اندیشکده‌های غربی: توافق تهران-ریاض نظم جدید چینی در خاورمیانه ایجاد می‌کند

اندیشکده‌ها و تحلیلگران آمریکایی، برقراری دوباره روابط میان تهران و ریاض با میانجیگری پکن را شکست بزرگ ایالات متحده در خاورمیانه تفسیر کردند که دارای پیامدهای مهمی برای رژیم صهیونیستی خواهد بود. این توافق همچنین پایه‌های نظم جدید چینی در خاورمیانه ایجاد می‌کند.

به گزارش تحریریه، روز ۱۹ اسفندماه و در واپسین روزهای سال جاری، خاورمیانه و جهان با یک خبر ناگهانی شگفت‌زده شد و آن هم توافق برای برقراری روابط دیپلماتیک میان تهران و ریاض پس از ۷ سال خصومت آشکار و پنهان بود. نکته مهم حاشیه‌ای که به‌اندازه خود توافق اهمیت داشت نقش آفرینی چین در آشتی بین دو ستون انرژی و امنیت خلیج فارس بود. این نکته باعث شد حتی بحث‌های ژئوپلتیک منطقه‌ای با تحلیل‌هایی فراتر و در ابعاد نظام جهانی، مطرح شود.

اگرچه خبرهای ضد و نقیضی در مورد اطلاع رسانی دقایق آخر عربستان به‌ایالات متحده در مورد امضای توافق مطرح شده‌ است، با اینحال در ظاهر کاخ سفید موضع خاصی را در مقابل این توافق اتخاذ نکرده‌ است و در شرایط کنونی حساسیتی را نسبت به نفوذ خاورمیانه‌ای پکن نشان نمی‌دهد، با اینحال به نظر می‌رسد کاخ سفید خود را برای آینده‌ آماده می‌کند.

اندیشکده‌های آمریکایی در حجمی ‌وسیع به ‌ابعاد مختلف این تحول بزرگ منطقه‌ای که می‌تواند دارای پیامد و ابعاد جهانی باشد پرداخته‌اند.

چین پیروز تحولات دو دهه اخیر خاورمیانه

مرکز پژوهشی «نشنال اینترست» که دیدگاه‌های نومحافظه کارانه دارد، در هفته گذشته چند گزارش و تحلیل در مورد تحول تازه خلیج فارس منتشر کرده‌ است. در یکی از این تحلیل‌ها با عنوان «معنای واقعی تنش زدایی ایران و عربستان» ادعا شد گرچه ‌احیای روابط دیپلماتیک میان تهران و ریاض حکایت از نفوذ فزاینده چین در خاورمیانه دارد اما در همین شرایط هم ایالات متحده می‌تواند نقشی حیاتی داشته باشد.

طبق این تحلیل، اعلام برقراری روابط دیپلماتیک دو کشور مهم خاورمیانه، می‌تواند به تغییرات مهمی‌ در خاورمیانه منتهی شود. این اقدام نه تنها به یکی از خشن‌ترین رقابت‌های منطقه‌ای می‌پردازد، بلکه چگونگی تبدیل چین به یک بازیگر تأثیرگذار در امور منطقه را هم نشان می‌دهد. مهمتر آنکه تحول فوق همزمان با تشدید نگرانی‌ها از اقدامات اسرائیل صورت گرفته ‌است.

تحلیل این اتاق فکر آمریکایی تصریح دارد: واکنش‌ها به توافق در ایالات متحده و اسرائیل نشان می‌دهد که نتیجه و برداشت‌ها آن دو پیچیده خواهد بود. در ظاهر دولت بایدن از تنش زدایی استقبال کرد و اظهار داشت که ریاض واشنگتن را در جریان پیشرفت مذاکرات قرار داد اما این واقعیت که پکن، سعودی و ایران را گرد هم آورد، کاخ سفید را هوشیار کرده‌ است. تنها سه ماه پس از استقبال باشکوه ریاض از «شی جین‌ پینگ» رئیس‌جمهور چین، برخلاف استقبال سرد از «جو بایدن» نشان داده شد که موقعیت چین در منطقه برخلاف خواست آمریکا، در حال تقویت است.

گزارش در پایان تصریح دارد در چنین شرایطی حتی ارائه یک تضمین امنیتی از سوی ایالات متحده هم نمی‌تواند سعودی‌ها را قاطعانه به ‌اردوگاه ‌ایالات متحده بازگرداند و همه مشکلات میان دو کشور را حل کند. ممکن است تحولات اخیر ایالات متحده را بر نقض حقوق بشر سعودی در داخل و خارج متمرکز کند. اگر ایالات متحده در عمل به حمایت از ثبات و رقابت با چین در خاورمیانه علاقه دارد، باید با دقت خود را از باتلاق منطقه بیرون بکشد، نه‌اینکه عمیق تر در آن فرو برود.

نشنال اینترست: این موضوع می‌تواند به صلح نسبی منجر شود و اگر نگوییم کل نظام بین‌الملل، حداقل توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهد، ایالات متحده را به حاشیه می‌برد و پایه‌های نظم جدید چینی را در خاورمیانه‌ ایجاد می‌کنددیگر گزارش این مرکز پژوهشی در زمینه واکنش ایالاتات متحده به تلاش چین برای«برقراری صلح» در خاورمیانه‌ آورده‌ است، گذشته ‌از هیجانی که‌ اخبار مربوط به توافق دیپلماتیک هفته گذشته با میانجیگری چین ایجاد کرد، اما این موضوع می‌تواند به صلح نسبی منجر شود و اگر نگوییم کل نظام بین‌الملل، حداقل توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهد، ایالات متحده را به حاشیه می‌برد و پایه‌های نظم جدید چینی را در خاورمیانه‌ ایجاد می‌کند.

«لئون‌هادار» نویسنده‌ این تحلیل تاکید دارد: در حقیقت، اغراق آمیز نیست اگر پس از مداخلات نظامی ‌ایالات متحده در خاورمیانه به ‌این نتیجه برسیم که جنگ علیه تروریسم پایان یافت و چین پیروز شد.

نخستین گام خاورمیانه برای گذار از نظام تک‌قطبی

اتاق فکر لیبرال آمریکایی «موقوفه کارنگی» در یک گزارش، تحلیل‌های چند تن از کارشناسان خود را جمع آوری کرد و در گزارشی دیگر مصاحبه‌ای را با یک کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داد.

کارنگی در گفت‌وگو با «علی‌هاشم» خبرنگار و پژوهشگر در حوزه فرقه گرایی خاورمیانه بر این موضوع تاکید دارد که «رفع اختلافات به معنی اتحاد نیست» و با وجود دستیابی به توافق هنوز موانع زیادی وجود دارد.

در بخشی از گزارش «علی‌هاشم» مدعی شد: به نظر من این بیشتر یک توافق برای تنظیم تنش و ترسیم خطوط جدید تعامل است. مرحله‌ آسان به پایان رسید و حال بخش سخت آن شروع می‌شود. دیپلمات‌ها باید در آینده در مورد موضوعات بسیار پیچیده تری بحث کنند. در آن مرحله ‌است که نقش چین به عنوان یک ضامن برجسته می‌شود. البته ‌این توافق چارچوبی را به وجود می‌آورد که ‌اجازه می‌دهد تا اختلافات تحت عناوین مهمی دسته‌بندی شود که سیاستمداران باید روی آن توافق کنند.

وی با بیان اینکه به دلیل درگیری آمریکا در جنگ اوکراین، شاید توافق تاحدودی به نفع واشنگتن باشد، افزود: میانجیگری چین بین ریاض و تهران به کشورهای خلیج‌فارس این امکان را داده‌ است تا به جایگزین‌هایی برای نظام تک قطبی مورد نظر آمریکا هم فکر کنند.

کارنگی در گزارش دیگری چگونگی و پیامد توافق را از چند تن از کارشناسان خود خواستار شد که برخی از آن‌ها نظرات جالبی را عنوان کردند.

«امر حمزوی» مدیر برنامه خاورمیانه موسسه کارنگی معتقد است که میانجیگری چین و کسب توافق بین عربستان سعودی و ایران، مرحله جدیدی از رقابت بین قدرت‌های بزرگ را نشان می‌دهد «امر حمزوی» مدیر برنامه خاورمیانه موسسه کارنگی معتقد است که میانجیگری چین و کسب توافق بین عربستان سعودی و ایران، مرحله جدیدی از رقابت بین قدرت‌های بزرگ را نشان می‌دهد. این موضوع به توسعه ترتیبات امنیتی جدید منجر می‌شود که به طور بالقوه شکل همکاری و درگیری‌های منطقه‌ای را تغییر می‌دهد.

