چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

دیگر «ساخت چین» کافی نیست؛ پکن حالا به دنبال «ساخت با چین» است. استراتژی تازه پکن، انتقال مستقیم تکنولوژی و کارخانه‌های پیشرفته به کشورهای متحد است؛ از خودروهای برقی و باتری گرفته تا زیرساخت‌های دیجیتال و انرژی‌های نو.

به گزارش تحریریه، این تحول بزرگ در سه منبع کلیدی—یعنی سند سفید دولت چین، گزارش مؤسسه تحقیقاتی شینهوا(新华社研究院) و تحلیل روزنامه اقتصادی قرن ۲۱—به‌روشنی توضیح داده شده است؛ اسنادی که نشان می‌دهند چین چگونه در حال گره‌زدن سرمایه، فناوری و تخصص خود با کشورهای در حال توسعه است.

موج تازه سرمایه، فناوری و صنعت چین به سوی کشورهای شریک

چین زمانی کارخانه جهان نامیده می‌شد؛ جایی که کالاها در مقیاس عظیم تولید می‌شدند و به سراسر دنیا می‌رفتند. اما امروز داستان تغییر کرده است. آن‌ها دیگر تنها به صادرات کالا بسنده نمی‌کنند. شرکت‌های چینی در حال ساخت کارخانه، ایجاد پارک‌های صنعتی، انتقال بخشی از فناوری و گسترش زنجیره‌های تولید در کشورهای دیگر هستند؛ روندی که در اسناد رسمی چین از آن با عباراتی مانند «ادغام زنجیره‌های صنعتی» و «توسعه مشترک» یاد می‌شود.

این روند شاید شبیه به خروج شرکت‌های چینی باشد اما در واقع معنای عمیق‌تری دارد. پکن می‌کوشد بخشی از توان صنعتی خود را در کشورهایی مستقر کند که هم بازار مصرف دارند، هم موقعیت جغرافیایی مهم، هم نیروی کار و هم نیاز جدی به توسعه صنعتی. نتیجه این تلاش مدلی است که نه شبیه کنارکشیدن چین از نقش صنعتی خود است و نه صرفاً صادرات ساده کالا؛ بلکه بیشتر به گسترش کنترل‌شده زنجیره‌های صنعتی چین در بیرون از مرزها شباهت دارد.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

رشد سریع سرمایه‌گذاری خارجی چین

داده‌های رسمی نیز نشان می‌دهد که این روند تنها یک شعار سیاسی نیست.

بر اساس آمار منتشرشده از سوی وزارت بازرگانی چین (MOFCOM)، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی چین در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۷۴.۴ میلیارد دلار رسید. در همان سال، حجم ادغام و تملک خارجی شرکت‌های چینی به حدود ۴۳.۶ میلیارد دلار رسید که نشان‌دهنده ادامه حضور فعال شرکت‌های چینی در بازارهای بین‌المللی است.

در کنار این ارقام، ابتکار کمربند و جاده همچنان یکی از مهم‌ترین بسترهای گسترش فعالیت شرکت‌های چینی محسوب می‌شود.

تا امروز بیش از ۱۵۰ کشور و ۳۰ سازمان بین‌المللی به این ابتکار پیوسته‌اند و صدها پروژه صنعتی، انرژی، زیرساختی و فناوری در چارچوب آن اجرا شده است.

در سال ۲۰۲۵، حجم تجارت کالا میان چین و کشورهای عضو این ابتکار به رقم عظیم ۲۳.۶ تریلیون یوان (حدود ۳.۴ تریلیون دلار) رسید. نکته اینجاست که این رقم اکنون ۵۱.۹ درصد از کل تجارت خارجی چین را تشکیل می‌دهد؛ یعنی برای نخستین بار، سهم کشورهای عضو کمربند و جاده در تجارت با چین از نیمی از کل تجارت این کشور فراتر رفته است.

بین سال‌های ۲۰۲۱ تا نیمه نخست ۲۰۲۵، حجم سرمایه‌گذاری متقابل میان چین و کشورهای عضو از مرز ۲۴۰ میلیارد دلار عبور کرده است. این سرمایه‌گذاری‌ها از طریق بازوهای مالی قدرتمندی چون بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا (AIIB) و صندوق جاده ابریشم حمایت می‌شوند.

