ملاقات با کارخانه مسکونی ایران خودرو و یادی از کارخانه خالی از سکنه مرسدس بنز!

دیدار از کارخانه پر از سکنه ایران خودرو همراه با یادی از کارخانه خالی از سکنه مرسدس بنز آلمان انجام شد، اما چقدر شباهت!

با دعوت مدیریت شرکت ایران خودرو، همراه با جمعی از اصحاب رسانه راهی بازدید از شرکت ایران خودرو شدیم، که فلسفه این دیدار طبیعتا تلاش مدیریت جدید خودروساز اول کشور برای خارج شدن از فضای سنگینی است که علیه صنعت خودروسازی ایران به راه افتاده، فضای سنگینی که معمولا ایران خودرو به طور سنتی در پیشانی آن حرکت می کند و بیش از همه محل تهاجم افکار عمومی است. به طوریکه تلفات بالای پراید هم با نواختن ایران خودرو به عنوان تولیدکننده(تولید نکننده) این محصول ناایمن! همراه می شود. 

به سختی می توان کسی را یافت که حاضر باشد توضیحات شرکت های ایران خودرو و سایپا را بشنود و تحمل کند! از نظر افکار عمومی این شرکت ها و مدیران آنها مافیا هستند و این مافیا است که اجازه نمی دهد مردم خودرو خوب سوار شوند. مگر مافیای خودروسازان اجازه می دهد وارات انجام شود! مردم ایران نمی توانند خودرو خوب سوار شوند و حق دارند ناراحت باشند. 

حاکم شدن این فضای سنگین درباره صنعت خودروسازی کشور باعث می شود من بازدیدکننده هم علیرغم تلاش مدیران این خودروساز و زمانی که برای بازدید از مجموعه ها و طرح های جدید گذاشتند، چیزی ننویسم. چون شک ندارم کسی حوصله شنیدن ندارد و ایران خودرو را لایق توضیح نمی داند. بهتر است ساکت باشند و حرف نزنند. هیچی نگو! مردم از دست شما کلافه هستند. بنابراین کاری به تارای دستی و اتومات و البته مدل برقی آن که در حال توسعه با هدف تجاری سازی است، کراس اوری که از سال 1402 به بازار عرضه خواهد شد و اتوبوس برقی 9 میلیارد تومانی که 2.5 میلیارد از نمونه های قابل دسترس خارجی ارزانتر است، نداریم. اما برای اینکه همدردی خود را با خواننده ایرانی اعلام کنم، فیلمی که با گوشی موبایل از خط تولید پر از سکنه ایران خودرو گرفته ام را با فیلمی از خط تولید خالی از سکنه شرکت مرسدس بنز آلمان؛ ترکیب کرده و ارائه می کنم، تا عزیزان فرنگ رفته و یا فرنگ نرفته که عاشق چنین مقایسه هایی هستند بی نصیب نمانند، آنها هم حق دارند! واقعا که، آلمان کجا و اینجا کجا! هیچوقت نباید دوستداران غر زدن را بی نصیب گذاشت!

صنعت خودروسازی ایران به دلایلی ساده که اصلا هم پیچیده نیست به نمونه کامل و عینی "ما نمی توانیم" تبدیل شده است. به قدری که با مردم کلافه از دست صنعت خودروسازی کشور(همان ایران خودرو) نمی توان 10 دقیقه بحث بدون سرو صدا و پرخاش کرد. بحث با فحش شروع می شود و با فحش هم تمام می شود. صنعت خودروسازی به مافیا در شهر، اختاپوس، غارت مردم و ... تبدیل شده است که از طرف موجودی به نام ... اجیر شده تا مردم ایران را مضمحل کند. این ... نقطه را اگر بخواهید پر کنید؛ پیشنهاد می کنم که تلاش کنید؛ تازه دشواری کار را متوجه خواهید شد. حتی نخبگانی که با موسسات و اندیشکده های جدی خود؛ که اهل کلیشه کاری نیستند و در تحولات عمیق می شوند هم برای پر کردن این ... راهکار مشخص ندارند و خود را با درگیر شدن در تخلفات مرسوم شرکتی در بنگاههای اقتصادی؛بخش عمده ای از این تخلفات از سر ناچاری و به دلیل ساختار فاسد اداری کشور است؛ تسکین می دهند. 

برای مردم سلبریتی زده، تاکید بر گزاره ها و کلنجار رفتن با نام اشخاص؛ به خصوص اگر آن اشخاص ویژگی متفاوتی داشته باشند؛ جذابتر از یافتن ریشه های حل مشکل است. مانند فوتبال و والیبال در ایران! سالها بود که می گفتند که ایرانی ها فقط در ورزش های فردی موفق می شوند و در ورزش های گروهی به دلیل نداشتن روحیه کار جمعی به جایی نمی رسند. این عده بدون اینکه مربی خوبی برای تیم های والیبال و فوتبال انتخاب کرده باشند به این نتایج مشعشع در فلسفه و جامعه شناسی رسیده بودند. اما پس از انتخاب مربیان کاربلد نتایجی به دست آمد که تمام تحلیل های آنها را بر باد داد. 

سال ها بود که گفته می شد ایرانی نمی تواند غیر از آفتابه لگن و به قول آن مقام ارشد در دولت اعتدال؛ آبگوشت بزباش چیزی تولید کند. اما در پهپاد و موشک سازی که به فناوری هایی پیچیده نیاز دارد، تولیداتی انجام شده است که در پیشانی علم پهپادسازی و موشک سازی دنیا حرکت می کند. نیازی به اختراع مجدد و روزمره چرخ نیست. اگر از اصول و مبانی پایه ای در صنعت و مدیریت استفاده شود، نتایج مشخصی به دست می آید و اگر از بدیهیات علم و مدیریت دوری شود هم نتایج دیگری به بار خواهد آمد. بگذارید مساله را از ریشه بررسی کنیم تا به سطحی نگری دچار نشویم و مردم را گمراه نکنیم. 

آیا باید صنعت خودروسازی داشته باشیم؟

نیاز بازار کشور به خودرو، سالانه 1.5 میلیون تا 2 میلیون دستگاه است. یعنی اگر بخواهیم این تعداد خودرو را هر ساله وارد کنیم، و تنها خودرو ارزان 20 هزار دلاری هم وارد کنیم، به 30 میلیارد دلار در سال منابع ارزی نیاز داریم که این عدد با چند میلیارد دلار قطعات یدکی افزایش یافته و از 35 میلیارد دلار هم بیشتر می شود. 

اگرچه این سخن بنده احساسات خیلی از خواننده ها را جریحه دار می کند، اما ناگزیر از اصرار هستم، زیرا چنین حجم وارداتی شدنی نیست و نمی توان سالانه چنین رقمی را به واردات خودرو اختصاص داد. هماهنگونه که برای باقی ماندن در رقابت با سعودی با 50 میلیارد دلار هزینه نظامی و ترکیه با 20 میلیارد دلار هزینه نظامی در خاورمیانه، امکان هزینه های مشابه در داخل وجود ندارد و از راهکار درونی برای مقابله موفق استفاده شد، در صنعت خودرو نیز باید چنین کاری انجام شود. احتمالا تا همین جای مقاله هم دست و پای خواننده از احتمال شنیدن این گزاره که باید کار جهادی و تولید داخل در صنعت خودروسازی انجام شود، بی حس شده است و حوصله خواندن ادامه مطلب را ندارد؛ حق هم دارد؛ هم قصد نداریم راهکار کلیشه ای ارائه دهیم و هم؛ پای حرف های جدیدی در میان است!

اگر در صنایع نظامی کشور پای شرکت داری و منافع شرکتی و سود و زیان های متعارف باز می شد، کار به نتیجه نمی رسید، و طرح ها در صنعت نظامی تنها زمانی به نتیجه می رسد که به اندازه قدرت های بزرگ هزینه شود. دقیقا عکس این گزاره درباره شرکت های تولیدی وجود دارد. اگر پای گزاره های غیرشرکتی به مساله ای مبتنی بر تولید و فروش در فضای آزاد باز شود، کار به نتیجه نمی رسد. تولید چیزی جز هزینه فایده و گرفتن سهم از بازار نیست و این عنصر تضادی با مفاهیم ارزشی ندارد و اقتصاد به مثابه کالبد روح جمعی به کنش های درون جامعه شکل می دهد. مساله ای مضموم نیست که باید از آن دوری شود، و خودروسازی به عنوان یک تولید و یک فعالیت اقتصادی؛ تفاوتی با لبنیاتی و کفش دوزی ندارد. 

در صنایع نظامی؛ ساختن مهم است و هزینه اهمیتی ندارد، اما در منطق شرکتی؛ ساختن مهم نیست، فروختن در بازار رقابتی مهم است. بزرگترین شرکت های خودروسازی دنیا تویوتا و فولکس واگن آلمان هستند که بهترین ماشین ها را با صفات مشهور و محبوب، مانند قدرت و شتاب و لوکس بودن نمی سازند. بلکه خودروهایی اقتصادی با هزینه استهلاک بسیار پایین می سازند که نیاز مردم را برطرف می کند و نتیجه آنکه، این دو شرکت ژاپنی و آلمانی مجموعا نزدیک به 20 میلیون دستگاه در سال تولید می کنند. 

در منطق شرکت داری، برگزاری جلسه برای تولید مدل های جدید در وزارت صنعت، معدن و تجارت بی معنی است. این جلسه باید در شرکت های خودروسازی انجام شود.

در منطق شرکت داری، دستور رئیس جمهور برای ساخت مدل های اقتصادی در جریان بازدید از شرکت ایران خودرو بی معنی است. این دستور باید در معاونت توسعه بازار شرکت های خودروسازی صادر شود.

در منطق شرکت داری، حضور متنفذین سیاسی خیرخواه و فداکار همراه با مدیریت جهادی در هیات مدیره شرکت های خودروسازی بی معنی است، آنها باید به سیاست و سیاستگذاری مشغول باشند و کار جهادی را به تولیدکننده ها واگذار کنند. 

در منطق شرکت داری، حضور دولت در مدیریت شرکت ها ازجمله شرکت های خودروسازی اشتباه محض است و این شرکت ها را به گوشت قربانی احزاب و فرقه های سیاسی برای مورد تفقد قرار دادن سینه چاکان حزب و تشکیلات و ستادهای انتخاباتی تبدیل می کند، که کرده است. 

پس چه باید کرد؟ سیاستگذاری خودرویی کشور نیازمند یک سیاست ترکیبی شامل:

  1. رقابتی سازی بازار
  2. حمایت معنی دار از صنعت خودروسازی که با منطق کیفیت و قیمت سازگار باشد، اما بازار 90 میلیون نفری داخل را تقدیم شرکت های خارجی نکند. 
  3. گرفتن بازار از کشورهای منطقه برای بزرگ کردن سبد فروش شرکت های داخلی؛ اضافه کردن بازار 90 میلیون نفری داخل به 150 تا 200 میلیون نفر و بیشتر؛ تا طراحی و تولید پلتفورم ها را دارای توجیه اقتصادی کند. 
  4. مهندسی ظریف و دقیق برای سرریز شدن دانش نظامی به دانش مدنی ازجمله در خودروسازی
  5. تقویت مالی شرکت های خودروسازی و قطعه سازی تا بتوانند به شرکت هایی بزرگ تبدیل شوند. 
  6. حذف مطلق قیمتگذاری و دخالت در بازار

است که بدون اعمال آنها در دور باطل کنونی گرفتار باقی می مانیم. گرفتاری که به دقیقه نود رسیده و تفاوت کیفیت محصولات ساخت داخل با محصولات روز دنیا در حال تبدیل یک سومدیریت ساده! به یک بحران امنیتی با تقویت احساس حقارت و فقر ملی است. کافی است تا یک ایرانی پای خود را از مرزهای کشور بیرون بگذارد، با احساس فقر شدید به دلیل مقایسه خودروهای خارجی با نمونه های داخلی مواجه خواهد شد. میل به مهاجرت به شکل پرتاب کردن خود به یک کشور دیگر(خارج) بیش از همه چیز در حوزه رفاه فردی؛ به خودروسازی کشور باز می گردد که باعث شده است مزیت های سنگینی مانند دارا بودن مسکن شخصی برای 70 درصد از خانوارهای ایرانی بدون اینکه وامدار بانک ها باشند، به چشم نیاید. 

متغیرهای مداخله گر و ذی نفعان سیاسی می خواهند با نادیده گرفتن 6 گزاره مطرح شده در بالا و تکرار عبارت "مدیریت جهادی"، صنعت خودروسازی را اصلاح کنند و یا بهتر بگوییم، تظاهر به اصلاح نمایند. بعید است آنها هم ندانند پس از تکرار 32 ساله یک سیاست نمی توان نتیجه بهتری گرفت. چرا همان کاری که در صنایع غذایی و ... انجام می شود را از صنعت خودروسازی دریغ می کنند. ساخت ال 90 در داخل نشان داد که صنعت قطعه سازی ایران توانایی خیلی زیادی در مقایسه با دهه پنجاه دارد که نمی توانستند جهت گردش برف پاک کن خودرو پیکان که از مدل انگلیسی راست نشین تبعیت می کرد را به چپ نشین تغییر دهند! مشکل دانش فنی نداریم، مشکل اصلی در سیاستگذاری و اجرای قانون است.

ناظر؛ در بازدید از ایران خودرو شاهد فشار روانی سنگینی بر شرکت از کارکنان تا مدیران است که انسان را معذب می کند، و باعث می شود تا فضای جدی برای بحث و تبادل نظر شکل نگیرد. خبرنگاران برای اینکه خود را در موقعیت تنگنا قرار ندهند هنگام شنیدن سخنان مدیران ایران خودرو درباره طرح های آینده، نگاهشان را از هم می دزدند! کسی نمی خواهد چیزی بشنود. البته برخی هم مزه پرانی می کنند و اساسا شان خود را اجل از ورود به موضوع می دانند. 

اما واقعا چرا این شرکت و دیگر خودروساز(ان) کشور تلاش می کنند مدل جدیدی بسازند و کاری انجام دهند؟ مگر کسی از آنها کار جدید خواسته است و مگر منطق شرکت داری از آنها می خواهد نوآوری داشته باشند؟ دستورات مقام های سیاسی را رد نکنید که آنها کارشان حرف زدن است و دستوراتی برای انجام نشدن صادر می کنند، نه انجام شدن! کافی است. بازار هم که انتخاب خاصی ندارد و محصولات هم را می شود فروخت. مشکل قیمتگذاری و زیر قیمت فروختن هم که بالاخره حل می شود و نهاد دولت نیز این صنعت را برای خوشحال کردن ذی نفعان سیاسی و نه رفاه مردم و سود شرکت خودروسازی؛ با روش شکنجه گونه کنونی؛ حتی با چاپ 2500 میلیارد تومان پول پرقدرت؛ سر پا نگاه می دارد. نیازی به مدل جدید نیست که این همه توضیح می دهید!

در واقع شاهد نشستن یک موجود بی گناه به جای گناهکار اصلی هستیم. در حلقه ناکارآمدی صنعت خودروسازی ایران، شرکت های خودروسازی کمترین سهم را دارند و اگر بخواهیم منصفانه تر قضاوت کنیم، سهمی ندارند. شاید این ادعا عجیب به نظر برسد، اما مگر می توان در شوره زار چیزی کاشت؟ وقتی سیاستگذاری خودرویی کشور ضد تولید و ضد نوآوری است، چرا باید شرکتی که در نوآوری زیان می بیند به سراغ خلاقیت برود؟ تا همین اندازه نوآوری هم زیاده روی است!

بزرگترین مافیا در صنعت خودروسازی کشور "نابخردی در سیاستگذاری است" که ریلی از پیش باخته طراحی کرده و 32 سال مردم را در آن حرکت می دهد و هر روز ادعای جدیدی مطرح کرده و مقصر تازه ای معرفی می کند. این ریلگذاری غلط باعث شده است تا مردم در برابر شرکت های خودروسازی قرار بگیرند و روندی فرسایشی آغاز کنند که از دل این تنازع، رشد و شکوفایی صنعتی حاصل نخواهد شد. تکرار یک سیاست هرگز به نتیجه متفاوتی منجر نخواهد شد!

کارخانه خالی از سکنه مرسدس بنز به معنای اخراج کارگران نیست، بلکه به معنای فرستادن کارگران از وسط سایت تولید به پشت ربات های تولیدکننده است!

پایان/

۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۱
کد خبر: 18386

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 11 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • محمد نور کجوری IR ۰۲:۰۱ - ۱۴۰۱/۰۲/۰۱
      0 0
      از اینکه دیدگاهتان نسبت به این موضوع واقعبینانه تر شده سپازگذارم . و اینکه با قلم روزنامه نگاری حدودن منصفانه نقد کردید جای تشکر دارد . واینکه ضرورت تولید کننده گی و صادرات را برای ما تشریح کردید و اینکه واقعن راه حل به هیچ وجه نمیتواند واردات باشد و ما لازم است که در این صنعت بسیار فعال بوده و صادر کننده باشیم . پیشنهادم این است که این کار نیک را ادامه داده و باز هم در این حوزه به تحقیق میدانی و مصاحبه با بدنه ی این صنعت ادامه دهید . توجه داشته باشید که عادت پیش گویی و پیش داوری و فلسفه بافی در ژنتیک همه ی ما وجود دارد . حاضریم در مورد تعداد دندانهای اسب روزها و ساعتها بحث و جدل کنیم اما به خودمان زحمت ندهیم که برویم و دندان اسب را بشماریم .