به گزارش تحریریه، شوئه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، در تحلیلی به شکاف پنهان در رویکرد دولت ترامپ نسبت به ایران پرداخته است.
اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون دونالد ترامپ، در مصاحبه با رسانهها در تاریخ ۲۴ تیر درباره ایران، موجی از واکنشها را در محافل بینالمللی برانگیخت. در شرایطی که گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران به اوج خود رسیده، ونس به طور علنی ترمز دستی واشنگتن را کشید.
او به صراحت اعلام کرد که ژست نظامی و تهدیدهای ترامپ، بیشتر یک موضع دیپلماتیک سرسختانه و استراتژی مذاکراتی برای تحت فشار قرار دادن تهران است؛ هشداری به ایران که اگر کوتاه نیاید و به میز مذاکره بازنگردد، با واکنش آمریکا مواجه خواهد شد. با این حال، از دیدگاه ونس، اعزام نیروی نظامی به ایران آخرین و بدترین گزینه ممکن است. با بررسی دقیق اظهارات ونس، مخالفت او با مداخله نظامی را میتوان در سه محور کلیدی خلاصه کرد.

📌۱. واقعیت تلخ از دریچه نگاه نظامی: چند ده هزار سرباز آمریکایی قادر به تسخیر ایران نیستند
ونس سابقه خدمت در تفنگداران دریایی ارتش آمریکا و اعزام به خاورمیانه را در کارنامه خود دارد. این تجربه مستقیم جنگی به او درک واقعبینانهای از خشونت جنگهای مدرن و پیچیدگیهای ژئوپلیتیک غرب آسیا داده است. او بدون پردهپوشی اشاره کرد که تصور افرادی مانند پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، مبنی بر اینکه میتوان با اعزام تنها چند ده هزار سرباز، ایران را تسخیر کرد، چیزی جز یک توهم و فانتزی محض نیست.
ایران کشوری ضعیف و آسیبپذیر نیست؛ بلکه یک قدرت منطقهای پهناور با جغرافیایی بسیار پیچیده و کوهستانی است. در طول ۴۷ سال گذشته، ایران در بستر تقابل طولانیمدت خود با ایالات متحده، یک سیستم دفاعی بومی و منسجم را توسعه داده که پتانسیل بسیج عمومی و جنگ نامتقارن را به آن میدهد. برای کشوری با این سطح از انسجام ملی و عمق استراتژیک، آمریکا راهی جز ورود به یک جنگ تمامعیار و همهجانبه نخواهد داشت؛ جنگی که آغاز آن به معنای نابودی دوطرفه خواهد بود.
از این رو، بر اساس شبیهسازیهای نظامی و برآوردهای استراتژیک، مداخله نظامی مستقیم خط قرمزی است که نباید از آن عبور کرد، مگر در شرایط تهدید وجودی برای بقای آمریکا.

