به گزارش تحریریه، تارنمای مرکز گلوبال ریسرچ در تحلیلی به قلم «تیموتی الکساندر گُزمن» کارشناس تحقیقاتی مرکز تحقیقات جهانی شدن (CRG) نوشت، از اعضای مجلس نمایندگان گرفته تا سنای آمریکا، از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، و از نومحافظهکاران بانفوذ تا رسانههای جریان اصلی، همگی اذعان دارند که ایالات متحده یک جنگ دیگر را نیز باخته است؛ این بار در برابر ایران.
رابرت کیگن، نومحافظهکار جنگطلب و صهیونیست و همسر ویکتوریا نولاند ــ که او نیز از چهرههای جنگطلب صهیونیست است و در دولتهای اوباما و بایدن بهعنوان دستیار وزیر امور خارجه در امور اروپا و اوراسیا، سفیر آمریکا در ناتو و همچنین سرپرست معاونت وزارت امور خارجه فعالیت کرده است ــ در مقالهای برای نشریه The Atlantic با عنوان «کیش و مات در ایران: واشنگتن نمیتواند پیامدهای باخت در این جنگ را معکوس یا کنترل کند»، آشکارا اذعان میکند که ایالات متحده در «جنگ انتخابی» خود علیه ایران شکست خورده است:
«بهسختی میتوان زمانی را به یاد آورد که ایالات متحده در یک درگیری متحمل شکستی کامل شده باشد؛ شکستی آنقدر قاطع که زیان راهبردی آن نه قابل جبران باشد و نه بتوان آن را نادیده گرفت. خسارتهای فاجعهباری که در پرل هاربر، فیلیپین و سراسر غرب اقیانوس آرام در ماههای نخست جنگ جهانی دوم متحمل شد، سرانجام جبران شدند. شکستها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند، اما به موقعیت کلی آمریکا در جهان آسیب ماندگار وارد نکردند، زیرا آن جنگها در کانون اصلی رقابت جهانی قرار نداشتند. شکست اولیه در عراق نیز با تغییر راهبرد تا حدی جبران شد؛ تغییری که در نهایت عراقی نسبتاً باثبات و بدون تهدید برای همسایگانش بر جای گذاشت و سلطه آمریکا در منطقه را حفظ کرد.»
کیگن بهصراحت میگوید که نتیجه جنگ علیه ایران هرگز قابل بازگشت نیست و موقعیت پیشین واشنگتن برای همیشه آسیب دیده است. به عبارت دیگر، راه بازگشتی وجود ندارد:
«شکست در رویارویی کنونی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت. این شکست نه قابل جبران است و نه قابل چشمپوشی. بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت و هیچ پیروزی نهایی آمریکا نیز نخواهد توانست خسارت واردشده را از میان بردارد یا بر آن غلبه کند. تنگه هرمز دیگر مانند گذشته "باز" نخواهد بود. ایران با در اختیار داشتن کنترل این تنگه، به بازیگر اصلی منطقه و یکی از بازیگران اصلی جهان تبدیل میشود. نقش چین و روسیه، بهعنوان متحدان ایران، تقویت خواهد شد و نقش ایالات متحده بهشدت کاهش مییابد. برخلاف ادعاهای مکرر حامیان جنگ درباره نمایش قدرت آمریکا، این درگیری، آمریکایی را نشان داده که غیرقابل اعتماد است و توان به پایان رساندن آنچه آغاز کرده را ندارد.»
روزنامه نیویورک تایمز نیز اخیراً مقالهای با عنوان «رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت» منتشر کرد که آن نیز به این واقعیت آشکار اذعان میکند:
«از زمان آغاز جنگ، او گفته بود که ایالات متحده به "پیروزی کامل و مطلق" دست خواهد یافت و ایران باید "تسلیم بیقیدوشرط" شود. او همچنین مطرح کرده بود که تغییر رژیم رخ خواهد داد. او گفت که ایران اجازه هیچگونه غنیسازی اورانیوم را نخواهد داشت و "ایالات متحده با همکاری ایران تمامی مواد هستهای نزدیک به سطح تسلیحاتی را که در اعماق زمین نگهداری میشود، استخراج و خارج خواهد کرد."
اما به نظر میرسد هیچیک از این موارد تحقق نیافته است. دولت تندروی ایران همچنان بر سر کار است. جزئیات توافق هستهای ظاهراً طی دو ماه آینده مذاکره خواهد شد، اما به نظر میرسد مفاد آن شباهت زیادی به توافق سال ۲۰۱۵ داشته باشد که باراک اوباما آن را مذاکره کرد و ترامپ در سال ۲۰۱۸ لغوش کرد.»
رسانههای جریان اصلی همچنان، هر زمان که بتوانند، تلاش میکنند تواناییهای نظامی ایران را کماهمیت جلوه دهند. درست است که ایران بخشهایی از نیروی دریایی خود (که بخش اصلی توان نظامی آن نیست)، ارتش، نیروی هوایی و کارخانههای صنایع نظامی تولیدکننده موشکها و پهپادهایش را از دست داده است، اما همچنان توان نظامی کافی برای مقابله با هرگونه حمله و وارد کردن خسارات قابل توجه به نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل را در اختیار دارد. در واقع، ایران همچنان دارای ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی فعال و همچنین ذخیرهای از موشکهاست که با وجود این خسارات، میتواند دستکم برای یک دهه یا بیشتر دوام بیاورد.
«در مجموع، ایران برنده راهبردی جنگ چهارماهه بود. این کشور تلفات قابلتوجهی متحمل شد، از جمله بخش بزرگی از نیروی دریایی، نیروی هوایی، ظرفیت صنایع نظامی و همچنین رهبری سیاسی خود و از جمله آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی خود در نخستین روز جنگ.»
در واقع، نیویورک تایمز نیز ناچار شد به واقعیت ظرفیت واقعی ایران اذعان کند. این روزنامه در گزارشی با عنوان «اطلاعات آمریکا نشان میدهد ایران همچنان توان موشکی قابلتوجهی را حفظ کرده است» نوشت که ایران ۳۰ مورد از ۳۳ پایگاه موشکی خود و بیش از ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی ذخیرهسازی موشک را بازسازی کرده است؛ به عبارت دیگر، ایران برای یک جنگ طولانی و نامحدود با آمریکا و اسرائیل آماده است.
«تصویری که دولت ترامپ بهصورت علنی از ارتش ویرانشده ایران ارائه میدهد، بهشدت با آنچه نهادهای اطلاعاتی آمریکا در جلسات محرمانه به سیاستگذاران گزارش میکنند، متفاوت است. بر اساس ارزیابیهای محرمانه اوایل این ماه، ایران دوباره به بیشتر پایگاههای موشکی، پرتابگرها و تأسیسات زیرزمینی خود دسترسی پیدا کرده است.
نگرانکنندهترین موضوع برای برخی مقامهای ارشد این است که شواهد نشان میدهد ایران دسترسی عملیاتی خود را به ۳۰ مورد از ۳۳ پایگاه موشکی مستقر در امتداد تنگه هرمز بازیابی کرده است؛ پایگاههایی که میتوانند ناوهای جنگی آمریکا و نفتکشهای عبوری از این آبراه باریک را تهدید کنند.»
با وجود بازسازی پایگاههای موشکی، ایران همچنان بیش از ۷۰ درصد پرتابگرهای متحرک و پیشرفتهترین موشکهای خود را حفظ کرده است.
«بر اساس این ارزیابیها، ایران همچنان حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک خود را در سراسر کشور در اختیار دارد و تقریباً ۷۰ درصد از ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است.»
بنابراین، ایران نهتنها بیشتر پرتابگرهای متحرک و موشکهای خود را حفظ کرده، بلکه حدود ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی ذخیره موشکی خود را نیز در اختیار دارد. گزارشهای مختلف مبتنی بر منابع اطلاعاتی گوناگون و تصاویر ماهوارهای تحلیلشده نیز نشان میدهند:
«ایران دوباره به حدود ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی ذخیرهسازی و پرتاب موشک در سراسر کشور دسترسی پیدا کرده است؛ تأسیساتی که اکنون "تا حدی یا بهطور کامل عملیاتی" ارزیابی میشوند.»
بار دیگر، نشریه The Atlantic در مقالهای دیگر به قلم جاناتان لمایر با عنوان «ترامپ در شکست» اذعان کرد که آمریکا جنگ علیه ایران را باخته و این شکست پیامدهای سنگینی به همراه داشته است. در این مقاله آمده است:
«ایالات متحده اکنون از نظر نظامی، راهبردی، اقتصادی و شاید حتی اخلاقی، ضعیفتر شده است» و همچنین «این جنگ که آمریکا در کنار اسرائیل در آن شرکت داشت، هیچیک از اهدافی را که ترامپ در آغاز اعلام کرده بود، محقق نکرد.»
البته، The Atlantic همچنان ایران را تهدیدی معرفی میکند و مدعی است که این کشور به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است؛ این در حالی است که آیتالله خمینی فتوایی در حرمت تولید سلاح هستهای صادر کرده بود.
«در عوض، این جنگ تنها تندروها را در تهران قدرتمندتر کرد و شاید آنها را برای تلاش جهت دستیابی به سلاح هستهای در آینده جسورتر ساخت.»
این مقاله همچنین اذعان میکند که ترامپ بهشدت مشتاق پایان یافتن جنگ بود و از تهدیدهای پیشین خود مبنی بر نابودی تمدن ایران عقبنشینی کرد.
«با وجود این، رئیسجمهور آنقدر برای پایان یافتن جنگ عجله داشت که بارها از تهدیدهای خود عقب نشست و به ایران اجازه داد بلوف او را آشکار کند. او همچنین بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و متحد نزدیک خود را، به دلیل واکنش به حملات منطقهای به شکلی که مذاکرات را به خطر میانداخت، مورد سرزنش قرار داد.»
ترامپ عملاً اجازه داد نتانیاهو او را برای حمله به ایران متقاعد کند و خود را در تلهای قرار داد که دیگر قادر به خروج از آن نبود.
«ترامپ هیچیک از این مسائل را نخواهد پذیرفت. او در روزهای اخیر با شدت تلاش کرده است این توافق موقت را یک پیروزی آشکار جلوه دهد و، به گفته دستیاران و مشاوران خارج از دولت، از مقایسههای نامطلوب آن با توافقی که بیش از یک دهه پیش باراک اوباما با ایران منعقد کرده بود، خشمگین شده است. آنها میگویند ترامپ در محافل خصوصی، جنگطلبان ضدایران را ــ که برخی از آنان از نزدیکترین متحدانش در حزب جمهوریخواه هستند ــ به دلیل زیر سؤال بردن استحکام این توافق مورد انتقاد قرار داده است. در داخل دولت نیز درباره این توافق اختلاف نظر وجود دارد، اما ترامپ در نهایت جانب کسانی را گرفت که خواهان پایان یافتن جنگ، صرفنظر از شرایط آن، بودند؛ زیرا نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی جنگ برای آمریکاییها و هزینههای سیاسی آن برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای رو به افزایش بود.»
پایان سلطه آمریکا در خاورمیانه: پایگاههای نظامی آمریکا نابود شدهاند
بیش از ۲۰ پایگاه نظامی آمریکا و دیگر مراکز نظامی که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و سایر نهادهای اطلاعاتی از آنها برای «عملیاتهای سیاه» (Black Ops) استفاده میکردند، نابود شدهاند. صدها و شاید هزاران نفر از نیروهای ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی و تفنگداران دریایی آمریکا نیز کشته شدهاند، اما واشنگتن با وجود ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «تنها» ۱۳ نظامی آمریکایی در جریان عملیات کشته شدهاند، آمار واقعی تلفات را منتشر نمیکند.
بر اساس گزارش BBC Verify که میزان خسارات واردشده از سوی ایران را بررسی کرده است، با استناد به تصاویر ماهوارهای و ویدئوهای مختلف، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) بیش از ۲۰ مرکز نظامی آمریکا را منهدم کرده است.
«تصاویر ماهوارهای و ویدئوهایی که توسط BBC Verify تحلیل شدهاند نشان میدهند ایران از زمان آغاز جنگ به ۲۰ مرکز نظامی آمریکا خسارت وارد کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد دامنه این حملات بسیار گستردهتر از آن چیزی است که بهصورت عمومی اعلام شده است.»
این گزارش همچنین میافزاید:
«تهران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و لبنان طی سه ماه گذشته، پایگاههای نظامی آمریکا و همچنین تأسیسات نظامی مشترک را هدف قرار داده است. پنتاگون اعلام کرده است که از زمان آغاز عملیات "خشم حماسی" (Operation Epic Fury)، بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار داده است.»
تمام پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه در نهایت ناچار خواهند شد برای همیشه تعطیل شوند؛ زیرا توان دفاعی ایران نشان داد که ارتش آمریکا قادر به حفاظت از پادشاهیهای حاشیه خلیج فارس نیست.
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی با عنوان «کشورهای خلیج فارس با پرسشهایی درباره اتکا به آمریکا برای حفاظت روبهرو هستند» با صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، گفتوگو کرده است.
او میگوید:
«تضمین امنیتی آمریکا دیگر آنگونه که این کشورها تصور میکردند، قابل اتکا نیست.»
چرا؟
زیرا ایران خسارات قابلتوجهی به پایگاههای نظامی آمریکا وارد کرد و همزمان کنترل کامل تنگه هرمز را به دست آورد.
«در طول نزدیک به چهار ماه جنگ، ایران و متحدانش پایگاههای نظامی، تأسیسات انرژی و هتلها را در کشورهای مختلف منطقه هدف قرار دادند و تنگه هرمز، این آبراه راهبردی انتقال نفت و گاز، را مسدود کردند. رهبران کشورهای خلیج فارس امیدوارند توافق اولیه به آنها اجازه دهد صادرات نفت و گاز خود را بدون مداخله ایران از سر بگیرند و ساکنان این کشورها نیز بتوانند بدون هراس از حملات موشکی و پهپادی ایران به زندگی روزمره خود بازگردند.
برخی از پهپادهای ایرانی توانستند از سامانههای دفاعی آمریکا عبور کنند و به نظر میرسید دولت و ارتش آمریکا برای بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران آمادگی نداشتند.»
واقعاً هم آمادگی نداشتند. اکنون که تنگه هرمز تحت کنترل ایران قرار گرفته است، دولت ترامپ در وضعیتی گرفتار شده که راه خروجی از آن ندارد. نویسنده معتقد است همین موضوع بهتنهایی ثابت میکند که ایالات متحده در عرصه نظامی جهانی شکست خورده است.
اثبات تاریخ؛ تفاهمنامه فقط تکهای کاغذ است
آیا تفاهمنامه (Memorandum of Understanding یا MOU) صلح را در خاورمیانه تضمین میکند؟ خیر، به هیچ وجه. این تفاهمنامه صرفاً تکهای کاغذ است و ایرانیها نیز این موضوع را میدانند. این سند عملاً معنای خاصی ندارد. وضعیت آن تا حدی شبیه ۳۶۸ معاهدهای است که ایالات متحده بین سالهای ۱۷۷۸ تا ۱۸۷۱ با ملتهای بومی آمریکا امضا کرد تا با بهرسمیت شناختن حاکمیت آنها و تعیین مرزهایشان، بهاصطلاح «صلح» برقرار شود؛ اما با اجرای سیاستهای توسعهطلبانه به سمت غرب، دولت آمریکا بارها همان معاهدات را نقض یا بهسادگی نادیده گرفت که در نهایت به از دست رفتن گسترده سرزمینهای بومیان و کوچ اجباری آنان انجامید.
ردپای معاهدههای نقضشده، توافقهای صلح و تفاهمنامههای بیسرانجام، در ذات دولت آمریکا وجود دارد. متحد اصلی واشنگتن، یعنی اسرائیل، نیز بارها قطعنامههای سازمان ملل متحد درباره شهرکسازیهای غیرقانونی و نحوه اجرای عملیات نظامی را نقض کرده که به وقوع جنایتهای جنگی متعدد انجامیده است. با این سابقه، در شرایط کنونی چه کسی میتواند از این موضوع شگفتزده شود که آمریکا همین حالا نیز تفاهمنامه را نقض کرده است؟
در حالی که تفاهمنامه (MOU) به امضای ایران و ایالات متحده رسیده است، اسرائیل همچنان به عملیات خود در غزه و لبنان ادامه میدهد؛ موضوعی که این تفاهمنامه را بیمعنا میسازد. بند نخست این تفاهمنامه بهصراحت خواستار «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، و تعهد از این پس به آغاز نکردن هیچ جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر، خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان» شده است.
روشن است که اسرائیل این بخش از تفاهمنامه را نادیده گرفته است، زیرا اخیراً اعلام کرده که از جنوب لبنان خارج نخواهد شد.
همچنین در بخش دیگری از این سند آمده است: «توافق نهایی، پایان دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله لبنان، و سایر مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.» اما از زمان امضای این تفاهمنامه توسط ترامپ، ارتش آمریکا و اسرائیل بارها حریم مرزی لبنان و ایران را نقض کردهاند. اسرائیل اکنون در تلاش است جنوب لبنان را بهطور دائمی اشغال کند و این اقدام را بخشی از پروژه «اسرائیل بزرگ» میداند.
شبکه Press TV به نقل از بیانیهای که از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شده، گزارش داد:
«دشمن در ساعات اولیه امروز پنج پایگاه ساحلی ایران را هدف حمله قرار داد.»
در ادامه این گزارش آمده است: تفاهمنامه در واقع ابزاری است که واشنگتن و تلآویو از طریق آن در تلاشاند زمان بخرند تا خود را برای حملهای دیگر به ایران آماده کنند. دولت ترامپ، ساختار سیاسی واشنگتن و اسرائیل شکست را نخواهند پذیرفت؛ هرچند ایران بیش از ۱۳ پایگاه اصلی نظامی آمریکا و چندین مرکز نظامی و اطلاعاتی دیگر را نابود کرده و اکنون کنترل تنگه هرمز ــ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند ــ را در اختیار دارد. با این حال، آمریکا و اسرائیل همچنان به حملات خود علیه ایران ادامه خواهند داد، حتی اگر هزاران نظامی آمریکایی قربانی شوند؛ آن هم به تصمیم رئیسجمهوری که پنج بار از خدمت سربازی معاف شده و با وجود این، همچنان در تصور خود، «رئیسجمهور صلح» است.
ایالات متحده این جنگ را بهطور قاطع باخته است و این موضوع نشان میدهد که آمریکا در خاورمیانه در حال از دست دادن جایگاه هژمونیک خود است. با این وجود، ترامپ جنگ را ادامه خواهد داد، در حالی که هزینه آن را مالیاتدهندگان آمریکایی میپردازند و همزمان، به دلیل بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، قیمت مواد غذایی و سوخت در آمریکا افزایش مییابد.
ترامپ مدعی بود که ایران در آستانه ساخت سلاح هستهای قرار دارد؛ سلاحی که میتوانست جهان را نابود کند.
گرچه این ادعا «دروغی محض» بوده، ترامپ همچنان باور دارد که تصمیم درستی گرفته است، بدون آنکه پیامدهای اقتصادی تصمیم خود برای ورود به جنگ را در نظر بگیرد؛ زیرا از همان ابتدا نیز هنگام مواجهه با ایران، به وضعیت مالی شهروندان آمریکایی توجهی نداشت.
این موضوع نشان میدهد که هدف اصلی، حفظ سلطه آمریکا در خاورمیانه و تأمین منافع اسرائیل است، فارغ از اینکه مردم آمریکا چه میاندیشند؛ حتی اگر خود آنها با گرسنگی روبهرو شوند. نویسنده در پایان این وضعیت را به لحظه معروف «بگذارید کیک بخورند» در تاریخ نسبت میدهد.
پایان/













نظر شما