هند و تراژدی چابهار

در میانه بحران‌های کنونی، رسانه‌های هندی خبر داده‌اند که دهلی‌نو پس از سال‌ها تعلل، به دنبال انتقال موقت سهام خود به شرکت ایرانی است؛ اقدامی که می‌تواند صرفاً مرحله‌ای تازه از «معطل‌سازی ساختاری» پروژه باشد.

به گزارش تحریریه، چابهار می‌توانست نقطه اتصالی حیاتی برای امنیت انرژی، زنجیره تأمین و کاهش فشارهای ژئوپلیتیکی علیه ایران باشد؛ اما تعلل هندی‌ها، خطاهای محاسباتی داخلی و رقابت ژئوپلیتیک دهلی–اسلام‌آباد، مسیر این فرصت تاریخی را به تهدیدی امنیتی تبدیل کرد.

چرا چابهار به مسئله‌ای امنیتی تبدیل شد؟

سال‌ها پیش، نسبت به ماهیت پرریسک واگذاری چابهار به هند هشدار داده شد. از جمله، گزارش مهم اندیشکده صهیونیستی Wikistrat که با اعزام نیروهای میدانی با پوشش پاکستانی، توسعه مکران و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن را ارزیابی کرده بود. این نشانه‌ها حاکی از آن بودند که چابهار برای بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

در آستانه امضای توافق نیز نقدهای متعدد منتشر شد.(1، 2 و 3) ؛ اما با هدف مهار چین و محدودسازی کریدور CPEC، قرارداد با هند نهایی شد. نتیجه چه بود؟ تعویق اجرای پروژه برای بیش از یک دهه انتقال رقابت استراتژیک هند–پاکستان به مرزهای ایران افزایش فعالیت گروه‌های تروریستی امنیتی‌تر شدن مرزهایی که باید اقتصادی می‌شدند

حتی در بیانیه‌های رسمی جیش‌العدل نیز اشاره شده که جلوگیری از توسعه مکران یکی از اهداف عملیات‌هاست.

بازگشت هند با داستان «واگذاری موقت سهام»

در میانه بحران‌های کنونی، رسانه‌های هندی خبر داده‌اند که دهلی‌نو پس از سال‌ها تعلل، به دنبال انتقال موقت سهام خود به شرکت ایرانی است؛ اقدامی که می‌تواند صرفاً مرحله‌ای تازه از «معطل‌سازی ساختاری» پروژه باشد.

این در حالی است که براساس رصدهای سال‌های اخیر، دوره‌ای از بحران‌های انرژی، جنگ‌ها و محاصره‌های جدید قابل پیش‌بینی بود و مکران می‌توانست نقشی کلیدی در عبور ایران از این دوره ایفا کند. از اتصال خطوط لوله انرژی ایران به چین برای صادرات تا زنجیره تامین امن برای واردات.

جهت‌گیری راهبردی رهبر انقلاب در نسبت با پاکستان

رهبر انقلاب در بیانات خود، چارچوبی روشن برای نوع تعامل با پاکستان ارائه کرده‌اند:«قومیت مشترک، همزبانی و منافع راهبردی مشترک، ظرفیت تقویت روابط است… دو کشور برادر، افغانستان و پاکستان، باید برای جلوگیری از تفرقه میان مسلمانان روابط خود را بهبود دهند؛ و من آماده اقدامات لازم هستم.»

این رویکرد، نقشه راهی است برای بازطراحی سیاست ایران در شرق؛ سیاستی که باید اقتصادی، راهبردی و مستقل از نفوذ آمریکا باشد.

مسیر درست ایران در قبال پاکستان: پنج گام فوری

برای بازگشت به مسیر صحیح، پنج اقدام کلیدی باید در دستور کار قرار گیرد:

۱- انقضای قرارداد هند در چابهار

٢- ترازسازی تجاری از مسیر واردات اقلام اساسی، از جمله گوشت، برنج و ذرت از پاکستان، با ورود به سطح معاملات کلان و بازیگران اقتصاد سیاسی محلی.

٣- تبدیل پاکستان به هاب دور زدن محاصره و تحریم‌ها، از طریق انتقال «لگ دوم» نفتکش‌های ایران از سنگاپور به سواحل این کشور.

۴- توسعه شتاب‌دار اتصال‌های زیرساختی، شامل مسیرهای ترانزیتی، انرژی، لجستیک و حمل‌ونقل.

۵- استفاده از پاکستان به‌عنوان پروکسی چین، برای تأمین اقلام امنیتی و تجهیزات موردنیاز دفاعی ایران.

این‌ها تنها بخشی از لیست اقدامات ضروری در بازآرایی روابط با پاکستان است؛ فهرست اصلی بسیار گسترده‌تر است.

منبع: خانه اندیشه‌ورزان

پایان/

------------------------

1.

12 میلیارد دلار در یک سال بیشتر است یا 120 میلیون دلار در ده سال؟
قرارداد چابهار در بوته نقد

دیدگاهی بر مقاله بلاتکلیفی چین بر سر واردات زمینی نفت خاورمیانه از طریق پاکستان:

قطعا واردات زمینی انرژی از مسیر پاکستان و ایران به مقصد چین، یک نقطه عطف در تاریخ روابط ژئوپلیتک و ژئواکونومیک خواهد بود چرا که می‌تواند معمای تنگه مالاکا را تا حد زیادی برای چین و ایضا ایران (چرا که در حال حاضر، تمام صادرات نفتی ایران نیز از این تنگه مهم عبور می‌کند) مرتفع کرده و به تبع، آسیب‌پذیری اقتصاد چین و ایران را رفع کند. در صورت امتداد خط لوله گوره به جاسک به گوادر، ظرفیت قابل‌توجه صادرات نفت به مقصد پاکستان (58 میلیون بشکه سالانه برای تصفیه در پالایشگاه گوادر) و میزان بیشتری از آن برای انتقال به چین (سین‌کیانگ) ایجاد خواهد شد؛ این یعنی جریان مالیِ بیش از 4 میلیارد دلاری در مسیری تحریم‌ناپذیر و ایمن؛ رقمی که قابلیت اهرم‌شدن برای جذب سالانه 12 میلیارد دلار فاینانس و سرمایه‌گذاری را خواهد داشت . ناگفته پیداست که آنگلوساکسون‌ها به عنوان حاکمانِ بر دریا، از هر ابزاری برای مقابله با ابتکار «واردات زمینی انرژی از مسیر پاکستان به مقصد چین» استفاده خواهند کرد؛ این ابزارها می توانند اقتصادی یا امنیتی باشند.
لذا باید گزارش حاضر با دقت خوانده شود و از آن مهمتر آنکه باید بین سطور آن با دقتی مضاعف مورد شکافی قرار گیرد؛ به نقشه اختصاصی ابتدای گزارش (که توسط یک اندیشکده آمریکایی طراحی شده) دقت کنید ؛ امتداد خط لوله سیپک به داخل خاک ایران کشیده شده‌است؛ نویسندگان گزارش دو پاکستانی هستند که به بندر گوادر سفر کرده و با تعداد زیادی از صاحبنظران و عاملان اجرایی این پروژه مصاحبه کرده‌اند؛ اما در نهایت این گزارش به «آیه یاس خواندن درباره پروژه واردات زمینی انرژی از مسیر پاکستان» منتهی شده است که این نتیجه‌گیری نمی تواند بدون سوگیری باشد؛ نویسنده پاکستانی این متن برای wikistrat کار می‌کند؛ یک نهاد تحلیلی و پژوهشی متعلق به گروه تروریستی اسرائیل .
از این منظر رمزگشایی از این گزارش اطلاعاتی و امنیتی برای طرف ایرانی باید بسیار مهم باشد؛ برای مثال در متن هم اشاره شده است که ذیل یک دستور کار اقتصادی، عربستان سعودی به دنبال ساخت پالایشگاه در گوادر بوده است که این برنامه، همراستا با سیاست‌های ایالات متحده و برای مقابله با ابتکارات چین در این بندر طراحی شده است. اما مهمتر و خطیرتر از دستور کار اقتصادی، دستور کار امنیتی است که از مسیر ناامن سازی مسیر این خط لوله پیگیری خواهد شد. استفاده از گروه های نیابتی مسلح برای ناامن‌سازی این مسیر کاملا مشهود است. وقتی تیغ تروریسم و تفسیرهای نادرستِ دیپلماتیک در تهران همزمان میبرّد، سعودی (آمریکا) چرا باید پول خرج کند؟
هند، چابهار را برای دسترسی به افغانستان و گسترش تروریسم علیه کمربند و راه چین و عمق راهبردی پاکستان می‌خواهد. اینکه ایران بخواهد در پازل مهار چین و پاکستان بازی کند حتما از سوی این کشورها بی جواب نخواهد ماند. چه آنکه در هفته‌های منتهی به انعقاد قرارداد چابهار با شرکت هندی(ولی در اصل، لندنی)، نیروهای نیابتی پاکستانی در قالب جیش العدل با اسم رمز مقابله با توسعه مکران بزرگترین حمله تروریستی سال‌های اخیر را رقم زدند و پیام روشنی را منتقل کردند. ارزیابی طرف پاکستانی این است که مسیرهای تأمین مالی گروه‌های تروریستی که چینی‌ها را در بلوچستان ترور می‌کنند از هند نشات می‌گیرد. مطابق با این تحلیل، قرارداد چابهار این جریانِ پشتیبانی را تسهیل و تشدید می‌کند؛ مجموع این فرایند طرف پاکستانی را در وضعیت اقدام تلافی‌جویانه قرار داده و چرخه خشونت را در شرق کشور تشدید میکند.
حال آیا عواید (اعم از اقتصادی، سیاسی و امنیتی) آتیِ حاصل از صادرات زمینی انرژی به پاکستان و چین با عواید ناچیز واگذاری اپراتوری بندری چابهار به شرکت هندی قابل مقایسه است؟ عواید چندین میلیارد دلاری از محل صادرات انرژی (با قابلیت اهرم‌سازی در قالب مکانیسم یک به سه) به چین و پاکستان از یک مسیر بهینه، ایمن و خارج از دستبرد آنگلوساکسون‌ها را مقایسه کنید با یک قرارداد چند ده میلیون دلاری با یک شرکت هندی! آن هم با کلی اما و اگر که آیا آمریکا بگذارد یا نگذارد! که آیا شرکت‌های هندی حاضر می‌شوند خط ریلی از چابهار تا شمال ایران را تکمیل کنند یا خیر!

امید است در دولت جدید با یک تدبیر عالمانه و مبتنی بر مصلحت، مسیر طی شده اصلاح شود؛ ان‌شاالله.

2.

تأملی در باب تمدید قرارداد هند در چابهار برپایه رویکردی بدیل به توسعه مکران

زارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به شماره مسلسل ۱۹۴۸۰

 چکیده گزارش:

 ظرفیت های پهنه مکران علی رغم موقعیت راهبردی آن، همچنان بالقوه مانده است. زمانی که بحث از پهنه مکران به میان می آید مهم ترین نقطه ای که جلب توجه می کند چابهار است. در فضای سیاستگذاری کشور این تصور وجود دارد که تمدید قرارداد بلندمدت سرمایه گذاری هند، چابهار را به یکی از قطب های اصلی تجارت بین الملل در منطقه تبدیل می کند. با وجود این، برخی ملاحظات اساسی در دو ساحت «فنی» و «راهبردی» نشان می دهد مسیر توسعه چابهار و پهنه مکران پیچیده تر از این تصور است.

 در نگاه غالب، چابهار به دلیل دسترسی به آب های آزاد به عنوان یک نقطه ترانزیتی دیده می شود. در این تعریف، لازمه توسعه چابهار تمرکز بر دو پروژه اصلی «تکمیل و بهره برداری از فازهای پنج گانه بندر شهید بهشتی» و «ساخت راه آهن چابهار- زاهدان- سرخس و احداث بزرگراه» خواهد بود.

 از منظر فنی نقش هند در چابهار عمدتاً بهره برداری است و توسعه زیرساخت برعهده ایران قرار گرفته است. این درحالی است که با توجه به هزینه ها و در چارچوب یک نگاه ترانزیتی، باید در احداث و تکمیل پروژه های زیرساختی، کشورهای ذی نفع مشارکت جدی داشته باشند، ولی ازآنجاکه کنش هند در نسبت با ایران، در تطابق کامل با چارچوب های تحریمی آمریکاست، لذا این کشور تا به حال توسعه بندر را در دستور کار خود قرار نداده است.

 از منظر راهبردی نیز به دلیل تغییرات ژئوپلتیک ازجمله روی کار آمدن طالبان در افغانستان و افزایش درهم تنیدگی هند با امارات و رژیم صهیونیستی در تأسیس مسیر ترانزیتی جدید (رد- مد)، چابهار اهمیت و اولویت قبلی برای دهلی نو از منظر ترانزیتی را نداشته و عمده منافع هند برای حضور در چابهار معطوف به رقابت با پاکستان و چین خواهد بود.

 اما در نگاه بدیل، لازمه توسعه چابهار و پهنه مکران، به جای یک نگاه بخشی (کریدور ترانزیتی) اتخاذ یک رویکرد جامع تر در این منطقه است. در این رویکرد، سرمایه گذاری خارجی بیش از آنکه معطوف به یک جنبه خاص از توسعه چابهار باشد باید دربرگیرنده یک بسته کامل مبتنی بر نقشه راه توسعه جنوب شرق کشور و تعریف نقش بین المللی برای آن باشد. در این زاویه نگاه، به لحاظ راهبردی، مهم ترین مسئله آن است که کدام قدرت بزرگ در تحقق این چشم انداز از چابهار و پهنه مکران با جمهوری اسلامی ایران همسویی و منافع متقابل بیشتری دارد؟

بر این اساس توصیه می شود رایزنی های دیپلماتیک برای جذب سرمایه گذاری خارجی معطوف به یک برنامه بلندمدت و جامع برای توسعه این منطقه باشد. برای افزایش قدرت چانه زنی بهتر است دعوت به سرمایه گذاری خارجی مبتنی بر یک بسته جامع، به طور هم زمان و موازی با ذی نفع خارجی انجام شود و درنهایت کشور و کنشگری که آمادگی پذیرش تعهدات بیشتری داشته باشد انتخاب شود.

 با توجه به اینکه منطق ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک حضور هند در چابهار تا حد زیادی از بین رفته است لذا تمدید قرارداد هند در چابهار محل تأمل جدی است.

3.

نگرانی‌های جدی در باب چابهار

این جمله مشهور از شهید حاج قاسم سلیمانی نقل است که اگر در این جایگاه نبودم حتما برای خدمت به مردم مظلوم سیستان و بلوچستان میرفتم. حق مردم مستضعف این خطه بر هر سیاستمدار کلانی در ایران واضح و مبرهن است. یکی از مزیت‌های عمده این استان که این منطقه را در آستانه‌ی یک تحول بزرگ قرار میدهد وجود سواحل مکران و به خصوص بندر اقیانوسی چابهار است.
با این وجود پرونده توسعه بندر چابهار در حال نهایی شدن برای حضور هند در این بندر است. این نوشتار هیچ مشکلی با ذینفع ساختن سایر کشورها در توسعه ایران یا توسعه روابط با قدرت‌های نوظهور ندارد. دلایل عدیده‌ای وجود دارد که حضور هند در پروژه چابهار خلاف امنیت و مصالح ملی است، در ذیل به دلایل این امر می‌پردازیم:
1. منطق ژئوپلتیکی حضور هند در چابهار از بین رفته است : سپردن پرونده‌ی توسعه‌ی چابهار بار اول نیست که رخ داده است، در سال‌های انتهایی حضور آمریکا در افغانستان علاوه بر از بین رفتن فلسفه‌های اولیه حضور آمریکا در این کشور نیاز به جذب شرکای بیشتر احساس می‌شد، در همین راستا هندوستان خیلی جدی‌تر وارد بازی افغانستان شد. هندی‌ها از دهه 90 میلادی با طالبان میانه‌ی خوبی نداشتند و از همان دوره روابط گسترده‌ای را با سران مجاهدین برقرار نمودند (به نحوی که خانواده عبدالله عبدالله در هند ساکن است) این اقدام هند تماما در راستای دور زدن رقیب ژئوپلتیکی‌اش یعنی پاکستان و قطع مسیر یک جاده یک کمربند چین فهم می‌شود . پس از روی کار آمدن طالبان و رفتن آمریکا از افغانستان علاوه بر اینکه روابط طالبان (به دلیل سابقه قبلی و نفوذ پاکستان) با هند خوب نیست دیگر حضور هند در افغانستان معنای خاصی در نسبت با آمریکا نیز ندارد. توضیح آنکه حضور هند در چابهار علاوه بر ایجاد امکان اقدام امنیتی هندی‌ها علیه همسایه ایران، یک خط لجستیکی را برای حضور آمریکایی‌ها در افغانستان می‌ساخت. ایران در آن دوره بنا بر سوابق تاریخی نگاه خوبی به طرف پاکستانی نداشت و به دنبال ایجاد توازن علیه آنها بود. تا پیش از برجام و روابط نفتی سطح بالای ایران و هند شاید شکل دادن به این توازن، منافع ملی را تامین می‌کرده ولی هم‌اکنون این منافع دیگر تامین نخواهد شد چراکه منطق 5 سال پیش از بین رفته است.

2. منطق اقتصادی حضور هند در چابهار نیز از بین رفته است : در طول 5 سال گذشته با کشف معادن عظیم فلزات در هند تا حد زیادی خیال هند از وابستگی به منابعی نظیر منابع افغانستان رفع شده است. هندی‌ها خود را مستغنی از بهره‌برداری از منابع افغانستان و حتی آسیای میانه می‌بینند.

3. تکرار تجربه شکست خورده ! چرا؟! [نقلی از یک خبرنگار هندی وجود دارد](https://fa.irannuances.com/1402/05/08/سایه-سنگین-بندر-چابهار-بر-آینده-روابط-ا/) که مقامات هندی گفته‌اند هند هیچ تعهد سرمایه‌گذاری در چابهار نداشته و صرفا مجوز استفاده از بندر را دریافت کرده است. هندی‌ها حتی برای اجرای سرمایه‌گذاری‌شان در حرکتی عجیب سفارش جرثقیل را به چینی داده بودند که در حضور هند در چابهار متضرر است. سوال مشخص این است که چرا وقتی هند هیچ سرمایه‌گذاری یا استفاده خاصی از بندر نکرده (جز یک محموله گندم که آن هم از بین رفت!) مجددا این عمل را تکرار میکنید؟

4. توهین تاریخی نارندرا مودی به ایرانیان : سخن از یک خاطره تلخ‌تر از زهر است؛ در خرداد 1395، پس از انعقاد تفاهم موسوم به چابهار میان ایران-هند-افغانستان نخست وزیر هند با سفر به افغانستان، سد دوستی هند و افغانستان موسوم به سد سلما بر روی هریرود (تامین کننده آب خراسان رضوی) را افتتاح نمود و قول سرمایه‌گذاری 30 تا 40 میلیارد دلاری در حوضه‌های آبریز افغانستان را داد. نکته دردناک این ماجرا آن بود که طرف هندی در برابر این امتیازی که ایران به او داده بود، آب را بر روی مردم ایران بست! آیا هیچ تضمینی نسبت به تغییر ریل رفتار دولت مودی که نزدیکی ذاتی و هویتی با صهیونیست‌ها دارد، نسبت به ایران وجود دارد؟
@ebtekareiran

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 34953

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =