آیا پاکستان یک میانجی بی‌طرف است؟

سیاست خارجی پاکستان از سال ۲۰۲۲ دچار دگرگونی قابل‌توجهی شده است. در دوران نخست‌وزیری عمران‌خان، اسلام‌آباد تلاش می‌کرد با اتخاذ رویکردی مبتنی بر «بی‌طرفی تهاجمی» و ایجاد توازن میان ایالات متحده، چین، روسیه و قدرت‌های منطقه‌ای، به نوعی استقلال راهبردی دست یابد. با این حال، این رویکرد با اولویت‌های واشنگتن (به‌ویژه در پی جنگ اوکراین) در تعارض قرار گرفت.

سیاست خارجی پاکستان از سال ۲۰۲۲ دچار دگرگونی قابل‌توجهی شده است. در دوران نخست‌وزیری عمران‌خان، اسلام‌آباد تلاش می‌کرد با اتخاذ رویکردی مبتنی بر «بی‌طرفی تهاجمی» و ایجاد توازن میان ایالات متحده، چین، روسیه و قدرت‌های منطقه‌ای، به نوعی استقلال راهبردی دست یابد. با این حال، این رویکرد با اولویت‌های واشنگتن (به‌ویژه در پی جنگ اوکراین) در تعارض قرار گرفت.

برکناری عمران‌خان در آوریل ۲۰۲۲ و استقرار یک ساختار حکمرانی تحت نفوذ نظامی‌ها عملاً به تضعیف استقلال سیاست خارجی پاکستان انجامید.

نقطه عطف این تحول را می‌توان در تلکس دیپلماتیک افشاشده مربوط به دیدار سفیر پاکستان در واشنگتن با دستیار وزیر خارجه آمریکا دانست که در آن، موفقیت رأی عدم اعتماد علیه عمران‌خان به‌عنوان عاملی برای احیای روابط با ایالات متحده مطرح شد. پس از آن، مخالفان داخلی با حمایت ارتش موفق به برکناری عمران خان شدند و در ادامه، سرکوب حزب تحریک انصاف، بازداشت عمران‌خان و مناقشات پیرامون انتخابات ۲۰۲۴ به تشدید بحران سیاسی داخلی و انتخاب شهباز شریف به‌عنوان نخست‌وزیر انجامید.

در حوزه امنیتی نیز تغییرات مهمی رخ داد. پس از برکناری عمران‌خان، ارتش پاکستان تلاش کرد روابط خود با واشنگتن را بازسازی کند. گزارش‌هایی درباره ارائه برخی امتیازات در حوزه نظامی و محدودسازی برنامه‌های موشکی به منظور رفع نگرانی‌های اسرائیل مطرح شد و با روی کار آمدن عاصم منیر، ساختار فرماندهی هسته‌ای پاکستان عملا تحت کنترل مستقیم ارتش قرار گرفت. هم‌زمان، تحولات سیاسی داخلی نیز نشان‌دهنده افزایش نقش و نفوذ نهاد نظامی در ساختار قدرت بود.

در عرصه اقتصادی، بحران مالی پاکستان و نیاز به حمایت‌های بین‌المللی موجب بازتعریف برخی خطوط سیاست خارجی شد. گزارش‌هایی از مشارکت پاکستان در تأمین مهمات برای اوکراین در ازای حمایت مالی آمریکا در صندوق بین‌المللی پول منتشر شد. همچنین نزدیکی راهبردی به چین، با کندی اجرای پروژه‌های کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) و برخی اختلافات دیگر، نسبت به گذشته تضعیف شد.

در مجموع، تحولات داخلی و خارجی سال‌های اخیر و روابط مالی با شرکت‌های تحت نفوذ ترامپ، نشان می‌دهد که دولت کنونی پاکستان بیش از گذشته به دنبال حفظ رضایت ایالات متحده است. در چنین شرایطی، تمایل اسلام‌آباد برای ایفای نقش میانجی میان ایران و ایالات متحده را می‌توان تا حدی در چارچوب تلاش برای کسب مشروعیت داخلی و وجهه بین‌المللی تفسیر کرد.

از این رو، مسئله کلیدی نه رد کامل نقش میانجی‌گری پاکستان، بلکه توجه به این واقعیت است که پاکستان را نمی‌توان یک میانجی معتمد و بی‌طرف فرض کرد. اگر سران فعلی پاکستان برای جلب رضایت ایالات متحده (یا ترس از خشم آمریکا) حاضر به کنار گذاشتن نخست‌وزیر منتخب و فاصله گرفتن از چین و روسیه بوده‌اند، رفتارهای خلاف عرف به نفع آمریکا در مذاکرات پایان جنگ هرگز بعید نیست.

منبع: خانه اندیشه‌ورزان

پایان/

۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
کد مطلب: 35112

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =