قمار دوم ترامپ در ایران؛ از جنگ پرهزینه تا توافقی مبهم

نشریه آتلانتیک نسبت به تداوم سیاست های ترامپ ابراز تردید کرد و عنوان داشت اگر نتوان حکومت ایران را با زور سرنگون کرد، شاید بتوان آن را با توافقی حاوی مشوق‌های مالی خرید.

به گزارش تحریریه، نشریه آتلانتیک در تحلیل به قلم «کریم سجادپور» آورده است:جنگ دونالد ترامپ علیه ایران با یک قمار آغاز شد و با قماری دیگر پایان یافت. در ابتدا، رئیس‌جمهور شرط بست که می‌تواند با بمباران رژیم انقلابی ایران و نابود کردن آن، جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران را متوقف کند. بنابراین ده‌ها میلیارد دلار هزینه کرد و اقتصاد جهانی را دچار آشفتگی نمود، اما در نهایت تنها یک یادداشت تفاهم امضا کرد که بدون تردید از هر توافقی که می‌توانست پیش از جنگ به دست آورد، ضعیف‌تر بود. در دل این سند، قماری تازه نهفته است: اینکه اگر انقلابیون ایران را نتوان با زور کنار زد، شاید بتوان با دادن امتیاز آنان را وادار کرد که از هویت خود دست بکشند.

در بخش هایی از این متن عنوان شده است که منتقدان معتقدند توافق جدید بر مبنای این فرض شکل گرفته که اگر حکومت ایران با فشار نظامی کنار نرود، شاید بتوان با ارائه مشوق‌های اقتصادی و سیاسی، آن را به تغییر رفتار وادار کرد. در این چارچوب، تفاهم‌نامه جدید مجموعه‌ای از امتیازات و تعهدات را در بر می‌گیرد که به گفته منتقدان، بخش عمده آن به نفع تهران تنظیم شده است.

مطابق مفاد این توافق، ایران در ازای تعهد به عدم تولید یا خرید سلاح هسته‌ای، از امتیازات اقتصادی و نظامی برخوردار خواهد شد. همچنین در عمل جایگاه تهران در تنگه هرمز نیز مورد شناسایی قرار گرفته است. منتقدان یادآور می‌شوند که ایران پیش از این نیز تعهداتی مشابه را مطرح کرده بود و اکنون نیز نسبت به میزان پایبندی آن تردیدهایی وجود دارد.

این توافق از جنبه دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است. ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از توافق هسته‌ای چندجانبه دولت باراک اوباما خارج شد و آن را «بدترین توافق تاریخ» نامید. اکنون مخالفان او می‌گویند تفاهم‌نامه جدید نه‌تنها هزینه بیشتری برای آمریکا داشته، بلکه امتیازات بیشتری به ایران می‌دهد و تضمین‌های محدودتری درباره جلوگیری از گسترش برنامه هسته‌ای ارائه می‌کند.

در همین حال، برخی تحلیلگران معتقدند نتیجه جنگ به نوعی موجب تقویت موقعیت سیاسی ایران شده است. به گفته آنها، ترامپ در طول جنگ اهداف گسترده‌ای را مطرح کرده بود؛ از نابودی برنامه موشکی ایران گرفته تا تضعیف نیروهای متحد تهران در منطقه، تغییر حکومت ایران، تعیین رهبران آینده این کشور و کنترل تنگه هرمز. با این حال، هیچ‌یک از این اهداف به طور کامل محقق نشد.

با وجود خسارت‌های اقتصادی و نظامی واردشده به ایران، برخی ناظران بر این باورند که جمهوری اسلامی توانسته است از پایان جنگ به عنوان نشانه‌ای از مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل بهره‌برداری کند. در حالی که پیش از آغاز درگیری‌ها، ایران با مشکلات اقتصادی گسترده و انزوای بین‌المللی روبه‌رو بود، اکنون در بخشی از تحلیل‌های غربی به عنوان بازیگری که در برابر فشارهای نظامی ایستادگی کرده، توصیف می‌شود.

موضوع روابط ایران و آمریکا نیز یکی دیگر از محورهای اصلی بحث‌ها درباره آینده این توافق است. بر اساس این گزارش‌ها، تقریباً همه رؤسای جمهور آمریکا از زمان انقلاب ۱۹۷۹ ایران تمایل داشته‌اند سطحی از بهبود روابط میان دو کشور را ایجاد کنند، اما هیچ‌یک در دستیابی به این هدف موفق نبوده‌اند.

تحلیلگران معتقدند ساختار سیاسی ایران در طول دهه‌های گذشته بخش مهمی از هویت خود را بر پایه تقابل با آمریکا و اسرائیل بنا کرده و همین موضوع موجب شده تلاش‌های مختلف برای عادی‌سازی روابط با دشواری‌های جدی روبه‌رو شود.

در چنین شرایطی، ترامپ پس از جنگ نه‌تنها در پی دستیابی به یک توافق هسته‌ای جدید است، بلکه تلاش می‌کند زمینه شکل‌گیری توافقی گسترده‌تر را فراهم کند که بتواند روابط تهران و واشنگتن را دگرگون سازد. با این حال، او مسئولیت بخش مهمی از این روند را به جی‌دی ونس سپرده است.

ونس در اظهاراتی عنوان کرده که بخشی از نخبگان جدید ایران در حال بازنگری در مسیر گذشته هستند و به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سیاست چند دهه اخیر تهران در قبال آمریکا اشتباه بوده است. با این وجود، ترامپ نیز به صراحت اعلام کرده که در صورت موفقیت این روند، دستاورد آن را به نام خود ثبت خواهد کرد و در صورت شکست، مسئولیت آن را متوجه ونس خواهد دانست.

در مقابل، برخی ناظران نسبت به خوش‌بینی موجود درباره تغییر رویکرد ایران تردید دارند. آنان به مواضع علنی برخی مقام‌های ایرانی اشاره می‌کنند که همچنان بر حمایت از گروه‌های همسو با تهران، انتقاد از آمریکا و تقابل با اسرائیل تأکید دارند. از نگاه این تحلیلگران، چنین مواضعی شاخص دقیق‌تری برای ارزیابی سیاست‌های آینده ایران محسوب می‌شود.

یکی دیگر از چالش‌های پیش روی توافق، مسئله سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی پیش‌بینی‌شده در آن است. بر اساس مفاد تفاهم‌نامه، ایران می‌تواند تا ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب کند که بخش مهمی از آن از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس تأمین خواهد شد. با این حال، برخی مقام‌ها و مشاوران منطقه‌ای نسبت به چنین موضوعی ابراز تردید کرده‌اند.

این تردیدها از آنجا ناشی می‌شود که کشورهای عربی منطقه خود از پیامدهای جنگ و حملات موشکی و پهپادی ایران آسیب دیده‌اند و تمایل چندانی برای مشارکت در تأمین منابع مالی مورد نیاز تهران نشان نمی‌دهند.

مقایسه این رویکرد با سیاست ترامپ در قبال کره شمالی نیز از دیگر موضوعات مطرح‌شده در این تحلیل‌هاست. در دوره نخست ریاست‌جمهوری، ترامپ تلاش کرده بود با ارائه چشم‌اندازی از توسعه اقتصادی و بازگشت کره شمالی به اقتصاد جهانی، رهبر این کشور را به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ترغیب کند. اکنون نیز به نظر می‌رسد او راهبرد مشابهی را درباره ایران دنبال می‌کند.

تفاهم‌نامه جدید دوره‌ای ۶۰ روزه را برای مذاکرات در نظر گرفته است، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند دستیابی به توافقی جامع در این بازه زمانی بسیار دشوار خواهد بود. به همین دلیل، برخی از آنها معتقدند جنگ به طور کامل پایان نیافته و تنها متوقف شده است.

در این میان، نگرانی‌هایی نیز درباره توانایی ایران برای بازسازی ظرفیت‌های نظامی خود مطرح شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که تهران همچنان بخش عمده‌ای از ذخایر موشکی و سکوهای متحرک پرتاب خود را حفظ کرده و به تولید موشک و پهپاد ادامه می‌دهد.

در چنین فضایی، برخی ناظران معتقدند مواضع ترامپ درباره ایران نیز دستخوش تغییر شده است. رئیس‌جمهوری که پیش‌تر از منتقدان سرسخت تهران به شمار می‌رفت، اکنون در مواردی از برنامه موشکی ایران دفاع کرده و از برخی چهره‌های نزدیک به ساختار قدرت این کشور با تعابیری مثبت یاد کرده است.

با این حال، هنوز مشخص نیست توافق جدید تا چه اندازه پایدار خواهد بود. برخی مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که در صورت نارضایتی ترامپ از روند اجرای توافق، امکان بازگشت به سیاست فشار، محاصره یا حتی اقدام نظامی وجود دارد. اما در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ، تمایل رئیس‌جمهور آمریکا به ازسرگیری درگیری را کاهش داده است.

طبق این تحلیل، آینده توافق و روابط ایران و آمریکا همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگرچه دیپلماسی بار دیگر به عنوان تنها گزینه عملی برای حل اختلافات مطرح شده، اما تردیدهای عمیق دو طرف، اختلافات منطقه‌ای و سابقه چند دهه تنش میان تهران و واشنگتن باعث شده مسیر دستیابی به توافقی پایدار همچنان دشوار و پیچیده به نظر برسد.

پایان/

۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35317

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =