معلم هایی که شب ها در پارک می خوابند!

بیچاره آموزش و پرورش که تمامی وزرا از اینکه مجلس را راضی کنند که دست از سرش برداشته، چند و چون بکارگیری معلم را مانند استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها به اهلش واگذار کنند همچنان عاجزند.

به گزارش تحریریه، سازمانی که در هفتم دی ماه 1358، درست یکسال پس از پیروزی انقلاب پا به عرصه تلاش و فعالیت گذاشت تا "به دور از قرطاس بازی و تشریفات اداری ،تمامی برادران و خواهران ایمانی را برای آموزش سواد خواندن و نوشتن به بزرگسالان بیسواد یا کودکان  بازمانده از مدرسه، بسیج کند."

بماند که پس از 41 سال هزینه و فعالیت، هنوز هم میلیونها نفر بیسواد و کم سواد روی دست کشور مانده، اما آموزش و پرورش را نیز وارد بازی خطرناک و چرخه خسارت باری کرده است که رهایی از چنگ آن، نه تنها دشوار، بلکه امری محال و ممتنع بنظر می رسد.

سازمانی که قراربود "قاتق نان" آموزش و پرورش باشد امروز به "قاتل جانش" تبدیل شده است.
کسی منکر تلاش بی مزد و منت، آموزشیاران، در آن ایام نبوده و نیست اما فرایند جذب،گزینش و نگهداشت معلم مستلزم حساب و کتاب، احراز صلاحیت ها، توانمندی ها یا شایستگی هایی است که نادیده گرفتن آنها به صرف داشتن پیشینه همکاری با سازمان سواد آموزی کار درستی نیست.
همان توافقی که بی چون و چرا، آموزش و پرورش را وادار می ساخت تا تمامی سواد آموزان را پس از پنج سال به استخدام خود دربیاورد شوربختانه هنوز هم نانوشته، پابرجاست.
سنتی غلط که تبعات آن ، کماکان یقه آموزش و پرورش را گرفته و رها نمی کند.

در طول چهل سال گذشته در مجموعه عریض و طویل آموزش و پرورش، چنین جا افتاده است که برای معلم شدن نیاز به گذر از مسیر سخت و دشوار کنکور سراسری در تونل ترانزیتی دانشگاه فرهنگیان یا آزمون استخدامی سازمان سنجش و مصاحبه های جانکاه انچنانی نیست! 
کافی است با وساطت این و آن، اقوام یا آشنایان، چند صباحی نامت در دفتر خاطرات نهضت سواد آموزی، یا یکی از شرکتهای خدمات آموزشی وابسته به فلان موسس، ثبت و ضبط شده باشد بقیه کار با ما! تا نمایندگان انقلابی را دارید غمتان نباشد.

کافی است چند شبی را به شکل تجمعات پراکنده و خود جوش! البته با حساب و کتاب یا در بزنگاه های مناسب، در مقابل مجلس اتراق کرده یا پتو به سر، شبی را در انظار بخوابید!
بلافاصله نمایندگان کاردان و دلسوز به حال آموزش و پرورش وارد صحنه شده، با دستپاچگی یا از سر دلسوزی به این ملک و ملت، طرحی را تهیه می کنند که همه شما را درهم و یکجا، به استخدام آموزش و پرورش در می آورد.

برگزاری آزمون اختصاصی هم تنها یک شرط صوری است تا صورت مساله را موجه و قانونی جلوه دهند.
طرف دو بار متوالی نتوانسته از صافی ابتدایی ترین آزمون، قسر در برود بازهم آقای نماینده، پشت تربیون مجلس، باد به گلو انداخته، دیگر همکاران خود را بسیج می کند تا برای سومین بار هم که شده به آنها ارفاق شود.
یاد خاطره ای از یکی از استادان آموزش های ضمن خدمت در سالهای دهه 70 افتادم که می گفت وقتی ورقه امتحانی یکی از دبیران ادبیات را صحیح می کردم ناچار شدم به وی با 25 غلط فاحش املایی، نمره منفی پنج (5-) بدهم.

بیچاره آموزش و پرورش که تمامی وزرا از اینکه مجلس را راضی کنند که دست از سرش برداشته، چند و چون بکارگیری معلم را مانند استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها به اهلش واگذار کنند همچنان عاجزند.

معلوم نیست آموزش و پرورش تا کی باید همچنان تاوان سنگین  این استخدام های فله ای و بی ضابطه را بپردازد؟
بنظر می رسد مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز نتوانست مانع از همراهی و همبستگی نمایندگان با صف بی پایان آموزشیارانی شود که اتفاقا سوراخ دعا را در مجلس یافته اند.
تنها کاری که مجلس در طول سه دهه گذشته برای آموزش و پرورش انجام داده است زدن هفده بار الحاقیه بر  طرح اصلاح" قانون تعیین تکلیف آموزشیاران نهضت سواد آموزی، معلمان حق التدریسی و..." است که هیجدهمین آن نیز در راه است!
همان مجلسی که چشم را بر انحلال ساختار فعلی سازمان سواد آموزی بسته یا به وزیر وقت براحتی اجازه می دهد تحت عنوان "بسته حمایت از مدارس غیر دولتی" لشگری به ظرفیت 40 هزار نفر از نیروهای خرید خدمات آموزشی را یک شبه وارد آموزش و پرورش کند تا امروز همه آنها، با صف کشیدن در برابر مجلس خواستار استخدام بی قید و شرط خود باشند!
آن گاه فریاد بر می آوریم که شان و منزلت اجتماعی معلم به خطر افتاده است!

پایان/

۱۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۰
کد خبر: 8480

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 5 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • علی IR ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۹/۱۱/۱۲
      0 0
      برادر این یک نمونه کوچک از به فنا رفتن آموزش و تربیت در بزرگترین و مردمی ترین وزارتخانه کشور است. اوضاع این نهاد ویرانتر از این حرف ها است و خدا به فرزندانمان رحم کند خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نقش ایوان است.