به گزارش تحریریه، «جان مرشایمر» استاد و نظریه پرداز برجسته واقعگرای روابط بین الملل در گفت وگو با «Bismi TV» در یوتیوب با اشاره به تحولات و درگیری یکشنبه گذشته و ماجرای «پروژه آزادی» ترامپ گفت: تا پیش از آن، به نظر میرسید که ما عملاً یک آتشبس میان ایالات متحده و ایران برقرار کردهایم. البته که همچنان با دو محاصره مواجه بودیم؛ محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا و متقابلاً توسط ایران، اما دستکم فعلاً خبری از تیراندازی نبود.
سپس در روز یکشنبه، پرزیدنت ترامپ اعلام کرد که ما قصد داریم تانکرها و سایر کشتیهای باری موجود در خلیج فارس را از این منطقه «هدایت» کنیم تا بتوانند کالاهای خود را به سراسر جهان برسانند. او به صراحت نگفت که قصد داریم از نیروی نظامی استفاده کنیم یا با زورِ نظامی تنگه را باز کنیم، بلکه صرفاً از واژه «هدایت» استفاده کرد. با این حال، در روز دوشنبه که تلاش کردیم این کار را عملی کنیم، کارمان به یک درگیری مسلحانه کشید. قایقهای ایرانی و ناوشکنها و هواپیماهای آمریکایی در تنگه هرمز با یکدیگر درگیر شدند. نکته بسیار مهم اینجاست که ایرانیها به امارات متحده عربی نیز حمله کردند؛ آنها بندر بسیار مهم «فجیره» را که محل اصلی صادرات نفت امارات است و خارج از خلیج فارس قرار دارد، هدف قرار دادند. اینها رویدادهای روز دوشنبه بود.
چیزی با عنوان آتش بس وجود ندارد
مرشایمر: سپس روز سهشنبه، ترامپ اعلام کرد که عملیات متوقف شده و همهچیز تمام است. بنابراین، در روزهای سهشنبه و چهارشنبه تیراندازی نداشتیم، اما روز پنجشنبه، درگیریها دوباره آغاز شد. به نظر میرسد سه ناوشکن آمریکایی قصد عبور از تنگه را داشتند—گمان میکنم قصد خروج از خلیج فارس و ورود به دریای عمان را داشتند—که ایرانیها به سوی آنها آتش گشودند. ایالات متحده نیز در تلافی، سه هدف را در داخل خاک ایران مورد حمله قرار داد. این اقدام به هیچ وجه یک تشدید تنش گسترده نبود، اما قطعاً یک «تنشزایی» بهشمار میرفت.
در واقع میتوان گفت که پنجشنبه شبیه دوشنبه بود و روز جمعه، دوباره همان وضعیت تکرار شده است. به نظر میرسد ایالات متحده دو تانکر خالی ایرانی که قصد عبور از منطقه محاصرهشده را داشتند هدف قرار داده و علاوه بر آن، به نظر میرسد ایرانیها دوباره در حال حمله به امارات هستند. بنابراین، درگیریها در روز جمعه دوباره شروع شد، اما در سطحی بسیار محدود.
بنابراین، نگاهی به این وقایع نشان میدهد که آتشبس، به معنای واقعی کلمه وجود خارجی ندارد؛ چرا که اگر آتشبسی وجود داشت طرفین باید دست از شلیک به یکدیگر بردارند. با این وجود، این درگیریها بسیار محدود هستند و هنوز شاهد آن نیستیم که ایالات متحده یا ایران به شکلی جدی در حال بالا رفتن از نردبان تشدید تنش باشند. نگرانی اصلیِ بسیاری از مردم این است که در نهایت این اتفاق رخ دهد، اما قطعاً تا این لحظه شاهد چنین چیزی نبودهایم.
ایرانیان تسلیم نمی شوند
پرسش: شما این بنبست فعلی را چگونه میبینید و اگر آمریکا به تمرکز بر این محاصره ادامه دهد، چه معنایی برای اقتصاد میتواند داشته باشد؟
مرشایمر: شما واشنگتن پست را دیدید که این هفته از یک تحلیل محرمانه سیا که به سیاستگذاران دولت این هفته ارائه شد، نتیجه گرفت ایران میتواند محاصره دریایی آمریکا را حداقل برای ۳ تا ۴ ماه تحمل کند، قبل از اینکه با سختیهای اقتصادی شدیدتری روبرو شود. بنابراین، وقتی به وضعیت فعلی نگاه میکنیم، این ایده که این وضعیت چهار ماه دیگر ادامه یابد، ما را در وضعیت حتی وخیمتری قرار میدهد.
چند نکته وجود دارد. اولی صرفاً رفتن به داستان واشنگتن پست درباره گزارش سیا است. خب، اساساً آن گزارش میگوید که اقتصاد ایران در سه تا چهار ماه ویران خواهد شد یا اینکه سه تا چهار ماه طول میکشد تا اقتصاد ایران واقعاً ویران شود. اما نکته بسیار مهم این است که این به معنای تسلیم ایران نخواهد بود. و من معتقدم که ایران تسلیم نخواهد شد که شما میتوانید مجازات بسیار بیشتری فراتر از این ۳ یا ۴ ماه اعمال کنید و ایرانیان تسلیم نخواهند شد.
من فکر میکنم سابقه تاریخی در این مورد کاملاً روشن است که جوامع در زمان جنگ میتوانند حجم عظیمی از سختی را جذب کنند، ثانیاً، ایرانیان با یک تهدید وجودی روبرو هستند. آنها در برابر دو کشور نسلکش، ایالات متحده و اسرائیل قرار دارند که متعهد به نابودی، ویرانی و وادار کردن ایران به شبیه سوریه شدن هستند. و با توجه به تاکید ایران بر بقا، آنها تسلیم نخواهند شد. بنابراین، این وضعیت بیش از ۳ تا ۴ ماه ادامه خواهد یافت.
نکته دومی که میخواهم بگویم این است که طرفداران محاصره کاملاً آگاه هستند که کارآمدشدن آن نیز زمان زیادی خواهد برد. به عبارت دیگر، آنها فکر نمیکنند که ایران فردا دستهایش را بالا ببرد. آنها درک میکنند که حتی در روایت آنها نیز زمان زیادی طول خواهد کشید. و این امر باعث شده است که آنها بر از سرگیری کمپین بمباران علیه ایران تاکید کنند.
به عبارت دیگر، این باور وجود دارد که محاصره در کنار یک کمپین بمباران جدی، یک ضربه دوجانبه ترسناک خواهد بود که کار ایرانیان را تمام و آنها را مجبور به تسلیم خواهد کرد. بنابراین، من فکر میکنم دلیل اینکه من و شما هر روز با این نگرانی بیدار میشویم که آیا امروز نردبان تشدید تنش را بالا خواهیم رفت یا نه، این است که فشار زیادی از سوی طرفداران این جنگ بر دولت برای بالا رفتن از نردبان تشدید تنش و شروع دوباره بمباران ایران وجود دارد، زیرا همه آنها در اعماق وجود خود درک میکنند که محاصره به تنهایی، به خصوص در کوتاهمدت، کارساز نخواهد بود.
هرچه زمان میگذرد، اقتصاد شروع به فشار آوردن و له کردن پرزیدنت ترامپ و قرار دادن او در موقعیتی میکند که چارهای جز یافتن راهی برای خروج از این درگیری ندارد. بنابراین، اثرات له کننده جنگ ادامه دار، انگیزهای برای او ایجاد میکند تا سعی کند وضعیت را تشدید کند. اما مشکلی که او با آن روبرو است این است که تشدید تنش یک استراتژی پیروزی در جنگ نیست. حقیقت این است که ما قبلاً یک بار بمباران کردیم و کارساز نبود. حالا طرف مقابل استدلال خواهد کرد که بله، اما آخرین بار که بمباران کردیم، همزمان محاصره ایران را نداشتیم. حالا ما ضربه دوجانبه را داریم. پس بیایید آن را امتحان کنیم. و این منطق ممکن است برای عبور ترامپ از خط قرمز و وادار کردن او به بالا رفتن از نردبان تشدید تنش کافی باشد.
اما همانطور که من مدتها است استدلال کردهام، این کارساز نخواهد بود. حقیقت این است، همانطور که قبلاً گفتم، شما میتوانید سختی عظیمی به ایرانیان تحمیل کنید، و با توجه به موقعیت استراتژیک آنها، آنها تسلیم نخواهند شد.
بله، دقیقاً. همانطور که گفتید، وقتی به دولت ترامپ نگاه میکنم، افرادی کنار گوش او هستند و به او میگویند «اوه، بله، بله، ما الان میتوانیم این کار را انجام دهیم»؛ این برای من نگرانکنندهتر است.
ایرانیها دیگر به آمریکا اعتماد نمی کنند
پرسش: ما این محاصره و گزینههای نظامی مختلف را داریم اما ایران با تمام توانش کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده است. این وضعیت تغییر نخواهد کرد. منظورم این است که سپاه پاسداران اعلام کرد که کنترل خود را در تنگه گسترش خواهد داد و تا بندر امارات متحده عربی پیش می رود؛ همان چیزی که شما کمی پیشتر می گفتید. بنابراین، وقتی صحبت از کنترل تنگه هرمز و تأثیری میشود که ایران میتواند بر اقتصاد جهانی بگذارد، و نیز بر همه این عناصر مختلفی که همه ما به آنها وابستهایم، آشکارا هنوز حتی نزدیک هم نشدهایم که درد و فشاری را که قرار است احساس کنیم، تجربه کنیم. این آبراه حیاتی چقدر مهم است و آیا انتظار دارید که درگیری همچنان بر تنگه هرمز متمرکز بماند، در حالی که آمریکا و ایران همچنان در برابر هم قرار دارند؟
مرشایمر: باید به خاطر داشته باشید که برای رسیدن به یک توافق در اینجا، یعنی برای اینکه بتوانیم این درگیری را پشت سر بگذاریم و نگذاریم اقتصاد بینالمللی از لبه پرتگاه سقوط کند، باید انواع و اقسام مسائل حلوفصل شوند. یکی از دلایلی که من بسیار بدبین هستم نسبت به اینکه شما بتوانید نوعی توافق معنادار به دست آورید که اجازه ندهد اقتصاد بینالمللی از پرتگاه سقوط کند، این است که مسائل بسیار زیادی وجود دارد که پیش از پایان دادن به درگیری باید حل شوند.
حالا بخش زیادی از تمرکز دولت ترامپ روی مسئله هستهای است. و مسئله هستهای بهتنهایی خودش مسئلهای بسیار پیچیده است. کل این پرسش وجود دارد که ایران چه نوع ظرفیت غنیسازی هستهایای اجازه خواهد داشت. این پرسش وجود دارد که با آن ۱۱ تُن اورانیوم غنیشدهای که ایرانیها دارند چه باید کرد. پرسشی که شما مطرح کردید درباره تنگه هرمز هم هست. آینده تنگه هرمز چه خواهد شد؟ آیا ایالات متحده به ایران اجازه خواهد داد که تنگه هرمز را کنترل کند و برای آینده قابل پیشبینی در آن تنگه یک باجه عوارضگیری داشته باشد؟ آینده پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه چه خواهد شد؟ آینده غرامتها چه خواهد شد؟ آینده تحریمها چه خواهد شد؟ آینده رابطه ایران با حزبالله، حماس و حوثیها چه خواهد شد؟ اینها همه مسائل بزرگی هستند. آینده برنامه موشکی ایران چه خواهد شد، و از این دست مسائل و موارد مشابه.
بنابراین، ما نهتنها باید مسئله هستهای و پرسشِ اینکه چه کسی تنگه را کنترل میکند را حلوفصل کنیم، بلکه همه این مسائل هم باید مورد رسیدگی قرار گیرند. و برای من سخت است تصور کنم که ایالات متحده و ایران بهزودی بر سر این مسائل مختلف به توافقی برسند. و بعد اسرائیلیها را هم اضافه کنید. حتی اگر ایالات متحده و ایرانیها به سمت یک توافق حرکت کنند، اسرائیلیها که میخواهند جنگ ادامه پیدا کند و بهشدت میخواهند ایران را نابود کنند، تا حد زیادی برای تضعیف مذاکرات میان ایالات متحده و ایران تلاش خواهند کرد.
و بعد وقتی پای مذاکره وسط میآید، آنجا دو مشکل بزرگ وجود دارد. یکی مسئله اعتماد است. آیا فکر میکنید ایرانیها در این مقطع زمانی به ایالات متحده اعتماد دارند؟ آخرین باری که دو طرف در حال مذاکره بودند، ما ناگهان درست در میانه مذاکرات جنگی را علیه ایران آغاز کردیم.
آیا ایرانیها میتوانند به ایالات متحده اعتماد کنند؟ و افزون بر این، آیا فکر میکنید دولت ترامپ واقعاً توانایی اجرای مذاکراتی را دارد که به یک توافق معنادار منتهی شود؟ این همان گروهی است که حتی نمیتواند درست یک کار را تمام کند. آنها نتوانستند جنگ اوکراین را حلوفصل کنند، درست است؟ آنها نمیتوانند نسلکشی در غزه را پایان دهند. منظورم این است که این یک دولت بسیار کارآمد نیست که پر از دیپلماتهای درجهیک باشد. برعکس، افرادی مثل جرد کوشنر و استیو ویتکاف را مسئول کردهاند. بنابراین وقتی همه اینها را کنار هم میگذارید، واقعاً سخت است ببینید که چطور میتوان به هرگونه توافق معناداری رسید.
اگر به یک توافق معنادار نرسید، آنگاه می رسیم به اقتصادی که پیامدهای آن در ماههای آینده به شدت افزایش خواهد یافت.
تقریباً همه موافقند که هرچه این جنگ طولانیتر شود، پیامدهای اقتصادی آن برای آمریکا و کشورهای سراسر جهان بدتر خواهد شد. و پرزیدنت ترامپ این را درک میکند. او به نظر میرسد بسیار مشتاق است تا راهی برای خروج از این مخمصه که در آن گرفتار شده، پیدا کند.
اما همانطور که گفتم، من نمیدانم که او چگونه این کار را انجام خواهد داد. عوامل بسیار زیادی وجود دارند که علیه یک توافق معنادار عمل میکنند. امیدوارم اشتباه کنم، اما فکر نمیکنم (توافقی حاصل شود.)
John Mearsheimer: We Just Hit a Dead End in the Mid-East
https://youtube.com/watch?v=v5LXnK7Q4mE&si=2X5NNzu0IjkTW3qj
پایان/













نظر شما