چرا از ایران فرار می کنند؟

مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور بیش از آنکه شبیه مهاجرت باشد شبیه فرار و پرتاب کردن خود به آن سوی مرزها است.

در دهه های گذشته موج مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور افزایش یافته بطوریکه امروزه بسیاری از مردم به فکر مهاجرت به سوی کشورهای غربی و یا حتی کشورهایی در اطراف مرزهای ایران می باشند در این رابطه به دلایلی که منجر به پیدایش چنین شرایطی می شود، می پردازیم.

حس ناسیونالیستی از بین رفته است

 عامل مهمی که می تواند در جلوگیری از مهاجرت مردم یک کشور به سوی مرزهای بیگانه موثر باشد، حس وطن دوستی است که شامل غیرت، تعصب نسبت به آب، خاک، ناموس و احترام به گذشتگان می باشد و همگی اینها عواملی است که در ایجاد مرزهای جغرافیایی به شکل امروزی نقش داشته است.

کشورها میراث اجداد و گذشتگان می باشند و هر قوم و ملتی نسبت به آب و خاک اجداد خود مسوول است، تاریخ، فرهنگ و سنتهای گذشتگان میراثی است که می بایست به آن ارج نهاده و از آن محافظت کرد زیرا که شناخت هر کشوری با فرهنگ و تاریخش میسر می شود، اما در زمانیکه عرق ملی از بین می رود و فرهنگ دیگری در میان یک اجتماع و یا ملت باب می شود، هویت ملی نیز در آنجا به دست فراموشی سپرده می شود.

ایران را به جرأت می توان جزء اولین کشورهایی دانست که به مدنیت، ساختار سیاسی و اجتماعی در گذشته های دور رسیده است، اما به چه دلایلی است که امروزه، آرزوی بسیاری از جوانان  رفتن و مهاجرت از ایران می باشد.

عواملی که انسانها را مجبور به مهاجرت می کند، متفاوت هستند، اما بطور کلی همگی آنها برای رسیدن به زندگی بهتر تن به مهاجرت داده اند در این میان عده ای با برنامه و اهداف مشخص از دیار خود می روند که این قبیل افراد را می توان افراد موفق مهاجر در نظر گرفت. البته باید گفت که شرایط در جهان نسبی است و بطور قطع نمی توان آینده را پیش بینی کرد، اما موفقیت در زندگی بستگی به تلاش و حرکت در مسیر درست ما دارد و حتی شکستهایی که ما در زندگی متحمل می شویم، سر آغازی برای پیروزی ما در آینده خواهد بود، اما درصد بسیاری که می توان آنها را اکثریت مهاجرین در نظر گرفت در آروزی رسیدن به رویاها ترک وطن می کنند و در نهایت مجبور به تغییر در روش زندگی خود می شوند، امروزه در مسیر مهاجرت اتفاقات ناگواری رخ می دهد، بسیاری که از مسیرهای غیرقانونی بدنبال ورود به کشورهای غربی می باشند، مجبور به رفتن در کمپ های اقامتی می شوند و در بسیاری موارد تن به تحقیر، تجاوز و بندگی می دهند.

گزارشات رسانه های خبری در سراسر جهان حاکی از آن است که در بسیاری موارد قاچاقچیان حتی با گرفتن پول از متقاضیان آنها را در دریاها، جنگلها و بیابانها رها کرده اند و بسیاری نیز در این مسیر کشته شده اند.

چرا حس وطن دوستی از میان ما رفته است؟

نادیده گرفتن مشاهیر، بزرگان علمی، فلسفی، فرهنگی و تاریخی ما چه در گذشته و چه در زمان حال از دیگر عواملیست که منجر به فقر فرهنگی و بحران ملی  در ایران شده است، عدم شناخت مردم از تاریخ و هویت ملی خود و تلاش ایران ستیزان در جهت پنهان  کردن هویت ملی از دیگر دلایل فقر فرهنگی است به حاشیه رفتن شعرا، عرفا، نامداران تاریخی ما و تبلیغ و تقدس گرایی شخصیت های مذهبی از مهمترین دلایل کاهش عرق ملی در ایران می باشد، وقتی تاریخ و فرهنگ یک کشور سرکوب می گردد، حس بالندگی و افتخار به ملیت از بین می رود.

بحرانهای ناتمام

بحران های بوجود آمده از ابتدای انقلاب تا زمان حال تمامی ندارد و ایرانیان نسبت به کشورهای متوسط جهان از ثبات کمتری در زمینه اقتصادی و اجتماعی برخوردار می باشند، جنگ و بدنبال آن نداشتن ثبات اقتصادی و کاهش مراودات فرهنگی دلزدگی شدیدی را در میان مردم بوجود آورده است و برای نشان دادن شدت این بحرانها ابزارها ی متعددی در این سو و آن سوی مرزها به کار گرفته می شود.

در اینکه سیستم مدیریتی کشور دچار نواقص آشکاری است، شکی نیست اما ایران ما به مثال بیماری است که نیاز به مراقبت و درمان دارد و نمی بایست در چنین دورانی تنهایش گذاشت.

رانت، فساد و دیگر معضلاتی که در سیستم اجرایی ما وجود دارد، مردم را دچار نا امیدی و سرخوردگی کرده است.

تنهایش نگذاریم

اینجا خاک و وطن ماست و ما نمی بایست کشور را تقدیم بدخواهان و مفسدان کنیم، حس مطالبه گری و دخالت در سرنوشتمان را تقویت کنیم و جا را برای غارتگران این آب و خاک باز نکنیم.  باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر قوم و ملتی در خاک و وطن خود دارای هویت و شخصیت می باشد و مهاجران در سراسر جهان غریبه محسوب می شوند.

امروزه تداخل نژادی در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد و این موضوع بر هیچکس پوشیده نیست، اما وضعیت خطرناکی که امروز در جهان بوجود آمده است، می تواند زنگ خطری برای هر دولت و ملتی باشد و در اینجاست که خاک و نژاد تعیین کننده پیروزی ملتها می شود. در روزهای سخت، جوامعی که اتحاد و همبستگی در آنها وجود داشته باشد، آسیب های کمتری خواهند دید و شرایط در کشورهایی که دچار ریزش اجتماعی شده اند، سخت و خطرناک خواهد بود.

امروزه با هجوم گسترده رسانه های بیگانه و غیر بیگانه بر شدت وخامت اوضاع سیاسی اقتصادی و اجتماعی ما افزوده شده است و برای شهروند ایرانی آن سوی مرزها، بهشت و یا آرمان شهری رویایی ترسیم شده است. در ایران کاستی و سوء مدیریت های بسیاری وجود دارد و جایی برای دفاع از نواقص نیست اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در هر سیستم حکومتی نواقص متعددی  وجود دارد و هر کشوری نقاط ضعف و قوت خود را داراست.

روزه ایران از نظر توان نظامی در یکی از بالاترین سطوح خود در 200 سال گذشته قرار گرفته است و کشور دارای ظرفیت های بسیاری چه از جهت منابع انسانی و چه منابع اقتصادی می باشد، اما شرایط برایمان طوری چیده شده است که وضعیت کنونی را بوجود آورده است. با نگاه به کارنامه مدیریتی ایران می توان به این نتیجه رسید که گزینش های ضعیف در تیم مدیریتی کشور در چند سال گذشته از دلایل اصلی وضعیت کنونی می باشد. در زمانیکه مهارت جای خود را به مولفه های بیربط می دهد، شیادان و مفسدان بسیاری با آرایش ظاهر خود به سمت اهداف خبیث و شیطانی می روند و تا زمانیکه این نوع نگاه تغییر نکند، وضعیت به همین منوال خواهد بود و نمی توان در بسیاری از مواقع از مهاجرت افراد و نوابغ یک جامعه خرده گرفت

چه می توان کرد

می بایست، حس وطن پرستی و وطن دوستی  در میان مردم تقویت شود، ترویج فرهنگ و سنن ایرانیان گذشته می تواند، هویت ملی از یاد رفته را بازسازی کند، دین کشور ایران اسلام است و طبق قوانین هر کشوری محدودیت هایی وجود دارد اما برای توسعه فرهنگ و ایجاد عرق ملی، ما مجبوریم فرهنگ از یاد رفته یا به گوشه رانده شده ایرانی را دوباره احیا کنیم و با بالیدن به سنت و خاک خود به فکر سربلندی وطن باشیم.

ایران دارای تاریخ و فرهنگ عظیمی است که می تواند آن را به جهانیان معرفی کند، ایرانیان پیش از اسلام نیز دارای دین و آیین بوده اند و می توان ایرانیان را اولین اقوام در راه بوجود آمدن فرهنگ، دین و تاریخ در جهان برشمرد. از این روی ایران ما جان تازه می خواهد و برای زنده شدن نیازمند تغییرات است در هر جامعه ای تغییرات به تاوان ملی، زمان، کار و تلاش  نیاز دارد و ما برای ساختن نباید به فکر دیگران باشیم در مسیر تغییر ابتدا روشهای غلط را در خودمان اصلاح کنیم، هر ایرانی می بایست به معلمی برای شناخت فرهنگ و آیین گذشتگانش تبدیل شود و با دفاع  از هویت ملی در مقابل تمسخر بیگانگان به سربازی برای دفاع از وطن تبدیل شود.

اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان در حالت بحران قرار دارد و خطر جنگ در یک قدمی کشورهاست پس بیاییم به فکر اصلاح کشور باشیم و به جای مهاجرت و تحقیر در برابر بیگانگان وطن را آباد کنیم

/پایان

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۴۵
کد خبر: 18965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 12 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 3
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • ناشناس IR ۲۲:۲۲ - ۱۴۰۱/۰۲/۲۱
      1 1
      باشه بهش میگم
    • بهروز IR ۲۳:۲۱ - ۱۴۰۱/۰۲/۲۱
      1 1
      کشور را غنیمت گرفتند .هر کس جانش را دوست دارد بردارد برود.مرزها باز است .صندوق ها بسته
    • IR ۱۴:۵۰ - ۱۴۰۱/۰۲/۲۳
      0 0
      برای اینکه به جواب سوال احمقانه آن برسی برو از چندتا افغانی بپرس چرا از مملکت شان فرار میکنند! آخرین چیزی که این مملکت هست جمهوریت هستش... هر موقع از جیب های گدازاده وطن فروش تان خوب پر شد و عقده هاتون خالی شد و دست از حمایت از جهل و جنایت دست کشیدید پیامک بدید شاید همه برگشتند!