ایران با قدرت بیشتری از جنگ با آمریکا خارج شد

«عریب الرنتاوی» معتقد است آمریکا و رژیم اسرائیل در جنگ علیه ایران شکست خوردند و نظام سیاسی آن سقوط نکرد. با وجود شهادت رهبر سیاسی و معنوی و فرماندهان نظامی، ایران بسیار قدرتمندتر ظاهر شد. راهبرد «صبر استراتژیک» ایران ثمربخش بود و این کشور با اقتدار وارد جنگ نابرابر و با قدرت بیشتری مذاکره کرد.

به گزارش تحریریه شبکه «الجزیره» قطر در گزارشی به قلم «عریب الرنتاوی» نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی اردنی‌تبار، آورده است: اکنون که متن رسمی یادداشت تفاهمی که از سوی رئیس‌جمهوری ایران و آمریکا امضا شده و در دسترس است، سنجش نتایج جنگ و موازنه‌های ناشی از آن، بر پایه سود و زیان، امکان‌پذیر شده است و می‌توان به زنجیره‌ای از بحث‌های بی‌پایان درباره اینکه چه کسی برد و چه کسی باخت، چه کسی پیروز شد و چه کسی شکست خورد، پایان داد. اگرچه این تفاهم‌نامه به تفاهم‌های اولیه محدود شده و راه را برای مذاکرات دشوارتر و پیچیده‌تر درباره مهم‌ترین مسائل مورد اختلاف میان ایران و آمریکا هموار می‌کند و قرار است ظرف ۶۰ روز به پایان برسد و درها برای تمدید احتمالی آن، با توافق متقابل، باز است، اما اگر آنچه به دست آمده را به‌عنوان پایان راه بدانیم و سناریوی آغاز جنگ دیگری را در نظر نگیریم، این موضوع خطرناک خواهد بود.

با این حال، آنچه مهم‌تر از بررسی جزئیات یادداشت تفاهم است، تلاش برای پیش‌بینی آینده منطقه و توازن‌های آن در مرحله «پس از جنگ» است. با یادآوری مواضع «طاووس‌وار» بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل، که در آن از تشکیل «خاورمیانه جدید» و «اسرائیل بزرگ» سخن می‌گفت، اکنون دیده می‌شود که این برتری‌جویی رژیم اسرائیل از بین رفته است.

تحلیلگر اردنی نوشت: تقریباً میان همه طرفداران پروپاقرص توافق و مخالفان آن در واشنگتن و تل‌آویو اتفاق‌نظر وجود دارد که این یادداشت تفاهم بیشتر مطالبات ایران و شرط‌های آن را برآورده کرده است. مذاکره‌کننده ایرانی توانست رویکرد خود را در مذاکرات بر همتای آمریکایی خود تحمیل کند. او توانست پرونده‌های مهم را از پرونده‌های پیچیده جدا سازد و مذاکره را، برخلاف خواست ترامپ، دو مرحله‌ای سازد و دو موضوع پرونده هسته‌ای و تنگه هرمز قرار است در مرحله دوم بررسی شود.

موضوع مهم‌تر آن است که توافق بر اصل «اقدام در برابر اقدام» استوار شده است. ایران خودش را میدان آزمایش قرار نداده است و راضی به اجرای یک‌جانبه نیست. مذاکره‌کننده ایرانی موفق شد مسائل ایران و لبنان را در چارچوب «وحدة الساحات» در یک روند قرار دهد و خواستار متوقف کردن اقدامات جنگی و پایان جنگ علیه لبنان، هم‌زمان با پایان مذاکرات در مرحله دوم، شود. مذاکره‌کننده ایرانی همچنین بر حفظ حاکمیت لبنان و تمامیت ارضی این کشور در پاسخ به زیاده‌خواهی‌های رژیم اسرائیل درباره کمربند امنیتی و منطقه صفر تأکید کرده است.

بزرگ‌ترین دستاورد مذاکره‌کننده ایران آن است که از آمریکا اعتراف بگیرد که ایران حق داشتن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را دارد و بررسی جزئیات پرونده هسته‌ای به آینده موکول شده است. همچنین قرار است اورانیوم غنی‌شده در ایران باقی بماند. این در حالی است که آمریکا خواستار تحویل اورانیوم غنی‌شده ایران و ویران‌سازی زیرساخت‌های هسته‌ای این کشور بود. درباره برنامه موشکی ایران هم بحثی نشده است و ترامپ در حاشیه نشست کشورهای گروه هفت گفته است تا زمانی که کشورهای اطراف ایران دارای برنامه موشکی هستند، داشتن برنامه موشکی ایران هم قابل درک است.

به نوشته الجزیره، همچنین باید به اقدامات جنگی علیه گروه‌های نیابتی، که از آنها به‌عنوان هم‌پیمانان ایران یاد شده، پایان داده شود و آنها شامل تفاهم‌های مربوط به پایان جنگ شده‌اند. مذاکره‌کننده ایرانی به اعتراف‌های آمریکا مبنی بر برداشتن موقت تحریم‌های صادرات نفت ایران و مواد پتروشیمی دست یافته و تصمیم‌های لازم را برای فروش نفت ایران گرفته است. با پیشرفت مذاکرات و پایبندی ایران به تعهدات خود، این کشور می‌تواند بخشی از اموال بلوکه‌شده خود را دریافت و برای آزادسازی بقیه اموال نیز زمینه‌سازی کند.

در برابر همه اینها، آمریکا به همان چیزهایی دست یافت که پیش از جنگ از آن برخوردار بود. تنگه هرمز پیش از جنگ، بدون محدودیت و عوارض، باز بود. مذاکره‌کننده ایرانی در مذاکرات گذشته در مسقط و ژنو، همسویی قابل‌ملاحظه‌ای برای تضمین مسالمت‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای، بر پایه سیستم بازرسی سازمان ملل و فتوای رهبر انقلاب مبنی بر حرام بودن ساخت و استفاده از بمب هسته‌ای، داشت. این موضوع سبب شده است مسئولان بلندپایه رژیم اسرائیل بگویند که اگر می‌دانستیم نتیجه جنگ این‌گونه خواهد بود، وارد جنگ نمی‌شدیم. جدال‌های گسترده‌ای در واشنگتن درباره سود و زیان مذاکرات آغاز شده و طرف‌های مختلف در محاسبات سیاسی داخلی این موضوع را مطرح می‌کنند.

تحلیلگر اردنی افزود: آمریکا و به‌ویژه رژیم اسرائیل در این جنگ شکست خوردند. نه نظام سیاسی در ایران سقوط کرد، نه مردم علیه نظام وارد عمل شدند و نه اقلیت‌ها دست به آشوب و انقلاب زدند. شرط‌بندی‌های ترامپ برای انتخاب رهبر جدید در ایران با شکست روبه‌رو شد. او بارها تکرار کرده است که در رسیدن به سه هدف اصلی، یعنی نابودسازی برنامه هسته‌ای و موشکی و از بین بردن گروه‌های نیابتی، شکست خورده‌ایم. آنها در این جنگ شکست خوردند، اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلی‌ها معتقدند که کابینه نتانیاهو ضعیف‌تر و منزوی‌تر شده است. روابط این رژیم با آمریکا نیز با ابهام‌هایی همراه شده است. این در حالی است که ایران، با وجود به شهادت رسیدن رهبری سیاسی و معنوی و فرماندهان نظامی آن، بسیار قدرتمندتر ظاهر شده است. راهبرد «صبر استراتژیک» ایران ثمربخش بوده است و این کشور توانست شوک‌های واردشده را خنثی سازد. این کشور با اقتدار وارد جنگی نابرابر شد و با قدرت بالاتری وارد مذاکرات پیچیده شد. این کشور یک لحظه هم فکر نمی‌کند که جنگ پایان یافته است. هنوز هم موانعی در مسیر مذاکرات وجود دارد و همچنان زیان‌کنندگان مذاکرات، به‌ویژه در رژیم اسرائیل، در مسیر مذاکرات سنگ‌اندازی می‌کنند و هم‌پیمانان و دوستان خود، به‌ویژه لابی‌ها، را تحریک می‌کنند تا توافق را از بین ببرند. اطلاعات بسیاری نیز درباره اختلاف در دولت ترامپ وجود دارد و یک گروه مخالف سرسخت توافق در حال شکل‌گیری است.

آمریکا هنگامی که نتوانست امنیت هم‌پیمان خود را در برابر حمله‌های ایران تأمین کند، اعتماد بسیاری از این هم‌پیمانان را از دست داد. احتمال می‌رفت آمریکا به بازیگر اصلی منطقه تبدیل شود، اما با ورود بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به عرصه، نفوذ آمریکا کاهش یافت و این کشور جایگاه و قدرت خود را از دست داد. رژیم اسرائیل نیز از طرح «هم‌پیمان احتمالی» برای کشورهای منطقه به منبع «تهدید نهفته» تبدیل شد و حمله این رژیم به دوحه و تلاش آن برای وارد کردن کشورهای عربی به جنگ با ایران نیز تهدید نهفته بودن آن را نشان داد. ایران نیز، به‌ویژه پس از پذیرش وساطت عمان، قطر و عربستان، به این موضوع پی برد که به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیاز دارد و اکنون زمان آن رسیده است که این کشورها نوع متفاوتی از روابط را برقرار کنند. کشورهای عربی نیز در این جنگ زیان‌های بسیاری متحمل شده‌اند و باید برای ایجاد نظام منطقه‌ای امن بر پایه همکاری تلاش کنند و ائتلافی را تشکیل دهند که مانع جنگ شود.

تحلیلگر اردنی در پایان تاکید کرد: به نظر من، منطقه آماده ورود به مرحله جدیدی است که ویژگی بارز آن این است که کشورهای منطقه به‌تنهایی می‌توانند امنیت و ثبات خود را حفظ کنند و در مسیر شکوفایی و تأمین حقوق مردم، به‌ویژه مردم فلسطین، گام بردارند. آنچه طی سه ماه گذشته رخ داد، در واقع بازتابی از حوادث اکتبر سال ۲۰۲۳ میلادی است که نشان می‌دهد تا زمانی که امنیت در فلسطین تأمین نشود، ثبات در منطقه نیز تأمین نخواهد شد.

پایان/

۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35361

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =