با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

آمریکا برای مهار برنامه هسته‌ای ایران، این بار به تقویت توان هسته‌ای عربستان روی آورده است؛ تصمیمی که شاید در کوتاه‌مدت به سود واشنگتن و ریاض باشد، اما در بلندمدت می‌تواند تهران را به شتاب‌بخشیدن به فعالیت‌های هسته‌ای و منطقه را به آغاز یک مسابقه تسلیحاتی نزدیک کند.

به گزارش تحریریه، در ۱ مرداد ۱۴۰۵، پروفسور دینگ لونگ (丁隆) از مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در گفت‌وگویی با روزنامه «جیه‌فانگ دیلی/解放日报» به بررسی همکاری هسته‌ای آمریکا و عربستان سعودی پرداخت.

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

«من خیلی دوستت دارم.»

یک سال پیش، دونالد ترامپ هنگام سفر به عربستان سعودی، این جمله را خطاب به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، بر زبان آورد و او هم در جواب دستش را روی سینه گذاشت. اکنون، یک سال بعد، ترامپ با تقدیم هدیه‌ای بزرگ، بار دیگر مسیر دلجویی و ابراز محبت به ریاض را ادامه داده است.

آمریکا در ۳۱ تیرماه، توافق‌نامه‌ای برای همکاری هسته‌ای با عربستان سعودی امضا کرد. بنا بر توصیف رسانه‌ها، این توافق که برای یک دوره ۳۰ ساله تنظیم شده و ده‌ها میلیارد دلار ارزش دارد، محدودیت‌های پیشین بر توسعه توانمندی‌های هسته‌ای عربستان را به‌شدت کاهش می‌دهد. از همین رو، برخی آن را با لحنی کنایه‌آمیز توافق ویژه میان دو یار نامیده‌اند.

این توافق به عربستان اجازه می‌دهد صنعت غنی‌سازی اورانیوم را در داخل خاک خود مستقر کند و هم‌زمان، تا حدودی دامنه بازرسی‌ها و نظارت‌های بین‌المللی را نیز محدود می‌سازد.

اما درست در همان لحظه‌ای که آمریکا و عربستان طعم شیرین این توافق را می‌چشند، قانون‌گذاران و کارشناسان کنترل تسلیحات چندان دلیلی برای خوشحالی نمی‌بینند. نگرانی اصلی آنان این است که این توافق، خطر اشاعه هسته‌ای و آغاز رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه را افزایش دهد.

پرسش اینجاست: اگر این شیرینی در نهایت میوه‌ای تلخ به بار آورد، آیا هزینه آن را تمام جهان خواهد پرداخت؟

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

🟢گویی چراغ سبز تنها ظرف چند دقیقه صادر شده است

مذاکرات آمریکا و عربستان سعودی درباره همکاری‌های هسته‌ای حدود ۲۰ سال ادامه داشته است. اینکه چرا این مذاکرات تا امروز به نتیجه نرسیده بود، چند دلیل عمده داشت.

نخست اینکه عربستان سعودی از سال ۲۰۰۸ تاکنون همواره از پذیرش دو شرط خودداری کرده بود: یکی چشم‌پوشی از غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت هسته‌ای مصرف‌شده در داخل کشور، و دیگری امضای پروتکل الحاقی که امکان اعمال نظارت‌های گسترده‌تر از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را فراهم می‌کند. این دو شرط معمولاً حداقل الزامات آمریکا برای همکاری هسته‌ای با کشورهای خاورمیانه به شمار می‌روند.

در سال ۲۰۰۹، زمانی که آمریکا و امارات متحده عربی وارد همکاری هسته‌ای شدند، ابوظبی تمامی این شروط را پذیرفت. توافقی که دو طرف در آن زمان امضا کردند، بعدها به الگویی برای شفافیت در همکاری‌های هسته‌ای تبدیل شد و عنوان «استاندارد طلایی» را به خود گرفت.

دوم اینکه روابط آمریکا و عربستان فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته و همین مسئله نیز روند دستیابی به توافق را کند کرده است. در دوره ریاست‌جمهوری جو بایدن، آمریکا تلاش کرد همکاری هسته‌ای میان دو کشور را به عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل گره بزند. اما پس از آغاز دور تازه درگیری‌های فلسطین و اسرائیل در سال ۲۰۲۳ و اوج‌گیری احساسات و مواضع ضداسرائیلی در جهان عرب، روند همکاری هسته‌ای آمریکا و عربستان متوقف شد و مذاکرات تا سال گذشته از سر گرفته نشد.

دقیقاً به دلیل همین مسیر طولانی، پرپیچ‌وخم و دشوار بود که پس از دستیابی به توافق، بسیاری گفتند عربستان سرانجام به پیروزی بزرگی که سال‌ها در آرزویش بود دست یافته است.

برخی نیز با تبریک به عربستان یادآوری کردند زمانی که آمریکا با کره جنوبی وارد همکاری شد، سئول چندین سال تلاش کرد تا واشنگتن را به کاهش محدودیت‌های مربوط به بازفرآوری سوخت هسته‌ای مصرف‌شده متقاعد کند؛ اما اکنون به نظر می‌رسد ترامپ تنها ظرف چند دقیقه چراغ سبز را به عربستان نشان داده است.

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

🟢اما هم‌زمان یک پرسش مهم نیز مطرح می‌شود: توافقی که طی ۲۰ سال گذشته بارها بر سر آن مذاکره شد و هر بار به بن‌بست خورد، چرا درست امسال به نقطه شکست رسید و پیشرفت کرد؟

دینگ لونگ، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، معتقد است که دستیابی آمریکا و عربستان به این توافق، بیش از هر چیز با تنش و تقابل میان آمریکا و ایران مرتبط است. به گفته او، واشنگتن اکنون مایل است از توسعه توانمندی هسته‌ای متحدان خود در خاورمیانه حمایت بیشتری کند تا از این طریق، برنامه هسته‌ای ایران را مهار و موازنه کند.

از سوی دیگر، کنار گذاشتن «استاندارد طلایی» سخت‌گیرانه از سوی آمریکا، ظاهراً بهایی هم داشته است: عربستان باید در مقابل، جایگاه محوری شرکت‌های آمریکایی را در توسعه زیرساخت هسته‌ای خود تضمین کند و رقبای خارجی دیگر را از این میدان کنار بزند.

در نتیجه، توافق تازه برای هر دو طرف، توافقی است که در آن هر کدام چیزی را که می‌خواهند به دست می‌آورند.

● برای آمریکا، نخستین دستاورد، سود ژئوپلیتیکی و راهبردی است.

این منافع به‌طور مشخص شامل چند محور می‌شود: بازگرداندن عربستان از مسیر تنوع‌بخشی به همکاری‌های امنیتی و کشاندن دوباره آن به مدار آمریکا؛ تعمیق وابستگی راهبردی ریاض به واشنگتن در حوزه‌های هسته‌ای و صنایع نظامی؛ حفظ امکان نظارت و کنترل مستمر بر کل زنجیره پروژه هسته‌ای عربستان از رهگذر صدور فناوری؛ در دست گرفتن ابتکار عمل در روند تحولات هسته‌ای منطقه؛ و نیز دادن امکان دستیابی عربستان به فناوری غنی‌سازی اورانیوم برای ایجاد موازنه در برابر توان هسته‌ای ایران و خدمت به آرایش کلان آمریکا در خاورمیانه.

● دستاورد مهم دیگر آمریکا، منافع اقتصادی و تجاری است.

این توافق می‌تواند قراردادهایی به ارزش ده‌ها میلیارد دلار برای شرکت‌های آمریکایی، از جمله وستینگهاوس الکتریک، به همراه داشته باشد. افزون بر این، واشنگتن از رهگذر این همکاری می‌تواند پیشاپیش جای پای خود را در بازار انرژی هسته‌ای خاورمیانه تثبیت کند و مانع از آن شود که عربستان به سوی کشورهایی متمایل شود که از توانمندی کامل در صنعت هسته‌ای برخوردارند.

● برای عربستان نیز این توافق سه منفعت عمده به همراه دارد.

نخست، این توافق در خدمت گذار انرژی قرار می‌گیرد؛ به متنوع‌سازی ساختار تأمین برق کمک می‌کند و می‌تواند تحقق «چشم‌انداز ۲۰۳۰» را شتاب ببخشد.

دوم، به عربستان امکان می‌دهد خودکفایی در صنعت هسته‌ای را تقویت کند؛ زنجیره تأمین بومی و نسبتاً کامل هسته‌ای در داخل کشور شکل دهد و به فناوری مستقل هسته‌ای دست پیدا کند.

سوم، این توافق با نیازهای امنیتی و دفاعی عربستان نیز هم‌خوانی دارد. ریاض می‌خواهد با اتکا به توانمندی هسته‌ای، در برابر برنامه هسته‌ای ایران نوعی موازنه ایجاد کند و در عین حال، ضعف ناشی از غیرقابل‌اتکا بودن تضمین‌های امنیتی آمریکا را جبران کرده و میزان وابستگی خود به امنیت خارجی را کاهش دهد.

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

🟢شکل‌گیری «خاورمیانه‌ای کاملاً متفاوت»

این توافق تاریخی، بحث‌ها و مناقشات گسترده‌ای را درباره آینده رژیم منع اشاعه هسته‌ای در خاورمیانه برانگیخته است.

دینا اسفندیاری، مدیر بخش ژئواکونومی خاورمیانه در مؤسسه اقتصادی بلومبرگ، می‌گوید این توافق هنوز باید به تأیید کنگره آمریکا برسد؛ با این حال، احتمال تصویب آن زیاد است، زیرا مخالفان در کنگره به‌سختی خواهند توانست اکثریت مطلق لازم برای جلوگیری از اجرای توافق را به دست آورند.

به باور او، تصویب این توافق می‌تواند «سیاست چند دهه‌ای آمریکا در زمینه منع اشاعه هسته‌ای را زیرورو کند» و کشورهای سراسر خاورمیانه را به رقابت برای دستیابی به فناوری هسته‌ای سوق دهد؛ روندی که در بلندمدت ممکن است به شکل‌گیری «منطقه‌ای کاملاً متفاوت» بینجامد.

هنری سوکولسکی، مدیر اجرایی مرکز آموزش سیاست عدم اشاعه، یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن، دراین‌باره می‌گوید: «عربستان به هر سمتی برود، امارات، ترکیه و مصر نیز همان مسیر را در پیش خواهند گرفت. تصور اینکه این روند می‌تواند پایانی خوش داشته باشد، چیزی جز توهم نیست.»

دینگ لونگ نیز تأکید می‌کند که اقدام آمریکا به‌شدت مناقشه‌برانگیز است و نباید خطرات ژئوپلیتیکی و پیامدهای آن برای اشاعه هسته‌ای را دست‌کم گرفت. به گفته او، سه مسئله اساسی در این زمینه وجود دارد:

𒀭نخست، آمریکا سیاستی مبتنی بر استانداردهای دوگانه در پیش گرفته است. واشنگتن در برابر ایران، به‌عنوان کشوری رقیب و متخاصم، محدودیت‌های سخت‌گیرانه هسته‌ای اعمال می‌کند و خواهان برچیده‌شدن کامل ظرفیت‌های هسته‌ای آن است؛ اما در قبال عربستان، به‌عنوان متحد خود، محدودیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم و بازرسی‌های هسته‌ای را کاهش می‌دهد. به بیان دیگر، آمریکا برای این دو کشور از دو معیار کاملاً متفاوت استفاده می‌کند.

𒀭دوم، این توافق از محدودیت‌های سنتی آمریکا در همکاری‌های هسته‌ای عبور می‌کند. اعطای مجوز غنی‌سازی اورانیوم به عربستان، تغییری بزرگ و بی‌سابقه در سیاست هسته‌ای واشنگتن به شمار می‌رود. ریشه این تغییر را همچنان باید در دو نیاز هم‌زمان آمریکا جست‌وجو کرد: دستیابی به قراردادهای تجاری بزرگ و ایجاد موازنه در برابر ایران. این سیاست در نهایت در خدمت راهبرد آمریکا برای کاهش حضور مستقیم و بازآرایی نقش خود در خاورمیانه قرار دارد.

𒀭سوم، این توافق می‌تواند رژیم جهانی منع اشاعه هسته‌ای را تضعیف کند. در سطح بین‌المللی، ممکن است جامعه جهانی نتواند به‌طور مؤثر بر فعالیت‌های هسته‌ای عربستان نظارت کند؛ وضعیتی که زمینه خطر اشاعه هسته‌ای را فراهم خواهد کرد. در سطح منطقه‌ای نیز این تحول، منافع ژئوپلیتیکی بسیاری از کشورهای خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند موازنه‌های موجود را بر هم بزند.

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

برای نمونه، اسرائیل از سیاست موسوم به ابهام هسته‌ای پیروی می‌کند؛ به این معنا که نه برخورداری از سلاح هسته‌ای را تأیید می‌کند و نه آن را انکار. اگر شماری از کشورهای عربی به‌طور هم‌زمان به «کشورهای در آستانه هسته‌ای» تبدیل شوند، مزیت منحصربه‌فرد راهبرد هسته‌ای اسرائیل کاهش خواهد یافت؛ تحولی که احتمالاً رقابت‌ها و رویارویی‌های منطقه‌ای را تشدید می‌کند.

ترکیه و مصر نیز به احتمال زیاد با استناد به اصل «برابری حقوق کشورها»، برنامه‌های هسته‌ای بومی خود را سرعت خواهند بخشید. در این صورت، خاورمیانه از شرایطی که در آن تنها ایران یک کشور در آستانه هسته‌ای تلقی می‌شد، به وضعیتی وارد خواهد شد که چندین کشور برای دستیابی به توانمندی هسته‌ای با یکدیگر رقابت می‌کنند.

چنین روندی می‌تواند منطقه را وارد عصر اشاعه شبه‌هسته‌ای کند و خطر آغاز رقابت تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه را به‌شدت افزایش دهد.

از سوی دیگر، باید پیامدهای این توافق برای ایران را نیز در نظر گرفت. این تحول می‌تواند به ابزاری تبلیغاتی در اختیار جریان‌های تندرو در داخل ایران تبدیل شود و زمینه را برای تسریع برنامه هسته‌ای این کشور فراهم کند. اقدام آمریکا همچنین ممکن است تأثیری بسیار منفی بر دورهای بعدی مذاکرات هسته‌ای و گفت‌وگوهای مربوط به آتش‌بس میان تهران و واشنگتن بر جای بگذارد.

🟢اهرمی تازه در روابط آمریکا و عربستان

امضای این توافق، دریچه‌ای تازه نیز برای بررسی تحولات روابط آمریکا و عربستان و همچنین مسیر آینده معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه در اختیار ناظران قرار داده است.

روابط آمریکا و عربستان طی یک دهه گذشته فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرده است. در دوران دولت بایدن، روابط دو کشور برای مدتی رو به سردی گذاشت؛ اما ترامپ در هر دو دوره ریاست‌جمهوری خود، عربستان را به‌عنوان مقصد نخستین سفر رسمی خارجی‌اش پس از آغاز به کار انتخاب کرد و برای نزدیک‌تر کردن مناسبات دو کشور تلاش فراوانی به خرج داد.

در پایان سال گذشته نیز آمریکا، عربستان سعودی را در فهرست متحدان عمده غیرعضو ناتو قرار داد و دو کشور یک توافق‌نامه دفاعی نیز امضا کردند.

دینگ لونگ معتقد است که آمریکا امروزه دیگر مانند گذشته وابستگی شدیدی به منابع انرژی عربستان ندارد. از سوی دیگر، غیرقابل‌اتکا بودن تعهدات امنیتی واشنگتن در قبال ریاض نیز طی بحران‌های متعدد به اثبات رسیده است. ازاین‌رو، اکنون که دو پیوند سنتی نفت و امنیت سست‌تر شده‌اند، همکاری در صنایع هسته‌ای و دفاعی به اهرمی تازه برای پیوند دادن روابط آمریکا و عربستان تبدیل شده است.

با توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، آیا خاورمیانه وارد عصر رقابت هسته‌ای می‌شود؟

با وجود ادامه درگیری‌های آمریکا و ایران و در شرایطی که نیروهای حوثی از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان خبر داده و نفت‌کش‌های سعودی را هدف قرار داده‌اند، ریاض همچنان برای همکاری راهبردی و امنیتی با واشنگتن اهمیت زیادی قائل است. این در حالی است که تعهدات امنیتی آمریکا بیش‌ازپیش توخالی به نظر می‌رسد و عربستان نیز در پی یافتن شرکای امنیتی تازه است؛ بااین‌حال، روشن است که هنوز هیچ قدرت خارجی دیگری نمی‌تواند جای آمریکا را برای این کشور بگیرد.

در همین حال، دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس که از پیامدهای سرریز بحران ایران تأثیر پذیرفته‌اند نیز به‌سختی می‌توانند خود را از چتر امنیتی آمریکا جدا کنند. این کشورها با آنکه به‌خوبی می‌دانند سیاست‌های واشنگتن منفعت‌طلبانه است و نمی‌توان همواره به آن اعتماد کرد، همچنان جایگزین مناسبی در اختیار ندارند.

از این‌رو، تحولات آتی در ساختار امنیتی منطقه و چگونگی بازآرایی مناسبات میان آمریکا، عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس، موضوعی است که باید همچنان با دقت زیر نظر گرفته شود.

پایان/

منبع: https://mideast.shisu.edu.cn/35/97/c3991a210327/page.htm

۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35512

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =