پرده‌برداری از مهمترین دشمن ناتو در مادرید

ناتو در سند راهبردی جدیدش از مهمترین تهدید وجودی خود پرده برداری کرد.

به گزارش تحریریه، «بردلی بلنکنشیپ» خبرنگار خبرگزاری شینهوای چین در یادداشتی در مورد راهبرد ناتو و کاخ سفید در قبال شرق آورده است: در اجلاس اخیر سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در مادرید، اولین سند «مفهوم استراتژیک» ناتو از سال ۲۰۱۰ چین به عنوان یک نقطه نگران کننده یاد شد. اگرچه ناتو از تکرار ادبیات تحریک آمیز برخی از کشورهای عضو خودداری کرد، اما کاملا مشخص است کمه هدف اصل یانی ائتلاف چین بوده است.

ناتو جمهوری خلق چین را به دلیل نابودی فقر در کنار کنترل بخش های کلیدی تکنولوژیکی و صنعتی، زیرساخت های حیاتی و زنجیره تامین جهان، دشمن شماره یک خود می داند. 

ناتو در ارزیابی محیط استراتژیک، بند ۱۳  را به چین اختصاص داد و آورده است که بلندپروازی های اعلام شده و سیاست های قهری چین، منافع، امنیت و ارزش های ما را به چالش می کشد. جمهوری خلق چین از طیف گسترده ای از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای افزایش نفوذ جهانی و قدرت خود استفاده می کند، اما همزمان در مورد استراتژی، اهداف و قدرت نظامی خود مبهم رفتار می کند.

در سند آمریکا و متحدانش آمده است: جمهوری خلق چین به دنبال کنترل بخش های کلیدی تکنولوژیکی و صنعتی، زیرساخت های حیاتی و مواد استراتژیک و زنجیره تامین است. این کشور از اهرم اقتصادی خود برای ایجاد وابستگی های استراتژیک و افزایش نفوذ خود استفاده می کند. این کشور تلاش می کند تا نظم بین المللی مبتنی بر قوانین، از جمله در حوزه فضایی، سایبری و دریایی را بر هم بزند. تعمیق همکاری استراتژیک بین جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه و تلاش‌های تقویت‌کننده متقابل آن‌ها برای تضعیف نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین، مغایر با ارزش‌ها و منافع ماست.

اعضای ناتو می گویند برای رسیدگی به «چالش‌های سیستمی» ناشی از چین، که در بخش امنیت جمعی نیز به آن اشاره شد، تلاش خواهند کرد زیرا با توجه به تحولات، اقیانوس آرام و هند برای ناتو مهم است و می تواند به طور مستقیم بر امنیت یورو - آتلانتیک تأثیر بگذارد.

این ارزیابی بر این منطق اشتباه استوار است که چین به نوعی صنعت غرب را زیر و رو می کند. واقعیت این است که جهانی شدن، فرآیندی بود که توسط کشورهای غربی آغاز و منجر به افزایش رقابت در بازار جهانی شد. چین قوانین این رقابت را تحریف نکرد بلکه آن ها را منصفانه به دست آورد و این برای کشوری که دارای بیشترین جمعیت در جهان و در عین حال دارای تحصیلات عالی است، تعجب آور نیست.


واشنگتن می خواهد روسیه را از طریق درگیری در اوکراین و ایجاد جبهه شرقی  از اروپا بیرون کند و از خود در برابر یک درگیری در دو جبهه همزمان روسیه و چین محافظت کند

قابل درک است که پکن این موضع را عدم احترام به توسعه خود می داند زیرا تلاش خود را توسعه ای صلح آمیز و دوجانبه و مفید برای جهان ارزیابی می کند. چین هم می داند که اقدامات محور مقابل پکن بر توقف توسعه چین تمرکز دارد زیرا توانست بزرگترین کمپین ضد فقر در تاریخ بشر را با موفقیت مدیریت کند.

نکته دیگر این است که اساساً استراتژی آمریکا در برابر چین «ابهام استراتژیک» است و می خواهد آن را به ۳۰ کشور ناتو گسترش ‌دهد. این به خودی خود بسیار تحریک آمیز است زیرا ممکن است روابط اعضای ناتو با چین را مانند روابط کنونی آمریکا و چین غیرقابل پیش بینی و آشفته کند.

با توجه به اینکه ایالات متحده و چین دو اقتصاد بزرگ در جهان هستند، این امر به تنهایی اقتصاد جهانی را پرتلاطم تر می کند، اما ورود بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا فاجعه بارتر خواهد بود.

نکته راهبردی در سند ناتو آن است که مفهوم سیاست قدرت های بزرگ را با توجه به منافع خود به رسمیت می شناسد اما منافع چین را به رسمیت نمی شناسد. این اشتباه بزرگ برای مدتی طولانی سیاست ایالات متحده/ناتو بود و همین نگاه شرایط را به گونه ای رقم زد که درگیری کنونی در اوکراین به راه افتاد.

در نهایت، اگرچه این سند به شدت بر روسیه و افزایش حضور نیروها در جبهه شرقی ناتو در اروپا تاکید دارد اما تفکر استراتژیک ایالات متحده هنوز بر چین متمرکز است.

«وس میشل» دستیار سابق وزیر امور خارجه در امور اروپا و اوراسیا در مقاله‌ای در آگوست ۲۰۲۱ برای نشریه  The National Interest عنوان داشت که جنگ دوجانبه با روسیه و چین پیروزی ندارد. بنابراین ایالات متحده باید راهی برای مقابله با ضعف های خود در رویارویی همزمان با هر دو کشور بیابد.

درحالیکه ناتو در چارچوب مفهوم استراتژیک خود بر روسیه متمرکز است، به وضوح چین را به عنوان محور اصلی سیاست ها در تیررس قرار می دهد

در این مقاله آمده بود که ایالات متحده باید به نفوذ روسیه در اروپا ضربه مهلکی وارد کند و آن را مجبور نماید که تنها یک قدرت شرقی باشد.

او نوشت: به بیان ساده، هدف باید کاهش مشکل آمریکا از این طریق باشد که به روسیه انگیزه بدهد تا کمتر یک قدرت اروپایی – و بیشتر یک قدرت آسیایی باشد.

به نظر می رسد تمرکز مفهوم استراتژیک ناتو بر روسیه و اقدامات اخیر این ائتلاف، تنها با هدف اجرای دقیق استراتژی میشل باشد. واشنگتن می خواهد روسیه را از طریق درگیری در اوکراین و ایجاد جبهه شرقی ناتو از اروپا بیرون کند و در نتیجه از یک درگیری در دو جبهه بالقوه با روسیه و چین دور بماند.

در این چارچوب همزمان که مفهوم استراتژیک بر روسیه متمرکز است، به وضوح چین به عنوان محور اصلی سیاست های آتی در تیررس قرار دارد.

پایان/

۱۴ تیر ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۱
کد خبر: 20214

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 2 =