موشک «عقاب سیاه»؛ سلاح شگفت‌انگیز ترامپ یا یک بلوف پرهزینه و ناقص؟

سنتکام برای شکار لانچرهای موشکی متحرک ایران، دست به دامن سلاحی نیمه‌تمام شده است. موشک‌های هایپرسونیک عقاب سیاه با سرعت خیره‌کننده ۱۰ ماخ، قرار است معادله زمان را به نفع واشنگتن تغییر دهند، اما آیا یک موشک ۲۰ میلیون دلاری می‌تواند پرتابگرهای ایرانی را پیش از تغییر موضع هدف قرار دهد؟

به گزارش تحریریه، کانال خصوصی دَیی وان (大伊万频道یکی از پنج کانال برتر نظامی در چین، اخیراً در گزارشی به تحلیل ابعاد و پیامدهای طرح ارتش آمریکا برای ارسال موشک‌های هایپرسونیک به خاورمیانه پرداخته است.

بر اساس گزارش رسانه‌ها در اول ماه مه، ژنرال کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده(سنتکام)، هنگام ارائه گزارش به ترامپ در خصوص طرح‌های عملیاتی مراحل بعد از عملیات خشم حماسی، رسماً یک پیشنهاد جدید را مطرح کرد. او درخواست کرد تا موشک‌های هایپرسونیک زمین‌پایه «عقاب سیاه» (Dark Eagle) که به‌تازگی در اختیار اولین گروه ویژه چنددامنه‌ای ارتش آمریکا(MDTF) قرار گرفته است، به خاورمیانه منتقل شوند. هدف از این انتقال، مشارکت این سلاح‌ها در حملات هوایی احتمالی بعدی علیه ایران عنوان شده است. در صورت استفاده، این اولین تجربه رزمی و عملیاتی سلاح‌های هایپرسونیک ارتش آمریکا در یک نبرد واقعی خواهد بود.

اما ارتش آمریکا واقعاً چه در سر دارد که می‌خواهد حتی عقاب سیاه را هم وارد میدان نبرد کند؟

هر چه باشد، از منظر تجهیزات و روند شکل‌گیری توان رزمی، مسیر توسعه و تحقیق «عقاب سیاه» پر از فراز و نشیب بوده است. این سلاح تازه به مرحله تثبیت فناوری رسیده و هنوز حتی تجهیز اولین یگان آتشبار هایپرسونیک آن به طور کامل به پایان نرسیده است؛ بنابراین اصلاً مشخص نیست که آیا به آمادگی و توانمندی رزمی لازم رسیده است یا خیر.

از نظر مقیاس تجهیزات نیز، «عقاب سیاه» تازه مراحل آزمایشی خود را پشت سر گذاشته و هنوز حتی به تولید انبوه نرسیده است. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ارتش آمریکا قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ تنها ۲۴ فروند از این موشک‌ها را در اختیار داشته باشد و سرعت تولیدات بعدی آن نیز چندان بالا نخواهد بود. دلیل آن هم واضح است؛ هزینه ساخت این سلاح سر به فلک می‌کشد و قیمت هر فروند از این موشک‌های میان‌برد به رقم نجومی ۲۰ میلیون دلار می‌رسد!

به عبارت دیگر، ارتش آمریکا اکنون در حالی که تنها تعداد انگشت‌شماری (کمتر از ۱۰ فروند) از موشک‌های عقاب سیاه را در اختیار دارد و با وجود این ریسک بزرگ که هنوز توان رزمی نیروهایش برای استفاده از آن به طور کامل شکل نگرفته، با اصرار و به زور در حال ارسال این تجهیزات فوق‌گران‌بها و دردانه‌ی خود به خط مقدم سنتکام است.

موشک «عقاب سیاه»؛ سلاح شگفت‌انگیز ترامپ یا یک بلوف پرهزینه و ناقص؟

آیا این ارسال اجباری و عجولانه واقعاً جواب می‌دهد؟

در واقع، غیرممکن هم نیست. اتفاقاً از زاویه نیازهای تاکتیکی، به نظر می‌رسد ارتش آمریکا واقعاً به این عقاب‌های سیاه نیاز دارد:

اول اینکه، با نگاهی به توانمندی‌های ضربتی ایران علیه پایگاه‌های آمریکایی، به نظر می‌رسد ایران اساساً توانایی هدف قرار دادن اهداف نقطه‌ای و حساس به زمان (مانند پرتابگرهای متحرک موشک) را ندارد. گواه بارز این مدعا، پرتابگرهای «هایمارس» (HIMARS) ارتش آمریکاست که روزهای متمادی در کشورهایی مانند کویت و قطر در حال جابه‌جایی و مانور بوده‌اند، اما توسط ایران شناسایی نشدند.

بنابراین، حتی اگر لانچر عقاب سیاه از نظر فنی مهارت کافی نداشته باشد، سرعت آماده‌سازی‌اش کند باشد، یا اصلاً در جای خود فلج شده و نتواند موشکی شلیک کند، باز هم جای نگرانی نیست که هدف موشک‌های سپاه پاسداران قرار گیرد. در بدترین حالت، فقط برای آمریکایی‌ها آبروریزی می‌شود؛ اما خب، آبروریزی هم تا زمانی که بتوان روی آن سرپوش گذاشت و رسانه‌ای نکرد، مشکل چندان بزرگی نخواهد بود!

دوم اینکه، از منظر نیازهای تاکتیکی، آنچه ارتش آمریکا اکنون به شدت به آن نیاز دارد، قابلیت شکار لانچرهای موشک‌های بالستیک ایران است. چرا که در حال حاضر، هیچ‌یک از تاکتیک‌های فعلی آمریکا چندان کارساز نیستند:

ناکارآمدی پهپادها: اتکا به پهپادهای شناساییرزمی برای شکار این پرتابگرها نتیجه‌بخش نبوده است. سپاه پاسداران سیستم‌های پدافند هوایی کوتاه‌برد متعددی را مستقر کرده است و تا ماه آوریل، پهپادهای آمریکایی با میانگین روزانه یک فروند سرنگون شده‌اند. هرچند ارتش آمریکا پهپادهای زیادی در اختیار دارد، اما جرأت ندارد این روند فرسایشی را ادامه دهد؛ در نتیجه، توانایی آمریکا در استفاده از پهپادها برای شکار پرتابگرهای موشکی ایران به شدت افت کرده است.

موشک «عقاب سیاه»؛ سلاح شگفت‌انگیز ترامپ یا یک بلوف پرهزینه و ناقص؟

محدودیت جنگنده‌ها: از طرفی، اتکا به جنگنده‌های تاکتیکی نیز چالش‌های خود را دارد. جنگنده‌های تاکتیکی آمریکا حتی با پشتیبانی سوخت‌گیری هوایی، زمان گشت‌زنی و ماندگاری محدودی در حریم هوایی ایران دارند. در بسیاری از مواقع، این جنگنده‌ها نمی‌توانند مدت زیادی در منطقه بمانند و باید سریعاً عقب‌نشینی کنند. به همین دلیل، توانایی جنگنده‌های سرنشین‌دار در جستجو و یافتن لانچرهای موشکی، حتی از پهپادها هم ضعیف‌تر است.

در چنین شرایطی، روی آوردن ارتش آمریکا به سلاح هایپرسونیک عقاب سیاه در واقع راهکاری از سر ناچاری است. به هر حال، در مقایسه با پهپادها و جنگنده‌های تاکتیکی، سرعت ضربت این موشک بسیار بالاتر است. طی کردن مسافت ۲۰۰۰ کیلومتری با سرعت ۸ تا ۱۰ برابر سرعت صوت، تنها کمی بیش از ۱۰۰۰ ثانیه (کمتر از ۲۰ دقیقه) زمان می‌برد. برای پرتابگرهای موشک‌های بالستیک ایران نیز بسیار دشوار است که در کمتر از ۲۰ دقیقه شلیک کنند، تجهیزات را جمع کرده و محل را ترک کنند.

تازه اگر شرایط جنگ واقعی را در نظر بگیریم که فاصله شلیک احتمالاً کمی بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر خواهد بود، زمان پرواز عقاب سیاه ممکن است به ۱۰ تا ۱۵ دقیقه کاهش یابد. از نظر تئوری، این موشک‌ها می‌توانند تهدیدی جدی و مؤثر علیه پرتابگرهای موشکی ایران باشند؛ به این صورت که به محض شناسایی لانچرها، بلافاصله فرمان شلیک عقاب سیاه صادر شود تا بتوان پرتابگرهای ایرانی را پیش از پایان شلیک و ترک محل، منهدم کرد.

موشک «عقاب سیاه»؛ سلاح شگفت‌انگیز ترامپ یا یک بلوف پرهزینه و ناقص؟

اما و دقیقاً همین «اما» است که داستان را عوض می‌کند: نحوه مختصات‌دهی و نشانه‌گذاری هدف برای «عقاب سیاه» خود یک چالش اساسی است. روی کاغذ، «گروه ویژه چنددامنه‌ای» (MDTF) ارتش آمریکا از قابلیت‌های پیشرفته‌ای برای نشانه‌گذاری اهداف برخوردار است و حتی می‌تواند از طریق شناسایی فضایی و ماهواره‌های هشدار زودهنگام موشکی این کار را انجام دهد. با این حال، ماهواره‌های شناسایی و هشدار زودهنگام به وضوح فاقد توانایی نشانه‌گذاری دقیق و نقطه‌ای هستند. بنابراین، در نهایت باز هم پای پهپادها به میان می‌آید تا مختصات دقیق را برای عقاب سیاه استخراج کنند و درست همین‌جا، به «حلقه ضعیف» کل زنجیره تهاجمی آمریکا تبدیل خواهد شد.

البته، این احتمال هم وجود دارد که آمریکا قید پهپادها را بزند و برای شناسایی اهداف به جنگنده‌های تاکتیکی یا حتی نیروهای ویژه روی زمین متکی شود؛ اما این سناریو، نیازمندی‌های فوق‌العاده سنگینی را بر دوش سیستم تبادل و پردازش اطلاعات ارتش آمریکا می‌گذارد. اینکه آیا ارتش آمریکا قادر است در چارچوب شبکه MDTF، زمان نشانه‌گذاری اهداف را به مقیاس «۱۰ دقیقه» برساند، یکی از جذاب‌ترین نکات برای رصد خواهد بود.

در واقع، همان‌طور که تحلیلگران معتقدند، اگر عقاب سیاه این بار واقعاً وارد میدان نبرد شود، ارزش مطالعاتی و مرجع بسیار بالایی خواهد داشت. سرعت واکنش آتش ارتش آمریکا در شرایط واقعی چقدر است؟ آیا عملکرد این پرتابه هایپرسونیک با استانداردهای ادعایی همخوانی دارد؟ و آیا خطری برای تجهیزات مشابه در سایر کشورها محسوب می‌شود؟

کافی است این موشک‌ها یک بار شلیک شوند؛ آن‌وقت احتمالاً پاسخ تمام این سوالات برای ما روشن خواهد شد.

پایان/

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35005

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =