به گزارش تحریریه، تحلیل مؤسسۀ تحقیقاتی ابزرور مدعی شده است که «رویارویی اخیر میان ایران، اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه، واقعیتی بنیادین را برجسته میکند: جغرافیا علیرغم پیشرفتهای سریع در فناوری نظامی، همچنان پیامدهای راهبردی را شکل میدهد.»
به گفتۀ این گزارش، «جغرافیای ایران مزایای دفاعی قابلتوجهی ارائه میدهد» و «در مرکز محاسبات راهبردی ایران، تنگه هرمز قرار دارد که به جرات مهمترین گلوگاه انرژی جهان است.»
نویسنده تأکید میکند که «ایران به جای برتری دریایی کامل، بر اختلال و عدمقطعیت متمرکز میشود» و «هدف لزوماً بستن کامل تنگه هرمز نیست، بلکه افزایش ریسکها و هزینههای مرتبط با کشتیرانی تجاری است.» همچنین «برای هند، این تحولات پیامدهای قابلتوجهی دارد، زیرا ۸۵ تا ۹۰ درصد نفت خام خود را وارد میکند.»
چکیده راهبردی (بخشهای مهم):
رویارویی اخیر میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده در خاورمیانه، واقعیتی بنیادین را برجسته میکند: جغرافیا علیرغم پیشرفتهای سریع در فناوری نظامی، همچنان پیامدهای راهبردی را شکل میدهد. جغرافیای ایران مزایای دفاعی قابلتوجهی ارائه میدهد. پوشش سرزمینی تقریباً به اندازۀ آلاسکا و خانهای برای نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، این کشور را به چالشهای سخت برای هر قدرت خارجی که به عملیات نظامی در مقیاس بزرگ فکر میکند، تبدیل میکند. به همان اندازه مهم، خط ساحلی گستردۀ ایران در امتداد خلیجفارس و دریای عمان است. با طول بیش از ۱۸۰۰ کیلومتر، مکانهای متعددی را برای استقرار موشکها، پهپادها، مینهای دریایی، زیردریاییها و شناورهای تهاجمی سریع در اختیار تهران قرار میدهد.
در مرکز محاسبات راهبردی ایران، تنگه هرمز قرار دارد که به جرات مهمترین گلوگاه انرژی جهان است. ویژگیهای فیزیکی آن را به ویژه آسیبپذیر میکند. در باریکترین نقطه، تنها چند ده کیلومتر امتداد دارد؛ خطوط کشتیرانی تعیینشده حتی باریکتر هستند. ایران خط ساحلی شمالی را کنترل میکند و جزایر استراتژیک مهمی مانند قشم، هرمز و ابوموسی را در اختیار دارد و نظارت مؤثری بر ترافیک دریایی به آن میدهد.
ایران به جای جستجوی برتری دریایی کامل در برابر نیروی دریایی آمریکا، بر اختلال و عدمقطعیت متمرکز میشود. هدف لزوماً بستن کامل تنگه هرمز نیست، بلکه افزایش ریسکها و هزینههای مرتبط با کشتیرانی تجاری است. تنشهای اخیر اثربخشی این رویکرد را نشان داد. تهدیدات ایران و اقدامات انتخابی علیه ترافیک دریایی به اختلال در الگوهای کشتیرانی و افزایش نوسانات در بازارهای جهانی انرژی کمک کرد.
رویکرد ایران منعکسکنندۀ تغییرات گستردهتر در جنگافزاری معاصر است. به طور فزایندهای، قدرتهای ضعیفتر از طریق اختلال، فرسایش و فشار اقتصادی به دنبال اهرم هستند تا پیروزیهای نظامی قاطع. پهپادهای کمهزینه، موشکها، مینها و سکوهای دریایی کوچک میتوانند دشمنان را مجبور به صرف منابع دفاعی بسیار گرانتر کنند. این نسبت هزینه-تبادل نامطلوبی ایجاد میکند که میتواند مزایای ارتشهای قویتر را کاهش دهد.
برای هند، این تحولات پیامدهای قابلتوجهی دارد. هند تقریباً ۸۵ تا ۹۰ درصد از نیازهای نفت خام خود را وارد میکند، که سهم قابلتوجهی از تولیدکنندگان خلیجفارس سرچشمه میگیرد. بخش بزرگی از این تأمین انرژی از تنگه هرمز عبور میکند. هرگونه اختلال در آن منطقه بر قیمت سوخت، تورم، تولید کود و رشد کلی اقتصادی تأثیر منفی میگذارد.
پاسخ راهبردی باید بر تابآوری متمرکز شود. تقویت ذخایر راهبردی نفت، تسریع پذیرش انرژی تجدیدپذیر، گسترش اکتشافات داخلی، و تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین باید اولویتهای کلیدی باشند. به همان اندازه مهم، تعامل دیپلماتیک مستمر با ایران، پادشاهیهای خلیجفارس و سایر ذینفعان منطقهای برای کاهش تنشها است.
با تشدید رقابت در سراسر هند-اقیانوسیه، نقش نیروی دریایی هند در حفاظت از خطوط ارتباطی دریایی به طور فزایندهای مهم خواهد شد. تجربۀ ایران همچنین درسهایی را برای محیط امنیتی هند ارائه میدهد.
منبع: کانال مرکز مطالعات رسانههای بینالمللی
پایان/













نظر شما