تنشها میان ایالات متحده و جمهوی اسلامی ایران در دوماه نخست سال ۲۰۲۶ بار دیگر به صدر اخبار جهانی بازگشته است که بخش قابلتوجهی از این تحولات حول اظهارات و تصمیمات ترامپ، درباره ایران شکل میگیرد. بررسی روزانه تحرکات و اظهارات ترامپ نشان میدهد که نوسان رئیسجمهوری آمریکا در گفتار و عمل بسیار زیاد بوده و وی در زمانی کوتاه، مواضع خود را بهطور قابل توجهی تغییر داده و در برخی اوقات از لحن تهدیدآمیز به بازدارندگی و سپس دیپلماسی نسبی و بازهم به تهدید تغییر مسیر داده است.
شاید به همین دلیل است که رسانه ها و تحلیلگران معتقدند که نمیتوان روی وضعیت کنونی سخنان ترامپ خیلی حساب کرد زیرا وی ممکن است اندکی بعد تغییر رویه بدهد. در همین پیوند نشریه آتلانتیک با اشاره به اظهارات و اقدامات رئیس جمهوری آمریکا در قبال چین تاکید دارد که سکان دیپلماسی کاخ سفید اکنون در دستان فردی دمدمی مزاج است. در این گزارش تاکید شده است: آنهایی که امید دارند اقدامات وی در قالب یک استراتژی بزرگ باشد باید به ناپایداری رویکرد ترامپ نسبت به چین نگاه کنند... رفتار غیرقابل پیشبینی او نشان میدهد که سیاست خارجی آمریکا چقدر شخصی و نامنظم شده است. محققان مؤسسه بروکینگز نیز در تحلیلی از استراتژی جدید امنیت ملی کاخ سفید، می گویند که سیاست خارجی آمریکا اکنون به شدت به «یک رهبر دمدمی مزاج وابسته است.»
آنهایی که امید دارند اقدامات رئیس جمهوری ایالات متحده در قالب یک استراتژی بزرگ باشد، باید به ناپایداری رویکرد ترامپ نسبت به چین نگاه کنند.
داستان مشابهی در کاخ سفید در مورد ایران هم در حال تکرار است. اواخر ژانویه ۲۰۲۶ ترامپ از اعزام ناوگروه هواپیمابر و شناورهای پشتیبان به منطقه خلیج فارس خبر داد و اعلام کرد که ایالات متحده برای هر گونه اقدام نظامی آماده است. این سخنان با تحلیلهای رسانهها مبنی بر آمادهسازی آمریکا برای یک حمله قریبالوقوع همراه شد و نگرانیها درباره احتمال برخورد مستقیم نظامی با ایران افزایش یافت. درحالیکه تهران بر نشان دادن واکنش به هر تجاوزی تاکید کرد، ترامپ همزمان اعلام داشت که هدف اصلی این اقدام، افزایش فشار برای دستیابی به توافق یا تغییر رفتار تهران است.
در هفتههای بعد، ترامپ موضع خود را تشدید کرد و حتی برخی رسانهها گزارش دادند که وی گزینه حمله نظامی را «نزدیک به قطعی» توصیف کرده بود. این سخنان باعث شد که در میان متحدان آمریکا از جمله رژیم اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، برخی در ادعا و برخی در عمل فشار بیاورند تا واشنگتن تندروی نکند و پیش از هر اقدام نظامی، مسیر دیپلماتیک را دنبال کند.
با آغاز فوریه اما تغییر قابل توجهی در لحن ترامپ مشاهده شد. اگرچه حضور ناوگان نظامی در منطقه ادامه داشت، لحن تهدید مستقیم وی به حمله کاهش یافت و به ضرورت مذاکره و بازدارندگی تبدیل شد. ترامپ در سخنرانیهای عمومی خود، دیگر به طور مستقیم حمله قریبالوقوع را تأیید نکرد.
این رفتار متناقض ترامپ باعث شد تحلیلگران او را در سیاست خارجی دمدمیمزاج و غیرقابل پیشبینی معرفی کنند زیرا در یک بازه زمانی به نسبت کوتاه لحن وی (در پروندههای چین و ایران) نوسان داشته است.
این تغییر موضع با تحلیل رسانهها و کارشناسان نظامی بهعنوان نمونهای از رفتار پرنوسان رئیسجمهوری آمریکا ارزیابی شد و برخی نیز آن را به پاسخ محکم و ایستادگی تهران مرتبط دانستند. جالب اینجاست که حال در میانه فوریه، ترامپ بار دیگر با اظهاراتی مبهم و دوپهلو در قبال ایران موضع گرفته و به تازگی از اعزام ناو هواپیمابر دوم به منطقه سخن گفته است.
این رفتار متناقض و تغییر لحظهای مواضع ترامپ باعث شد تحلیلگران بسیاری او را در حوزه سیاست خارجی دمدمیمزاج و غیرقابل پیشبینی معرفی کنند؛ زیرا در یک بازه زمانی به نسبت کوتاه لحن وی (در دو پرونده چین و ایران) نوسان داشته است. رسانهها معتقدند این وضعیت میتواند هم متحدان آمریکا را سردرگم و هم ایران را به احتیاط یا واکنش نامتقارن وادار کند.
در همین ارتباط نشریه آتلانتیک در مورد نوع رفتار ترامپ با چین آورده است: با توجه به طبیعت دمدمی ترامپ که میتواند ناگهان پنجره فرصت را ببندد، چین انگیزه قوی دارد که برای مصالحه به نفع خود فشار آورد. تنها موضوع قطعی آن است که در رقابت، پیروزی نصیب رهبری خواهد شد که استراتژیک و منضبط عمل کند، نه نامنظم و لحظهای.
درکل روزشمار اظهارات ترامپ درباره ایران نشان میدهد که سیاست آمریکا نه بر پایه یک برنامه ثابت بلکه بر ترکیبی از تهدید، بازدارندگی و فشار دیپلماتیک لحظهای استوار بوده است.
این تغییرات لحظهای، دمدمیمزاج بودن رئیسجمهوری آمریکا را برجسته کرده است و نشان میدهد که حتی در شرایط بحران، تصمیمات واشنگتن میتواند بسیار ناپایدار و وابسته به ارزیابیهای آنی شخص رهبر آمریکا باشد.
پایان/













نظر شما