به گزارش تحریریه، وبسایت شورای راهبردی روابط خارجی در «باشگاه گفت وگوی والدای» در ارزیابی گزینههای اقدام ایران در پاسخ به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل آورده است:
اگرچه ایران و ایالات متحده از طریق میانجیگری عمان مذاکرات غیرمستقیمی را دنبال میکنند و هر دو طرف جایی برای دیپلماسی باقی گذاشتهاند، چشمانداز یک جنگ جدید در خاورمیانه همچنان جدی است. این جنگ میتواند بسیار شدیدتر و گستردهتر از درگیری دوازدهروزه در ژوئن ۲۰۲۵ باشد.
استقرار گسترده نیروها و تجهیزات آمریکایی در منطقه، از جمله ناوهای هواپیمابر، زیردریاییها، ناوهای جنگی سطحی، هواپیماهای سوخترسان و همچنین سامانههای پدافند هوایی و موشکی، حاکی از آن است که اهداف واشنگتن ممکن است فراتر از یک هشدار ساده یا اعمال فشار بر ایران برای بازگشت به میز مذاکره و پذیرش خواستههای آمریکا باشد.
شکی نیست که علیرغم اظهارات مکرر مقامات ایرانی و آمریکایی درباره اولویت دیپلماسی، مذاکرات غیرمستقیم همچنان بسیار شکننده و با چالشهای متعددی همراه است. با این حال، اگر درگیری نظامی که احتمالاً گستردهتر و شدیدتر از جنگ دوازدهروزه ژوئن ۲۰۲۵ خواهد بود، اجتنابناپذیر شود، شایسته بررسی است که ایران چه گزینههای پاسخی در اختیار دارد و کدام سناریوها میتوانند به طور واقعی مد نظر قرار گیرند.
تردیدی نیست که اقدامات تلافیجویانه ایران میتواند طیف وسیعی از اهداف را در بر گیرد، از جمله حملات به اسرائیل، حتی اگر اسرائیل مستقیماً در کارزار نظامی به رهبری آمریکا شرکت نداشته باشد، و همچنین به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و تأسیسات و سکوهای دریایی این کشور در خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، دریای عرب و دریای سرخ.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اعلام کرده است که ۳۰ تا ۴۰ هزار نظامی که ایالات متحده در ۹ پایگاه در خاورمیانه مستقر کرده، در برابر پهپادها و موشکهای ایران آسیبپذیر هستند. این نیروها و پایگاهها در عراق، سوریه، عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین و اردن نه تنها در معرض موشکها و پهپادهای ایران قرار دارند، بلکه میتوانند به طور همزمان مورد حمله گروههای نیابتی/محور مقاومت با استفاده از راکت، مهمات، پهپاد، خمپاره و در برخی موارد، عوامل انتحاری قرار گیرند. به همین دلیل اخیراً رهبر عالی ایران، هشدار داد: «آمریکا باید بداند که اگر جنگی جدید را آغاز کند، این بار یک جنگ منطقهای خواهد بود.»
موشکهای بالستیک و هایپرسونیک
بر اساس گزارش اداره اطلاعات ملی آمریکا، ایران بزرگترین زرادخانه موشکهای بالستیک را در خاورمیانه در اختیار دارد. موشکهای ایران برد تعیین شده ۲۰۰۰ کیلومتری دارند که به گفته مقامات، پیشتر برای دفاع از کشور کافی بوده است، زیرا این برد، فاصله تا اسرائیل را پوشش میدهد. طبق دادههای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، این زرادخانه شامل موشکهای دوربرد متعددی است که قادر به رسیدن به اسرائیل هستند.
از جمله این موشکها میتوان به "سجیل" با برد ۲۰۰۰ کیلومتر، "عماد" با برد ۱۷۰۰ کیلومتر، "قدر" با برد ۲۰۰۰ کیلومتر، "شهاب-۳" با برد ۱۳۰۰ کیلومتر، "خرمشهر" با برد ۲۰۰۰ کیلومتر و "حویزه" با برد ۱۳۵۰ کیلومتر اشاره کرد.
نمایش یک پایگاه جدید موشکی، از جمله موشکهای هایپرسونیک "خرمشهر-۴"، که در ۶ فوریه در اوج تنشها و همزمان با استقرار گسترده نیروها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه انجام شد، سطح جدیدی از توانمندیهای موشکی ایران را نشان داد. موشک "خرمشهر-۴" قادر است مسافت ۲۰۰۰ کیلومتر را در ۱۲ دقیقه طی کند و تهدیدی بالقوه برای سامانه پدافند موشکی اسرائیل معروف به گنبد آهنین محسوب میشود.
بنابراین، برخلاف جنگ ژوئن، توانمندی موشکی ایران بهویژه موشکهای بالستیک آن تهدیدی مستقیمتر برای اسرائیل و ایالات متحده محسوب میشود. پس از جنگ دوازدهروزه، بسیاری از مقامات نظامی ایران اعلام کردند که کشور از تمام ظرفیت موشکی خود بهویژه موشکهای نسل جدید استفاده نکرده است. در همین راستا، وزیر دفاع ایران، سرتیپ عزیز نصیرزاده، اظهار داشت که در پاسخ به هرگونه تجاوز جدید اسرائیل، موشکهای جدیدی با ویژگیهای بهبود یافته به کار گرفته خواهند شد.
در این زمینه، نتانیاهو فشار قابل توجهی بر واشنگتن وارد میکند تا تضمین کند هرگونه توافق با ایران شامل کاهش توانمندیهای موشکی ایران، از جمله کاهش برد موشکها به کمتر از ۵۰۰ کیلومتر خواهد بود. در غیر این صورت، اگر توافقی حاصل نشود، نابودی این توانمندیهای موشکی باید یکی از اولویتهای اصلی در هر عملیات بعدی باشد. مقامات ایرانی به شدت با هرگونه کاهش برد موشکها مخالف هستند.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرد که کاهش برد موشکها به "کمتر از ۵۰۰ کیلومتر" در واقع به معنای اجبار و تسلیم خواهد بود. او پرسید: «اگر شما جای ما بودید و مذاکره میکردید، آیا حاضر بودید مهمترین سلاح دفاعی کشور را واگذار کنید؟» و این خواسته را به منزله تضعیف جدی توان دفاعی ایران خواند.
بنابراین، اولین و مهمترین گزینه در اختیار ایران در پاسخ به یک حمله نظامی بالقوه آمریکا و اسرائیل، به کارگیری موشکهای بالستیک و هایپرسونیک خواهد بود. برخلاف درگیری ژوئن که در طی آن موشکها به تعداد نسبتاً محدود اما به صورت مستمر و مرحلهای شلیک شدند، در آینده ممکن است شلیک همزمان و در مقیاس بزرگ مطرح باشد. این رویکرد در ترکیب با حملات موشکی گروههای نیابتی/محور مقاومت، به طور بالقوه میتواند معماری پدافند موشکی اسرائیل شامل گنبد آهنین و همچنین سامانههای پدافند هوایی و موشکی حافظ پایگاههای آمریکا در منطقه را تحت فشار قرار داده یا از آن عبور کند و در نتیجه خسارات قابل توجه و گستردهای وارد آورد.
جنگ نامتقارن: ترکیب پهپادها و شناورهای تندرو تهاجمی
در طول جنگ دوازدهروزه، ایالات متحده حملهای را از شمال اقیانوس هند با استفاده از یک زیردریایی کلاس اوهایو آغاز کرد که سی موشک تاماهاوک را به سمت تأسیسات هستهای اصفهان و نطنز شلیک کرد. این حمله در عمل، بمباران همان تأسیسات هستهای توسط بمبافکنهای B-۵۲ را تکمیل کرد. با این وجود، تقابل بین ایران و ایالات متحده به یک جنگ دریایی تبدیل نشد و پاسخ ایران حمله به پایگاه نظامی آمریکا العدید در قطر بود.
احمد وحیدی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پاسخ به این سوال که چرا سپاه پاسداران وارد جنگ نشد، گفت: «در جنگ، همه نیروها به طور همزمان به کار گرفته نمیشوند. ما متناسب با نیازها، بخشی از توانمندیها را به کار میگیریم. آیا ما از تمام توان موشکی خود استفاده کردیم؟ ما فقط از بخشی که لازم بود استفاده کردیم. قصد ما از همان ابتدا به کارگیری تمام توانمان نیست.»
در همین حال، برخلاف درگیری دوازدهروزه که نیروی دریایی ایران مستقیم در آن شرکت نداشت، استقرار گسترده تجهیزات، ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند و دریای عرب، در صورت وقوع جنگ، رویارویی دریایی را تا حد زیادی اجتنابناپذیر کرده است.
در چنین شرایطی، علاوه بر به کارگیری ناوگانهای دریایی ارتش ایران و سپاه پاسداران که در خلیج فارس و دریای عمان فعالیت میکنند، ترکیب پهپادها و شناورهای تندرو تهاجمی میتواند منجر به یک جنگ نامتقارن در منطقه شود که به ویژه در تنگه باریک هرمز و آبهای کمعمق خلیج فارس میتواند بسیار داغ باشد.
گروههای نیابتی/محور مقاومت
در طول جنگ دوازدهروزه بین اسرائیل و ایران در ژوئن ۲۰۲۵، گروههای نیابتی که ایران آنها را "محور مقاومت" مینامد، نقش فعالی ایفا نکردند. برخی از مقامات ایرانی حتی اعلام کردند که از این گروهها درخواست مشارکت شده بود، اما ایران در آن زمان تصمیم گرفت از توانمندیهای آنها استفاده نکند. اکنون به نظر میرسد که وضعیت تغییر کرده است. حمایت علنی رهبران گروههای نیابتی در خاورمیانه از ایران و به ویژه از رهبر عالی آن، که تهدیدهای مستقیمی از سوی آمریکا متوجه اوست، عاملی مهم به نظر میرسد.
گروههای شیعه مختلف در عراق از حمایت خود از ایران اعلام کردهاند و حتی آمادگی خود را برای عملیات جهادی و شهادتطلبانه ابراز داشتهاند. به عنوان مثال، "کتائب حزبالله" از آمادگی برای "جنگ تمامعیار" در صورت حمله آمریکا به ایران خبر داد. ابوحسین الحمیداوی، رهبر یک گروه عراقی، اعلام کرد که "دشمنان" جمهوری اسلامی "بدترین مرگ" را خواهند مرد. در لبنان، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در ۲۶ ژانویه هشدار داد که «جنگ علیه ایران این بار منطقه را به آتش خواهد کشید». علاوه بر این، گروه یمنی حوثیها که مورد حمایت ایران است، تهدید به حملات جدید به کشتیها در دریای سرخ کرد، زیرا ناو هواپیمابر آمریکایی به منطقه نزدیک شده است. حوثیها ویدئوی کوتاهی از یک کشتی در حال سوختن با عنوان "به زودی" منتشر کردند، بدون اینکه به جزئیات اشاره کنند.
بنابراین، حملات همزمان راکتی و موشکی از سوی گروههای نیابتی محور مقاومت در کنار شلیک موشکهای هایپرسونیک و بالستیک ایران و همچنین عملیات پهپادی، میتواند تهدید بزرگتری برای پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و سامانه پدافند موشکی اسرائیل معروف به گنبد آهنین باشد نسبت به آنچه در طول درگیری دوازدهروزه مشاهده شد.
بستن تنگه هرمز
این میتواند به عنوان سناریوی نهایی در زنجیره اقدامات تلافیجویانه بالقوه ایران در برابر حمله آمریکا و اسرائیل در نظر گرفته شود. در سالهای اخیر، برخی از مقامات و تحلیلگران ایرانی تهدید به بستن تنگه هرمز کردهاند، اما این تهدید هرگز عملی نشده است. بر اساس یکی از سناریوها، این کار با کارگذاری مینهای دریایی و سپس استفاده از موشکهای کروز ضدکشتی و زیردریاییهای کوچک برای مختل کردن عملیات مینروبی انجام خواهد شد.
اگر جنگی گسترده و شدید درگیرد، ایران ممکن است به چنین اقدامی متوسل شود. همانطور که اخیراً سید جلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر شورای روابط خارجی ایران، اشاره کرد: «اگر جنگی در منطقه رخ دهد، امنیت انرژی به خطر خواهد افتاد و تنگه هرمز بسته خواهد شد.» نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز روز دوشنبه، ۱۶ فوریه، رزمایش گستردهای را با عنوان "کنترل هوشمند تنگه هرمز" انجام داد که هدف آن تمرین اقدامات سریع، قاطع و همهجانبه علیه تهدیدات امنیتی در حوزه دریایی بود.
شکی نیست که بسته شدن تنگه هرمز پیامدهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی فوقالعاده گستردهای خواهد داشت. اگر چنین سناریویی محقق شود، حدود یک چهارم از عرضه نفت جهان و حدود یک پنجم از عرضه گاز طبیعی جهان مختل خواهد شد. قیمتها میتوانند به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسند. این ارزیابی نشان میدهد که وزن ژئوپلیتیکی ایران در بازارهای جهانی انرژی بسیار بیشتر از سهم واقعی آن در تولید و صادرات نفت و گاز است که سالهاست تحت تأثیر تحریمهای اقتصادی گسترده محدود شده است.
نتیجهگیری
وضعیت کلی، شامل استقرار نیروها، سطوح آمادگی رزمی و رزمایشهای دفاعی، نشان میدهد که اگر مذاکرات شکست بخورد و دیپلماسی ناکام بماند، ایران در یک دور جدید از درگیری قصد دارد از تمام ظرفیتهای خود استفاده کند.
پایان/













نظر شما