با رسیدن به پایان مهلت معافیت تحریمی آمریکا از پروژه چابهار (۲۶ آوریل ۲۰۲۶)، اخبار متعددی درباره احتمال خروج یا تعدیل جدی حضور هند در این بندر منتشر شد. جدا از اینکه هند در نهایت چه تصمیمی بگیرد (خروج کامل، انتقال موقت سهام بهطرف ایرانی یا حفظ حداقل حضور) انتشار این اخبار باعث شد برخی تحلیلگران و سیاستمداران هندی، حقیقت استراتژیک چابهار را به زبان بیاورند؛ نکاتی که برای ایران بسیار روشنگر و مهم است.
یکی از صریحترین این اظهارات را پاوان خِرا، از چهرههای برجسته حزب کنگره، مطرح کرد. او تأکید کرد که چابهار یک بندر معمولی نیست. این بندر، یک ارتباط دریایی مستقیم و حیاتی با افغانستان و آسیای مرکزی برای هند فراهم میکند و به ما اجازه میدهد تا پاکستان را دور بزنیم و با ابتکار کمربند و جاده چین مقابله کنیم.
این اعتراف آشکار نشان میدهد که نگاه هندیها به چابهار، اساساً یک پروژه تجاری ساده نیست، بلکه ابزاری ژئوپلیتیک برای دورزدن پاکستان و ایجاد تعادل در برابر چین به شمار میرود. کارشناسان و مخالفان دولت هند به سیاست فعلی اعتراض میکنند اما این اعتراض ریشه در دلسوزی برای منافع ایران ندارد؛ بلکه نگرانی عمیق ازدستدادن یک اهرم کلیدی در رقابت بزرگ منطقهای است.
این اعتراف صریح هندیها نشان میدهد که چابهار برای آنها فراتر از یک پروژه تجاری است و عمدتاً ابزاری استراتژیک برای دسترسی به آسیای مرکزی، دور زدن پاکستان و مقابله مستقیم با ابتکار یک کمربند، یک راه چین محسوب میشود.
در چنین شرایطی، ادامه یا تقویت همکاری ایران با هند در این بندر، برای چین چه معنایی خواهد داشت؟ این همکاری در عمل، چیزی جز کمک به یک پروژه ضد چینی و قرارگرفتن ایران در جبهه مقابل ابتکار کمربند و جاده نخواهد داشت؛ پیامی که طرف چینی بهخوبی آن را دریافت میکند. چابهار در برابر گوادر قرار گرفته و هرگونه تقویت حضور هند در آنجا، بهعنوان اقدامی علیه منافع استراتژیک چین تلقی میشود.
باتوجهبه جهتگیریهای اخیر هند، بهویژه در تحولات جنگ رمضان و نزدیکی قابلتوجه به رویکرد آمریکا، اکنون بهترین زمان برای ایران است که همکاری خود با هند بر سر چابهار را به شکل جدی بازنگری کرده و عملاً آن را به پایان برساند.
البته این تصمیم به معنای قطع کامل روابط با هند نیست. نکته و بحث اصلی در این میان، انتخاب راهبرد کلان کشور است. ایران باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد با هند همراه شود و در نتیجه در برابر ابتکار کمربند و جاده چین قرار بگیرد، یا با چین همکاری کند و پهنه مکران را ذیل پروژههای سیپک و یک کمربند یک راه توسعه دهد.
ادامه حرکت همزمان روی هر دو ریل، نهتنها فاقد سودآوری استراتژیک بلندمدت است، بلکه ایران را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد.
زمان آن رسیده که یکی از این دو مسیر را بهعنوان اولویت اصلی انتخاب کنیم و منابع، زیرساختها و دیپلماسی خود را بر اساس آن سازماندهی نماییم.
منبع: خانه اندیشهورزان
پایان/













نظر شما