با عبور تعداد قطارهای باری چین‒اروپا از مرز ۱۳۰ هزار عدد و شکل‌گیری معماری «شش کریدور، شش مسیر»، چین نه تنها کارخانه، بلکه مسیرهای دسترسی به بازار را نیز بومی‌سازی کرده است.

علاوه بر این، ابتکار توسعه جهانی (GDI) به لایه مکمل این نفوذ تبدیل شده است. چین با بسیج بیش از ۲۳ میلیارد دلار بودجه توسعه‌ای و اجرای بیش از ۱۸۰۰ پروژه عملیاتی، روی حوزه‌هایی تمرکز کرده که مستقیماً با بومی‌سازی صنایع گره خورده‌اند.

ایجاد کارگاه‌های لوبان برای آموزش مهارت‌های فنی به نیروهای بومی و انتقال فناوری‌های کشاورزی پیشرفته مانند فناوری جون‌تِسائو (کشت قارچ بر پایه گیاهان علفی)، نشان می‌دهد که چین در حال تربیت نیروی فنی بومی در کشورهای مقصد است تا زیرساخت انسانی لازم برای میزبانی از صنایع چینی فراهم شود.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

کارگاه لوبان کالج فنی آیوتایا در تایلند (۱۴ مارس ۲۰۲۳)؛ آموزش عملی دانشجویان روی سامانه نصب خط تولید خودکار. این مرکز از سال ۲۰۱۶ به‌عنوان بخشی از برنامه آموزش مهارت‌های فنی چین در خارج از کشور فعالیت می‌کند.

از صادرات کالا تا ساخت زنجیره صنعتی

برای سال‌ها، حضور اقتصادی چین در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با پروژه‌های عمرانی شناخته می‌شد؛ جاده، بندر، نیروگاه، خط آهن و ساختمان.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

سینوپک از زمان ورود به پروژه آپاچی مصر در سال ۲۰۱۳ تا پایان ۲۰۲۵، در مجموع ۵۷.۷۶ میلیون تن معادل نفت و گاز برداشت کرده و هم‌زمان در طرح‌هایی برای آموزش دختران فقیر، حمایت از یتیمان و برنامه‌های توانمندسازی مشارکت داشته است.

شرکت‌های چینی پروژه را می‌ساختند، تجهیزات می‌آوردند، اجرا می‌کردند و تحویل می‌دادند. اما موج جدید با گذشته فرق دارد. اکنون شرکت‌های چینی فقط پیمانکار نیستند. آن‌ها کارخانه می‌سازند، در خطوط تولید محلی سرمایه‌گذاری می‌کنند، نیروی کار آموزش می‌دهند، قطعه‌ساز می‌آورند، شبکه فروش ایجاد می‌کنند و گاهی حتی بخشی از تحقیق و توسعه را به بازارهای خارجی نزدیک می‌کنند. به همین دلیل، تعبیر دقیق‌تر این است که چین از مرحله «ساخت پروژه در خارج» عبور کرده و وارد مرحله «ساخت ظرفیت صنعتی در خارج» شده است.

گزارش روزنامه تخصصی اقتصادی قرن ۲۱ چین(۲۱世纪经济报道) درباره خروج شرکت‌های چینی از کشور، همین تغییر را به‌خوبی نشان می‌دهد. در گذشته، بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی چین حول خرید دارایی، منابع طبیعی یا شرکت‌های آماده می‌چرخید. اما امروز بحث بر سر «سرریز نوآوری» است؛ یعنی شرکت چینی فقط پول یا کالا نمی‌برد، بلکه فناوری، تجربه تولید، برند، استاندارد و شبکه تأمین را هم با خود منتقل می‌کند.

این تغییر به‌خصوص در صنایعی دیده می‌شود که آینده اقتصاد جهانی را شکل می‌دهند: خودروهای برقی، باتری لیتیومی، انرژی خورشیدی، ارتباطات ۵G، هوش مصنوعی، رایانش ابری و پهپادها.

به زبان ساده، چین در حال صادر کردن نسل جدیدی از قدرت صنعتی خود است؛ نه در قالب کانتینرهای کالا، بلکه در قالب کارخانه، فناوری و زنجیره تولید.

چرا مقصد اصلی، جنوب جهانی است؟

در سند سفید رسمی چین درباره حکمرانی جهانی، بارها بر نقش کشورهای در حال توسعه و جنوب جهانی تأکید شده است. پکن می‌خواهد خود را شریک توسعه صنعتی کشورهایی معرفی کند که سال‌ها در حاشیه زنجیره ارزش جهانی بوده‌اند.

برای بسیاری از این کشورها، پیشنهاد چین جذاب است. آن‌ها به دنبال اشتغال، فناوری، سرمایه‌گذاری، زیرساخت و صنعتی‌شدن هستند. چین هم به بازارهای جدید، مسیرهای تجاری امن‌تر، پایگاه‌های تولید منطقه‌ای و کاهش فشار بر زنجیره‌های تأمین خود نیاز دارد. همین هم‌پوشانی منافع، زمینه شکل‌گیری موج تازه‌ای از همکاری صنعتی را فراهم کرده است.

کشورهای عربی، جنوب شرق آسیا، بخش‌هایی از آفریقا و برخی اقتصادهای در حال توسعه در آمریکای لاتین، در این نقشه جایگاه مهمی دارند.

طبق گزارش شینهوا، تجارت انرژی میان چین و کشورهای عربی نه‌تنها درآمد مالی و فرصت‌های شغلی در کشورهای عربی را تثبیت کرده بلکه با تزریق سرمایه به پروژه‌های معیشتی محلی، به‌شکلی ملموس سطح زندگی و رفاه توسعه‌ای مردم این مناطق را ارتقا داده است.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

برای نمونه می‌توان به عراق اشاره کرد؛ کشوری که پنجمین ذخایر بزرگ نفتی جهان را در اختیار دارد. همکاری‌های انرژی میان چین و عراق به‌طور مستمر در حال ارتقای کیفی است؛ به‌طوری‌که چین به بزرگ‌ترین مقصد صادرات نفت خام عراق تبدیل شده و شرکت‌های نفتی چینی، حدود نیمی از کل تولید نفت این کشور را بر عهده دارند.

طبق مقررات وزارت نفت عراق، شرکت‌های بین‌المللی نفت فعال در این کشور موظف‌اند سالانه مبالغی را تحت عنوان «سرمایه مشارکت اجتماعی» جهت بهبود معیشت مردم محلی اختصاص دهند. در سال ۲۰۲۴، مجموع بودجه اختصاص‌یافته توسط شرکت‌های مرکزی انرژی چین در عراق برای مشارکت‌های اجتماعی به حدود ۶۰ میلیون دلار رسید که صرف بهبود وضعیت بهداشت، آموزش، زیرساخت‌ها و دیگر امور معیشتی در این کشور شد.

در این میان، شرکت ژنهوا پترولیوم در بغداد، پایتخت عراق، «مدرسه امید» را احداث کرد. تا پایان سال ۲۰۲۵، ۵۴ دانشجوی عراقی از طریق بورسیه ژنهوا برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری به دانشگاه نفت جنوب‌غربی چین اعزام شده‌اند که نخستین گروه این فارغ‌التحصیلان، امسال به عراق بازگشته و در میادین نفتی مشغول به کار شده‌اند.

باتری، خودرو برقی و خورشید؛ سه ضلع صنعت سبز چینی در خارج

اگر قرار باشد فقط یک حوزه را به‌عنوان نماد موج جدید صنعتی چین انتخاب کنیم، احتمالاً باید از انرژی‌های نو شروع کرد.

بر اساس داده‌ها، چین بیش از ۷۰ درصد ظرفیت تولید پنل‌های خورشیدی جهان و بخش قابل توجهی از زنجیره تولید باتری لیتیومی را در اختیار دارد. همین مزیت صنعتی باعث شده شرکت‌های چینی در سال‌های اخیر پروژه‌های متعددی برای تولید یا مونتاژ تجهیزات انرژی پاک در خارج از کشور آغاز کنند.

در کشورهای آفتابی خاورمیانه و شمال آفریقا، انرژی خورشیدی فرصت بزرگی است. چین می‌تواند پنل، تجهیزات نیروگاهی، فناوری بهره‌برداری و حتی مدل تأمین مالی پروژه‌ها را ارائه کند. اما موضوع فقط فروش پنل نیست. وقتی شرکت‌های چینی در یک کشور کارخانه قطعات خورشیدی، مرکز مونتاژ یا واحد خدمات فنی ایجاد می‌کنند، آن کشور به بخشی از زنجیره صنعت خورشیدی متصل می‌شود.

در کنار انرژی خورشیدی، باتری لیتیومی جایگاه حیاتی دارد. باتری قلب خودروهای برقی، سیستم‌های ذخیره انرژی و بسیاری از صنایع آینده است. به همین دلیل، چین علاقه دارد زنجیره باتری را فقط در داخل مرزهای خود نگه ندارد، بلکه بخش‌هایی از آن را در نقاط راهبردی جهان گسترش دهد؛ به‌ویژه در کشورهایی که دسترسی خوبی به بازارهای منطقه‌ای، انرژی ارزان، بنادر مهم یا مواد اولیه دارند.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

خودروهای برقی نیز ضلع سوم این مثلث‌اند. چین اکنون برندهایی دارد که در بازار جهانی جدی گرفته می‌شوند. اما برای موفقیت در خارج، صادرات خودرو کافی نیست. بازارهای منطقه‌ای به خدمات پس از فروش، شبکه شارژ، قطعه، مونتاژ محلی و گاهی تولید مشترک نیاز دارند. اینجاست که شرکت چینی از صادرکننده خودرو به سازنده یک اکوسیستم حمل‌ونقل برقی تبدیل می‌شود.

بنابراین وقتی گفته می‌شود چین صنعت خودرو برقی یا باتری را به کشورهای شریک می‌برد، منظور لزوماً انتقال کامل فناوری مادر نیست. بلکه بیشتر با یک مدل چندلایه روبه‌رو هستیم، یعنی طراحی و بخش‌های کلیدی در چین باقی می‌ماند اما مونتاژ، بخشی از تولید قطعات، خدمات فنی، آموزش و بازارسازی در کشور میزبان شکل می‌گیرد.

فناوری دیجیتال؛ زیرساخت نامرئی نفوذ صنعتی

موج تازه صنعتی چین فقط به کارخانه و خط تولید محدود نیست. یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن، فناوری دیجیتال است؛ حوزه‌ای که در اسناد رسمی چین و گزارش‌های شینهوا با عباراتی مانند هوش مصنوعی، ۵G، داده‌های بزرگ، اقتصاد دیجیتال و زیرساخت محاسباتی مطرح می‌شود.

اهمیت این حوزه در آن است که دیجیتال‌سازی، زیرساخت پنهان همه صنایع آینده است. کارخانه هوشمند بدون شبکه ارتباطی و داده معنا ندارد. شهر هوشمند بدون حسگر، پردازش داده و پلتفرم‌های دیجیتال شکل نمی‌گیرد. انرژی‌های نو بدون شبکه هوشمند و مدیریت داده کارایی کامل ندارند. حتی کشاورزی مدرن هم به سنجش از دور، اینترنت اشیا و تحلیل داده وابسته است.

از این منظر، زمانی که چین در حوزه ۵G، مراکز داده، هوش مصنوعی یا رایانش ابری با کشوری همکاری می‌کند، فقط درحال صادرات یک فناوری جداگانه نیست؛ بلکه پایه‌ای برای تحول سایر بخش‌های اقتصادی نیز ایجاد می‌کند.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

هفتمین نمایشگاه چین و کشورهای عربی با موضوع «نوآوری، توسعه سبز و رفاه» با حضور بیش از ۲۲۰۰ شرکت و مؤسسه از ۷۵ کشور (۲۸ اوت ۲۰۲۵)

چین از مجمع عمومی سازمان ملل خواسته است تا قطعنامه‌ای را در زمینه تقویت همکاری‌های بین‌المللی برای ظرفیت‌سازی هوش مصنوعی تصویب کند؛ «برنامه ظرفیت‌سازی فراگیر هوش مصنوعی» را پیشنهاد و اجرا کرده است؛ «گروه دوستان بین‌المللی در ظرفیت‌سازی هوش مصنوعی» را تأسیس نموده؛ چارچوب «جنوب دیجیتال» را در پایگاه داده پروژه‌های توسعه جهانی ایجاد کرده و دوره‌های متعدد آموزشی و نشست‌های گفتگو محور برگزار می‌نماید.

این کشور اهمیت ویژه‌ای برای پیشگیری از مخاطرات کاربرد نظامی هوش مصنوعی قائل است و تأکید دارد که کشورها باید در تحقیق، توسعه و به‌کارگیری این فناوری‌ها، رویکردی محتاطانه و مسئولانه اتخاذ کنند؛ به‌گونه‌ای که سامانه‌های تسلیحاتی همواره تحت کنترل انسان باقی بمانند.

از زمین تا فضا؛ ماهواره، بیدو و کشاورزی هوشمند

در گزارش شینهوا درباره همکاری چین و کشورهای عربی، حوزه‌هایی دیده می‌شود که نشان می‌دهد همکاری فناورانه از صنایع رایج فراتر رفته است. ماهواره، سامانه ناوبری بیدو، سنجش از دور و داده‌های فضایی از جمله این حوزه‌ها هستند.

شاید در نگاه اول، فناوری فضایی ارتباط مستقیمی با توسعه صنعتی نداشته باشد اما در عمل، داده‌های ماهواره‌ای برای کشاورزی، مدیریت آب، پایش محیط زیست، حمل‌ونقل، شهرسازی، مدیریت بحران و امنیت زیرساخت‌ها اهمیت زیادی دارند. کشوری که به این فناوری‌ها دسترسی پیدا می‌کند، ابزار دقیق‌تری برای برنامه‌ریزی اقتصادی و سرزمینی خواهد داشت.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

همین منطق در کشاورزی هوشمند هم دیده می‌شود. برای کشورهایی که با کمبود آب، بیابان‌زایی یا وابستگی غذایی روبه‌رو هستند، فناوری‌های چینی در آبیاری هوشمند، کشت گلخانه‌ای، مدیریت دیجیتال آب و بهره‌وری کشاورزی می‌تواند جذاب باشد. چین این حوزه را صرفاً یک بخش سنتی نمی‌بیند؛ بلکه آن را بخشی از امنیت غذایی و توسعه فناورانه کشورهای شریک می‌داند.

پارک‌های صنعتی؛ جایی که مدل چین تکثیر می‌شود

یکی از مهم‌ترین ابزارهای چین برای انتقال ظرفیت صنعتی، ایجاد پارک‌های صنعتی و مناطق همکاری اقتصادی و تجاری است. این مناطق، در واقع سکوی فرود شرکت‌های چینی در کشور میزبان‌اند. به جای اینکه هر شرکت جداگانه وارد بازار شود و با ریسک‌های محلی روبه‌رو شود، یک محیط آماده شکل می‌گیرد: زمین صنعتی، زیرساخت، خدمات گمرکی، لجستیک، مشوق‌های مالیاتی و حضور شرکت‌های مکمل.

در چنین مدلی، انتقال صنعت به شکل پراکنده اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه به صورت خوشه‌ای انجام می‌شود. مثلاً اگر یک کارخانه خودرو برقی وارد شود، قطعه‌ساز، شرکت باتری، شرکت نرم‌افزاری، خدمات تعمیر، لجستیک و تأمین‌کننده تجهیزات هم می‌توانند در اطراف آن مستقر شوند. این همان چیزی است که به کشور میزبان امکان می‌دهد از یک پروژه ساده به سمت یک اکوسیستم صنعتی حرکت کند.

برای چین هم این مدل مزیت دارد. شرکت‌هایش در محیطی آشنا و تا حدی هماهنگ فعالیت می‌کنند، زنجیره تأمین‌شان کمتر دچار گسست می‌شود و بازار منطقه‌ای را بهتر پوشش می‌دهند. به همین دلیل، پارک‌های صنعتی را باید یکی از جدی‌ترین نشانه‌های راهبرد تازه چین دانست.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

منطقه همکاری اقتصادی و تجاری سوئز (SETC) یک شهرک صنعتی در نزدیکی شهر سوئز مصر است که با مشارکت مشترک دولت‌های جمهوری خلق چین و جمهوری عربی مصر به عنوان بخشی از پروژه کمربند و جاده ایجاد شده است.

چین کدام صنایع خود را به کشورهای شریک منتقل می‌کند؟

خط تولید فایبرگلاس در منطقه همکاری اقتصادی و تجاری چین و مصر در سوئز؛ (۱۰ اوت ۲۰۲۳)

اولویت‌های راهبردی چین در انتقال ظرفیت صنعتی؛ پکن کدام صنایع را هدف گرفته است؟

با جمع‌بندی داده‌ها و گزارش‌های رسمی، می‌توان گفت چین بیش از همه در حال گسترش این حوزه‌های صنعتی در کشورهای شریک است:

📌انرژی‌های تجدیدپذیر و تجهیزات انرژی پاک

📌باتری‌های لیتیومی و فناوری ذخیره انرژی

📌خودروهای برقی و زیرساخت شارژ

📌تولید پنل‌های خورشیدی و تجهیزات فتوولتائیک

📌فناوری دیجیتال شامل ۵G، هوش مصنوعی و داده‌های بزرگ

📌مراکز داده و زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال

📌پارک‌های صنعتی و مناطق همکاری اقتصادی

📌فناوری‌های فضایی و سامانه ناوبری

📌کشاورزی هوشمند و فناوری‌های مدیریت آب

این حوزه‌های همکاری، همگی یا به گذار انرژی مربوط‌اند یا به اقتصاد دیجیتال و بازآرایی زنجیره‌های تأمین جهانی. به بیان دیگر، چین دقیقاً سراغ حوزه‌هایی می‌رود که در دهه آینده تعیین می‌کنند کدام کشورها در اقتصاد جهانی بالا می‌آیند و کدام کشورها در حاشیه می‌مانند.

در نهایت، راهبرد چین را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: پکن دیگر فقط نمی‌خواهد کالاهای ساخت چین را به جهان بفروشد؛ می‌خواهد بخشی از جهان را وارد مدار تولید چینی کند و این صنایع اغلب در کشورهایی توسعه می‌یابند که از نظر ژئواقتصادی برای چین اهمیت دارند؛ از جمله کشورهای غرب آسیا، جنوب شرق آسیا، آفریقا و دیگر اقتصادهای در حال توسعه.

پایان/

منابع:

۱. سند سفید دولت چین (۲۰۲۶): «ایجاد یک سیستم حکمرانی جهانی عادلانه‌تر و منطقی‌تر: مفاهیم، ابتکارات و اقدامات چین»

《构建更加公正合理的全球治理体系:中国的理念、倡议与行动》

۲. گزارش مؤسسه پژوهشی شینهوا: «دستاوردها، فرصت‌ها و چشم‌انداز همکاری‌های چین و عرب در عصر جدید»

《新时代中阿合作的成就、机遇与展望》

۳. گزارش تحلیلی روزنامه اقتصادی قرن ۲۱: «خروج شرکت‌های چینی: از خریدهای پراکنده تا سرریز نوآوری»

《中企出海:从单点收购到创新溢出》

۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35328

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۰۹:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۷
      1 0
      یک مانع بزرگ برای انتقال به ایران هست: دولت پزشکیان بطور خاص و اصلاح طلبان و جریان غربگرا بطور کلی
    • علی میرزایی IR ۱۱:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۷
      2 0
      مسعود پزشکیان هنوز چین نرفته، ترامپ رفته ولی این هنوز نرفته! اینها میروند باسن بوسی ترامپ شاید بخشی از پول خودمان را به خودمان بدهد آن هم فقط غلات ترا ریخته امریکایی و بعد در رسانه ها بگن مردم ایران گرسنه هستند. در ادبیات این اقایون دولت، کار کردن با چین یک جور فحش حساب میشه. اخه یک عادم عاقل چند دفعه باید از یک سوراخ گزیده شود. بعضی اوقات فکر میکنم شاید خداوند منظورش در اولین سوره قران به اسم بقره منظورش اینه، این این غرب گرا ها گاو هستند.