به گزارش تحریریه، «کوین دایاراتنا» معاون مرکز مدلسازی آماری و تحلیل علمی در پیشبرد آزادی آمریکا در نشریه واشنگتن اگزماینر آورده است:
پس از انتشار اخبار مربوط به یک حملهی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، برای بسیاری از مردم اولین سوال نه در مورد استراتژی نظامی، بلکه در مورد قیمت بنزین بود. در واقع، پس از این حملات، قیمتهای آتی نفت جهش کرد، اما موقعیتهایی مانند این، درس ارزشمندی در مورد اهمیت فراوانی انرژی به ما میدهند.
بازارهای انرژی زمانی انعطافپذیر هستند که منابع به وفور یافت شده و در میان منابع متعدد متنوع شده باشند. زمانی که تولید انرژی محدود میشود، خواه به دلیل انتخابهای سیاسی، عدم اطمینان در سرمایهگذاری، یا محدودیتهای زیرساختی، شوکهای ژئوپلیتیکی به سرعت به قیمتهای بالاتر تبدیل میشوند.
این اولین باری نیست که درگیری و بیثباتی در یک منطقه غنی از انرژی در جهان رخ میدهد. اوایل این ماه در بوداپست، من بحث کردم که چگونه همین پویایی زمانی که حمله روسیه به اوکراین عرضه نفت و گاز روسیه را مختل کرد، خود را نشان داد.
ایران در یک نقطه استراتژیک و تنگنا، یعنی تنگه هرمز، قرار دارد که حدود ۲۰ درصد از نفت تجارت شده جهانی از آن عبور میکند. هرگونه تشدید تنش نظامی که ایران را درگیر کند، این احتمال را افزایش میدهد که ایران بتواند تنگه را ببندد و جریان نفت را به بازارهای جهانی محدود کند.
بازارهای انرژی نه تنها به اختلالات واقعی عرضه، بلکه به خطر اختلال نیز واکنش نشان میدهند. حتی احتمال بیثباتی میتواند قیمتها را افزایش دهد، زیرا معاملهگران ریسک ژئوپلیتیکی را در انتظارات بازار لحاظ میکنند.
واکنش فوری قیمت به وضعیت ایران، تیتر خبرها را به خود اختصاص داده است، اما رشد چشمگیر تولید انرژی آمریکا در طول دهه گذشته نقش تثبیتکنندهای ایفا کرده است.
تولید نفت آمریکا از سال ۲۰۰۸ به لطف انقلاب شیل، بیش از دو برابر شد، به طور چشمگیری عرضه جهانی را افزایش داده و بازارهای انرژی جهان را دگرگون ساخته است. به لطف تولید داخلی، آمریکاییها در مقایسه با سال ۲۰۰۸ که در جریان بحران انرژی دهه ۲۰۰۰، قیمت نفت به بشکهای ۱۴۷ دلار رسید، آسیبپذیری بسیار کمتری در برابر بیثباتی خاورمیانه دارند. با تعدیل بر اساس تورم، قیمت بشکهای ۱۴۷ دلار نفت در سال ۲۰۰۸ امروز معادل ۲۲۲ دلار میبود. در مقابل، زمانی که درگیری ایران برای اولین بار آغاز شد، قیمت نفت به طور موقت تا بشکهای ۱۱۶ دلار جهش کرد و امروزه در سطحی پایین تر نوسان است.
«کریس رایت» وزیر انرژی آمریکا، اخیراً اشاره کرد که جهان «از نظر نفت بسیار خوب تأمین شده است» و افزایش فعلی را یک «دوره موقت قیمتهای بالای انرژی» توصیف کرد.
عرضه فراوان دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که باید انجام دهد – محدود کردن پیامدهای اقتصادی شوکهای ژئوپلیتیکی.
سالهای اخیر این پویایی را به کرات نشان داده است. زمانی که ظرفیت مازاد جهانی محدود است، حتی اختلالات نسبتاً کوچک میتوانند حرکات قیمتی بزرگ و نامتناسبی ایجاد کنند. از سوی دیگر، زمانی که رشد عرضه قوی است، بازارها توانایی بهتری برای جذب شوکها بدون جهشهای شدید قیمتی دارند.
ثبات قیمت انرژی برای خانوادههای آمریکایی اهمیت زیادی دارد. هنگامی که قیمتهای انرژی جهش میکند، اثرات آن تقریباً در همه بخشهای اقتصاد سرایت میکند – از حمل و نقل و تولید گرفته تا تولید مواد غذایی و کالاهای مصرفی. انرژی مقرون به صرفه، پایه و اساس رشد اقتصادی، رقابتپذیری صنعتی و رفاه خانوارها است.
جنگ ایران باید به سیاستگذاران یادآوری کند که چرا تولید قوی انرژی اینقدر حیاتی است، اما در سالهای اخیر، بسیاری از دولتها در جهت مخالف حرکت کردهاند.
کشورهای سراسر اروپا استراتژیهای تهاجمی کاهش کربن را با هدف کاهش سریع استفاده از سوختهای فسیلی دنبال کردهاند. این تلاشها به دنبال مقابله با خطرات آب و هوایی هستند، اما همچنین عرضه انرژی را محدود کردهاند. این بدان معناست که بحرانهای ژئوپلیتیکی به طور اجتنابناپذیری شهروندان آنها را شدیدتر تحت تأثیر قرار خواهند داد.
در مقابل، سیاستگذاران آمریکایی بر «سلطه انرژی» تأکید کردهاند و به دنبال عرضه فراوان از منابع انرژی سنتی، از جمله نفت و گاز طبیعی بودهاند. گسترش تولید داخلی، ایالات متحده را در برابر نقاط تنگنای ژئوپلیتیکی آسیبپذیرتر کرده و نفوذ رژیمهای خصمانه را تضعیف نموده است.
هر زمان که بحرانی رخ میدهد – چه در خاورمیانه، اروپای شرقی، یا جاهای دیگر – بازارهای انرژی اثرات اقتصادی فوری را منتقل میکنند. جنگ ایران بار دیگر نشان داد که اقتصاد جهانی زمانی که بخش بزرگی از نفت و گاز طبیعی یک شبه قطع شود، چقدر میتواند آسیبپذیر باشد.
فراوانی انرژی داخلی ما را ایمنتر میکند. از بین بردن عدم اطمینان در جهان متغیر امروزی غیرممکن است. اما ساختن سیستمهای انرژی که قادر به جذب شوکهای دورهای باشند، کاملاً شدنی است. عرضه فراوان، تولید متنوع، و زیرساختهای انعطافپذیر به بازارها اجازه میدهد هنگام وقوع اختلالات، تنظیم شوند. زمانی که بازارهای انرژی عمیق و منعطف هستند، حتی رویدادهای بزرگ ژئوپلیتیکی به اختلالات اقتصادی قابل مدیریت تبدیل میشوند، نه بحرانهای سیستمیک.
درس بحران کنونی ساده است: زمانی که انرژی کمیاب است، ژئوپلیتیک قیمتها را تعیین میکند. زمانی که انرژی فراوان است، بازارها شوکها را جذب و خانوادهها تفاوت را احساس میکنند.
سیاست انرژی ایالات متحده باید یک هدف داشته باشد: فراوانی انرژی – از نفت و گاز گرفته تا هستهای و بادی، بدون یارانه و دستورات اجباری.
پایان/













نظر شما