به گزارش تحریریه، تحلیل تازه فارین پالیسی به بررسی چهار سناریوی احتمالی برای ایران در صورت وقوع جنگ با آمریکا و سرنگونی احتمالی حکومت پرداخته است. این تحلیل با اشاره به عدم تمایل ترامپ برای اشغال خاک ایران، وقوع «شکست دولت و فروپاشی به سمت جنگ داخلی» را محتملتر از ظهور یک «جمهوری دموکراتیک» یا «بازگشت سلطنت» میداند.
به نوشته این رسانه، محتملترین پیامد در صورت تغییر رژیم، «تصاحب قدرت توسط سپاه پاسداران» به عنوان نیروی مسلح و قدرتمند در فضای پرهرج ومرج انتقالی خواهد بود.
چکیده راهبردی (بخشهای مهم):
یک چیز درباره جنگ مورد انتظار آمریکا علیه ایران قطعی است: اگر رخ دهد، شامل اشغال این کشور نخواهد شد. آمریکا ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پشتیبانی به خلیج فارس فرستاده، نه نیروی زمینی برای حمله، و هیچ شواهد عمومی از برنامهریزی برای حضور بلندمدت در ایران وجود ندارد.
اگر دونالد ترامپ درباره یک چیز در منطقه ثابتقدم بوده، نیاز به اجتناب از اشغال به سبک عراق است که آن را «اشتباه بزرگِ چاق» توصیف کرده است. آمریکا احتمالاً رهبران ارشد ایران را هدف قرار داده و سپس منتظر میماند تا ببیند اوضاع چگونه پیش میرود.
پس اوضاع چگونه پیش خواهد رفت؟ ایران بعید است غافلگیر شود. تهران به خوبی به یاد دارد که آمریکا چگونه از مذاکرات برنامهریزیشده به عنوان دودی برای فریب آن جهت کاهش آمادگیها پیش از حمله غافلگیرانه ژوئن گذشته استفاده کرد و بعید است دوباره فریب همین حیله را بخورد.
نیروهای امنیتی پس از سرکوب وحشیانه اعتراضات اخیر به طور کامل بسیج و مستقر شدهاند. موفقیت قابل توجه اسرائیل در هدف قرار دادن مقامات ارشد ایران در ژوئن گذشته نشاندهنده میزان نفوذ در اطلاعات ایران است و حاکی از آن است که رهبران ارشد ایران نباید راحت بخوابند.
چه از طریق توافق و چه جنگ، به نظر میرسد هدف ترامپ پایان قاطعانه مبارزه چند دههای آمریکا با ایران است. اما پیروزیهای قاطع معمولاً دستنیافتنی هستند. حتی ویرانگرترین کارزار هوایی علیه رژیم ایران، پیروزی ماندگارتری از اعلام بدنام «ماموریت انجام شد» بوش در عراق نخواهد بود. ارزیابی اطلاعاتی دیرینه که یک کارزار بمباران حداکثر چند سال برنامه هستهای ایران را عقب میاندازد، عامل بازدارنده کلیدی در دورههای قبلی تب جنگ با ایران بوده است.
چنین حملهای حتی ممکن است به نفع رژیم تمام شود. بقای رهبری احتمالاً موج دیگری از اعتراضات را مهار میکند، هرچند محرکهای نارضایتی باعث میشود بعید باشد این توقف طولانی شود. ایران میتواند منتظر تحریمهای بیشتر غربی باشد که بدبختی اجتماعی را تشدید میکند. به عبارت دیگر، تخریب و خطر، وضعیت موجود طولانیمدت را بازنشانی میکند.
چهار سناریوی محتمل وجود دارد. ظهور جمهوری دموکراتیک چیزی است که بسیاری از ایرانیان ترجیح میدهند، اما کمترین نتیجه محتمل تغییر رژیم ناشی از حملات هوایی است. برخی آمریکاییها، اسرائیلیها و رهبران خلیج فارس ممکن است بازگرداندن شاه را ترجیح دهند، اما قرار دادن او بر تخت و محافظت از او نیازمند کمک نظامی خارجی قابل توجهی است که هیچکس نمیخواهد ارائه دهد.
شکست دولت و فروپاشی به سمت جنگ داخلی نتیجه محتملتری نسبت به دموکراسی یا بازگشت سلطنت است. اسرائیل ممکن است با ایران تقسیمشده، ضعیف و درگیر جنگ داخلی مشکلی نداشته باشد، اما آمریکا به نظر نمیرسد این خواسته را داشته باشد. کشورهای خلیج فارس به هر قیمت میخواهند از بیثباتی دیگر در خاورمیانه جلوگیری کنند.
محتملترین نتیجه تغییر رژیم موفق در ایران، تصاحب قدرت توسط سپاه پاسداران است که در محیط پرهرجومرج انتقالی بهترین تسلیحات و قدرتمندترین نیرو را خواهد داشت. چنین رژیمی احتمالاً تحریمشده و ناپایدار باقی میماند. رژیم تحت رهبری سپاه ممکن است پیامدهای ناخواستهای داشته باشد و به طرز طعنهآمیزی شبیه عربستان سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان شود: به طرز وحشیانهای سرکوبگر و اقتدارگرا اما از نظر اجتماعی در حال باز شدن و مشتاق سرمایهگذاری بینالمللی.
منبع: کانال مرکز مطالعات رسانههای بینالمللی
پایان/













نظر شما