به گزارش تحریریه، شوئه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، در تحلیلی به بررسی پیامدهای حمله اوکراین به کشتی ایرانی پرداخته و چهار گزینه احتمالی تهران برای پاسخ به این اقدام را تشریح کرده است.
در ۵ مرداد، خاورمیانه بار دیگر شاهد موج تازهای از تنشها بود؛ اما اینبار، مرکز این بحران بهطرزی غیرمنتظره با اوکراین در اروپای شرقی گره خورده است. پس از آنکه اوکراین اخیراً با استفاده از پهپادهای دوربرد، یک کشتی تجاری ایرانی را در آبهای دریای خزر هدف قرار داد، مقامهای رسمی ایران واکنشی بسیار تند و قاطع نشان دادند.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، با صدور هشداری شدیداللحن اعلام کرد که اوکراین باید بابت این حمله رسماً عذرخواهی کند و تمام خسارتهای واردشده را نیز بپردازد. او صراحتاً تأکید کرد که اگر کییف از پذیرش این خواسته خودداری کند، ایران حق اقدام تلافیجویانه علیه اوکراین را بهطور کامل برای خود محفوظ میداند و میتواند هر زمان که لازم بداند، از این حق استفاده کند.

اگرچه عزیزی جزئیات اقدامات احتمالی نظامی یا اقتصادی علیه اوکراین را فاش نکرد، لحن قاطع و بیپرده او بهروشنی عمق خشم تهران را نشان میداد. از نگاه ایران، این حادثه صرفاً یک درگیری محدود دریایی نیست، بلکه اقدامی تحریکآمیز و تعرضی مستقیم به یکی از خطوط قرمز راهبردی کشور محسوب میشود.
دستور این حمله برونمرزی از سوی ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، صادر شد. هدف تاکتیکی اولیه کییف کاملاً روشن بود: اوکراین میخواست با مختل کردن مسیر دریای خزر―یکی از شریانهای مهم حملونقل درونقارهای―توانایی روسیه برای دریافت تجهیزات نظامی و تدارکات لجستیکی از خارج را تضعیف کند. بااینحال، کشاندن مستقیم دامنه جنگ به داراییها و منافع عینی ایران، اقدامی بود که واقعاً خشم تهران را برانگیخت.
عزیزی هنگام صدور این هشدار، بیپرده از آمریکا و اسرائیل بهعنوان نمونههایی عبرتآموز یاد کرد و مستقیماً زلنسکی را خطاب قرار داد. او گفت آمریکا و اسرائیل نیز در ابتدا هشدارها را جدی نگرفتند و بارها توصیهها و خطوط قرمز ایران را نادیده گرفتند؛ اما در نهایت، چه در جنگ بسیار شدید ۶۷روزه گذشته و چه در درگیریهای جاری خاورمیانه، ایران با واکنشهایی قاطع و قدرتمند هزینههای سنگینی به آنها تحمیل کرده است.

منطق هشدار عزیزی روشن و در عین حال سنگین بود: اگر اوکراین تصور میکند میتواند در میدان نبرد مستقیم در برابر روسیه مقاومت کند، آیا تا آن اندازه دچار اعتمادبهنفس کاذب شده که خود را حتی قدرتمندتر از آمریکا و اسرائیل میداند؟ اگر حکومت کییف بخواهد بدون توجه به پیامدها، با هدف قرار دادن ایران «قدرتنمایی» کند و از این طریق عطش خود برای خودنمایی سیاسی یا توهمات راهبردیاش را فرو بنشاند، تهران هم توان و هم اراده آن را دارد که زلنسکی را با پیامدهای واقعی خشمگینکردن ایران روبهرو سازد.
در واقع، ارزیابی مقامهای ارشد ایران از این حادثه صرفاً به چارچوب درگیری دوجانبه روسیه و اوکراین محدود نمیشود. یک روز پیش از اظهارات عزیزی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، ابعاد عمیقتری از ماجرا را مطرح کرده بود. عراقچی صراحتاً اعلام کرد که جسارت اوکراین برای پذیرش چنین خطر بزرگی و حمله دوربرد به یک کشتی تجاری ایرانی در حال تردد در دریای خزر، بدون دخالت عمیق و تحریکات پشتپرده اسرائیل امکانپذیر نبوده است.

از نگاه تهران، این اقدام بیش از هر چیز به یک ماجراجویی فرصتطلبانه راهبردی شباهت دارد که کییف با تحریک بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به آن دست زده است. به نظر میرسد دولت زلنسکی تصور میکرد با حمله عامدانه به کشتی تجاری ایران، نهتنها میتواند در ظاهر یکی از مسیرهای تأمین تدارکات روسیه را قطع کند، بلکه در سطح راهبردی نیز خود را بیش از پیش به اسرائیل گره بزند.
اوکراین همچنین تلاش کرد با این اقدام، وفاداری و همراهی خود را به واشنگتن ثابت کند تا در شرایطی که کمکهای غرب کاهش یافته، بار دیگر حمایتهای مالی و تسلیحاتی گستردهتری از آمریکا به دست آورد. اما این محاسبه نتیجهای معکوس داشت: کییف نهتنها فوراً به منافع راهبردی مورد انتظار خود نرسید، بلکه یک قدرت بزرگ خاورمیانهای با توان چشمگیر عملیات و قدرتافکنی منطقهای را نیز بهشدت خشمگین کرد.
ایران قصد ندارد بهسادگی از اقدام اوکراین عبور کند. دو هشدار تندی که پیدرپی از سوی تهران صادر شده، اکنون آشکارا رنگ و بوی یک ضربالاجل نهایی به خود گرفته است.
از نظر جغرافیایی، ایران و اوکراین فاصله زیادی با یکدیگر دارند و در طول تاریخ نیز هیچ مناقشه ارضی مستقیمی میان دو کشور وجود نداشته است؛ به بیان ساده، روابط آنها تا پیش از این ماجرا ارتباط چندانی با اختلافات سرزمینی و امنیتی نداشت. اما اکنون که اوکراین خود آغازگر این تنش بوده و با چنین ضربالاجلی روبهرو شده است، پرسش اصلی این است: ایران چگونه وعده خود برای اقدام تلافیجویانه را عملی خواهد کرد؟
با توجه به الگوی همیشگی تهران در پیشبرد راهبردهای ژئوپلیتیکی، اگر ایران تصمیم بگیرد علیه کییف دست به اقدام متقابل بزند، به احتمال زیاد واکنش آن حول چهار گزینه زیر شکل خواهد گرفت.

📌۱. قطع رابطه در عرصه دیپلماسی؛ از تنزل روابط تا گسست کامل
سادهترین و در عین حال منطبقترین اقدام انتقامی که ایران میتواند در چارچوب عرف بینالملل به کار گیرد، آغاز رویه اقدامات متقابل دیپلماتیک و قطع کامل روابط با اوکراین است.
اگر به چهار سال گذشته از آغاز درگیری روسیه و اوکراین نگاه کنیم، روابط دو کشور ایران و اوکراین عملاً همواره در مسیر سرد و بدتر شدن حرکت کرده است. بهدلیل اتهامهای مکرر غرب و اوکراین مبنی بر تأمین تجهیزات نظامی از جمله پهپادهای انتحاری به روسیه، روابط دو طرف پیش از این هم به نقطه انجماد رسیده بود.
در حال حاضر، اوکراین در تهران تنها یک دفتر کاردار موقت با حداقل سطح نمایندگی دیپلماتیک را حفظ کرده و تماسهای دیپلماتیک در سطوح عالی میان دو کشور عملاً متوقف شده است.
در چنین شرایطی، نگهداشتن این رابطه که در عمل وجود خارجی ندارد، برای اوکراین هیچ معنایی ندارد. از آنجا که اوکراین خود دست به حمله نظامی فیزیکی زده است، ایران کاملاً حق دارد در لایه دیپلماتیک پاسخی متناسب بدهد.
اخراج کاردار اوکراین، تعطیل کامل سفارتخانهها و اعلام رسمی قطع رابطه، گامهای استاندارد تهران برای نشان دادن موضع سختگیرانه در صحنه بینالمللی خواهد بود. این قطع کامل دیپلماتیک، هرچند در کوتاهمدت آسیب فیزیکی مستقیمی به جبهه جنگ اوکراین وارد نمیکند، بار سیاسی بسیار سنگینی دارد.
چنین اقدامی نشاندهنده قطع کامل روابط دو کشور خواهد بود و از منظر حقوقی و سیاسی، زمینه را برای اقدامات بعدی ایران، از جمله اعمال تحریمهای اقتصادی شدیدتر یا واکنشهای نظامی، فراهم میکند.

📌۲. فشار اقتصادی و انرژی؛ ضربه به شریان حیاتی اوکراین
اگر قطع روابط دیپلماتیک صرفاً یک موضعگیری سیاسی محسوب شود، فشار اقتصادی میتواند ضربهای واقعی و ملموس باشد که هزینههای آن را اوکراین بهطور مستقیم احساس کند.
از زمان آغاز جنگ فراگیر روسیه و اوکراین، کییف عملاً دسترسی خود به نفت و گاز ارزان روسیه از طریق خطوط لوله را از دست داده است. برای حفظ عملکرد دولت، تأمین نیازهای جبهههای جنگ و تضمین حداقل انرژی موردنیاز داخل کشور، اوکراین ناچار شده است نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) را با هزینهای بسیار بالاتر از کشورهایی مانند آمریکا، هند و تولیدکنندگان نفت خاورمیانه خریداری کند. به همین دلیل، شریان حیاتی انرژی اوکراین امروز تا حد زیادی به باز بودن مسیرهای حملونقل دریایی جهان وابسته است.
و درست همینجاست که ایران میتواند نقطه ضعف مرگبار کییف را هدف بگیرد. ایران، بهعنوان قدرتی که بر مسیر اتصال خلیج فارس به دریای عرب اشراف دارد، نفوذ بسیار بالایی بر مهمترین گلوگاه انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز، در اختیار دارد. در روزهای اخیر نیز ایران ایجاد ایستهای بازرسی در تنگه هرمز را آغاز کرده و بر بخشی از کشتیهای عبوری، نوعی اعمال حاکمیت عملی و حتی دریافت عوارض را به اجرا گذاشته است.
اگر اوکراین خواسته ایران برای عذرخواهی رسمی و پرداخت خسارت را نپذیرد، تهران تنها کافی است یک دستور اداری هدفمند صادر کند: هر نفتکشی که مظنون به انتقال نفت و گاز به اوکراین یا واسطههای مستقیم انرژی این کشور باشد، اجازه عبور از تنگه هرمز را نخواهد داشت و حتی ممکن است با خطر توقیف از سوی نیروی دریایی ایران روبهرو شود.
در شرایطی که زنجیره تأمین انرژی جهان همین حالا نیز تحت فشار شدید قرار دارد، حتی اگر ایران فقط چند شرکت کشتیرانی مشخص را که به اروپای شرقی سوخت میرسانند هدف محدودیت قرار دهد، هزینه بیمه، ریسک حملونقل و قیمت نهایی واردات انرژی برای اوکراین بهسرعت افزایش خواهد یافت. اوکراینی که خزانهاش بهشدت خالی است و برای ادامه جنگ به تزریق مالی غرب وابسته مانده، ممکن است تنها با همین اهرم، اقتصاد جنگی خود را در آستانه فروپاشی ببیند.
به بیان ساده، اگر ایران این اهرم را به کار گیرد، اوکراین ممکن است با همان سرنوشتی روبهرو شود که ضربالمثل معروف چینی توصیف میکند: «سنگی را که برای دیگری برداشته، بر پای خودش انداخته است.»

📌۳. واکنش نظامی؛ افزایش علنی و گسترده کمکهای تسلیحاتی به روسیه
اوکراین برای حمله به کشتی تجاری ایران در دریای خزر، این توجیه را مطرح کرده است که «کشتی حامل تجهیزات نظامی برای تحویل به روسیه بوده است». حال که کییف آشکارا چنین ادعایی را مطرح کرده و پیشدستانه به اقدامی افراطی دست زده، منطق واکنش نظامی ایران نیز کاملاً روشن خواهد بود: کنار گذاشتن سیاست پیشین «ابهام راهبردی».
در چند سال گذشته، با وجود اتهامهای مکرر نهادهای اطلاعاتی غرب، ایران در مواضع رسمی خود تا حدی جانب احتیاط را رعایت میکرد. حتی اگر همکاریهای نظامی میان تهران و مسکو وجود داشت، این همکاریها عمدتاً دور از انظار عمومی انجام میشد تا ملاحظات مربوط به افکار عمومی بینالمللی و واکنش احتمالی اوکراین نیز تا اندازهای در نظر گرفته شود. اما اکنون که کییف عملاً تمام ملاحظات را کنار گذاشته است، ایران نیز میتواند بدون پردهپوشی، این همکاریها را علنی کند و ابعاد آن را بهطور چشمگیری گسترش دهد.
در واکنش به اقدام اوکراین، این احتمال وجود دارد که ایران سطح کمکهای نظامی خود به روسیه را به میزان قابلتوجهی بالا ببرد؛ از ارسال گستردهتر پهپادهای خانواده «شاهد» گرفته تا موشکهای بالستیک تاکتیکی کوتاهبرد و ذخایر انبوه مهمات متعارف. این تجهیزات میتوانند با برخورداری از سازوکارهای حفاظتی و اسکورت بهمراتب سختگیرانهتر، بهصورت مستمر در اختیار نیروهای روسیه قرار گیرند.
چنین اقدامی برای ایران دو دستاورد همزمان خواهد داشت: نخست آنکه تهران بدون اعزام حتی یک نیروی نظامی، میتواند با بهرهگیری از توان ارتش روسیه، پاسخ نظامی سنگینی را در خاک اوکراین به کییف تحمیل کند؛ دوم آنکه گسترش این همکاریها، شراکت راهبردی ایران و روسیه را بیش از پیش تحکیم کرده و جایگاه و اهمیت تهران را در محاسبات مسکو ارتقا خواهد داد.

📌۴. بازی ژئوپلیتیکی؛ فعالسازی شبکه ضربات نامتقارن در خاورمیانه
علاوه بر گزینههایی که مستقیماً اوکراین را هدف میگیرد یا از مسیر روسیه بر کییف فشار وارد میکند، ایران یک برگ بازدارنده بسیار مهم دیگر نیز در اختیار دارد: استفاده از شبکه گسترده نیروهای همسو در قالب محور مقاومت برای اجرای ضربات نامتقارن.
اگر افزایش کمک نظامی به روسیه را بتوان نوعی ضربهزدن به اوکراین از فاصله دور دانست، فعالسازی جبهه خاورمیانه مصداق استفاده از اهرمهای غیرمستقیم برای تحمیل هزینه راهبردی خواهد بود.
بر اساس ارزیابی عراقچی، اقدام اخیر اوکراین با تحریک اسرائیل و حمایت آمریکا انجام شده است. بنابراین، از نگاه تهران، پاسخ ایران الزاماً نباید به میدان شرق اروپا محدود بماند؛ بلکه میتواند مستقیماً در عمق خاورمیانه شکل بگیرد. ایران میتواند گروههای همپیمان خود را به انجام حملات مکرر علیه پایگاههای نظامی آمریکا در نقاط مختلف غرب آسیا سوق دهد، یا از متحدان خود بخواهد شدت حملات علیه خاک اسرائیل و زیرساختهای حیاتی انرژی آن را بالا ببرند.
با چنین روشی، ایران قادر است سطح تنش در خاورمیانه را بهسرعت افزایش دهد. اگر منطقه در آستانه خروج کامل از کنترل قرار گیرد، آمریکا که درگیر فضای سنگین انتخابات است و اسرائیل که با فشارهای جدی امنیتی و بقا روبهروست، ناچار خواهند شد بار دیگر محاسبات خود را بازبینی کنند.
برای جلوگیری از پیامدهای فاجعهبار جنگ همزمان در دو جبهه، واشنگتن و تلآویو به احتمال زیاد رو به کییف خواهند آورد و فشار سیاسی سنگینی بر اوکراین وارد خواهند کرد. هدف این فشار، مهار رفتارهای فرامرزی اوکراین و هشدار به کییف خواهد بود که در مناطق حساسی مانند دریای خزر دست به اقدامات نسنجیده نزند؛ اقداماتی که میتواند آمریکا و اسرائیل را بیش از پیش به باتلاق یک جنگ مستقیم با ایران بکشاند.

به بیان دیگر، ایران میتواند با ایجاد فشاری که تحمل آن برای آمریکا و اسرائیل دشوار باشد، آنها را وادار کند خودشان وارد عمل شوند و اوکراین را مهار کنند. این راهبرد، با هزینه مستقیم اندک برای تهران، میتواند اثری سریع و محسوس در ایجاد فشار راهبردی بر کییف داشته باشد.
در مجموع، حمله پهپادی اوکراین در مسیر دریای خزر، مانند گشودن یک جعبه پاندورای ژئوپلیتیکی خطرناک است. کییف در میانه یک جنگ فرسایشی سنگین، از پیش با بحرانهای متعددی روبهرو بود؛ در چنین شرایطی، تحریک مستقیم ایران، آن هم کشوری که ابزارهای متنوع و قدرتمندی برای پاسخگویی دارد، بیتردید یک قمار بسیار پرریسک محسوب میشود.
حالا توپ در زمین اوکراین است. کییف در برابر طیفی کامل از فشارهای ایران در حوزههای دیپلماتیک، اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. اینکه اوکراین بتواند زیر فشارهای مختلف دوام بیاورد یا نه، مسیر نهایی این بحران تازه و فرعی را تعیین خواهد کرد.
پایان/
منبع: 【薛小荣:袭击商船惹大祸!伊朗向乌克兰下最后通牒,若不道歉将有4重反制】
https://m.toutiao.com/is/Fqx44WqPnx0/













نظر شما