آیا آمریکا و اسرائیل در پی تکرار «سناریوی ونزوئلا» در ایران هستند؟

پس از جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل، نشانه‌ها حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل در حال بررسی سناریویی تازه برای مهار ایران هستند؛ سناریویی که شباهت‌های نگران‌کننده‌ای با مداخله اخیر واشنگتن در ونزوئلا دارد و می‌تواند معادلات امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله‌ای پرخطر کند.

به گزارش تحریریه، در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۶، هَن جیان‌ وِی(韩建伟)، دانشیار مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، مقاله‌ای تحلیلی در روزنامه وِن‌هویی(文汇报) منتشر کرد. متن کامل این مقاله به شرح زیر است:

در تاریخ ۴ ژانویه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پس از پایان سفر خود به ایالات متحده، در نشست کابینه نتایج این سفر را اعلام کرد. او تأکید کرد که آمریکا و اسرائیل در مسئله ایران از هماهنگی بسیار بالایی برخوردارند و بار دیگر بر موضع مشترک دو طرف مبنی بر «صفر بودن غنی‌سازی اورانیوم» پافشاری کردند. همچنین وی پیشنهاد داد حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج شود و بر تأسیسات مرتبط، نظارت سخت‌گیرانه‌ای اعمال گردد.

در همان روز، دونالد ترامپ ایران را تهدید کرد و اظهار داشت که به‌دقت ناآرامی‌های اخیر در ایران را زیر نظر دارد و به‌طور ضمنی احتمال مداخله را مطرح کرد و حتی از امکان وارد آوردن ضربه‌ای شدید به ایران سخن گفت.

این در حالی است که تنها یک روز پیش‌تر، در ۳ ژانویه، دولت ترامپ به‌طور ناگهانی حمله‌ای علیه ونزوئلا آغاز کرد و نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، و همسرش را بازداشت نمود؛ اقدامی که موجی از شگفتی و واکنش‌های گسترده در افکار عمومی بین‌المللی برانگیخت.

هرچند ایران و ونزوئلا در دو سوی دوردست جهان قرار دارند، اما سال‌ها پیش یک اتحاد ضدآمریکایی با یکدیگر شکل داده و در مواضع خود همدیگر را همراهی کرده‌اند. تداوم این سلسله رویدادها ناگزیر این نگرانی را ایجاد می‌کند که پس از «جنگ دوازده‌روزه» ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، احتمال آنکه ایران بار دیگر هدف حمله مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گیرد، به‌شدت در حال افزایش است.

آیا آمریکا و اسرائیل در پی تکرار «سناریوی ونزوئلا» در ایران هستند؟

نخست آنکه موفقیت آسان دولت ترامپ در ونزوئلا ممکن است گرایش ماجراجویانه‌اش را برای آغاز جنگ‌های جدید تشدید کند.

ترامپ در دوره پیشین ریاست‌جمهوری خود نیز علیه ایران دست به اقدام نظامی زده بود؛ در ۳ ژانویه ۲۰۲۰، ارتش آمریکا با حمله‌ای هدفمند، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، را ترور کرد.

این رویداد برای مدتی دو کشور را تا آستانه جنگ تمام‌عیار پیش برد. با مقایسه آن زمان با وضعیت کنونی می‌توان گفت ترامپ در آن مقطع نسبت به ورود به جنگی فراگیر با ایران دچار تردید بود و از اراده‌ای قاطع برای آغاز جنگ برخوردار نبود؛ اما پس از سال‌ها آزمون و تجربه، به‌نظر می‌رسد اکنون در مهار و هدایت ماجراجویی‌های نظامی بسیار مسلط‌تر و آسوده‌تر شده است.

در جریان جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل، فرمان ترامپ برای اعزام جنگنده‌های آمریکایی از فاصله‌ای چندین هزار کیلومتری به‌منظور بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران، نمونه‌ای از یک ماجراجویی نظامی موفق به‌شمار می‌آید.

دوم آنکه تهاجم نظامی آمریکا به ونزوئلا نشانه دگرگونی بنیادین نقش این کشور در جامعه بین‌المللی است؛ نقشی که از جایگاه پیشینِ «تدوین‌کننده نظام‌ها و قواعد بین‌المللی» به «نقض‌کننده و ویرانگر» آن‌ها تغییر یافته است.

بی‌اعتنایی دولت ترامپ به منشور سازمان ملل متحد و حقوق بین‌الملل، جهان را به‌سوی منطق جنگل و قانون بقا برای قوی‌ترها سوق می‌دهد و بار دیگر این اصل را حاکم می‌سازد که «زور، معیار حقانیت است» و همین منطق به الگوی رفتاری یک ابرقدرت تبدیل شده است.

این دقیقاً همان جنبه‌ای از آمریکای تحت رهبری ترامپ است که بیش از همه موجب نگرانی می‌شود و همچنین سبب می‌گردد پیش‌بینی رفتارهای آن بر پایه عقلانیت متعارف بارها با خطا مواجه شود. در آینده، آمریکا ممکن است به هر کشوری دست به حمله بزند و ایران به‌احتمال زیاد یکی از اهداف اصلی و اولویت‌دار آن خواهد بود.

آیا آمریکا و اسرائیل در پی تکرار «سناریوی ونزوئلا» در ایران هستند؟

مجتمع نظامی «فورت تیونا» در کاراکاس، محلی که نیکلاس مادورو در آن ربوده شد، در پی حملات آمریکا در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ آسیب دید.

سوم آنکه ایالات متحده در جریان اقدام خود علیه ونزوئلا، توانایی به‌مراتب ارتقایافته خود در مداخله نظامی را به نمایش گذاشت.

این توانمندی‌ها شامل نفوذ داخلی برای دستیابی دقیق به اطلاعات، استفاده از جنگ الکترونیک پیشرفته برای فلج‌سازی سامانه‌های پدافند هوایی کشور هدف، و نیز به‌کارگیری هماهنگ پهپادهای زمینی، دریایی و هوایی برای اجرای حملات دقیق است.

الگوی مداخله آمریکا از شیوه پیشینِ اتکا به استقرار گسترده نیروهای زمینی برای اشغال و تثبیت اوضاع، به مدل کنونیِ کم‌هزینه، پرشتاب و مبتنی بر «عملیات قطع سر» تحول یافته است.

این نوع تاکتیک که تنها با اتکا به حملات هوایی می‌تواند کشور هدف را دچار خلأ رهبری و حتی آشفتگی فراگیر کند، آستانه مداخله آمریکا در امور داخلی دیگر کشورها را به‌طور چشمگیری کاهش داده و برای کشورهایی با سامانه‌های پدافند هوایی نسبتاً ضعیف—از جمله ایران—تهدیدی به‌مراتب جدی‌تر ایجاد می‌کند.

با توجه به شرایط کنونی، ایران در مقطعی به‌غایت آسیب‌پذیر قرار دارد.

در جریان «جنگ دوازده‌روزه» سال گذشته، سامانه‌های پدافند هوایی ایران عملاً توان رهگیری جنگنده‌های اسرائیلی و آمریکایی را نداشتند و در نتیجه، حریم هوایی کشور تقریباً به‌طور کامل بی‌دفاع و گشوده بود. از آن مهم‌تر، تأسیسات هسته‌ای ایران آسیب‌های سنگینی متحمل شدند و حتی اگر مواد اورانیوم غنی‌شده حفظ شده باشد، توانمندی هسته‌ای کشور به‌شدت تضعیف شده است.

در پی سال‌ها تحریم‌های غرب، پویایی اقتصادی ایران به‌طور مستمر کاهش یافته و بحران‌های اجتماعی رو به تشدید گذاشته‌اند. مجموع این عوامل ممکن است از سوی آمریکا و اسرائیل به‌عنوان یک «پنجره فرصت» برای براندازی نظام سیاسی ایران تلقی شود.

با این حال، برخلاف ونزوئلا، ایران در فاصله‌ای دور از خاک اصلی ایالات متحده قرار دارد و این امر باعث می‌شود آمریکا نتواند مستقیماً از سرزمین خود علیه ایران دست به حمله بزند.

بر اساس نسخه جدید گزارش راهبرد امنیت ملی ایالات متحده در دوره ترامپ، خاورمیانه دیگر کانون راهبردی اصلی آمریکا محسوب نمی‌شود و سیاست انقباض و عقب‌نشینی راهبردی واشنگتن در این منطقه ادامه خواهد یافت.

آیا آمریکا و اسرائیل در پی تکرار «سناریوی ونزوئلا» در ایران هستند؟

در آینده، آمریکا به‌احتمال زیاد منابع خود را بر تحکیم کنترل بر ونزوئلا متمرکز خواهد کرد و مداخلات خود در دیگر مناطق آمریکای لاتین را گسترش می‌دهد؛ از این‌رو، اقدام علیه ایران ممکن است عمدتاً بر عهده اسرائیل قرار گیرد و آمریکا نیز از طریق پایگاه‌های نظامی مستقر در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پشتیبانی لازم را فراهم آورد.

شیوه‌های مداخله آمریکا و اسرائیل ممکن است از الگوی ونزوئلا پیروی کند؛ از جمله اجرای ترور علیه چهره‌های کلیدی ایران و هم‌زمان بمباران پایگاه‌های مهم موشکی این کشور به‌منظور نابودی توان پاسخ‌گویی و مقابله آن.

اما آیا سرنوشت ایران واقعاً می‌تواند بدین‌سان به دست آمریکا رقم بخورد؟

ایرانِ امروز هرچند در زمینه توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردم با دشواری‌های جدی روبه‌روست، اما ملت ایران همچنان به‌شدت خواهان آن است که سرنوشت کشور خود را به‌طور مستقل تعیین کند، نه آنکه تسلیم طرح‌ها و اراده قدرت‌های خارجی شود.

حتی اگر آمریکا و اسرائیل در پی آن باشند که سناریوی ونزوئلا را در ایران تکرار کنند، آینده این کشور به‌هیچ‌وجه چیزی نیست که آمریکا بتواند به‌تنهایی درباره آن تصمیم بگیرد.

برای آمریکا، پیامد استفاده بی‌محابا از زور، فروپاشی کامل اعتبار و وجهه بین‌المللی‌ای خواهد بود که پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاده است و بی‌تردید موج مخالفت با آمریکا در سراسر جهان بیش از پیش اوج خواهد گرفت. با این حال، پیش از آنکه یک امپراتوری فروبپاشد، بهای سنگین آن را جان‌های بی‌گناهی خواهند پرداخت که قربانی می‌شوند.

پایان/

۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد خبر: 34280

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 12 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • رسول نصیری کالمرزی IR ۰۹:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
      0 0
      سلام با توجه به قطع اینترنت و عدم دسترسی حتی به پیامرسانهای داخلی خوشبختانه سایت شما در دسترس هست پس از شما انتظار میره که در این روزهای بی خبری محتوا و تولیدات بیشتری مانند آنچه در کانال تلگرام بارگزاری میشه در سایت کار کنید نا مخاطب جذب ماهواره نشه