چرا ایران تنگه هرمز را حق خود می‌داند؟

آیا هرمز، آبراه ملی ایران است یا گذرگاه مشاع جهانی؟ چالش بر سر مالکیت این گذرگاه، مدت‌هاست که از یک اختلاف دیپلماتیک فراتر رفته و به میدان نبرد اراده‌ها تبدیل شده است. در حالی که ایران با تکیه بر جغرافیا به دنبال بازتعریف نظم حاکم است و واشنگتن بر سنت آزادی کشتیرانی پافشاری می‌کند، پاسخ به معمای مالکیت هرمز، کلید فهم یکی از خطرناک‌ترین رویارویی‌های نظامی این روزهاست.

به گزارش تحریریه، در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶، پروفسور لیو ژونگ‌مین(刘中民)، پژوهشگر برجسته و استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در وب‌سایت روزنامه The Paper(澎湃新闻) مقاله‌ای تفسیری با عنوان «تنگه‌ای که پس از آتش‌بس همچنان درگیر جنگ است؛ لحظه هرمز برای هژمونی آمریکا» منتشر کرد.

﹏𓊝﹏🔵تنگه‌ای که پس از آتش‌بس همچنان درگیر جنگ است؛ «لحظه هرمز» برای هژمونی آمریکا

از زمان امضای یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران در ۱۸ ژوئن، دو کشور در اواخر ژوئن و اوایل ژوئیه، بر سر مسئله عبور و مرور در تنگه هرمز، دو دور درگیری نسبتاً گسترده را تجربه کرده‌اند. این درگیری‌ها از نظر شدت به‌طور محسوسی افزایش یافته و از نظر دامنه نیز آشکارا گسترش پیدا کرده‌اند؛ وضعیتی که چالشی جدی برای مذاکرات ایران و آمریکا بر پایه همان یادداشت تفاهم ایجاد کرده است.

بر اساس پیامی که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در ۱۱ ژوئیه در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، نیروهای آمریکایی در همان روز سومین حمله خود در آن هفته علیه ایران را به انجام رساندند. در این حملات، حدود ۱۴۰ هدف نظامی ایران مورد اصابت قرار گرفت. در مقابل، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بامداد ۱۲ ژوئیه اعلام کرد که تنگه هرمز از همان روز بسته شده و هیچ کشتی‌ای اجازه عبور از آن را ندارد. پیش از آن نیز ایران در بیانیه‌ای هشدار داده بود که اگر طرف آمریکایی این حادثه را بهانه‌ای برای آغاز حملات تازه علیه ایران قرار دهد، تهران پاسخی سخت و کوبنده خواهد داد و پایگاه‌های بیشتری از آمریکا در منطقه خاورمیانه را هدف قرار خواهد داد.

نبرد هرمز؛ چه کسی فرمانروای خلیج فارس است؟

الگوی دو رویارویی ایران و آمریکا، در اساس یکسان بود و هر دو تقریباً از یک منطق مشابه پیروی کردند: ابتدا یک کشتی تجاری، برخلاف خواست ایران، در مسیر جنوبی تنگه و در بخش نزدیک به آب‌های عمان حرکت کرد؛ اقدامی که حمله پهپادی ایران به آن را در پی داشت. سپس آمریکا به اهدافی در ایران حمله کرد و در ادامه، ایران نیز مواضع نظامی آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار داد.

با این حال، مقیاس و پیامدهای این دو درگیری به‌وضوح متفاوت بود. دور نخست، از نظر دامنه و شدت محدودتر بود و به بسته شدن کامل تنگه از سوی ایران منجر نشد. اما دور دوم، در شرایط ویژه برگزاری مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای در ایران رخ داد؛ رخدادی که باعث شد ابعاد و شدت درگیری به‌طور آشکاری گسترش یابد و ایران بار دیگر دست به بستن کامل تنگه بزند.

در این میان، ترامپ اعلام کرد که یادداشت تفاهم پایان یافته و آمریکا ضرباتی سنگین به ایران وارد خواهد کرد. در مقابل، ایران نیز اعلام کرد که تا زمانی که آمریکا به مداخله در منطقه پایان ندهد، تنگه هرمز را به‌طور کامل بسته نگه خواهد داشت. هم‌زمان، رهبر عالی‌رتبه، سید مجتبی خامنه‌ای، نیز با لحنی تند از انتقام سخن گفت.

از اینجا می‌توان دریافت که کشمکش و تقابل دو طرف بر سر تنگه هرمز، نه‌تنها موجودیت یادداشت تفاهم و روند مذاکرات را به‌شدت متزلزل کرده، بلکه بار دیگر ایران و آمریکا را تا آستانه جنگ پیش برده است.

با وجود این‌که تهران و واشنگتن در اوج تقابل و صف‌آرایی قرار دارند، تنگه هرمز همچنان با همان امواج همیشگی‌اش جریان دارد و گویی با سردی و سکوت، جدال‌های لفظی و برخوردهای نظامی دو طرف را نظاره می‌کند.

برای تنگه هرمز، این کشاکش تازه میان ایران و آمریکا صرفاً جدیدترین پرده از تاریخ طولانی آغشته به خون و آتش آن است. اما آنچه این تنگه احساس نمی‌کند، این است که بخش مهمی از این تقابل، در واقع نبردی سرنوشت‌ساز بر سر جابه‌جایی قدرت در هرمز است؛ رویارویی‌ای که حتی می‌تواند به «لحظه هرمز» در سرنوشت هژمونی آمریکا بدل شود.

نبرد هرمز؛ چه کسی فرمانروای خلیج فارس است؟

﹏𓊝﹏🔵خاستگاه‌های گوناگون نام تنگه هرمز

درباره منشأ نام تنگه هرمز روایت‌ها و دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد؛ روایت‌هایی که در عین تفاوت، هر یک به‌نوعی از پیوند این تنگه با اقوام و قدرت‌هایی چون اعراب، ایرانیان، یونانیان و پرتغالی‌ها حکایت می‌کنند. در مجموع، درباره نام‌گذاری این تنگه می‌توان به چند روایت اصلی اشاره کرد:

🔸نخست، گفته می‌شود در روزگار یونان باستان، اسکندر مقدونی یکی از فرماندهان خود به نام هورموزیا را با ناوگانی راهی خلیج فارس کرد. این فرمانده در جزیره‌ای بی‌نام در میانه تنگه لنگر انداخت. بعدها برای بزرگداشت او، نام «هورموزیا» را بر آن جزیره و نیز بر تنگه گذاشتند. این نام یونانی در گذر زمان، به‌تدریج رنگ و صورت عربی به خود گرفت و به هرمز تبدیل شد؛ همان نامی که امروز در تنگه هرمز و جزیره هرمز باقی مانده است.

🔸دوم، «هرمز» نام چهارمین پادشاه سلسله ساسانی ایران نیز بوده و این واژه در زبان فارسی به معنای «خدای روشنایی» است.

🔸سوم، در حدود سال ۱۱۰۰ میلادی، عرب‌ها در جزیره هرمز واقع در این تنگه، حکومتی با عنوان پادشاهی هرمز (The Kingdom of Hormuz) بنیان گذاشتند که در منابع چینی معمولاً با عنوان پادشاهی هولی‌موتسه ترجمه می‌شود. برخی پژوهشگران بر این باورند که نام تنگه، احتمالاً از نام همین پادشاهی گرفته شده است.

🔸چهارم، برخی بر این باورند که نام «هرمز» ریشه در واژه‌ای پرتغالی دارد. بنا بر این روایت، پس از یورش استعمارگران پرتغالی در سال ۱۵۰۶، آنان با مشاهده رونق چشمگیر تجارت در این منطقه، آن را در زبان پرتغالی «Ormucho/اورموچو» نامیدند؛ واژه‌ای که گفته می‌شود به معنای «اینجا طلا فراوان است» بوده است. بعدها همین واژه، به‌تدریج به نام تنگه، یعنی «هرمز»، تبدیل شد.

در منابع تاریخی چین نیز برای تنگه هرمز نام‌های گوناگونی ثبت شده است. در کتاب تاریخ یوان (元史) از این تنگه با عنوان هولی‌موتسه یاد شده و در تاریخ مینگ (明史) نام هولوموسی برای آن آمده است؛ هر دو، در واقع، صورت‌های متفاوتی از آوانویسی نام هرمز هستند.

پیش از قرن سیزدهم، یکی از شاخه‌های مهم جاده ابریشم دریایی که از گوانگ‌ژو در چین تا صُحار عمان امتداد داشت و از مجمع‌الجزایر مُلوک در اندونزی، تنگه مالاکا و اقیانوس هند می‌گذشت و به تنگه هرمز می‌رسید، با عنوان «راه ادویه» شناخته می‌شد.

نبرد هرمز؛ چه کسی فرمانروای خلیج فارس است؟

ژِنگ هه(郑和)، دریانورد نامدار دوره مینگ، در هفت سفر دریایی بزرگ خود به اقیانوس‌های غربی، چهار بار به تنگه هرمز رسید. از این منظر، تنگه هرمز را می‌توان یکی از گره‌گاه‌های مهم سفرهای صلح‌آمیز، تجاری و تبادل تمدنی ژِنگ هه دانست.

با این همه، اگر به سیر تاریخی تنگه هرمز بنگریم، درمی‌یابیم که این گذرگاه در بخش بزرگی از تاریخ خود، بیش از آن‌که نماد ارتباط و دادوستد باشد، به موضوع سلطه و رقابت قدرت‌های گوناگون بدل شده است. از منظر تاریخی، کشاکش بر سر کنترل تنگه هرمز، مراحلی روشن و متمایز را پشت سر گذاشته است: از انحصار تجاری در دوران باستان، تا رقابت‌های استعماری در عصر جدید، سپس نبردهای ژئوپلیتیکی بر سر هژمونی انرژی در دوران معاصر، و در نهایت تقابل امروز ایران و آمریکا؛ روندی که در مجموع، بازتابی از دگرگونی‌های تاریخ جهان و جابه‌جایی موازنه قدرت در نظام بین‌الملل است.

﹏𓊝﹏🔵هژمونی تجاری و بازرگانی در دوران باستان

در دوره‌ای طولانی، از عصر کلاسیک تا قرون وسطی، کنترل تنگه هرمز در دست قدرت‌هایی بود که بر تجارت و بازرگانی منطقه هژمونی داشتند.

در سراسر تاریخ طولانی دوران باستان، این تنگه همواره یکی از مهم‌ترین ایستگاه‌های واسط در شبکه تجارت خلیج فارس و اقیانوس هند و مسیرهای بازرگانی میان شرق و غرب بود و به مرکز دادوستد میان کشورهای آسیا و اروپا تبدیل شد. به‌ویژه در قرن یازدهم میلادی، پادشاهی هرمز بیش از یک قرن تجارت در این تنگه را در انحصار خود داشت. این پادشاهی، کشتی‌های تجاری را به‌اجبار وادار می‌کرد در بنادر منطقه توقف کنند و مالیات بپردازند؛ از همین رو، هرمز به «ونیز خلیج فارس» شهرت یافت.

در فاصله قرن‌های چهاردهم تا شانزدهم، نیروهای پرتغالی، ایرانی و عرب بارها برای به دست گرفتن کنترل تنگه با یکدیگر رقابت کردند؛ رقابتی که هدف اصلی آن، دستیابی به انحصار تجارت فرامرزی ادویه، ابریشم و مروارید بود.

در سال ۱۵۴۰، پرتغالی‌ها مسیر دریایی لیسبونکیپ‌تاونهرمزگوامالاکاماکائوناگازاکی را راه‌اندازی کردند. با ورود پرتغالی‌ها، مسیر انتقال ادویه به اروپا بار دیگر رونق گرفت و نفوذ تجاری هرمز تا دورترین نقاط شرق گسترش یافت.

در سال ۱۶۲۲، شاه عباس بزرگ(۱۵۰۱–۱۷۳۶)، فرمانروای سلسله صفوی ایران، هرمز را بازپس گرفت و کنترل تنگه را به دست آورد. شاه عباس از سال ۱۵۸۷ تا ۱۶۲۹ میلادی سلطنت کرد.

نبرد هرمز؛ چه کسی فرمانروای خلیج فارس است؟

﹏𓊝﹏🔵هژمونی استعماری در دوران جدید و معاصر

از قرن هفدهم تا پایان جنگ جهانی دوم، تنگه هرمز صحنه رقابت قدرت‌های استعمارگر اروپایی برای سلطه بر تجارت این گذرگاه و نیز دستیابی به حقوق اولیه بهره‌برداری از منابع انرژی بود.

در سال ۱۶۴۰، استعمارگران هلندی جزیره قشم و بندرعباس را در ساحل شمالی تنگه اشغال کردند و از همان‌جا، نفوذ استعمار اروپایی به منطقه خلیج فارس وارد مرحله گسترش شد. با اوج‌گیری قدرت بریتانیا، برتری هلند نیز به‌تدریج جای خود را به نفوذ فزاینده لندن داد.

در سال ۱۸۲۰، بریتانیا از طریق معاهده آتش‌بس، شیخ‌نشین‌های پیرامون خلیج فارس را تحت کنترل خود درآورد. به این ترتیب، منطقه خلیج فارس کم‌کم در سیستم تحت حمایت بریتانیا ادغام شد و به یکی از تکیه‌گاه‌های اصلی خطوط دریایی امپراتوری بریتانیا در مقیاس جهانی تبدیل گشت.

بریتانیا با امضای مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های حمایتی، نوعی حکمرانی غیرمستقیم را بر کشورهای ساحلی خلیج فارس تحمیل کرد و با تکیه بر سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، هم باز بودن مسیر دریایی را تضمین کرد و هم تنگه را به‌عنوان «آبراه آزاد کشتیرانی» تعریف نمود. بدین‌سان، بریتانیا بیش از یک قرن و نیم سلطه استعماری خود را بر منطقه خلیج فارس حفظ کرد.

هم‌زمان با کشف منابع انرژی در منطقه خلیج فارس، بریتانیا تلاش برای در دست گرفتن کنترل استخراج این منابع را نیز آغاز کرد. در سال ۱۹۰۸، نخستین چاه نفت در جنوب ایران به دست انگلیسی‌ها حفر شد و یک سال بعد، شرکت نفت انگلیس و ایران تأسیس شد؛ شرکتی که بخش بزرگی از امتیاز استخراج نفت در ایران را در اختیار گرفت.

در خلال جنگ جهانی دوم نیز منطقه تنگه هرمز به یکی از پایگاه‌های دریایی بریتانیا بدل شد. لندن همچنین با اشغال ایران، کریدوری تدارکاتی برای متفقین ایجاد کرد که از خلیج فارس، از راه ایران، به اتحاد جماهیر شوروی می‌رسید.

به طور خلاصه، از قرن نوزدهم تا پایان جنگ جهانی دوم، رقابت بر سر تنگه هرمز عمدتاً در قالب تقابل نظامی و رقابت تجاری میان قدرت‌های اروپایی جریان داشت و در نهایت، این بریتانیا بود که با اتکا به برتری دریایی خود، کنترل این تنگه راهبردی را در دست گرفت.

نبرد نهایی در تنگه هرمز؛ چه کسی برنده جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟

◁قلعه نادری قشم در جریان حمله بریتانیایی‌ها، ۲۷ دسامبر ۱۸۰۹

﹏𓊝﹏🔵تقابل پیچیده و دولایه آمریکا، شوروی و کشورهای منطقه در دوران جنگ سرد

از پایان جنگ جهانی دوم تا خاتمه جنگ سرد، رقابت بر سر تنگه هرمز، نوعی منازعه ژئوپلیتیکی بود که محور اصلی آن را تلاش برای تسلط بر منابع و مسیرهای انتقال انرژی تشکیل می‌داد. این منازعه در دو سطح جریان داشت: نخست، رقابت جهانی میان آمریکا و شوروی و دوم، رویارویی کشورهای منطقه که جنگ ایران و عراق برجسته‌ترین نمود آن بود.

از پایان جنگ جهانی دوم تا پیش از دهه ۱۹۷۰، رقابت آمریکا و شوروی در منطقه خلیج فارس، از جمله بر سر تنگه هرمز، بخش مهمی از تقابل دو ابرقدرت در دوران جنگ سرد را تشکیل می‌داد. چه سیاست «دو ستون خلیج فارس» آمریکا―متکی بر عربستان سعودی و حکومت پهلوی در ایران―و چه «دکترین کارتر» در سال ۱۹۷۹ که بر انحصاری بودن حوزه نفوذ آمریکا در خلیج فارس تأکید داشت، هر دو جلوه‌هایی عینی از تلاش واشنگتن برای تثبیت هژمونی خود در منطقه و تسلط بر تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انتقال انرژی بودند.

در مقابل، نفوذ شوروی در منطقه خلیج فارس و به‌ویژه آغاز جنگ افغانستان در سال ۱۹۷۹―با هدف راهبردی پیشروی به‌سوی اقیانوس هند―نیز از برنامه مسکو برای گسترش نفوذ و دستیابی به اهرم کنترل بر خلیج فارس و تنگه هرمز حکایت داشت.

در دوران جنگ ایران و عراق، از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، رقابت بر سر خلیج فارس و تنگه هرمز ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرد. این تقابل، هم درگیری میان ایران و عراق را در بر می‌گرفت و هم به رویارویی مستقیم آمریکا و ایران دامن می‌زد.

نبرد نهایی در تنگه هرمز؛ چه کسی برنده جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟

◁قایق‌های تندرو نیروی دریایی سپاه پاسداران در جنگ نفت‌کش‌ها، ۱۹۸۷

از یک سو، ایران و عراق در طول جنگ، نفت‌کش‌ها و کشتی‌های تجاری مرتبط با طرف مقابل را هدف قرار می‌دادند؛ حملاتی که موجب اختلال در کشتیرانی و نوسانات شدید قیمت جهانی نفت شد. از سوی دیگر، آمریکا نیروی دریایی خود را برای اسکورت نفت‌کش‌های کویت و برخی دیگر از کشورهای منطقه اعزام کرد؛ اقدامی که به تشدید مستمر تنش و تقابل میان واشنگتن و تهران انجامید.

در ژوئیه ۱۹۸۸، ناو جنگی «یواس‌اس وینسنس» نیروی دریایی آمریکا، هواپیمای مسافربری پرواز IR655 ایران‌ایر را هدف قرار داد و سرنگون کرد. این حادثه، از نظر عینی، در پایان یافتن «جنگ نفت‌کش‌ها» در خلیج فارس نقش داشت. درگیری‌های ایران و آمریکا در خلیج فارس همچنین بخشی از تقابل بلندمدت دو کشور را شکل داد و خاطره‌ای تاریخی، عمیق و ماندگار در ذهن هر دو طرف بر جای گذاشت.

﹏𓊝﹏🔵مهار و ضدمهار، تحریم و مقابله با تحریم؛ نقطه حساس روابط ایران و آمریکا

از آغاز قرن بیست‌ویکم تا پیش از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶، مناقشه ایران و غرب―به‌ویژه آمریکا―بر سر تنگه هرمز، به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان دو طرف تبدیل شد. این مناقشه، افزون بر مسئله سنتی کنترل مسیرهای انتقال انرژی، ابعاد پیچیده‌تری چون مهار و مقابله با مهار، تحریم و مقابله با تحریم را نیز در بر می‌گرفت؛ کشمکش‌هایی که عمدتاً از اختلافات ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای و دیگر مسائل ناشی می‌شد. در این میان، تنگه هرمز به نقطه حساسی تبدیل شد که ایران بارها با استفاده از آن آمریکا را تحت فشار قرار داد، بی‌آنکه عملاً تا آن زمان دست به بستن کامل این آبراه بزند.

پس از مطرح شدن مسئله هسته‌ای ایران در سال ۲۰۰۳، آمریکا و اروپا تحریم نفتی علیه تهران را به اجرا گذاشتند و محدودیت‌های مالی را تشدید کردند. این اقدامات به کاهش شدید صادرات نفت ایران انجامید و ضربه‌ای سنگین به توسعه اقتصادی این کشور وارد کرد. ایران نیز در واکنش، بارها تهدید کرد که تنگه هرمز را خواهد بست؛ تهدیدهایی که چرخه‌ای فزاینده از تنش را در منطقه خلیج فارس پدید آورد و باعث نوسانات شدید قیمت جهانی نفت شد.

افزون بر این، آمریکا در تنگه هرمز به اعمال فشار و بازدارندگی نظامی علیه ایران پرداخت و تهران نیز با برگزاری رزمایش‌های نظامی و اقدامات مشابه به آن پاسخ داد. در ماه مه ۲۰۰۷، یک ناوگروه هواپیمابر آمریکا از تنگه هرمز عبور کرد. این اقدام، بزرگ‌ترین تمرکز و آرایش نظامی نیروهای آمریکایی از زمان آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ به شمار می‌رفت. نیروی دریایی آمریکا با این اقدام، قدرت نظامی خود را در امتداد سواحل ایران به نمایش گذاشت و ۹ فروند کشتی جنگی این کشور با حدود ۱۷ هزار نیروی نظامی، در همان روز وارد خلیج فارس شدند. هم‌زمان، نیروهای زمینی ایران نیز رزمایشی گسترده و سه‌روزه در استان فارس، واقع در جنوب کشور، برگزار کردند.

در ژوئن ۲۰۰۸، ایران اعلام کرد که اگر هدف حمله آمریکا قرار گیرد، تنگه هرمز را خواهد بست. واشنگتن نیز در واکنش هشدار داد که هرگونه اقدام برای مسدود کردن این تنگه، به‌منزله اقدامی جنگی تلقی خواهد شد.

طی بیش از یک دهه پس از آن، ایران بارها در تنگه هرمز با آمریکا، بریتانیا و دیگر کشورهای غربی دچار اصطکاک، درگیری یا رویارویی شد و تنش‌ها در این آبراه راهبردی پیوسته افزایش یافت. این وضعیت به‌ویژه در سال ۲۰۱۹ شدت گرفت؛ زمانی که چند نفت‌کش در نزدیکی بندر فجیره امارات متحده عربی هدف حملات پی‌درپی قرار گرفتند.

نبرد نهایی در تنگه هرمز؛ چه کسی برنده جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟

ایران نفت‌کش بریتانیایی استنا ایمپرو را توقیف کرد و بریتانیا نیز در مقابل، یک نفت‌کش ایرانی را به توقیف درآورد؛ تحولاتی که برای مدتی کوتاه، موجی از نگرانی و هراس را در صنعت کشتیرانی ایجاد کرد.

هم‌زمان، نیروهای حوثی به تأسیسات نفتی شرکت آرامکوی عربستان سعودی حمله کردند و آمریکا، ایران را به حمایت پشت‌پرده از این حملات متهم ساخت. در نتیجه، رویارویی نظامی در محدوده تنگه هرمز بیش از پیش شدت گرفت.

در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل جنگی دوازده‌روزه را علیه ایران آغاز کردند و شماری از تأسیسات هسته‌ای این کشور را هدف حملات هوایی قرار دادند. پس از آن، مجلس ایران موضوع بستن تنگه هرمز را بررسی کرد و پیام‌هایی جدی و صریح در این زمینه فرستاد؛ تحولاتی که جهش شدید قیمت جهانی نفت را در پی داشت. از این مقطع به بعد، بستن تنگه هرمز دیگر صرفاً ابزاری تهدیدآمیز در دست ایران نبود، بلکه به سناریویی واقعی تبدیل شد که تحقق آن روزبه‌روز نزدیک‌تر به نظر می‌رسید.

نبرد نهایی در تنگه هرمز؛ چه کسی برنده جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟

﹏𓊝﹏🔵قدرت‌نمایی ایران در تنگه هرمز؛ لحظه هرمز برای هژمونی آمریکا در خلیج فارس؟

پس از آنکه آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حملات نظامی گسترده و مشترکی را علیه ایران آغاز کردند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بسته شدن تنگه هرمز خبر داد. این تصمیم عملاً به مسدود شدن تنگه انجامید و فعالیت‌های کشتیرانی در آن را متوقف کرد. ایران در جریان این تحولات، با در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز، به برتری ژئواستراتژیک ملموسی دست یافت؛ تحولی که نشان می‌داد هژمونی آمریکا در خاورمیانه و سلطه دریایی این کشور، برای نخستین‌بار در دوران پس از جنگ جهانی دوم، با چالشی واقعی و اساسی روبه‌رو شده است.

پس از آن نیز نه توافق ایران و آمریکا در ماه آوریل برای برقراری آتش‌بسی موقت و دوهفته‌ای، نه یادداشت تفاهم ۱۸ ژوئن و نه مذاکراتی که در ادامه آغاز شد، هیچ‌یک نتوانستند اختلافات جدی دو طرف بر سر تنگه هرمز را حل‌وفصل کنند. در دو دور اخیر درگیری‌های ایران و آمریکا نیز مسئله تنگه هرمز، کانون اصلی بروز و تشدید بحران بود.

در تازه‌ترین دور درگیری‌ها، ایران بر هدف قرار دادن کشتی‌هایی اصرار داشت که از مسیرهای دریایی تعیین‌شده از سوی تهران پیروی نمی‌کردند. هدف ایران از این اقدام، حفظ نقش مسلط خود در تعیین مقررات عبور و مرور از تنگه و جلوگیری از آن بود که تغییر نظم کشتیرانی، برتری موجود این کشور در کنترل آبراه را تضعیف کند. هدف راهبردی ایران کاملاً روشن است: ایجاد سازوکاری رسمی برای مدیریت تردد و دریافت عوارض عبور از تنگه؛ سازوکاری که کنترل عملی این آبراه را به قدرتی نهادینه تبدیل کند و در بلندمدت، به اهرمی ژئوپلیتیکی برای موازنه‌سازی در برابر آمریکا و غرب بدل شود.

در مقابل، آمریکا با این استدلال که ایران مفاد یادداشت تفاهم را نقض کرده است، حملاتی تلافی‌جویانه با شدتی بیشتر از دور قبلی انجام داد. اهداف این حملات تنها به تأسیسات نظامی محدود نماند و زیرساخت‌های غیرنظامی داخل ایران را نیز در بر گرفت. این واکنش سخت، روند محدود تنش‌زدایی را که پیش‌تر میان دو طرف شکل گرفته بود، به‌شدت مختل کرد. پس از آن، آمریکا مراحل لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور را متوقف ساخت؛ اقدامی که در عمل، اجرای دیگر مفاد یادداشت تفاهم را نیز به بن‌بست کشاند.

این دور از درگیری‌های ایران و آمریکا همچنین پیامدهای خطرناک ابهام موجود در مفاد یادداشت تفاهم درباره مسئله حیاتی تنگه هرمز را آشکار کرد؛ ابهامی که پیوسته زمینه‌ساز بروز درگیری‌های تازه شده است. با نگاه به تحولات آینده، اگرچه ایران و آمریکا با مجموعه‌ای از مسائل پیچیده، از جمله پرونده هسته‌ای، روبه‌رو هستند، مسئله تنگه هرمز فوری‌ترین و حیاتی‌ترین چالش پیش روی دو طرف به شمار می‌رود.

نبرد نهایی در تنگه هرمز؛ چه کسی برنده جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟

﹏𓊝﹏🔵ایران و آمریکا در مناقشه تنگه هرمز، هر یک از نقاط قوت و ضعف خاص خود برخوردارند.

آمریکا برتری مطلق نظامی دارد، در حالی که ایران از مزیت جغرافیایی و توانمندی‌های جنگ نامتقارن بهره می‌برد. در عین حال، واشنگتن با مجموعه‌ای از عوامل ساختاری محدودکننده، از جمله الزامات راهبرد جهانی، ملاحظات سیاست داخلی، مناسبات با متحدان و روند کاهش حضور و تعهدات راهبردی خود در خاورمیانه روبه‌روست. ایران نیز از سوی دیگر، نیاز مبرمی به رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود در خارج از کشور و رهایی از مشکلات دیرپای اقتصادی و معیشتی در داخل دارد.

در حالت مطلوب، تنها در صورتی که دو طرف بتوانند بر سر مسئله تنگه هرمز به نقطه‌ای مشترک برسند که منافع هر دو را تأمین کند، امکان حرکت از مرحله اجرای یادداشت تفاهم به سوی امضای توافق نهایی فراهم خواهد شد؛ مسیری که می‌تواند در نهایت به حل‌وفصل نسبتاً کامل بحران بینجامد. اما اگر اختلاف دو طرف بر سر این مسئله به گسستی کامل منجر شود، پیامد آن فقط ازسرگیری درگیری‌ها و شکست مذاکرات نخواهد بود؛ بلکه حتی ممکن است ایران و آمریکا بار دیگر به سوی جنگی گسترده حرکت کنند و منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را در ورطه‌ای عمیق‌تر و نومیدکننده‌تر فرو ببرند.

در مجموع، آمریکا در مسئله تنگه هرمز خواستار بازگشت به سنت عبور و مرور آزاد از این آبراه است، حال آنکه ایران می‌کوشد نظام مدیریتی تازه‌ای با محوریت و رهبری خود ایجاد کند. نتیجه این رویارویی، در ظاهر نشان خواهد داد که کدام‌یک از دو طرف در مناقشه تنگه هرمز پیروز یا مغلوب شده است؛ اما در سطحی بنیادی‌تر، سرنوشت هژمونی آمریکا بر منطقه خلیج فارس و خاورمیانه در دوران پس از جنگ سرد را رقم خواهد زد و حتی ممکن است بر آینده و فرجام هژمونی جهانی این کشور نیز تأثیر تعیین‌کننده‌ای بگذارد.

پایان/

منبع: https://mideast.shisu.edu.cn/34/db/c3991a210139/page.htm

۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35452

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =