در حالی که رسانه‌های دهلی‌نو با بوق و کرنا از فصل جدید روابط با ایران سخن می‌گویند، تحلیلگر برجسته چینی فاش می‌کند که هند چگونه در اوج تهدیدات آمریکا، بندر چابهار را به حال خود رها کرد و با توقیف نفتکش‌های ایرانی، به تهران از پشت خنجر زد.

به گزارش تحریریه، تانگ بوهو(唐驳虎)، استراتژیست رسانه‌ای و نویسنده ارشد شبکه فونیکس چین، در یادداشتی تحلیلی پرده از رفتار دوگانه و فرصت‌طلبانه دهلی‌نو برداشته است.

در حالی که متن یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران تازه نهایی شده، فضای رسانه‌ای هند به شکلی جمعی به وجد آمده؛ گویی موجی از سرخوشی همه‌جا را فرا گرفته است. اما در این هیاهو، یک واقعیت مهم عمداً به فراموشی سپرده شده: خیانتی که دهلی‌نو نه‌چندان دور به ایران روا داشت.

رسانه‌های جریان اصلی هند، از جمله Outlook و دیگر نشریات پرنفوذ، در روزهای اخیر با انتشار پیاپی مقاله‌ها و تحلیل‌هایی هم‌صدا، یک روایت مشخص را تبلیغ می‌کنند: «هند بزرگ‌ترین برنده آتش‌بس در خلیج فارس خواهد بود.» در تصویری که آنها ترسیم می‌کنند، بندر چابهار دوباره جان خواهد گرفت، قیمت انرژی به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت، ارزش روپیه تثبیت و تقویت می‌شود و بخش تولید و صنعت هند نیز جانی تازه می‌گیرد؛ انگار چشم‌اندازی از «بخت بلند ملی» پیش روی این کشور گسترده شده است.

اما اگر این روایت «بزرگ‌ترین برنده» را با دقت بیشتری واکاوی کنیم، خیلی زود روشن می‌شود که رسانه‌های هندی عمداً بخش‌های مهمی از خط زمانی ماجرا را حذف کرده‌اند. آن‌ها فقط از منافع پس از آتش‌بس حرف می‌زنند، اما درباره خیانت، فرصت‌طلبی و معاملات کثیف دهلی‌نو در سه ماه گذشته حتی یک کلمه هم نمی‌گویند.

📌با آغاز جنگ آمریکا و ایران، هند بی‌درنگ از پشت به ایران خنجر زد

نخستین موضوعی که رسانه‌های هندی با آب‌وتاب از آن به‌عنوان نماد «بازگشت» سخن می‌گویند، احیای بندر چابهار است. این بندر آب‌عمیق در ساحل دریای عمان ایران، سال‌ها از نگاه دولت مودی یک نقطه راهبردی به شمار می‌رفت؛ مسیری برای دور زدن پاکستان و اتصال به آسیای مرکزی.

آیا وقت حساب‌کشی از «خیانت» هند به ایران نرسیده است؟

در ماه مه ۲۰۲۵، هند و ایران یک توافق‌نامه ۱۰ ساله بهره‌برداری امضا کردند که بر اساس آن، طرف هندی متعهد شد ۱۲۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات سرمایه‌گذاری کند و افزون بر آن ۲۵۰ میلیون دلار خط اعتباری در اختیار پروژه قرار دهد. اما به‌محض آغاز جنگ و بالا گرفتن تهدید تحریم‌های آمریکا، ورق به‌سرعت برگشت. هیئت‌مدیره شرکت India Ports Global Limited به‌صورت دسته‌جمعی استعفا دادند، وب‌سایت رسمی شرکت به‌طور ناگهانی از دسترس خارج شد و دهلی‌نو حتی به این فکر افتاد که سهام خود در منطقه آزاد را موقتاً به طرف ایرانی واگذار کند.

این عقب‌نشینی برق‌آسا، چیزی جز یک فرار مفتضحانه نبود؛ نمایشی از رها کردن تهران در دل طوفان تحریم‌ها و تنها گذاشتنش در سخت‌ترین لحظه ممکن. اکنون اما که چشم‌انداز آتش‌بس میان آمریکا و ایران پدیدار شده، رسانه‌های هندی با همان سرعتی که عقب نشستند، دوباره از احیای چابهار و بازگشت رونق سخن می‌گویند؛ گویی ترک کردن ایران در سه ماه پیش هرگز رخ نداده است.

این رفتار فرصت‌طلبانه هند—که هر جا منفعتی باشد نزدیک می‌شود و هر جا خطری احساس کند عقب می‌کشد—حالا با عنوانی فریبنده‌تر بسته‌بندی شده است: «انعطاف‌پذیری راهبردی».

آسیب‌پذیری ساختاری هند در حوزه انرژی، واقعیتی است که هیچ‌کس در دهلی‌نو نمی‌تواند از آن فرار کند. ۸۸ درصد نفت خام هند از طریق واردات تأمین می‌شود و تنها در ۹ ماه نخست سال مالی ۲۰۲۶، تنگه هرمز مسیر عبور ۴۱ درصد نفت خام وارداتی، ۵۵ درصد گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) و ۸۸ درصد گاز مایع (LPG) این کشور بوده است.

پس از آن‌که در ۲۸ فوریه تنگه عملاً بسته شد، قیمت ترکیبی نفت وارداتی هند از هر بشکه ۶۹ دلار به ۱۲۶ دلار جهش کرد و در اوج خود به ۱۵۷ دلار رسید. بهای هر سیلندر گاز مصرفی خانوار ۶۰ روپیه افزایش یافت و قیمت جهانی اوره نیز ۵۰ درصد بالا رفت؛ افزایشی که مستقیماً فصل کشت بهاره را تهدید می‌کرد.

آیا وقت حساب‌کشی از «خیانت» هند به ایران نرسیده است؟

در چنین شرایطی، نارندرا مودی ناچار شد شخصاً وارد میدان شود و از ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت هند بخواهد کمربندها را سفت ببندند و خود را برای روزهای سخت آماده کنند. اما پشت این اعداد و ارقام، یک حقیقت اساسی نهفته است: هند یکی از آسیب‌پذیرترین اقتصادهای بزرگ جهان در برابر ریسک‌های مسیرهای انتقال انرژی است.

امنیت انرژی این کشور هرگز بر پایه عمق راهبردی شکل نگرفته، بلکه همواره بر نوعی خوش‌بینی و امید به باز ماندن تنگه‌ها استوار بوده است.

آنچه از این هم تأسف‌بارتر به نظر می‌رسد، نحوه رفتار دهلی‌نو در دل بحران است.

در ۶ فوریه، گارد ساحلی هند سه نفتکش متعلق به ناوگان سایه ایران را توقیف کرد؛ اقدامی که عملاً چیزی جز تقدیم یک اعلام وفاداری خونین به ترامپ نبود. اما فقط یک ماه بعد، هنگامی که حدود ۲۰ نفتکش هندی در تنگه گرفتار شدند و خطر قطع جریان انرژی به مرحله‌ای بحرانی رسید، دهلی‌نو با شتابی آشکار عقب نشست: نفتکش‌های توقیف‌شده را آزاد کرد و با ایران وارد یک معامله آلوده و شرم‌آور شد؛ نفتکش را با مسیر نفت عوض کرد، و خدمه را با حق عبور معامله کرد.

پس از آن، سه ناو جنگی هند به سمت دریای عمان اعزام شدند تا مأموریت اسکورت را بر عهده بگیرند؛ تلاشی آشکار برای آن‌که یک عقب‌نشینی تحمیلی را در پوشش «پیروزی دیپلماتیک زیر سایه بازدارندگی نظامی» بازسازی و بزک کنند.

این الگوی رفتاری—اول خیانت، بعد پناه دادن، و در نهایت بازگرداندن به‌عنوان کالای معامله—مفهوم خودمختاری راهبردی را به‌کلی خرد کرده و آن را به غباری از فرصت‌طلبی سیاسی تبدیل کرده است.

با این حال، رسانه‌های هندی امروز بی‌وقفه از منافع آتش‌بس دم می‌زنند، اما به طور گزینشی این نمایش مضحک و خیانت‌آمیز را را نادیده می‌گیرند.

آیا وقت حساب‌کشی از «خیانت» هند به ایران نرسیده است؟

📌فریاد «پیروزی» در رسانه‌های هند با توقف جنگ آمریکا و ایران

اگر آتش‌بس میان آمریکا و ایران در نهایت عملی شود، تردیدی نیست که هند از آن منافع ملموسی به دست خواهد آورد. به ازای هر ۱۰ دلار کاهش قیمت نفت، صورت‌حساب سالانه واردات انرژی هند ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار کمتر می‌شود و سهم کسری حساب جاری از تولید ناخالص داخلی حدود ۰٫۳ درصد کاهش می‌یابد.

از آنجا که نفت حدود ۱۳ درصد از سبد تورمی هند را تشکیل می‌دهد، افت قیمت آن به‌طور مستقیم هزینه سوخت، صنایع شیمیایی و بخش لجستیک را پایین می‌آورد.

روپیه هند نیز پس از آتش‌بس کوتاه‌مدت ماه آوریل، برای مدتی به نرخ ۹۲٫۴ روپیه در برابر هر دلار بازگشت. اگر صلح تداوم یابد، بانک مرکزی هند دیگر ناچار نخواهد بود برای مهار سقوط پول ملی، میلیاردها دلار ارز سخت به بازار تزریق کند.

با احیای خطوط کشتیرانی، صادرات برنج، چای، منسوجات و داروهای هندی بار دیگر به بازارهای غرب آسیا بازخواهد گشت.

در دوره درگیری‌ها، تجارت دوجانبه ایران و هند ۳۲ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافت؛ با رفع تحریم‌ها، امکان ازسرگیری مبادلات کالایی به‌صورت کامل ممکن است. این «منافع» واقعاً وجود دارند—البته به شرط آنکه ایران تصمیم بگیرد خیانت سه ماه پیش را فراموش کند.

ظرافت اصلی روایت رسانه‌های هند در اینجاست: آنها «جلوگیری از زیان» را به‌جای «کسب سود» جا می‌زنند و «بازگشت به وضعیت عادی» را تا سطح یک «پیروزی راهبردی» بالا می‌برند.

بندر چابهار قرار نیست تولد دوباره را تجربه کند؛ بلکه فقط از مرگ حتمی نجات یافته است. کاهش قیمت انرژی یک غافلگیری خوشایند نیست؛ بلکه صرفاً بازگشت از یک جهش افسارگسیخته است. ثبات روپیه نشانه قدرت اقتصادی نیست؛ بلکه تنها خزیدن تدریجی از یک کف تاریخی به شمار می‌آید.

هند در این آتش‌بس به سود کلان نرسیده، بلکه صرفاً جلوی خون‌ریزی بیشتر اقتصادی خود را گرفته است.

توقیف سه نفتکش ایرانی توسط هند | بلاگ مکران آریا دریا

عجیب‌تر و مضحک‌تر از همه، نقش شرم‌آوری است که دهلی‌نو در طول این بحران ایفا کرد:

  • خودداری از همراهی با بیانیه حمایتی سازمان همکاری شانگهای (SCO) از ایران؛
  • غیبت در رزمایش دریایی بریکس؛
  • توقیف نفتکش‌های ایرانی برای خودشیرینی نزد آمریکا؛
  • آزاد کردن ناگهانی همان نفتکش‌ها برای نجات امنیت انرژی خود؛
  • و در نهایت، اعزام ناوهای جنگی برای منت گذاشتن سرِ هر دو طرف درگیر.

رسانه‌های هند این سیاست چندرویی را با عناوینی چون «حفظ روابط دوستانه با ایران بدون رنجاندن آمریکا» توصیف می‌کنند؛ اما حقیقت آن است که آنها صرفاً فرصت‌طلبی محض را در زرورق هنر دیپلماسی پیچیده‌اند.

علاوه بر این، رسانه‌های هندی در لایه‌های تحلیلی خود عقده‌گشایی‌های ژئوپلیتیکی را نیز دخیل کرده‌اند. آنها با کوچک‌شماری عمدی نقش میانجی‌گرانه پاکستان، آن را بی‌اثر و ناشی از ضعف و محدودیت ابزارها خواندند و پیش‌بینی کردند که اعتبار دیپلماتیک حاصل از این میانجی‌گری برای اسلام‌آباد دوامی نخواهد داشت. این فرار رو به جلو و این منطق «گربه دستش به گوشت نمی‌رسد»، چیزی جز حسادت آشکار دهلی‌نو به نقش کلیدی اسلام‌آباد در تحولات منطقه نیست.

آیا وقت حساب‌کشی از «خیانت» هند به ایران نرسیده است؟

واقعیت این است که کارنامه دیپلماتیک هند در طول این درگیری به غایت توخالی و فاقد ارزش بود:

درست دو روز پس از سفر مودی به اسرائیل، شیپور جنگ نواخته شد؛ با این حال، دهلی‌نو تا به امروز حتی یک‌بار تجاوزات نظامی علیه ایران را محکوم نکرده است. پس از ترور رهبر عالی ایران نیز هند از ابراز تسلیت رسمی خودداری کرد. عملیات نمایشی موسوم به «تضمین امنیت انرژی» نیز در حقیقت چیزی جز یک تلاش مذبوحانه برای نجات خود، آن هم پس از آزادی نفتکش‌های توقیف‌شده نبود. برای آنکه چنین کارنامه‌ و عملکرد لرزانی را به عنوان «تلاش برای حفظ بی‌طرفی» قالب کرد، واقعاً باید وقاحت بی‌حدومرزی داشت.

هند قطعاً از آتش‌بس میان آمریکا و ایران منتفع خواهد شد و این سود اندک هم نخواهد بود. اما عنوان «بزرگ‌ترین برنده»، مدال کاغذی و تسلی‌بخشی است که رسانه‌های دهلی‌نو به گردن خود آویخته‌اند تا ورشکستگی اخلاقی، هراس از قطع شریان‌های انرژی و افتضاح دیپلماتیک سه ماه گذشته خود را زیر آن پنهان کنند.

زمانی که عبور و مرور در تنگه هرمز دوباره به حالت عادی برگردد، قیمت نفت فروکش کند و جرثقیل‌های بندر چابهار دوباره به حرکت درآیند، بوق‌های تبلیغاتی هند فریاد پیروزی «خودمختاری راهبردی» سر خواهند داد؛ اما تهران هرگز واقعه ۶ فوریه و توقیف آن سه نفتکش را فراموش نخواهد کرد، همان‌طور که واشنگتن نیز کرنش‌ها، نوسان‌ها و تلوتلو خوردن‌های هند در بزنگاه‌های حساس را از یاد نخواهد برد.

عامل اصلی و تعیین‌کننده در اینکه آیا هند در درازمدت از این شرایط سود خواهد برد یا خیر، امضای سند تفاهم‌نامه نیست؛ بلکه این است که دهلی‌نو بالاخره یاد بگیرد که روی میز بازی سیاست بین‌الملل، ژتون‌های یک «فرصت‌طلب» همیشه کمتر از یک «شریک قابل‌اعتماد» است و صورت‌حساب خنجر زدن به متحدان، دیر یا زود باید با بهره‌ای بسیار سنگین‌تر پرداخت شود.

پایان/

منبع: 【?唐驳虎主笔:印度对伊朗犯下的“背刺之仇”,美伊停战后也该算算了】

https://m.toutiao.com/is/mpm۰ykWNaVY/

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35268

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 4
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • ر . ی IR ۰۹:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۰
      5 0
      هند را بکوبید بایکوت کنید بندرچابهار را از تملک ش خارج کنید به چین بدهید قطعا امنیت چابهار و مرزهای شرقی هم تامین می شود باهمکاری پاکستان و فراغ بال درخود خاک پاکستان اشرار جیش الظلم را می کوبیم و نابود می کنیم
    • علی میرزایی IR ۱۲:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۰
      4 0
      سلام؛ دیروز در برنامه شیوه از شبکه چهار سیما یک گفتو داشتن آقای فواد ایزدی با یکی از وزارت امور خارجه بنام آقای دکتر کورش احمدی. من به مخاطبان توصیه میکنم به این گفتگو گوش کنند.یعنی من به این حرف شما آقای دکتر بهرامی که گفتین که در جمهوری اسلامی چیزی به نام وزارت امور خارجه وجود ندارد ایمان آوردم. یعنی یک ادم ان هم در وزارت امور خارجه چقدر میتواند از واقعیت دنیا، گذار سیستمی و واقعیات میدان و ... پرت باشد واقعا مایه تاسف است.
    • یونس نیک آبادی IR ۲۰:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۰
      2 0
      بخش مهندسی و شرکت های ماشین سازی در ایران توان و دانش لازم جهت ساخت ماشین آلات لازم جهت تجهیز بنادر را دارند Reach Stacker, RTG, STS, ON_LOADER،... اما این عزیزان غربگدا و طرفدار اقتصاد موهومی آزاد هرگز اجازه این کار را به شرکت های داخلی نمی دهند بنده شخصا تجربه عملی حضور در تیم ایرانی ساخت ماشین آلات بندرگاهی و اجرای آن در بنادر ایران دارم بنادر رجایی، امیرآباد اگر طی این چند سال که هندی ها وقت و سرمایه ایران را حدر دادند و زمینه توسعه ایران در این موضوع را سد کردند، کار از آنها گرفته می شد و به شرکت های داخلی تحویل می شد ، تا به حال بخشی از کارهای این بندر تکمیل شده بود سیویل، بخشی از ماشین آلات و ...
    • قیاسی IR ۱۷:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۱
      0 0
      بسیار عالی .خسته نباشید خدمت تیم تحریریه