📌۲. چرتکهاندازی بیرحمانه برای هزینههای سیاسی: سربازان آمریکایی بخاطر مهرهها خون نمیدهند
کنار گذاشتن گزینه مداخله نظامی مستقیم به معنای عقبنشینی آمریکا از فشار بر حکومت ایران نیست، بلکه نتیجه محاسبات عمیقتر در زمینه هزینههای سیاسی است.
ونس خاطرنشان میکند هرچند آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای غربی سالهاست از جریانها و گروههای مختلف اپوزیسیون در داخل و خارج ایران حمایت میکنند، اما استراتژی پایدار و کارآمد واشنگتن باید استفاده از ابزارهای مالی برای ترویج انقلابهای رنگی از طریق هزینه کردن پول برای براندازی باشد.
در منطق «اول آمریکا» از دیدگاه ونس، خون سربازان آمریکایی هرگز نباید برای منافع سیاسی اپوزیسیونهای خارجی ریخته شود. ارتش آمریکا وظیفه دارد به شهروندان خود خدمت کرده و در راه دفاع از منافع ملی ایالات متحده جانفشانی کند.
از این منظر، اپوزیسیون ایران در بهترین حالت، صرفاً مهرههایی برای برهم زدن بازی در خاورمیانه توسط واشنگتن هستند و حتی در مواقع لزوم میتوان آنها را به سادگی قربانی کرد؛ بنابراین این گروهها هرگز نباید به تصمیمگیران اصلی و هادی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شوند.
انتظار اینکه ارتش آمریکا نقش جادهصافکن را بازی کند و برای به قدرت رساندن این جریانها وارد جنگ شود، از نظر سیاسی یک بلاهت محض و جابهجا کردن جایگاه ارباب و نوکر است.
📌۳. استقلال ژئواستراتژیک: مراقب لابیگری بیش از حد اسرائیل باشید
سومین دیدگاه کلیدی ونس، به یکی از حساسترین نقاط سیاست خاورمیانهای ایالات متحده دست میگذارد: نفوذ بیش از حد اسرائیل.
او به طور ویژه تاکید میکند که آمریکا در مواجهه با آشفتگیهای خاورمیانه و به خصوص در تدوین استراتژی در قبال ایران، باید تصمیمگیریهای خود را به طور مستقل و صرفاً با تکیه بر منافع ملی ایالات متحده، حفظ تعادل استراتژیک در خاورمیانه و صیانت از سلطه جهانیاش تنظیم کند.
آمریکا هرگز نباید کورکورانه و یکجانبه به ادعاهای دولت اسرائیل تن دهد و فراتر از آن، نباید تحت تاثیر لابیهای گسترده و پرنفوذ اسرائیل در داخل خاک آمریکا قرار گیرد. ونس با اشاره به جنگ اخیر که آمریکا را در باتلاق خود فرو برد، با صراحت خاطرنشان میکند که اگر دونالد ترامپ در آن زمان صبوری پیشه میکرد و فریب مواضع رادیکال نتانیاهو را نمیخورد، ایالات متحده هرگز در عرصه دیپلماسی بینالمللی به چنین وضعیت اسفباری دچار نمیشد.
از این رو، معاون رئیسجمهور با صدایی رسا هشدار میدهد که آمریکا باید نسبت به اسرائیل هوشیاری استراتژیک داشته باشد و از پرداخت هزینه برای ماجراجوییهای افراطی شریک خود امتناع کند؛ در غیر این صورت، ایالات متحده به ورطهای سقوط خواهد کرد که راه بازگشتی از آن نیست.

🔷در دولتی به ریاست ترامپ، رئیسجمهوری که به سبک خشن، قاطع و تهاجمی خود مشهور است، چرا ونسِ معاون رئیسجمهور باید جرئت کند اینگونه آشکارا ساز مخالف بزند؟
پاسخ روشن است: پشت این ماجرا صرفاً یک دعوای ساده درونکابینهای نیست؛ بلکه با یک نمایش سیاسی حسابشده، یک بازی دوصدایی و یک کشمکش دقیق قدرت روبهرو هستیم.
◀ اول، استراتژی «پلیس خوب و پلیس بد» تحت فشار حداکثری
موضعگیری ونس به احتمال زیاد با چراغ سبز و هماهنگی قبلی ترامپ انجام شده است. این دو نفر در صحنه بینالمللی نقش کلاسیک پلیس خوب و پلیس بد را بازی میکنند: ترامپ چماق بزرگ را بالا نگه میدارد و نقش جنگطلبی را بازی میکند که هر لحظه آماده فشردن دکمه حمله است؛ در مقابل، ونس شاخه زیتون نشان میدهد و نقش مصلحتاندیشی را بازی میکند که بر خویشتنداری و هزینههای واقعبینانه جنگ تاکید دارد.
این هماهنگی ظاهراً متناقض، قرار است دست واشنگتن را تا حد ممکن باز بگذارد؛ اینکه مسیر نهایی چه باشد، به واکنش ایران بستگی دارد.
اگر تهران موضعی سخت و بیانعطاف بگیرد، آمریکا میتواند پشت روایت ونس پناه بگیرد؛ بحران را با ترکیبی از دیپلماسی و فشار اقتصادی جمع کند و از گرفتار شدن در موقعیتی که راه عقبنشینی ندارد، بگریزد. اما اگر ایران نشانهای از تردید یا عقبنشینی نشان دهد، واشنگتن بیدرنگ بازی چماق و هویج را فعال میکند و با تکیه بر تهدید نظامی، تهران را به دادن امتیاز وامیدارد.
◀ دوم، رقابت داخلی با نگاه به انتخابات ۲۰۲۸
این اظهارات همچنین نشاندهنده جریانهای پنهان قدرت در سطوح عالی حکومت آمریکاست. مدتی پیش، وقتی از ترامپ پرسیده شد که در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ از ونس حمایت خواهد کرد یا از روبیو (وزیر خارجه فعلی)، او پاسخ مشخصی نداد.
این نشان میدهد که هر دو نفر باید از طریق نمایشهای سیاسی توانمندیهای خود را به اثبات برسانند. اکنون در موضوع خاورمیانه، ونس و روبیو هماهنگی نادری را به نمایش گذاشتهاند؛ هر دو به شدت با شروع بیمهابای جنگ مخالفت میکنند و معتقدند اگر جنگی هم اجتنابناپذیر باشد، باید کار را یکسره کرد و نباید اجازه داد به یک جنگ فرسایشی بدل شود که بنیه اقتصادی کشور را نابود کند.

در واقع، ونس و روبیو هر دو پیکان تیرهای خود را بهسوی جناح افراطی جنگطلب و در رأس آن پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گرفتهاند. پیامی که آنها میخواهند به افکار عمومی منتقل کنند روشن است: جنگطلبی هگست، در کنار تحریکها و فشارهای نتانیاهو، آمریکا را به وضعیت منفعل و دشوار امروز کشانده است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد خود ترامپ نیز از راهبرد تهاجمی روزهای نخست چندان راضی نیست و نشانههایی از پشیمانی در او دیده میشود. درست به همین دلیل، ونس به میدان آمده تا نقش سوپاپ اطمینان را بازی کند و قرائتی عملگرایانهتر از سیاست آمریکا ارائه دهد.
این چرخش، دقیقاً نشاندهنده انعطافپذیری سیاست ترامپ است؛ تلاشی برای جلوگیری از همان فاجعهای که در یک ضربالمثل چینی خلاصه میشود: «چیزی که بیش از اندازه سفت و سخت باشد، آسانتر میشکند».
ونس با اصرار فراوان بر لزوم هوشیاری در برابر وسوسهگریهای اسرائیل و مخالفت با اعزام گسترده نیرو به ایران، بهخوبی چهره خود را بهعنوان یک سیاستمدار واقعگرا از نسل جدید نشان میدهد. مزیت ونس در مقایسه با ترامپ، تنها به سن او محدود نمیشود؛ او تجربه میدانی و عملی در ردههای پایینتر دارد، تجربهای که باعث شده از غرور امپراتورگونه فاصله بگیرد و با نگاهی عادیتر و واقعبینانهتر به ایران، بهعنوان یک دشمن، بنگرد.

ونس صریحاً هشدار میدهد که آمریکا در تاریخ مداخلههای خارجی خود، بهای سنگینی پرداخته است. نمونه روشن آن حمله نظامی به لیبی است؛ حملهای که هرچند به سرنگونی قذافی انجامید، اما لیبی را به یک دولت شکستخورده و گرفتار در بیثباتی دائمی تبدیل کرد و به یکی از بزرگترین خطاهای تاریخ مداخلات آمریکا بدل شد. چنین اشتباهی، به هیچوجه نباید در مورد ایران تکرار شود.
خلاصه اینکه، سخنان ونس هرچقدر هم در زرورق «خرد راهبردی» پیچیده شده باشد، در نهایت یک حقیقت تلخ ژئوپلیتیکی را برملا میکند: آمریکا ناگهان مهربان نشده است؛ فقط دیگر به اندازه گذشته قدرتمند نیست.
در برابر ایرانی که چندین دهه زیر سنگینترین فشارها دوام آورده، سختجانتر شده و همچنان از توان قابلتوجهی برخوردار است، قدرت کنونی آمریکا دیگر اجازه نمیدهد واشنگتن مانند گذشته، تنها با تکیه بر زور نظامی هر مشکلی را مطابق میل خود حلوفصل کند.
پایان/
منبع: 【薛小荣:内讧?特朗普想动手,万斯踩刹车,绝对不会派出美国军队进入伊朗】
https://m.toutiao.com/is/dNPwCrCuGj0/













نظر شما