اولین جنگ جهانی اقتصادی آغاز شده است

مهم ترین رویداد استراتژیک هفته‌های اخیر، جنگ اقتصادی جهانی بین روسیه از یک سو و ایالات متحده و متحدانش از سوی دیگر بود.

به گزارش تحریریه، پورتال خبری «ایندکس» کرواسی با ارائه تحلیلی بر جنگ اخیر در اوکراین؛ به واکاوی دلایل بحران از زاویه رقابت ژئواستراتژیک روسیه با غرب پرداخت. این رسانه محورهایی را بر شمرده است که نشان می دهد هر دو طرف طی دهه‌های اخیر مشغول یک جنگ پنهان قدرت در حوزه‌های نفوذ سیاسی با استفاده از اهرم های اقتصادی و اجتماعی بوده اند. اوکراین تجلی این رویاروییِ پنهان از انظار، اما نقطه آغاز اولین جنگ جهانی اقتصادی در جهان تعبیر شده است. بخش هایی از مقاله به شرح زیر ارائه می گردد.

به همان اندازه که حمله روسیه به اوکراین جدی بود، مهم ترین رویداد استراتژیک هفته‌های اخیر، جنگ اقتصادی جهانی بین روسیه از یک سو و ایالات متحده و متحدانش از سوی دیگر بود. روسیه اما مدتهاست که خود را برای مقابله با غرب و به چالش کشیدن مدل اقتصادی-اجتماعی غربی آماده کرده است.

منافع استراتژیک روسیه در اوکراین به خوبی شناخته شده است. جغرافیا و تاریخ روسیه رهبران این کشور را مجبور می‌کند تا یک منطقه حائل بین مسکو و قدرت های بزرگ در اروپای غربی ایجاد و حفظ کنند و دسترسی به دریای سیاه را تضمین کنند. اوکراین کلید هر دو هدف است. آنتونیا کولیباسانو، تحلیلگر ژئوپلیتیک فیوچرز می نویسد، اما در خارج از اوکراین، کرملین شاهد گسترش نفوذ غرب به شرق، از جمله روسیه، به عنوان یک تهاجم مخفی مدرن است که حاکمیت روسیه را تهدید می‌کند.

چالش کرملین سازمان‌های غربی مانند ناتو و اتحادیه اروپا نیست، بلکه یک مدل اقتصادی-اجتماعی است که به غرب اجازه می‌دهد در جنگ سردی نوین پیروز شود و اروپای شرقی را هم بر آن داشت که به غرب بپیوندد. زمانی که ولادیمیر پوتین در سال 2000 رئیس جمهور روسیه شد، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بحران اقتصادی دهه 1990، وارث کشوری ویران شد. بسیاری از روس ها پیوستن به اتحادیه اروپا را در نظر گرفته اند و امیدوارند که همسویی با غرب زندگی بهتری را به همراه داشته باشد.

اولویت تشکیلات روسیه

اولویت تشکیلات روسیه تثبیت و بازسازی کشور بود. پوتین به پیروی از رهبران موفق سابق روسیه، قدرت را متمرکز کرد. او با علم به اینکه برای کند کردن مهاجرت و رسیدگی به وضعیت جمعیتی پرتنش روسیه به ثبات و رشد نیاز دارد، سعی کرد اروپا را از نظر اقتصادی به مسکو وابسته کند. با توجه به تاریخچه و توازن قدرت فعلی، او آلمان را به عنوان ستون فقرات استراتژی خود معرفی کرد.

 روابط روسیه با آلمان کلید گسترش روابط با اتحادیه اروپا بود، اما این تنها آغاز راهبرد روسیه در اروپا بود. روسیه اقتصاد خود را به روی سرمایه گذاری غربی باز کرده است، روابطی را در سراسر این قاره برقرار کرده و تلاش کرده تا عملکرد داخلی بوروکراسی اتحادیه اروپا را درک کند.

پوتین روابط تجاری نزدیکی با ایتالیا، فرانسه و بعداً مجارستان برقرار کرد و یک شبکه سیاسی برای کمک به گسترش نفوذ خود در اروپا ایجاد کرد. برای مسکو، درک آسیب پذیری‌های اروپا به اندازه ساختن اقتصاد و ساخت روسیه به عنوان یک قدرت اقتصادی باثبات مهم بود.

کرملین همچنین به دنبال پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) برای برقراری روابط عمیق تر با بزرگترین بازیگران اقتصادی جهان است. در این فرآیند، روسیه از سرمایه گذاری خارجی سود برده و نحوه عملکرد اقتصاد جهانی را آموخته است و نه تنها با اقتصادهای غربی بلکه با سایر قدرت های اقتصادی نیز مشارکت می‌کند.

استاندارد زندگی در دوران پوتین

یک روسی عادی شاهد بهبود استاندارد زندگی خود در دوران پوتین بود. در شهرهای بزرگتر روسیه، زندگی شبیه به غرب شد. با این حال، با تبدیل شدن به یک بازیگر اصلی در بازار انرژی، روسیه نیز قرار گرفتن در معرض چرخه‌های اقتصاد جهانی را افزایش داد.

سپس همه گیری کرونا فرا رسید. رئیس جمهور روسیه آشکارا نگران بود که ناامنی اقتصادی ناشی از کووید-19 می‌تواند امنیت و ثبات اقتصادی کشورش را به خطر بیندازد. با محو شدن بدترین اثرات اجتماعی-اقتصادی این بیماری همه گیر، اقدام علیه غرب شدیدتر شد. از دیدگاه کرملین، این یک لحظه منحصر به فرد بود.

در حال حاضر ایالات متحده در تلاش است تا حضور خود در اروپا را کاهش دهد و در عوض بر مسائل هند و اقیانوس آرام و مسائل داخلی تمرکز کند. به عبارت دیگر، اتحاد فراآتلانتیک کرملین و اتحادیه اروپا ضعیف به نظر می رسد. مهمتر از همه، رهبران روسیه بر این باورند که دانش کافی در مورد شیوه کار غرب به دست آورده اند و می‌توانند به طور موثر با آن مبارزه کنند.

روسیه سال هاست که خود را برای درگیری با غرب آماده می‌کند

روسیه حداقل از اوایل دهه 2000 برای درگیری با غرب آماده شده است. مسکو علاوه بر انباشت ذخایر ارزی، بلوک های تجاری ایجاد کرده و روابط خود را با پروژه‌هایی مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا تعمیق بخشیده است. در اروپا، آلمان را تشویق کرد تا به گاز طبیعی روسیه وابسته شود. همانطور که امروز مشخص شد، توقف واردات انرژی روسیه را برای اروپا بسیار دشوار کرد. تغییر از گاز مستلزم ایجاد زیرساخت های جدید از سوی اروپا است که فرآیندی پرهزینه و زمان بر است.

مشارکت نزدیک آلمان و روسیه از راهبردهای اروپایی کرملین نیز بهره مند شد. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا برنامه ریزی کرد تا از طریق ایجاد کانال های اضافی، دانوب را به طور کامل قابل کشتیرانی کند و ارتباط اروپای مرکزی با دریای سیاه را افزایش دهد. در این زمان که جنگ در اوکراین باعث شده است جریان تجاری از دریای سیاه به مسیرهای زمینی بسیار گران‌تر منتقل شود، این امر به روسیه قدرت بیشتری می‌دهد. در عوض، روابط مثبت با مسکو باعث شد این پروژه غیرضروری به نظر برسد و از دید ناپدید شود.

تصادفی نیست که پس از سال 2012، اولین سال کاملی که در آن خط لوله نورد استریم 1 عملیاتی شد، اروپا در اتخاذ سیاستی که می‌توان آن را ضدروسی نامید، تردید داشت. به سادگی هیچ علاقه ای به اجرای این امر در آلمان وجود نداشت. همچنین تصادفی نیست که روابط بین آمریکا و آلمان در این مدت سرد شده است.

ایالات متحده به آلمانی نیاز داشت که اروپا را رهبری کند یا حداقل بی طرفی خود را حفظ کند تا از گسترش نفوذ روسیه در اروپا با خروج ایالات متحده جلوگیری کند. این واقعیت که روسیه در سال 2012 به سازمان تجارت جهانی پیوست، قدرت بیشتری را در اقتصاد جهانی به آن بخشید.

همکاری نزدیک با اروپایی‌ها در دو دهه گذشته به روسیه این امکان را داده است تا آنچه را که برای ثبات کشورهایشان مهم است بیاموزد. همچنین به کرملین کمک کرده تا برنامه‌های سیاسی خود را بهتر درک کند و از اهدافی که به نفع آن است حمایت کند. برای مثال، روسیه مشتاقانه از بسیاری از سیاست‌های سبز حمایت کرده است، مانند تصمیم آلمان برای کنار گذاشتن انرژی هسته‌ای، که منجر به اتکای بیشتر به گاز روسیه شده است.

روابط نزدیک با دشمنان غرب

در سطح جهانی، روسیه روابط نزدیکی با دشمنان سنتی و رقبای غرب دارد. با پیوستن به WTO، موقعیت قوی تری در صحنه جهانی به دست آورده است که از آن برای تقویت نفوذ و منافع بازیگران جهانی جدید، از جمله کشورهای بریکس، از جمله برزیل، هند، چین و آفریقای جنوبی استفاده می‌کند. اگرچه نتایج کم بود، اما روسیه این گروه را به عنوان جایگزینی برای غرب معرفی کرد و همچنان بر ایجاد روابط با چین و هند تمرکز کرد و روابطی را ایجاد کرد که امیدوار بود در رویارویی بالقوه با غرب که امروز شاهد آن هستیم، برقرار شود.

روسیه برای مقابله با تحریم های فعلی از چین کمک خواست. اتحادیه اقتصادی اوراسیا به آن فرصت هایی می دهد تا به تجارت با جهان ادامه دهد. در عین حال، حضور روسیه در خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا به این کشور کمک می‌کند قیمت نفت را بالا نگه دارد یا به اندازه‌ای بالا نگه دارد که بتواند به پرداخت صورت حساب‌های خود ادامه دهد. استراتژی روسیه قطعاً نقاط ضعف خود را دارد، اما روسیه فرصت‌هایی نیز برای مقابله با غرب در جریان جنگ اقتصادی جهانی فعلی دارد.

تکه تکه شدن اتحادیه اروپا

حمایت از تکه تکه شدن اتحادیه اروپا از طریق روابط اقتصادی آن در اروپا و استفاده از دانش سیاست اروپا که در طول سال ها به دست آورده است احتمالاً مهمترین عناصر استراتژی روسیه است. لحظه ای که شهروندان اروپایی اثرات تحریم های غرب را احساس کنند، این بلوک شکننده تر خواهد شد و به روسیه اجازه می دهد از نقاط ضعف اتحادیه اروپا استفاده کند.

جهان شاهد اولین جنگ جهانی اقتصادی عصر مدرن است. قوانین تعریف نشده و اقتصاد جهانی پیچیده است، به این معنی که آسیب های جانبی اجتناب ناپذیر و اغلب غیرقابل پیش بینی است. ما کم کم متوجه پیامدهای تحریم روسیه بر اقتصاد جهانی می‌شویم.

ابزارهایی که روسیه می‌تواند علیه غرب استفاده کند، چندان روشن نیست. این که چگونه جهان را تغییر خواهد داد در حال حاضر ناشناخته است. تنها کاری که می‌توان انجام داد این است که به آنچه روسیه برای آن آماده کرده است نگاه کرد و حدس زد که چه چیزی ممکن است در پی داشته باشد. ژئوپلیتیک فیوچرز نتیجه می‌گیرد که این فقط شروع است.

منبع: وزارت خارجه

پایان/

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۰۲:۰۰
کد خبر: 18967

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 1 =