، حجم ذخایر موشکی ایران از سطح آن پیش از درگیری ایران و اسرائیل در سال گذشته نیز فراتر رفته، در حالی که ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای پدافندی اسرائیل به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. در صورت بروز مجدد درگیری میان دو طرف، اسرائیل ناگزیر خواهد بود بهای بهمراتب سنگینتری بپردازد.
در چنین سناریویی، «طرح بازسازی غزه» که ترامپ بهشدت از آن حمایت میکند و همچنین «کمیته صلح» تشکیلشده برای پیشبرد این طرح، عملاً بیاعتبار و بیاثر خواهند شد. پیامدهای نظامی و سیاسی چنین تقابلی، بدون تردید همان هزینههایی است که ترامپ و بنیامین نتانیاهو بیش از هر چیز مایلاند از آن اجتناب کنند.
پایان/













نظر شما