«کریم سجادپور» عضو ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی معتقد است توافق عادی سازی روابط بین ایران و عربستان با میانجیگری چین، شاید اولین نمونه تلاش دیپلماتیک بزرگ در خاورمیانه پس از آمریکا باشد.

همانطور که یکی از وزیران کابینه عربستان گفت «داستان بزرگ این نیست که عربستان و ایران امروز انجام دادند، بلکه مهم ‌این است که چگونه چین این همه نفوذ را در منطقه کسب کرد.

این کارشناس اعتقاد دارد حمله سال ۲۰۱۹ به شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) به ریاض آموخت که دیگر نمی‌تواند روی ایالات متحده برای محافظت از خود حساب کند. با توجه به روابط پکن با تهران و منافع اقتصادی چین در ثبات خاورمیانه، عربستان سعودی احتمالا امیدوار است که یک توافق از دریچه چین به ‌امنیت آن بیشتر کمک کند.

فقط باخت برای آمریکا

خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از اندیشکده ضدایرانی و محافظه کار «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» ادامه می دهد که هم در تحلیل خود از تحولات اخیر سیاسی و دیپلماتیک در خاورمیانه نتوانست پیامدهای آن برای آمریکا را نادیده بگیرد.

در یکی از چند گزارش منتشر شده در این اتاق فکر تصریح شده است، در حالی که تهران و ریاض از سال ۲۰۱۶ روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده بودند، دو کشور چند روز قبل در توافقی که با میانجیگری چین انجام شد، اعلام کردند روابط دیپلماتیک خود را احیا می‌کنند. قرار شد که دو دولت سفارت‌های خود را ظرف دو ماه بازگشایی کنند.

در این گزارش آمده است که «مارک دوبوویتز» مدیر موسسه دفاع از دموکراسی‌ها اعتقاد دارد با این اقدام سعودی‌ها نشان دادند دیگر به واشنگتن و تداوم حمایت آن اعتماد ندارند. از سوی دیگر ایران نیز شرایط را فرصتی دیده‌ است تا اتحادهای آمریکا را در منطقه نابود کند و به‌انزوای بین‌المللی خود پایان دهد.

مدیر موسسه دفاع از دموکراسی‌ها: احیای روابط ایران و سعودی با وساطت چین یک، باخت باخت، باخت برای منافع ملی آمریکا استوی تاکید کرد: احیای روابط ایران و سعودی با وساطت چین یک باخت، باخت، باخت برای منافع ملی آمریکا است.

طبق تحلیل فوق، عربستان سعودی اندکی قبل از اعلام توافق با ایران، شرایط خود را برای عادی سازی روابط با اسرائیل را اعلام کرد. ریاض خواستار تضمین‌های امنیتی از ایالات متحده، کمک برای توسعه برنامه هسته‌ای غیرنظامی ‌و محدودیت‌های کمتری برای فروش تسلیحات از سوی واشنگتن شد.

نویسنده مدعی است: بنا بر این به نظر می‌رسد ریاض با این پیشنهادهای خود همزمان که نشان داده در حال انجام تحرکات تدافعی با چین است، به ‌ایالات متحده یادآور شد درها برای برقراری روابطی قوی‌تر میان آمریکا و عربستان باز ‌است.

فرصت اندک واشنگتن و رژیم صهیونیستی

علاوه بر این «جاکوب(یعقوب) ناگل» ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی و مشاور امنیت ملی پیشین نتانیاهو نیز تحلیلی را برای FDD یا بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها نوشت و راهکارهای مقابله واشنگتن و تل آویو با توافق اخیر را مورد بررسی قرار داد. وی مدعی شد باوجود توافق احیای روابط ریاض و تهران، هنوز امکان اصلاح (تغییر شرایط به نفع رژیم صهیونیستی) وجود دارد و آمریکا و اسرائیل هنوز چیزهای مهمی‌ برای ارائه به سعودی‌ها دارند.

ناگل معتقد است: اعلام غافلگیرکننده فوق به منزله بدتر شدن قابل توجه توازن قوا در خلیج فارس برای اسرائیل و وخامت روابط ریاض و واشنگتن است که ‌البته ‌اسرائیل را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. اما شاید وجود بند احترام به حق حاکمیت هر کشور و آزادی آن در انتخاب آینده در متن توافق، پیامی ‌از سوی سعودی‌ها در مورد تمایل آنها برای دستیابی به توافق با اسرائیل در آینده باشد.

از طرف دیگر به ‌اعتقاد این تحلیلگر صهیونیست، ایالات متحده می‌تواند به سعودی‌ها همکاری و توافق‌هایی مانند اسرائیل، هند و تایوان را پیشنهاد کند، بدون آنکه برتری کیفی نظامی‌اسرائیل (QME) را دچار خدشه کند. اما در هر صورت، عاقلانه نیست که به سعودی‌ها یک چرخه سوخت هسته‌ای کامل و مستقل یا وعده تاسیس ناتوی منطقه‌ای داده شود.

«موسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک» (WINEP) که ‌از اندیشکده‌های محافظه کار و نزدیک به صهیونیست‌ها است چند تحلیل را در مور برقراری روابط تهران و ریاض منتشر کرد و بیش از همه سعی کرد ضمن ابراز تردید نسبت به موفقیت سیاسی چین، کاخ سفید را به ‌انجام یک اقدام درخور تشویق کند.

«زمینه سازی چین در دیپلماسی خاورمیانه» و «مفهوم توافق پکن ایران و عربستان» از جمله عنوان‌های گزارش‌های این اتاق فکر بود. همین موسسه در گزارش دیگری با عنوان «توافق عربستان و ایران بازتاب یک واقعیت جهانی جدید است» تصریح کرد که رهبران خاورمیانه‌ از رقابت میان چین و ایالات متحده بیشتر از این قدرت‌ها احساس خطر می‌کنند، بنابراین واشنگتن باید بر این اساس سیاست خود را تطبیق دهد.

این تحول غافلگیرکننده ممکن است بیشتر از همه باهدف حل و فصل جنگ یمن صورت گرفته باشد، به همین دلیل نباید دولت بایدن را سرزنش کرد، اما در کل درک پیامد نهایی این موضوع نیازمند زمان است«کارول سیلبر» تحلیلگر موسسه واشنگتن معتقد است چین از مدت‌ها قبل برای نفوذ در خاورمیانه برنامه داشت و دولت آن در سال ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی)، در یک سند سیاستی بیان داشت که‌ از کشورهای عربی و منطقه برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی همکاری جمعی منطقه‌ای فراگیر و مشترک حمایت می‌کند. دو سال بعد هم وزیر امور خارجه سابق این کشور از تمایل پکن برای صلح سازی و تسهیل ثبات و مشارکت در توسعه خاورمیانه خبر داد. این موضع دو سال بعد از آن و زمانی که چین مبنای مذاکراتی چندجانبه برای منطقه را پیشنهاد کرد، بیشتر روشن شد.

نویسنده تاکید دارد: با این حال، اگرچه ممکن است توافق کنونی ایران و عربستان به عنوان اوج تلاش‌های پکن محسوب شود، اما باید دید که آیا می‌تواند دیپلماسی ناکام منطقه‌ای سابق چین را تغییر خواهد دهد.

این اتاق فکر در یکی از گزارش‌ها با عنوان «آیا چین آمریکا را در خاورمیانه کنار می‌زند؟» آورده‌ است که تحول غافلگیرکننده فوق ممکن است بیشتر از همه باهدف حل و فصل جنگ یمن صورت گرفته باشد، به همین دلیل نباید دولت بایدن را سرزنش کرد، اما در کل درک پیامد نهایی این موضوع نیازمند زمان است.

منابع:

https://nationalinterest.org/blog/lebanon-watch/what-saudi-arabia-and-iran%E۲%۸۰%۹۹s-d%C۳%A۹tente-really-means-۲۰۶۲۹۵

https://nationalinterest.org/blog/lebanon-watch/china-wants-bring-peace-middle-east-good-luck-۲۰۶۳۰۷

https://carnegie-mec.org/diwan/۸۹۲۷۷

https://carnegie-mec.org/diwan/۸۹۲۷۳

https://www.fdd.org/analysis/۲۰۲۳/۰۳/۱۰/saudi-arabia-iran-agree-to-reestablish-diplomatic-ties/

https://www.fdd.org/analysis/۲۰۲۳/۰۳/۱۴/can-something-be-done-saudi-iranian-deal/

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/chinas-track-record-middle-east-diplomacy

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/saudi-iran-diplomacy-china-pushing-us-aside-middle-east

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/what-beijings-iran-saudi-deal-means-and-what-it-doesnt

۱ فروردین ۱۴۰۲ - ۱۸:۰۰
کد خبر: 24780

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 11 =