به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، این پرسش را مطرح میکند که آیا آتشبس اخیر نشانه عقبنشینی واشنگتن است یا بازتعریف تاکتیکی قدرت در برابر تهران؟
در ۱۴ ژوئن، آمریکا و ایران از دستیابی به یک تفاهمنامه خبر دادند. روز ۱۵ ژوئن، پاکستان نخستین کشوری بود که فاش کرد تمام جبههها به صورت دائمی آتشبس کردهاند و دونالد ترامپ نیز شخصاً با تایید این موضوع، از لغو محاصره دریایی خبر داد. طبق برنامهریزیها، این توافق قرار است در تاریخ ۱۹ ژوئن در ژنو سوئیس به طور رسمی امضا شود.
اما تنها یک روز پس از این خبر، در ۱۵ ژوئن، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، اعلام کرد که عملیات ائتلاف چندملیتی برای حفاظت از تنگه هرمز که با رهبری فرانسه و بریتانیا هدایت میشود، «هر لحظه آماده آغاز است».
این موضعگیری کمی عجیب و مشکوک به نظر میرسد؛ چرا که هنوز ۴ روز تا امضای رسمی توافق آمریکا و ایران باقی مانده است. در این فاصله کوتاه، احتمال وقوع هرگونه تغییر غیرمنتظرهای وجود دارد، بهویژه آنکه اسرائیل بهطور علنی اعلام کرده است که خود را ملزم به رعایت بندهای مربوط به لبنان در توافق آمریکا و ایران نمیداند.
بنابراین، اگر در این چهار روز درگیری میان لبنان و اسرائیل دوباره شعلهور شود، احتمال فروپاشی توافق آمریکا و ایران بسیار بالا خواهد بود. پس چرا مکرون صبر نمیکند؟ چرا اروپا تا این حد عجله دارد؟
پاسخ این پرسش در مفاد توافق نهفته است. ترامپ از «آتشبس دائمی در تمامی جبههها»، «لغو محاصره دریایی» و «رفع تمامی تحریمهای علیه ایران» سخن میگوید؛ در حالی که کریس مورفی، سناتور دموکرات، همان شب با انتشار پیامی این توافق را «تسلیم شدن در برابر ایران» خواند.
سخنان مورفی در واقع حمله به سیاستهای ترامپ بود، اما او حقیقتی را فاش کرد که پشت اروپاییها را لرزاند: ایران در این جنگ، هیچ هزینهای نداده و عملاً چیزی را از دست نداده است.

ایران موافقت کرده که تنگه هرمز را باز نگه دارد؛ اما حقیقت این است که این تنگه پیش از جنگ هم باز بود. این یک امتیاز نیست، بلکه بازگشت به وضعیت عادی است. اما ایران چه چیزی به دست آورد؟ آمریکا پذیرفت که میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ایران را آزاد کند و وعده داد تحریمها را بردارد. مهمتر از همه اینکه، ایران در پرونده هستهای هیچ امتیاز واقعی نداده و تنها بر موضع پیشین خود، یعنی عدم تمایل به ساخت بمب اتم، تأکید کرده است.
آیا این یک پیروزی برای ایران است یا شکستی برای آمریکا؟ به نظر من، هیچکدام.
واقعیت این است که ایران مقاومت کرد و آمریکا به این نتیجه رسید که دیگر توان ادامه جنگ را ندارد.
اروپاییها این حقیقت را به خوبی درک کردهاند و دقیقاً به همین خاطر است که دستپاچه شدهاند.
عجله مکرون برای اعلام آمادگی، به این دلیل است که او خوب میداند این تفاهمنامه، بیش از یک کاغذ نازک بیارزش نیست. ترامپ با لحنی تهدیدآمیز گفته است: «اگر توافق هستهای نهایی حاصل نشود، او همچنان گزینه حمله مجدد به ایران را روی میز نگه میدارد.» معنای این حرف چیست؟ یعنی این تفاهمنامه میتواند هر لحظه به دستنوشتهای بیاعتبار تبدیل شود.
بزرگترین ترس اروپاییها چیست؟ ترس از اینکه این توافقِ ناگزیر، پس از مدتی به یک نقضِ ناگزیر تبدیل شود.
به همین دلیل است که مکرون ناچار است پیشدستانه عمل کند.
بیایید از زاویهای دیگر به این ماجرا نگاه کنیم. ترامپ اعلام کرد که تنگه هرمز بهزودی باز خواهد شد و همین خبر، قیمت جهانی نفت را حدود ۵ درصد کاهش داد. حالا تصور کنید اگر توافق آمریکا و ایران ناگهان شکست بخورد و تنگه دوباره بسته شود، قیمت نفت تا چه حد سر به فلک خواهد کشید؟ این همان هراس حقیقیست که در بیانیه مشترک فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا به زبان نیامده.
در بیانیه مشترک ۱۴ ژوئن، اروپاییها با لحنی بسیار مؤدبانه از لغو تحریمهای ایران سخن گفتند؛ اما بلافاصله پس از آن، مکرون اعلام کرد که عملیات حفاظت دریایی آماده شروع است. این که دیگر بوی صلح نمیدهد؛ این صراحتاً نشاندهنده آن است که آنها به بقای این صلح، هیچ اعتقادی ندارند.

من همچنین متوجه یک نکته جزئی شدم. مکرون بهطور ویژه تاکید کرده است که هدف از این عملیات اسکورت، بازگرداندن جریان آزاد دریایی، بدون محدودیت و بدون نیاز به پرداخت عوارض عبور است.
چرا او مشخصاً روی «عوارض عبور» دست گذاشته است؟ چون همین چند روز پیش بود که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، مطرح کرده بود که ایران قصد دارد برای استفاده از تنگه هرمز «هزینه خدمات» دریافت کند. اگرچه آنها بعداً این موضوع را اصلاح کردند و آن را «هزینه مدیریت» نامیدند، اما هدف ایران کاملاً روشن است؛ آنها طعم شیرین بستن تنگه را چشیدهاند و بهخوبی میدانند که این گذرگاه استراتژیک، چه وزنی در اقتصاد جهانی دارد.
دقیقاً همین موضوع، بزرگترین کابوس اروپا است.
ترامپ با خوشحالی اعلام کرده که طبق این توافق، تردد بدون عوارض گمرکی و آزادی عبور و مرور تضمین شده است. اما مسئله اینجاست: ترامپ! تو با ایران به توافق رسیدی، اما برای بحران بعدی چه تضمینی داری؟ ایران با اقدامات عملی خود یک حقیقت را به اثبات رسانده است: آمریکا قادر نیست آنها را از بستن تنگه بازدارد.
به همین دلیل است که اروپا چارهای جز ایجاد نیروی اسکورت اختصاصی خود ندارد. نه لزوماً به این خاطر که فکر میکنند این تفاهمنامه شکست خواهد خورد، بلکه چون ایران با قدرت عمل به تمام دنیا ثابت کرده است: «تنگه هرمز را هر وقت اراده کنم، میبندم.
علاوه بر این، ترامپ گفته که پس از امضای توافق و بازگشایی مسیر، عملیات مینروبی نیز آغاز خواهد شد. دلیلش ساده است؛ ایران در طول این رویارویی، در تنگه مینگذاری کرده بود و سرعت مینگذاریاش چنان بالا بود که محاصره دریایی ارتش آمریکا هم نتوانست جلوی آن را بگیرد. این یعنی ایران از ابزارهای بازدارنده نامتقارن برخوردار است؛ ابزارهایی که نیروی دریایی آمریکا را بهشدت کلافه و مستاصل کرده است.

اکنون که جنگ آمریکا و ایران پایان یافته و قرار است آتشبس دائمی برقرار شود، اروپا نگران این است که عملیات مینروبی چقدر به طول میانجامد؟ و اگر در حین این عملیات، ایران به هر دلیلی ناراضی شود، چه سرنوشتی در انتظار کشتیهاست؟ عجله مکرون برای اعلام آمادگی فوری برای عملیات اسکورت، در واقع پیام روشنی دارد: آنها نمیتوانند منتظر مینروبی کُند آمریکا بمانند و باید خودشان دستبهکار شوند و امنیت کشتیهایشان را تأمین کنند.
نکته غافلگیرکننده اینجاست که ژاپن این بار تصمیم گرفته پا پس بکشد.
در ۱۵ ژوئن، وقتی از مینورو کیهارا، دبیر ارشد کابینه و وزیر سابق دفاع ژاپن، پرسیده شد که آیا آنها نیروهای دفاعازخود ژاپن را به تنگه هرمز اعزام خواهند کرد، او با احتیاط پاسخ داد: «هنوز تصمیمی گرفته نشده» و افزود که «وضعیت همچنان غیرقابل پیشبینی است.»

حقیقت این است که ژاپن نگران تغییر ناگهانی اوضاع است؛ چرا که آنها پیشتر طعم تلخ چنین اعزامهایی را چشیدهاند. دولت ژاپن قبلاً هم برای پاسخ به درخواستهای آمریکا، با تحمل جنجالهای سیاسی بزرگ داخلی بر سر مغایرت با قانون اساسی، نیروهایی را با عنوان به اصطلاح «بررسی و تحقیقات» به خاورمیانه فرستاده بود که همین امر دولت را به لرزه انداخته بود.
حالا که خود آمریکا هم تصمیم گرفته از معرکه خارج شود، اگر ژاپن بخواهد دوباره خودش را درگیر کند و توافق آمریکا و ایران به هر دلیلی به هم بخورد و ایران خشمگین شود، نفتکشهای ژاپنی بلافاصله تبدیل به اهداف تلافیجویانه میشوند. بیش از ۹۰ درصد نفت خام ژاپن از تنگه هرمز میگذرد؛ بنابراین نیاز آنها به امنیت و ثبات در این منطقه، بسیار ملموستر و فوریتر از اروپاییهاست.
اجازه دهید قضاوت شخصیام را هم بگویم.
این بحران آمریکا و ایران از ابتدا تا انتها، چیزی را که به وضوح نشان داد قدرت خیرهکننده ایران نبود؛ بلکه ثابت کرد که کنترل استراتژیک آمریکا بسیار ضعیفتر از آن چیزی است که خودشان تصور میکردند. یک قدرت نظامی منطقهای با دسترسی به موشک، پهپاد، تنگه استراتژیک و توانمندیهای هستهای، در مقابل ناوگروههای هواپیمابر، محاصره دریایی و حملات نظامی آمریکا قرار گرفت و در نهایت، خروجی این رویارویی چیزی جز یک تفاهمنامه سست نبود که خود طرفین هم میگویند «ضمانت اجرایی ندارد».
و دقیقاً همین عدم قطعیت در سیاستهای آمریکا است که اروپاییها را نگران کرده.
این بسیار طعنهآمیز است؛ اروپایی که بیش از هر زمان دیگری به قدرت نظامی آمریکا وابستگی دارد، درست پس از اینکه آمریکا ادعا کرد ایران را مهار کرده، اولین کسی است که برای اقدام مستقل دست به کار میشود.
چرا؟
چون در همان لحظهای که آمریکا پیروزیاش را اعلام میکند، اروپا با یک ایران قدرتمندتر مواجه است؛ ایرانی که ثابت کرد حتی با اعمال فشار حداکثری نظامی آمریکا هم از پا درنمیآید؛ ایرانی که هر زمان اراده کند، میتواند دروازههای تنگه هرمز را به روی جهان ببندد.
پایان/
منبع: 【薛小荣:美伊达成停战协议,马克龙急表态:护航队随时启动,日本拒绝派兵】
https://m.toutiao.com/is/6iJjd9EIm9o/













نظر شما