پادشاهی‌های خلیج فارس با سلاح‌های بیشتر، ناامن‌تر می‌شوند

اندیشکده غربی به این پرسش پاسخ داد که چرا پادشاهی‌های خلیج فارس با سلاح‌های بیشتر، ناامن‌تر می‌شوند؟

به گزارش تحریریه، تحلیل پایگاه استیمسون، به کالبدشکافی نظم جدید امنیتی در خاورمیانه می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که بزرگترین میراث جنگ ۱۲ هفته‌ای آمریکا-رژیم صهیونیستی با ایران، نه نتایج میدان نبرد، بلکه درس‌های استراتژیک آن برای شورای همکاری خلیج فارس است.

علیرغم فشارهای سنگین نظامی، تهران کارایی دکترین ناهمتراز خود (پهپاد، موشک و انسداد هرمز) را به اثبات رساند و نشان داد که جغرافیا و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های کلان اعراب، حقایقی غیرقابل‌تغییرند.

نویسنده معتقد است که پساجنگ شاهد دو رالی تسلیحاتی همزمان خواهد بود:

۱. شتاب مسابقه‌ی تسلیحاتی متعارف با کیفیتی نوین: خلیج فارس در حال عبور از عصر خرید تسلیحات نمادین و پرزرق‌وبرق (مانند جنگنده‌های پیشرفته و پلتفرم‌های زرهی) به سمت «پدافند چندلایه، تاب‌آوری و بومی‌سازی صنعت دفاعی» است.

با اثبات کارایی حملات اشباع موشکی ایران، اولویت خرید اعراب به سمت سامانه‌های پدافند یکپارچه، فناوری‌های ضدپهپاد، ریزپرنده‌های رهگیر، سیستم‌های انرژی هدایت‌پذیر (لیزری)، افزایش انبوه ذخایر موشک‌های پدافندی و جنگ الکترونیک چرخیده است؛ چرخشی که هدفش کاهش هزینه‌های دفاع در برابر تسلیحات ارزان‌قیمت دشمن است.

۲. مسابقه‌ی پنهان برای «گریز هسته‌ای»: ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد که جنگ آسیب ناچیزی به جدول زمانی هسته‌ای ایران وارد کرده و تهران همچنان نزدیک به حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد را در اختیار دارد.

شکست مدل بازدارندگی متعارف آمریکا در این جنگ، پادشاهی‌های عربی—به‌ویژه عربستان سعودی—را به این نتیجه رسانده که خویشتن‌داری استراتژیک دیگر عقلانی نیست. خطر اصلی، اتمی شدن آنی نیست، بلکه یک رالی صامت برای دستیابی به «گریز هسته‌ای» (دانش غنی‌سازی، زنجیره سوخت، نیروی انسانی متخصص و کوتاه‌تر کردن زمان گریز هسته‌ای) است که کشورهای مصر و ترکیه را نیز به این زنجیره خواهد کشاند.

با این حال، نویسنده به یک پارادوکس راهبردی اشاره می‌کند؛ تسلیحات اتمی هرگز نمی‌توانند مانع از حملات پهپادی، خرابکاری‌های سایبری، جنگ‌های نیابتی یا توقیف نفت‌کش‌ها در هرمز شوند. از سوی دیگر، حوادث پهپادی اخیر در نزدیکی نیروگاه «براکه» امارات و «بوشهر» ایران نشان داد که حتی زیرساخت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز نیز در زمان تقابل منطقه‌ای، به عنوان یک تهدید و عامل وحشت بازار نگریسته می‌شوند.

این زرادخانه‌های متورم، خطوط قرمز متداخل و زمان کوتاه تصمیم‌گیری در بحران‌ها، ضریب «اشتباه محاسباتی زیر فشار» را به شدت بالا می‌برد.

در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که خلیج فارس پساجنگ ۲۰۲۶، پاردوکسیکال‌ترین دوران خود را تجربه می‌کند؛ پادشاهی‌های عربی با پدافندهای قوی‌تر، بودجه‌های نظامی نجومی‌تر و صنایع بومی پیشرفته‌تر از جنگ خارج می‌شوند، اما به دلیل توان بازدارندگی پایدار تهران در هرمز و شبکه‌ی چنددامنه آن، «امنیت بنیادی» آن‌ها ترمیم نخواهد شد.

بدون یک معماری پایدار که دیپلماسی و مدیریت بحران را با بازدارندگی ترکیب کند، هر دور از بازسازی تسلیحاتی، نه به ایجاد آرامش، بلکه به تولید ناامنی عمیق‌تر در منطقه منجر خواهد شد.

منبع: کانال مطالعات خلیج فارس

پایان/

https://www.stimson.org/2026/the-post-war-gulf-arms-competition-nuclear-latency-and-regional-security/

۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 35275

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =