طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

هند با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیارد نفر، سال‌هاست خود را قدرت آینده آسیا معرفی می‌کند؛ اما بحران انرژی، کمبود آب، فشار جمعیتی و تلاطم‌های ژئوپلیتیکی اخیر، تصویری متفاوت از این غول نوظهور ترسیم کرده‌اند. آیا هند واقعاً در مسیر صعود است یا در آستانه ورود به چرخه‌ای خطرناک از بحران‌های ساختاری قرار دارد؟

به گزارش تحریریه، ژو مینگ (朱明محقق مؤسسه مالی بین‌المللی فودان در غرب چین، در تحلیلی به بررسی ریشه‌های بحران انرژی هند پرداخته و آن را بزرگ‌ترین مانع در مسیر قدرت‌گیری این کشور در نظام بین‌الملل دانسته است.

در پی جنگ آمریکا–اسرائیل و ایران، هند احتمالاً کشوری است که بیش از هر کشور دیگری تحت تأثیر این جنگ و بحران مسدود شدن تنگه هرمز قرار گرفته است؛ بدون هیچ اغراقی هیچ کشوری به اندازه هند آسیب ندیده است. سقوط شدید ارزش روپیه و سفرهای اضطراری نارندرا مودی به کشورهای شمال اروپا و تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه، جدیدترین نشانه از گرفتاری‌های انرژی این کشور است. این نه آغاز پایان بحران، بلکه سرآغاز به چالش کشیده شدن توانمندی ملی و گرفتار شدن در بن‌بست‌های توسعه برای هند است.

انرژی فراتر از نفت و گاز، سنگ بنای بقا و توسعه هر کشور مدرنی است؛ از نیروی محرکه گرفته تا برق و حتی کودهای شیمیایی. متأسفانه، هند چه از نظر موهبت‌های طبیعی و چه از نظر توانمندی‌های مدیریتی دولتی، بسیار ناامیدکننده ظاهر شده است.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

نگرانی از توانمندی‌های ملی هند

در میان منابع سوخت فسیلی، هند از نظر ذخایر نفت و گاز به شدت فقیر است. طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر اثبات‌شده نفت هند حدود ۵.۹ میلیارد بشکه است که تنها ۰.۳ درصد از کل ذخایر جهان را تشکیل می‌دهد؛ ذخایر گاز طبیعی این کشور نیز ۱.۵ تریلیون متر مکعب است که تنها ۰.۷ درصد از ذخایر جهانی است.

این در حالی است که جمعیت هند ۱۷.۸ درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد. وضعیت زغال‌سنگ کمی بهتر است و ۱۰ درصد از ذخایر اثبات‌شده جهان را در اختیار دارد، اما کیفیت آن پایین است و استخراج آن نیز با محدودیت‌های جدی مواجه است.

این ناترازی باعث شده که بیش از ۹۰ درصد نفت، ۵۰ درصد گاز طبیعی و ۶۰ درصد گاز مایع مورد نیاز هند، وابسته به واردات باشد. بدتر اینکه نزدیک به ۹۰ درصد این انرژی وارداتی باید از طریق تنگه هرمز حمل شود؛ جایی که عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران، منجر به کاهش ۹۰ درصدی تردد دریایی شد و عملاً شریان حیاتی انرژی هند را قطع کرد.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

داده‌های انرژی هند در سال ۲۰۲۴، طبق آمار اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)

اگر جنگی در کار نبود، شاید هند می‌توانست با خیال راحت به مسیر خود ادامه دهد. اما اقتصاد هند فاقد برنامه‌ریزی بلندمدت است و استراتژی‌های ذخیره‌سازی نفت و جایگزینی با انرژی‌های نو در آن به شدت ناقص است. از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، مصرف سالانه نفت هند از ۱۵۸ میلیون تن به ۲۳۹ میلیون تن جهش کرد. با این حال، ایجاد زیرساخت‌های ذخیره‌سازی نفت با این سرعت رشد نکرده است. دلایل اصلی این عقب‌ماندگی دو مورد است:

🔸دیوان سالاری: کندی در فرآیندهای اداری، دشواری در تملک زمین‌های خصوصی و پیچیدگی‌های اخذ مجوزهای زیست‌محیطی، پیشرفت پروژه‌های تأسیسات ذخیره‌سازی را بسیار کند کرده است.

🔸کمبود بودجه: هند همچنان به یارانه‌های سنگین برای برق و گازوئیل داخلی ادامه می‌دهد؛ همزمان با کسری تجاری و بدهی‌های دولتی عظیم، دولت مرکزی بودجه کافی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها ندارد. حتی سود حاصل از تجارت نفت روسیه پس از جنگ اوکراین نیز صرف ایجاد ذخایر استراتژیک نشد.

در حال حاضر، وضعیت به این شکل است: ذخایر استراتژیک چین به ۱.۴ میلیارد بشکه، آمریکا به ۴۱۳ میلیون بشکه و ژاپن به ۲۶۳ میلیون بشکه می‌رسد؛ اما ذخایر هند تنها ۲۱.۴ میلیون بشکه است که فقط برای ۹.۵ روز مصرف کل کشور کافی است.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

دیپلماسی فرصت‌طلبانه

در اواخر فوریه امسال، نارندرا مودی، نخست وزیر هند، به‌طور ویژه به اسرائیل سفر کرد و به نخستین رهبر یک قدرت بزرگ تبدیل شد که پس از آغاز درگیری‌های غزه، از اسرائیل دیدار می‌کرد. مودی در سخنرانی خود در کِنسِت، پارلمان اسرائیل، شعار «اسرائیل کشور پدر و هند کشور مادر است» را سر داد؛ میزان تمجید و ستایش او از اسرائیل چنان اغراق‌آمیز بود که جهان را به شگفتی واداشت. رسانه‌های عربی این اقدام را خیانت به اخلاق جهانی توصیف کردند و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که پس از آن رخ داد، نگاه جهان اسلام به هند را بیش از پیش سنگین و انتقادی کرد.

دیپلماسی هند از دیرباز سنتی فرصت‌طلبانه داشته است؛ سنتی که ریشه آن به اندیشه‌های کائوتیلیا، استراتژیست هند باستان در حدود ۲۵۰۰ سال پیش، بازمی‌گردد. او در روابط خارجی، پیروی از «قاعده فریب» را توصیه می‌کرد؛ یعنی نوعی اصل تعامل غیراخلاقی و مصلحت‌گرایانه. همین بنیان فکری، یکی از ریشه‌های اصلی نوسان دائمی هند میان طرف‌های مختلف و تغییر موضع‌های پی‌درپی آن به شمار می‌رود.

پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، نفت روسیه تا حد زیادی با تخفیف‌های سنگین در اختیار هند قرار گرفت؛ حتی نفت خام اورال به بهایی کمی بیش از ۲۰ دلار برای هر بشکه فروخته شد. در شرایط عادی، هر کشوری که نگاهی بلندمدت داشته باشد، از چنین فرصتی برای آمادگی در برابر بحران‌های آینده استفاده می‌کند و به‌سرعت ذخایر راهبردی نفت خود را افزایش می‌دهد. اما هند ظاهراً بیشتر علاقه‌مند بود در نقش واسطه و دلال دست‌دوم نفت روسیه ظاهر شود و از بازفروش آن سود کوتاه‌مدت اقتصادی به دست آورد؛ بی‌آنکه توجه جدی به تکمیل و تقویت ذخایر نفتی خود داشته باشد.

سال گذشته، هنگامی که ولادیمیر پوتین به هند سفر کرد، امیدوار بود با دهلی‌نو قراردادهای بلندمدت عرضه و تقاضای انرژی با قیمت‌های ثابت امضا کند؛ اما هند این پیشنهاد را رد کرد. در آن زمان، دهلی‌نو بر این باور بود که تا وقتی جنگ روسیه و اوکراین پایان نیافته، هند یکی از معدود بازارهای خریدار برای نفت روسیه است و مسکو ناچار خواهد بود برای فروش نفت خود به هند امتیاز بدهد. از نگاه هند، قیمت‌ها در آینده حتی پایین‌تر هم می‌آمد. بحران کمبود نفتی که امروز هند با آن روبه‌روست، تا حد زیادی ریشه در همین محاسبه دارد.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

در ۴ دسامبر ۲۰۲۵، ولادیمیر پوتین وارد فرودگاه بین‌المللی دهلی‌نو شد و نارندرا مودی شخصاً برای استقبال از او به فرودگاه رفت.

اما به‌محض آنکه هند با فشار آمریکا روبه‌رو شد، ناچار گردید واردات نفت روسیه را به‌شدت کاهش دهد. این الگوی دیپلماسی سوداگرانه، فرصت‌طلبانه و صرفاً منفعت‌محور، اساساً بر پایه‌ای محکم از اتحادهای پایدار بنا نشده است؛ بلکه فقط با منافع کوتاه‌مدت سرپا می‌ماند. به‌محض آنکه ترازوی منافع به هم بخورد، تمام چیدمانش می‌تواند در یک آن فروبپاشد.

درست همان‌طور که در عرصه تجارت، هندی‌ها همواره چشم به سود دم‌دستی دارند و طمع و کوته‌فکری خود را بی‌پرده نشان می‌دهند، این مسئله نه مشکل یک فرد خاص است و نه ایراد یک دولت مشخص؛ بلکه ذات دولت و کشور هند چنین است. همین نیز بزرگ‌ترین مانع در مسیر خیزش و ظهور هند به شمار می‌رود.

وقتی مزیت جمعیتی به بمب ساعتی تبدیل می‌شود

مسئله انرژی، سقف توسعه هند را مشخص می‌کند؛ زیرا مشکل واقعی هند، مسئله جمعیت و کشاورزی و امنیت غذایی است.

هند با جمعیتی بالغ بر ۱.۴۶ میلیارد نفر، پرجمعیت‌ترین کشور جهان است. ۶۵ درصد این جمعیت را جوانان تشکیل می‌دهند؛ موضوعی که معمولاً از آن به‌عنوان مزیت یا سود جمعیتی یاد می‌شود. اما در واقع، اگر هند نتواند با توسعه سریع صنایع تولیدی، شمار عظیمی از جوانان جویای کار را جذب کند، همین مزیت جمعیتی به یک بمب جمعیتی تبدیل خواهد شد. کمبود انرژی نیز به‌شدت توسعه صنعتی هند را محدود کرده است.

نه‌تنها صنایع سنگین و شیمیایی―که پایه واقعی صنعتی‌شدن به شمار می‌روند―به برق فراوان و پایدار نیاز دارند، بلکه حتی صنایع سبک که توان جذب نیروی کار گسترده را دارند نیز محتاج برق باثبات و مستمرند. اما کمبود شدید انرژی و برق در هند، همراه با نظام بسیار عقب‌مانده انتقال و توزیع برق، اساساً نمی‌تواند چنین نیازی را تضمین کند. همین مسئله یکی از دلایلی است که باعث شده صادرات صنعت نساجی هند، با وجود جمعیت بیشتر این کشور، حتی از ویتنام و بنگلادش نیز عقب بماند.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

از سوی دیگر، کشاورزی هند نیز با چالش‌های جدی روبه‌روست. به‌جز سه ماه فصل باران‌های موسمی در هر سال، آب‌وهوای هند در بیشتر زمان‌ها بسیار گرم و خشک است. برای تضمین رشد برنج باارزش و محصولات اقتصادی، نیاز به برداشت گسترده آب‌های زیرزمینی وجود دارد. دولت هند نیز سال‌هاست برای گازوئیل مصرفی موتورهای دیزلی در بخش کشاورزی یارانه مالی پرداخت می‌کند.

اما این یارانه‌ها که روزبه‌روز به باری سنگین‌تر تبدیل می‌شوند، و همچنین منابع آب زیرزمینی که سطح آن‌ها پیوسته پایین‌تر می‌رود، هیچ‌کدام پایدار نیستند. افزون بر این، جنگ و انسداد تنگه هرمز باعث افزایش شدید قیمت کودهای شیمیایی شده است. در چنین شرایطی، کشاورزی هند ممکن است طی چند سال آینده با کاهش تولید غلات، و حتی نوعی ورشکستگی گسترده روبه‌رو شود.

همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا نارندرا مودی اخیراً گفته است جمعیتی که در جهان―عمدتاً در هند―از فقر خارج شده‌اند، ممکن است به‌صورت گسترده دوباره به فقر بازگردند.

در حال حاضر، هند عملاً وارد وضعیت اضطراری بحران انرژی شده است.

دولت هند در برابر فشارهای سنگین خارجی، به‌سرعت هفت اقدام مقابله‌ای اضطراری را اعلام کرده است:

۱. از مردم خواسته شده مصرف بنزین و گازوئیل را کاهش دهند؛ هم‌زمان، قیمت خرده‌فروشی فرآورده‌های نفتی نیز برای نخستین‌بار پس از چهار سال افزایش یافته است.

۲. به مردم توصیه شده مصرف روغن خوراکی را کاهش دهند؛ البته این توصیه ظاهراً با عنوان «حفظ سلامت» مطرح شده، اما دلیل اصلی آن این است که مالزی و اندونزی―دو منبع اصلی واردات روغن پالم هند―اکنون بخش بیشتری از روغن پالم خود را به تولید بیودیزل اختصاص داده‌اند و محدودیت عرضه برای هند افزایش یافته است.

۳. دولت دورکاری را ترویج کرده است.

۴. از مردم خواسته شده تا یک سال از خرید طلا خودداری کنند. هم‌زمان، دولت تعرفه واردات طلا را نیز افزایش داده تا تقاضا برای آن را مهار کند.

۵. سفرهای خارجی محدود شده تا از خروج ارز جلوگیری شود.

۶. خرید کالاهای داخلی تشویق شده تا نیاز به واردات کاهش یابد.

۷. مصرف کودهای شیمیایی در مناطق روستایی به میزان ۵۰ درصد کاهش داده شده تا با کمبود ذخایر موجود مقابله شود.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

هند از مردم خواسته است خرید طلا را متوقف کنند تا ذخایر ارزی کشور تقویت شود.

اما مسئله اینجاست که همه این اقدامات، راه‌حل‌هایی موقت و سطحی‌اند؛ مُسکن‌هایی برای کاهش درد، نه درمان ریشه‌ای بیماری. اگر هند واقعاً بخواهد مشکل را از ریشه حل کند، به راهبردهای بلندمدت و مجموعه‌ای از سیاست‌های توسعه‌ای نیاز دارد؛ از جمله، اما نه محدود به موارد زیر:

نخست، توسعه عمیق‌تر و هدفمندتر منابع سوخت فسیلی داخلی؛ برای نمونه، افزایش اکتشاف و استخراج، و گسترش وسیع تولید اوره و محصولات شیمیایی بر پایه زغال‌سنگ، تا وابستگی شدید هند به منابع خارجی کاهش یابد.

دوم، ساختن یک سیاست خارجی بی‌طرف، باثبات و مقاوم در برابر فشار قدرت‌های بزرگ؛ سیاستی که بتواند با کشورهای نفت‌خیز اسلامی در خاورمیانه، و همچنین با روسیه و چین―کشورهایی که توان عرضه گسترده نفت و محصولات انرژی نو را دارند―روابط اقتصادی بلندمدت، پایدار، دوستانه و بازارمحور برقرار کند.

سوم، توسعه جدی صنایع انرژی نو و کم‌کربن و پذیرش فعالانه گذار انرژی؛ زیرا بدون ورود واقعی به تحول انرژی، هند همچنان در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیر خواهد ماند.

چهارم، بهبود توان حکمرانی و ظرفیت ملی؛ از جمله جذب سرمایه داخلی و خارجی برای نوسازی شبکه فرسوده برق، کاهش سرقت برق و پایین آوردن تلفات انتقال و توزیع که در برخی مناطق بین ۱۵ تا ۴۵ درصد برآورد می‌شود.

انقلاب کم‌هزینه، توسعه‌ پرهزینه

اما همان‌طور که گفته‌اند دانستن آسان است و عمل کردن دشوار. هند با روشی نسبتاً مسالمت‌آمیز و مبتنی بر مصالحه از امپراتوری بریتانیا استقلال یافت؛ اما در عوض ناچار شد طبقه قدرتمند زمین‌داران فئودال، نیروهای کمپرادور و نفوذ و کنترل سرمایه‌داری امپریالیستی غرب را نیز حفظ کند. این همان چیزی است که از آن با عنوان «انقلاب کم‌هزینه، توسعه‌ پرهزینه» یاد می‌شود. ریشه همه مشکلات توسعه‌ای هند را می‌توان در همین‌جا یافت.

به‌دلیل جدایی هند و پاکستان، هند که هویت اصلی آن بر محور اکثریت هندو شکل گرفته و در سال‌های اخیر دولت مودی نیز به‌شدت به تقویت پوپولیسم هندو دامن زده است، ناگزیر پاکستان و حتی حدود ۲۰۰ میلیون مسلمان داخل هند را دشمن می‌بیند. این نگاه، به‌طور طبیعی روابط هند با جهان اسلام را نیز به رابطه‌ای خشک، خصمانه و پرتنش تبدیل کرده است. همین مسئله دلیل آن است که مودی در سفر خود به اسرائیل، تا این اندازه آشکار و بی‌پرده بر نزدیکی هند و اسرائیل تأکید کرد.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

از سوی دیگر، به‌دلیل حضور نیروهای غرب‌گرا و همچنین گروه‌های نیرومند کمپرادور در داخل کشور، هند با وجود آنکه از نظر ژئوپلیتیکی مدت‌ها رابطه‌ای بسیار نزدیک با اتحاد شوروی و سپس روسیه داشته، نتوانسته است به‌طور کامل بر یک سیاست خارجی مستقل و خودمختار پافشاری کند. هنگامی که آمریکا از هند خواست واردات نفت ارزان روسیه را کاهش دهد یا متوقف کند، دهلی‌نو عملاً چاره‌ای جز پذیرش نداشت؛ و نتیجه آن، تحمیل هزینه‌های سنگین‌تر انرژی بر خود هند بود.

به همین ترتیب، هند برای همسویی با نیازهای ژئوپلیتیکی غرب، چین را طرد کرده و با آن دشمنی می‌ورزد. همین رویکرد باعث شده نتواند در مقیاسی گسترده از انتقال صنایع ابتدایی چین بهره‌مند شود، یا محصولات بسیار ضروری انرژی نو و زیرساخت‌های مورد نیاز خود را از چین دریافت کند. در حالی که خود هند نیز در ساخت زیرساخت‌های انرژی، مانند شبکه برق و شرکت‌های تولید برق پربازده، به‌کندی و با دشواری پیش می‌رود و با محدودیت جدی در فناوری و سرمایه‌گذاری روبه‌روست.

سرمایه انباشته‌شده در دست زمین‌داران و طبقات رانت‌خوار، معمولاً وارد پروژه‌های بلندمدت زیرساختی نمی‌شود؛ پروژه‌هایی که بازده آن‌ها بسیار دیر ظاهر می‌شود و حتی ممکن است در ابتدا زیان‌ده باشند. علاوه بر این، مالکیت خصوصی زمین هزینه‌های ساخت‌وساز را بالا می‌برد و نظام اداری بسیار ناکارآمد نیز بر مشکلات می‌افزاید. مجموعه این عوامل باعث شده توسعه زیرساخت‌های بنیادین در هند همواره کُند، پرهزینه و دشوار باشد.

مسئله انرژی هند، یک چالش پیچیده و نظام‌مند است؛ چالشی که هم با موهبت‌ها و محدودیت‌های طبیعی این کشور ارتباط دارد و هم با نظام اجتماعی، مسیر توسعه اقتصادی، رشد جمعیت و تحول ساختار صنعتی آن گره خورده است. حل چنین مسئله‌ای به یک آرایش راهبردی جامع و بلندمدت نیاز دارد؛ اما هند فاقد چنین ظرفیتی است.

فاجعه محیط‌زیستی و اقلیمی در حال تهدید هند است

در اواخر ماه آوریل، هر ۵۰ شهر گرم جهان در هند قرار داشتند. در پایتخت، دهلی‌نو، دمای هوا به ۴۴.۷ درجه سانتی‌گراد رسید و دمای سطح جاده‌های آسفالتی از ۶۰ درجه نیز فراتر رفت. در چنین گرمای شدیدی، حفظ تولید کشاورزی، حتی نگه داشتن تجهیزات صنعتی در وضعیت عادی و تداوم زندگی روزمره در شهرها، مستلزم هزینه‌ای عظیم در حوزه انرژی است.

از سوی دیگر، رشد پرشتاب صنعت هوش مصنوعی در چین و آمریکا ممکن است صنعت برون‌سپاری فناوری اطلاعات هند را―صنعتی که هند به آن می‌بالد و یکی از منابع مهم ارزآوری این کشور است―از پایه متزلزل کند. اما توسعه صنعت هوش مصنوعی داخلی، در عمل یک مسئله مربوط به صنایع سنگین است: این کار به حجم بسیار بالایی از انرژی و برق پایدار نیاز دارد. در واقع، بیش از ۴۰ درصد برق مصرفی مراکز محاسباتی صرف خنک‌سازی آن‌ها می‌شود. این، بلندپروازی‌ای است که هند―کشوری که هنوز حتی توازن عادی انرژی و نیازهای اجتماعی خود را حل نکرده―فاصله‌ای بسیار زیاد با تحقق آن دارد.

طمع و کوته‌فکری هند بزرگ‌ترین مانع در مسیر ظهور آن است

در ۲۵ مه ۲۰۲۶، در دهلی‌نو هند، تانکرهای آب شهری برای برخی محله‌های مسکونی که بر اثر گرمای شدید با کمبود آب روبه‌رو شده‌اند، آب‌رسانی می‌کنند. (CNN)

هند هم عصر انقلاب‌های قرن گذشته را از دست داد و هم فرصت چند دهه اخیر شکوفایی جهانی‌سازی نئولیبرال را. اکنون، با عقب‌نشینی تجارت آزاد در جهان و با پیشرفت هوش مصنوعی و ربات‌ها تا جایی که بتوانند وارد حوزه تولیدات ابتدایی شوند، پنجره زمانی هند برای حل مشکل اشتغال جوانان―جوانانی که دو سوم جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند―به‌سرعت در حال بسته شدن است.

جنگ اخیر ایران و بحران انسداد تنگه هرمز، ضعف ذاتی هند را به‌عنوان یک غول فرورفته در گل آشکار کرد؛ کشوری بزرگ از نظر جمعیت و ظاهر، اما شکننده در بنیادهای خود. جهانی آشفته‌تر، محیطی رو به وخامت برای تجارت آزاد، چشم‌اندازی تیره‌تر برای جهانی‌شدن، فاجعه اقلیمی قریب‌الوقوع، خشک شدن برگشت‌ناپذیر منابع آب زیرزمینی و موجی فزاینده از جوانان بیکار یا با دستمزدهای بسیار پایین که ناچارند روستاها را ترک کرده و به شهرها مهاجرت کنند، همگی در کمتر از ۲۰ سال آینده سرنوشت نهایی این کشور را تعیین خواهند کرد.

پرسش این است: هند به کدام سو خواهد رفت؟

آیا برای حفظ انسجام خود، به جامعه‌ای کم‌مصرف و کم‌انرژی عقب‌نشینی خواهد کرد؛ جامعه‌ای مبتنی بر مراقبه و ریاضت و بازگشت به محافظه‌کاری و بنیادگرایی هندو؟

یا به سوی انقلاب، تجزیه و گرفتار شدن در «تله مالتوسی»؛ یعنی چرخه‌ای از فقر، کمبود منابع و فشار جمعیتی، پیش خواهد رفت؟

پایان/

منبع: https://m.guancha.cn/zhuming2/2026_06_07_819631.shtml

۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35372

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =