هزینه‌های پنهان یک اتحاد ویژه

جنگ غزه نشان داده است که رابطه استثنایی آمریکا و رژیم صهیونیستی نه‌تنها به امنیت پایدار منجر نشده، بلکه با تضعیف دموکراسی در اسرائیل، افزایش فشار بر فلسطینیان و افت جایگاه جهانی آمریکا همراه بوده است.

به گزارش تحریریه، نشریه «فارن افرز» گزارشی تفصیلی را با عنوان «پایان استثنا بودن اسرائیل؛ پارادایمی جدید برای سیاست آمریکا» منتشر کرده است که طی روزهای آتی و در چهار شماره، متن کامل آن را در خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر خواهیم کرد.

بخش اول و دوم این گزارش پیش‌تر منتشر شده است. در بخش‌سوم آمده است:

توانمندسازی اسرائیل از سوی آمریکا برای همه طرف‌های درگیر زیان‌بار بوده است. این واقعیت بیش از همه برای جامعه فلسطینیِ غزه که در اثر دو سال جنگ درهم‌شکسته شده، آشکار است. بنا بر گزارش «کمیته بین‌المللی نجات» (International Rescue Committee)، هنگامی که آتش‌بس اکتبر به اجرا درآمد، دست‌کم ۹۰ درصد جمعیت در داخل غزه آواره شده بودند. کارشناسان سازمان ملل متحد اعلام کرده‌اند بیش از ۶۰۰ هزار فلسطینی، از جمله ۱۳۲ هزار کودک، با شرایط قحطی یا سوءتغذیه روبه‌رو بوده‌اند. همچنین ۷۸ درصد ساختمان‌های غزه آسیب دیده یا ویران شده بود. هرچند تهدید حمله‌ای شبیه ۷ اکتبر توسط حماس برای آینده قابل پیش‌بینی از میان رفته، اما شکست پایدار این سازمان ــ نتیجه‌ای که بسیاری در غزه از آن استقبال می‌کنند ــ نیازمند راه‌حلی سیاسی است که در آن فلسطینیان ــ بدون حماس ــ بتوانند در کشوری مستقل، خود را اداره کنند. با این حال، نه اسرائیل و نه حماس علاقه‌ای به تحقق چنین راه‌حلی ندارند.

دستاوردهای نظامی اسرائیل و هزینه‌های پنهان آن

این‌که اسرائیل نیز از رابطه استثنایی آسیب دیده یا خواهد دید، کمتر بدیهی است، اما به همان اندازه درست است. تضعیف توانمندی‌های حماس و حزب‌الله توسط اسرائیل، همراه با ضربات سنگینی که اسرائیل و آمریکا به برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران وارد کردند، امنیت کوتاه‌مدت اسرائیل را تقویت می‌کند. اما این دستاوردها باید در کنار هزینه‌هایی که در مسیر به دست آمده‌اند سنجیده شوند.

انزوای بین‌المللی اسرائیل در پی جنگ غزه، خطری روشن و حاضر برای این کشور است. رهبران هلند، اسپانیا و سوئیس به‌طور علنی گفته‌اند اگر بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر رژیم صهیونیستی) وارد خاک آن‌ها شود، او را بازداشت خواهند کرد. آلمان و بریتانیا، که دهه‌ها اسرائیل را مسلح کرده‌اند، در حال محدود کردن فروش سلاح هستند. تغییر نگرش‌ها در ایالات متحده برای اسرائیل به‌ویژه نگران‌کننده است. طبق نظرسنجی سپتامبر نیویورک‌تایمز/دانشگاه سینا، بیش از نیمی از آمریکایی‌ها با افزایش حمایت نظامی و اقتصادی از اسرائیل مخالف‌اند. هرچند این تغییرات هنوز به سیاست رسمی بدل نشده‌اند، اما تداوم این شکاف بعید است.

در ادامه این گزارش آمده است: افزون بر این، موفقیت‌های نظامی اسرائیل علیه رقبای منطقه‌ای‌اش ممکن است گذرا از آب درآید. افزایش انگیزه ایران برای حرکت به سوی توان هسته‌ای، خطر بازگشت به وضعیت آستانه‌ای بدون نظارت را تشدید می‌کند. همچنین در نبود حکمرانی فلسطینیِ کارآمد در غزه، اسرائیل ممکن است میان اشغال پرهزینه یا هم‌زیستی با یک دولت شکست‌خورده ناچار به انتخاب شود. افول حزب‌الله نیز، با وجود سود کوتاه‌مدت، می‌تواند پیامدهایی نامطلوب در پی داشته باشد.

حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها، برتری نظامی منطقه‌ای اسرائیل خطرات دیگری را پنهان می‌کند. اصلاحات قضایی مورد نظر نتانیاهو، تغییرات جمعیتی، کاهش مشارکت اقتصادی و نظامی، و گسترش بی‌مهار شهرک‌ها در کرانه باختری، همگی بنیان‌های یک اسرائیل امن، یهودی و دموکراتیک را تضعیف می‌کنند. حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا این روندها را تسهیل کرده است.

ادامه این رابطه هزینه‌های قابل توجهی را به ایالات متحده نیز تحمیل کرده است. جایگاه بین‌المللی واشنگتن تضعیف شده و رقبا از این وضعیت بهره‌برداری کرده‌اند. همچنین تمرکز نظامی آمریکا بر حمایت از اسرائیل، ظرفیت آن را در مناطق راهبردی دیگر، به‌ویژه هند–آرام، کاهش داده است. در داخل نیز این رابطه به قطبی‌سازی سیاسی و افزایش یهودستیزی و اسلام‌هراسی دامن زده است.

ضرورت کنار گذاشتن رابطه استثنایی

تداوم ترجیح‌دادن خواسته‌های اسرائیل از سوی آمریکا، تنها بدترین گرایش‌های سیاسی را تقویت می‌کند. حفاظت از منافع اسرائیلی‌ها، فلسطینی‌ها و آمریکایی‌ها مستلزم کنار گذاشتن رابطه استثنایی و حرکت به‌سوی الگویی عادی‌شده، مبتنی بر قواعد مشترک سیاست خارجی آمریکاست.

عادی‌سازی رابطه می‌تواند هم برای حامیان و هم برای منتقدان اسرائیل جذاب یا نگران‌کننده باشد. برخی آن را «رها کردن اسرائیل» می‌دانند و برخی دیگر ناکافی. اما اگر شکل کنونی رابطه ناپایدار است، مدیریت تعمدی این گذار از گسست‌های ناگهانی و پرهزینه جلوگیری می‌کند.

حرکت تدریجی به‌سوی عادی‌سازی به آمریکا امکان می‌دهد شروط مشخصی تعیین کند: واگذاری مسئولیت‌های حکمرانی به فلسطینیان، برخورد با شهرک‌نشینان خشونت‌طلب و ایجاد پاسخ‌گویی. هدف، افزایش کارآمدی اهرم فشار آمریکاست.

حداقلِ لازم، تغییر بنیادین شیوه اداره رابطه است: تعریف روشن اهداف مشترک و متفاوت، تعیین محدودیت‌ها، و تصریح این اصل که حق تعیین سرنوشت اسرائیلی‌ها نمی‌تواند ناقض همان حق برای فلسطینیان باشد. آمریکا باید قوانین داخلی و بین‌المللی خود را درباره اسرائیل همانند دیگر کشورها اعمال کند؛ از جمله قوانین مرتبط با حقوق بشر و مخاصمات مسلحانه. مصونیت از مجازات، حتی برای متحدان نزدیک، به نقض‌های بیشتر می‌انجامد.

مشروط‌سازی کمک‌ها همیشه کارساز نیست، اما در نبود گزینه‌های دیگر می‌تواند هزینه‌ای ملموس برای رفتارهای مغایر با منافع آمریکا ایجاد کند و امکان فاصله‌گذاری مسئولانه را فراهم آورد.

پایان تفاهم‌نامه کمک‌های امنیتی در سال ۲۰۲۸، بازنگری در حمایت‌های مالی، تغییر رفتار در شورای امنیت و تعلیق هدفمند بخشی از کمک‌ها، ابزارهایی عملی برای حرکت به‌سوی رابطه‌ای عادی اما همچنان مهم هستند.

ادامه دارد

۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۰
کد مطلب: 34253

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =