به گزارش تحریریه، روزنامه الکترونیکی «رأی الیوم» در گزارشی به قلم «عبدالله الاشعل»، دیپلمات و نویسنده مصری، با عنوان «روابط مصر و آمریکا معیاری برای همه کشورهای منطقه» آورده است: با وجود اینکه آمریکا و انگلیس اتفاق نظر دارند که «فاروق»، پادشاه اسبق مصر، با در پیش گرفتن موضع ضد اسرائیلی از قدرت برکنار شد، اما میزان همکاری انگلیس با افسران برای برکناری فاروق مشخص نیست. آمریکا هم از ماهیت «جمال عبدالناصر» اطلاعی نداشت. از این رو، با وی برخورد کرد و، همانطوری که «حسنین هیکل» در کتاب خود مینویسد، بارها برای ترور وی تلاش کرد.
هنگامی که «جان فاستر دالس» وزیر خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۵ میلادی به قاهره سفر کرد، عبدالناصر اعتراف کرد آمریکا عامل پیروزی وی بر «محمد نجیب» و جریان اخوانالمسلمین و شورای رهبری انقلاب بود و در برابر آن، دالس از عبدالناصر خواستار برپایی پایگاههای نظامی آمریکا در مصر و پیوستن مصر به ائتلافهای نظامی و منطقهای شد.
وی افزود: عبدالناصر این دو درخواست را رد کرد و کانال سوئز را در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶ ملی اعلام کرد. کتابهای تاریخ مصر ملیسازی را به حملههای سهجانبه انگلیس، فرانسه و اسرائیل ربط دادند، اگرچه این یک واکنش داخلی و سیاسی بود و حقیقت به اسناد نیاز دارد. ما معتقدیم حملههای سهجانبهای که انگلیس، فرانسه و اسرائیل در آن شرکت داشتند، به دلیل تعهد ناصر به مسکو در اجلاس جنبش عدم تعهد در اندونزی بود و میانجی آن «ژو انلای»، نخستوزیر وقت چین، بود.
معاون وزیر امور خارجه پیشین مصر نوشت: از آن زمان تاکنون، هنوز هم آمریکا برای مهار مصر تلاش میکند؛ زیرا آمریکا دریافت که آشتی مصر تحت رهبری عبدالناصر دشوار است، زیرا خود عبدالناصر شعارهای ملیگرایی عربی و اتحاد اعراب را سر داده بود. واشنگتن تا زمان مرگ عبدالناصر صبر کرد و ما از میزان سهم آمریکا در مرگ عبدالناصر اطلاعی نداریم. اگر همه افسران بلندپایه از سوی آمریکا در سطح خاصی تربیت شده باشند، توصیف آنها به عنوان عوامل آمریکا نامناسب است.
با وجود اینکه اخوانالمسلمین، که از جنبش عبدالناصر حمایت و آن را ترویج میکرد، تأیید کرد که انقلاب ژوئیه یک انقلاب آمریکایی بوده که توسط آمریکاییها ترتیب داده شده است. «پترسون» سفیر آمریکا در یک مصاحبه خصوصی به من درباره نقش اخوانالمسلمین در حمایت از ناصر صحبت کرد. او گفت حمله به عبدالناصر در «المنشیه» یک نمایش بود و آمریکا از زمان «انور السادات» برای تأمین منافع اسرائیل، امور را در مصر در کنترل داشت.
«هرمن ایلتس»، سفیر وقت آمریکا، گفت در ساماندهی سفر سادات به قدس در سال ۱۹۷۷ نقش داشت و همه این مسائل به دلیل نزدیکی سادات به آمریکا و اسرائیل بود. از آن زمان آمریکا بر این باور است که رهبری مصر بر جهان عرب، نگرانیهایی را برای اسرائیل به همراه دارد. «مناحیم بیگن» نخستوزیر اسرائیل در کمپ دیوید و واشنگتن به صراحت اعلام کرد که مصر کشورهای عربی را علیه اسرائیل جمع خواهد کرد و زمان مناسب است که عربها تحت پوشش صلح با اسرائیل گرد هم آیند. این صلح همان صلح مورد نظر اسرائیل است. رژیم اسرائیل گمان کرد که در سال ۱۹۷۳ در جنگ پیروز شد و شرطهای خود را بر مصر در توافق صلح تحمیل کرد. آمریکا هم امور مصر، بهویژه تصمیمهای اقتصادی مصر، را در کنترل خود گرفت.
دیپلمات مصری در بخش دیگری از گزارش خود آورد: رژیم اسرائیل و آمریکا قابل اعتماد نیستند. آنها عامل اصلی مصیبتهای مصر و کشورهای عربی هستند. مردم مصر باید دشمن و دوست خود را بشناسند. هنگامی که آمریکا در برابر ایران شکست خورد، مردم مصر خوشحال شدند و در درون خود احساس میکردند شکست آمریکا خیر و برکات زیادی را برای مصر به همراه دارد و نابودی رژیم اسرائیل پاداش مقاومت ایران در منطقه است و این پاداش شایسته ایرانیهاست. آمریکا تصمیم گرفته است برای تأمین منافع رژیم اسرائیل، همه امور مصر را در کنترل داشته باشد و اگر کشور بزرگ مصر زیر کنترل آمریکا باشد، این کشور میتواند دیگر کشورهای عربی را هم تحت کنترل داشته باشد. ترامپ عربها و سردمداران آنها را به ریشخند گرفته است و آنها را نوکر خود به شمار میآورد.
عبدالله الاشعل نوشت: شکست آمریکا به نابودی رژیم اسرائیل و آزادی کشورهای عربی، بهویژه مصر، از سلطه آمریکا منجر خواهد شد. از این رو، آمریکا بسیار تمایل دارد که مصر با این کشور رابطه داشته باشد تا واشنگتن بتواند منافع رژیم اسرائیل را تأمین کند؛ زیرا روابط مصر با آمریکا معیار و الگویی است که دیگر سردمداران عرب هم از آن تبعیت میکنند. اگر رژیم اسرائیل نابود شود، بیشتر سردمداران عرب هم دیگر کارکردی ندارند و مردم کشورهای عربی علیه آنها قیام خواهند کرد.
پایان/













نظر شما