به گزارش تحریریه، «شاناکا پریریرا» کارشناس بازارهای مالی و رمز ارز و تحلیلگر حوزه قیمتگذاری معتقد است: همه درباره نفت ایران بر حسب بشکه صحبت میکنند. هیچکس درباره محتویات درون بشکهها حرف نمیزند. همین تفاوت باعث شده پالایشگاههای غربی به مدت بیست سال، با وجود تحریمها، شبکههای سایه را از طریق دبی به راه بیندازند تا به این نفت دست یابند.
نفت خالص یک کالای یکسان نیست. طیفی از هیدروکربنها با وزنهای مولکولی متفاوت است و ترکیب یک نفت خام معین تعیین میکند که چقدر راحت به محصولاتی تبدیل میشود که پالایشگاهها واقعاً میخواهند بفروشند: بنزین، گازوئیل، سوخت جت، نفت گرمایش. معیاری که این ویژگی را میسنجد، درجهی ایپیآی است. درجه API بالاتر به معنای نفت سبکتر با زنجیرههای کربنی کوتاهتر است که به معنای هزینه انرژی کمتر برای کراکینگ، هزینه فرآوری پایینتر برای پالایش و بازدهی بالاتر از تقطیرهای سبک است که قیمت بالاتری دارند. درجه API پایینتر به معنای نفت سنگینتر است که به انرژی بیشتر، مراحل فرآوری بیشتر، تجهیزات سرمایهای بیشتر نیاز دارد و سهم بالاتری از مواد باقیمانده کمارزش را تولید میکند.
نفت سبک ایران دارای درجه API بین ۳۳ تا ۳۶ و میزان گوگرد بین ۱.۳۶ تا ۱.۵ درصد است. این نقطهی شیرین پالایشگاهی است. به اندازهای سبک است که کسرهای بالایی از بنزین و تقطیرهای میانی را بدون هزینههای فرآوری بیش ازحد تولید کند، اما به اندازهای سنگین است که طیف کاملی از محصولاتی را که پالایشگاههای پیچیده برای پردازش آنها طراحی شدهاند، تولید کند. این همان چیزی است که مهندسان نفت آن را نفت با ترکیب بهینه مینامند.
حالا گزینههای جایگزین را مقایسه کنید؛
نفت سنگین مری ونزوئلا تقریباً ۱۶ درجه API و گوگردی بین ۳ تا ۵ درصد دارد. پالایش سودآور آن به واحد ککسازی، کراکر هیدروژنی و یک زنجیره گسترده گوگردزدایی نیاز دارد. این تجهیزات وجود دارند. اقتصاد آن برای پالایشگاههایی که به طور خاص برای خوراک ونزوئلا ساخته شدهاند، کار میکند. این نفت جایگزینی برای نفت ایران نیست. محصول متفاوتی است که به زیرساختهای صنعتی متفاوتی نیاز دارد.
نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا دارای درجه API بین ۳۹ تا ۴۰ با گوگرد زیر ۰.۲۵ درصد است. در تئوری، تمیزترین و آسانترین نفت برای فرآوری. در عمل، آنقدر سبک است که تقطیرهای میانی سنگینتری را که یک پالایشگاه پیچیده برای کار با ظرفیت کامل نیاز دارد، تولید نمیکند. پالایشگاههای اروپایی و آسیایی که حول نفتهای میانی ساخته شدهاند، نمیتوانند به دبلیوتیآی سوئیچ کنند بدون اینکه آن را با نفتهای سنگینتر ترکیب کنند تا توزیع وزن مولکولی مورد نیاز واحدهای فرآوری خود را به دست آورند. دبلیوتیآی یک جایگزین مستقیم برای نفت میانی ایران نیست.
نفت ایران در جایی قرار میگیرد که نه شیل آمریکا و نه نفت سنگین ونزوئلا قرار نمیگیرند. این مایعی است که از میان سیستم پالایش جهانی عبور میکند بدون اینکه نیاز به زیرساخت ککسازی برای نفتهای سنگین یا عملیات ترکیب برای نفت فوقسبک شیل داشته باشد. همین تطابق مولکولی دلیل آن است که این نفت همواره قیمتی بالاتر از درجههای مشابه دارد. به همین دلیل است که پالایشگاههای هندی خرید نفت خام ایران را در تمام دورههای تحریم حفظ کردند و لجستیک را برای ادامه جریان آن به negotiate درآوردند. به همین دلیل است که شبکه بانکی و تجاری سایه در دبی که امارات متحده عربی اکنون به فکر برچیدن آن است، اساساً وجود داشت.
تنگه هرمز فقط نفت را حمل نمیکند. این تنگه، دسته خاصی از نفت را حمل میکند که سیستم پالایش جهانی برای پردازش کارآمد آن ساخته شده است. بستن آن فقط عرضه را کاهش نمیدهد. این کار، گرید نفتی را که سیستم بهترین عملکرد را با آن دارد حذف میکند و هر پالایشگاهی را در جهان مجبور میکند با هر جایگزینی که پیدا کند، با کارایی کمتری کار کند.
این است آن ارزش افزودهای که در قیمت ۸۲ دلاری نفت نهفته است، نه فقط حجم بلکه وزن مولکولی.
پایان/













نظر شما